The first 200 lines.
نگهبان ساختمون عوض شده؟
فکر کنم آره
از نگهبان قبلي خوشم ميومد تعجب کردم وقتي ديدم استعفا داده
يکي يه شکايت مدني به هيئت اُمناي ساختمون فرستاده
انگاري يه بار با مستاجر هاي واحد 1301 بخاطر پارکينگ دعوا کرده
واسه همين اون ها خواستن که اخراج بشه
باورم نميشه توي اين ساختمون هم اين اتفاقا افتاده باشه
هميشه فکر ميکردم اين چيزا فقط مال تو اخباره - دقيقا.منم همين فکرو ميکردم -
!اين ديگه کيه
اَلو؟
اوه بله
بله؟
فقط 3 ماه مونده، اون وقت 40000 دلار؟
فردا؟
چشم.پس با شوهرم درموردش صحبت ميکنم
بله.ميبينمتون
صاحبخونه چي ميگه ديگه؟ قضيه ي 40000 دلار چيه؟
گفت بايد انتخاب کنيم
يا بايد 40000 دلار اضافه تر بديم
يا ماهانه پرداخت کنيم،يا اصلا کلا جمع کنيم بريم
چرا تمام گزينه هاش انقد داغونن؟
آخه اينطوري که خيلي مسخره ست.فقط سه ماه ديگه مونده
خب حالا چيکار کنيم؟ - خونه مون رو عوض کنيم؟ -
مدرسه ي ايک هي چي اون وقت؟
گفت فردا ميخواد رو در رو ببينتت
وقت داري؟ - سر راهم يه سر بهش ميزنم ببينم حرف حسابش چيه -
دو سال پيش که قرار داد رو امضا کرديم هيچي درمورد بالابردن قراداد سالانه مون نگفتن
تازه ازمون خواستن که زياد همينجا ساکن بمونيم
در جامعه ي امروزي،بسياري از مردم با تحقير از طرف افراد ثروتمند روبه رو ميشوند
افراد ثروتمند با استفاده از برتري خود از افراد پايين رتبه،انتظار قرباني شدن را دارند
واقعا فکر ميکنيد پولدار ها هميشه باهم زندگي ميکنن؟
من مطمئنم که همينطوره
اونا تمام بدبخت بيچاره ها رو فراري ميدن و بعد خودشون با هم زندگي ميکنن
چطوره به پاش بيفتي و التماسش کني؟
هميشه افسوس ميخورم که چرا يه خونه نخريدم
منم بخاطر همين چيزا خونه خريدم.اما اصلا از وام و اينطور چيزا نميترسيدم
اما حالا تنها چيزي که به نام منه،حموم اون خونه ست.بقيه اش رو بانک گرفته
هردفعه بانک بهم زنگ ميزنه،من ميميرم و زنده ميشم
واي خدا
تو که نبايد درمورد اين چيزا نگران باشي ديگه،آقاي چويي؟
معلومه که نه.اون موقع ها خريدن خونه آسون تر بود
چيز خاصي نبود.فقط بايد گرسنگي ميکشيدم هيچي نخرم و 20 سال مثل يه برده زندگي کنم
!اما شنيدم اين روزا به جاي 20 سال،30 سال طول ميکشه
واي - واي -
اخه من از کجا پول بيارم؟
تو چي؟يا شوهرت؟ اون که دندون پزشکه
بابا ما خودمون هم بخاطر باز کردن اين دندون پزشکي،تا خرخره زير قرض هستيم
بعدشم،پول اون که مال من نيست
من از اون خرجي ميگيرم.وگرنه خودمم حق خرج يه دلار ندارم
مامان
دارم ميگم هيچي پول ندارم
نميگم که کل پولت رو بدي بهم که
دو ماه پيش که يه وامِ کامل 20000 دلاري گرفتي
ميشه بهم قرض بدي؟
تو از کجا ميدوني؟
گذاشتمش توي بانک.واسه حساب سپرده ي بلند مدت،نميتونم
نرخ بهره اومده پايين.چرا اخه همچين کاري کردي؟
بهم قرضش بده.قول ميدم سود بالاتري نسبت به بانک بهت بدم
نميتونم بذارم اين کارو بکني
چرا اخه؟
من 5 تا دختر دارم.اگه يکي ديگه تون ازين قضيه خبردار بشه حسابي ناراحت ميشه.دردسر درست ميشه
قول ميدم بين خودمون دوتا بمونه
شما دوتا دهن گشاد آلو تو دهنتون خيس نميمونه آخر يه وقتي از دهنتون در ميره.اما معلوم نيست کِي
مامان - خيلي بدجنسي مامان -
منو به فرزندي قبول کردي،نه؟
خداروشکر خودت فهميدي
دکتر تو رو از زيرپاهام جمعت کردو داد بهم - مامان -
اه چه گيري افتاديم
بله؟
نه بابا،ما خونه رو خيلي تميز نگه داشتيم و ازش استفاده ميکنيم
چشم
بله چشم،پس ميبنمتون
چشم
با مامانت هم بايد همينقد مهربون صحبت کني
داري ميري؟
اره،دختر خونده ات داره ميره
قرار نيست که بخاطر ميخ کوبيدن به ديوار ازمون عصباني بشه،ها؟
منم ديگه ميرم مامان - خيلي خب -
همين الان؟
اون نميتونه انقد يهويي تصميم بگيره که
...شايد صاحبخونه باشه،ولي چطوري ميتونه
اره راست ميگي،خونه ي خودشه
خيلي خب،دارم از دفتر ميام بيرون پس
زود ميام اونجا
خانوادت توي اطراف شهر يه دستگاه تقطير دارن نه؟
توهم بايد بري در کنار اينکه بهشون کمک ميکني،باهاشون زندگي کني
حتي يه آدم موفق هم ممکنه با اجاره ي ماهانه ي يه زيرزمين نيم طبقه، زندگيش نابود بشه
همه که مثل تو نيستن بعضي ها واقعا اينطوري نيستن
...برادر من ماهانه يه همکف اجاره کرده اما
چون کنار خانوادشه خيلي هم خوشحاله
مهم نيست کجا زندگي ميکني اينکه با کي زندگي ميکني مهمه
دقيقا.موافقم
خدايا،چقد نا اميد کننده ايد
هنوز با واقعيت روبه رو نشديد و خبر نداريد
توهم نازک نارنجي بزرگ شدي فکر کنم بدوني منظور من چيه
منم فکر کنم هرجايي که باشم
تا وقتي با يکي مثل کي نام سونبه زندگي کنم خوشحالم
خب اون وقت من ديگه خوشحال نيستم
ديوار آهني ئه - خيلي بدجنسيد سونبه نيم-
آقاي چويي کجاست؟
همين چند دقيقه پيش که همينجا بود
من اينجام
آقاي چويي داري چيکار ميکني؟
دارم خونه ميسازم - خونه ميسازي؟ -
داري به خونه روستايي ها نگا ميکني؟
چي؟دوباره داري "گو" بازي ميکني؟
بايد اين بازي رو ياد بگيري
اين تخته ي بازي، درس زندگيه
اين خونه ها شبيه خونه ان ولي هيچ کدوم مال من نيستن
توي "گو" بهش ميگن خونه ي موک.اما هنوز کامل نيست
اون وقت چطوري اين مرحله رو ميگذروني؟
بايد دوتا خونه بسازي تا بتونه کامل بشه
چي؟داري ميگي يه خونواده ي ديگه هم داري؟
چطوري اين قضيه رو فهميدي؟
خدايا،آقاي چويي اينطوري نباش
وايسيد،داره راست ميگه
جواب دوتا خونه ست
ممنون اقاي چويي،اگه دير کردم جزء ساعت کاريم حساب نکني ها
مامان؛منم
بزرگترين و تک پسرت
نه بابا من که فقط وقتي بهت نياز دارم زنگت نميزنم
...مامان
ميخواستم ببينم ميشه يکم پول بهم قرض بدي؟
صاحبخونه مون ميخواد رهن خونه رو بيشتر کنه اما ديگه نميتونم بيشتر از اين وام بگيرم
لطفا؟
...آخه صاحبخونه يهو
اگه خيلي ميخ زده باشيد به ديوار،از رهن خونه تون کم ميشه
متوجه ام
اگه ضروري نبود اينکارو نميکردم،اما به پول نياز دارم
...درکتون ميکنم اما آخه ماهم تو شرايطي نيستيم که
خب پس بيايد اجاره رو ماهانه پرداخت کنيد
حقيقتا با اين وام هايي که ما ميگيريم،پرداخت ماهانه يکم سخته
خودتونم ميدونيد که اين خونه،نسبت به بقيه ي خونه ها توي بازار ارزون تر بود
...بايد فکر ايناشم ميکرديد ديگه
...اما
اما 40000 دلار،اونم يهويي خيلي برامون سينگينه
خب نظرتون درمورد 30000 دلار چيه؟
شرمنده ولي من دقيقا 40000 دلار نياز دارم
اها که اينطور
يه هفته بهتون فرصت ميدم تصميمتون رو بگيريد
به اين سرعت؟ - !بهتره که زودتر بدونم که قراره بريد ازينجا يا نه -
...خونه تر تميزه
اما تميز تر از اينم ميتونه باشه
...خب من ديگه برم - بفرماييد يکم نوش جان کنيد -
اين آبميوه 100 درصد طبيعي نيست
بهتون زنگ ميزنم
خيلي خب،روز خوبي داشته باشيد - روز خوش -
زندگي به عنوان يه زيردست واقعا سخته
به نظرت بايد با زنش حرف بزنم؟
زنش آدم خوبيه
مگه نميدوني؟باور کن خود زنش نميتونسته اينارو بگه بجاش شوهرش رو فرستاده
ميرم يکم پول جور کنم توهم برو دنبالش
باشه،ميبينمت
آقاي يو به اين زودي رفت؟
بله.تمام مدت منتظر شما بودن،تا بيايد
گوشيتون هم خاموش بود - بهش گفتم ساعت 5:30 ميام -
فقط يکم دير کردم
اگه نميتونست باهام تماس بگيره،بايد منتظرم ميموند
...احتمالا يه کار ضروري تو خونه واسشون پيش اومده
چون لازم بود رفتن خونه
ما هروز تا ديروقت سرکارمون ميمونيم
فکر کردي چون ما اينجا کار ميکنيم ميتوني اينکارو باهامون بکني؟
معلومه که نه.احتمالا براشون يه ضرورتي پيش اومده چون با عجله اينجارو ترک کردن
ايشون گفتن،درخواستتون رو همونطور که خواسته بوديد اماده کردن و از من خواستن بهتون بدمش
بهشون بگو دوست دارم کارم رو رودر رو انجام بدم
چشم.بهشون ميگم
چي؟جابه جا بشيم؟
اره
ممکنه مجبور بشيم مدرسه ات رو عوض کنيم
عمرا.پس يون چي ميشه؟
اولين چيزي که به ذهنت رسيده،گونگ يونه؟
واست مهم نيست که چرا داريم جابه جا ميشيم؟
ميدونم بابا.هميشه قضيه درمورد پوله
يا شايدم بابا از کارش اخراج شده
وقتي اومديم اينجا،قول دادي که ديگه جابه جا نشيم
منم از اين جابه جا شدن ها خسته شدم بخدا
چيکار ميتونيم بکني؟اگه همينطوري پيش بره بايد جابه جا بشيم
باشه.جابه جا بشيم ولي من مدرسه امو عوض نميکنم
حتي اگه قرار باشه با هواپيما برم مدرسه عمرا مدرسه امو عوض نميکنم
خدايا،چقد بچه شدي تو
اومدي ؟امروز چقد دير اومدي
هنوز نخوابيدي؟
خوابم نميبره
کار داشتي؟ - اره يه سري کار بخاطر خونه عقب افتاده بود که داشتم انجامشون ميدادم -
برگشته بودم دفتر
قضيه ي پول چي شد؟
...به مامانم گفتم اما
واسش سخته بدون اينکه بابام بدونه،کاري رو انجام بده
تو چي؟
از مامان من انتظار نداشته باش فکر نکنم بتونه بهمون کمک کنه
امروز خيلي طولاني بود
بيا فردا باز تلاشمونو بکنيم.باشه؟
لباساتو عوض کن بعد بخواب
فکر نکنم اصلا بتونم بخوابم با اين همه فکرو خيال
ميدونم
نه بابا از بانک وام بگيري که بابا ميفهمه برو جاهاي ديگه رو امتحان کن
بهت پسش ميدم
حتي اگه لازم باشه از کارت هاي اعتباريم استفاده ميکنم تا پولت رو پس بدم
حالا بازم بگرد
درمورد سند زمين و نرخ بهره شون هم بپرس
No comments yet. Be the first to leave one.