The first 200 lines.
آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...
یه نفر داره شرارت های توصیف ناپذیری تو شهرمون مرتکب میشه
دختری که تو رویا بود دختر دیانا است؟
مالی شاهد بعدیه
چطور میتونیم یه بچه ی بی گناه رو به جنگ بین خیر و شر بکشونیم؟
گول لهجه ی نجیبش رو نخور
ایکابد کرین راز هایی رو مخفی کرده
پیدا کردن هم وطن ایکابد کرین به کجا رسیده؟
اون داره می یاد اینجا و اگه شهرتش درست باشه،
مرگ و نابودی همراهش خواهد اومد
چه اعمال شرارت آمیزی تو این لانه ی ترس و وحشت رخ داده؟
مستاجر قبلی در شرایط مرموزی ناپدید شد
حرومزاده پول دو ماه اجاره رو هم بدهکار بود
نوازنده بود
تو که نیستی، نه؟
نه تو اینجور جاها، نه
بهم گفتن که میشه توی کمد جا شد
خب اگه بخوای، میتونی بری توش و جا شی
تو تبلیغ ننوشته بود که اینجا نور خوبی داره؟
نور خورشید سرطان زاست!
و این "مناظر خیره کننده" چطور؟
آه یه همسایه هست که موقع حموم، کرکره ها رو میکشه بالا (همه جای بدنش پیداست)
یکم کهنه ست، درسته ولی این یه محله ی "لبه" ست، خب؟ (رو به پیشرفت)
تا دو سال دیگه، کل این بلوک پُر از مغازه های کاپ کیک و موسیقی فروشی میشه (منظورش از مغازه های کاپ کیک میتونه بار و کلوب های شبانه هم باشه)
و اینم بستگی به تیپ و فازِ گانگستری تون داره آقای کرین
چی ام...
چجوریه که قبلاً متوجه نشدم؟
مو های صورت و چکمه ها و تمایل به
- پنهون کردن چاشنی دونات - آره
اگه ارزش قائل شدن به سیاست های پیشرو طرح های ضدفرهنگی
و گوشت نمک زده ی پهلو و پُشت خوک من رو به عنوان یه مرد خوشتیپِ پشمالو نشون میده
به درک، ولی این خونه مناسب من نیست
خب پول اجاره ش یک چهارمِ هفت جای دیگه ایی هستش که دیدین
برمیدارم
باشه
هی مرد حالا که با هم همسایه ایم
میتونیم با هم بزنیم بیرون، بازی کنیم و اینا
بله حتماً. خوشحال میشم
واقعاً بخاطر کمک تون برای پیدا کردن یه خونه ی مناسب متشکرم آقای ولز
آه باعث افتخارم بود. خب بعداً می بینمتون
آه جنی میلز؟
جیک ولز
اسمامون یکم...متشابهه ان
و به پیش
هی، آپارتمان رو گرفتی گنجینه هم همینطور
شاهد بعدی رو هم میدونیم کیه
کی میخوای به دیانا راجب مالی بگی؟
مامور توماس سختی های قابل توجهی رو بخاطر دخترش تحمل کرده...
این راه قرار نیست هموار باشه
حس میکنم میخوای بهم بگی که حقیقت دردناک رو بهش بگم
هرچه زودتر بهتر
گردن قشنگی داری مامان
چون اینو از یه"مودیلیانی" جوون میشنوم (نقاش و مجسمهساز برجسته یهودیتبار ایتالیایی)
پس به عنوان یه تعریف خوب قبولش میکنم
واقعاً... واقعاً قشنگه
میشه ببینم داشتی چی میکشیدی؟
اگه میخوای میتونی این رو داشته باشیش
من فقط باهاش کار میکنم مالی
صبرکن
تو بیشتر آدما رو میکشی، نه جاها رو
اینو کجا دیدی عزیزم؟
دیرت میشه مامان
آره درست میگی. بریم
میرسونمت پیش پرستارِ کلارا
نمیشه بمونم خونه؟ یازده سالمه ها
- هنوز نه - تقریباً شده
برو
تو آماده هستی ولی من نه
الگوریتمش قابل تطبیقه
براساس ورودی سوالی، نقاط اشتعال پیش بینی کننده ایجاد میکنه
با گوی کریستالی فرقی نداره (گوی ایی که توسط فالگیران برای دیدن آینده استفاده میشه)
راستش ما اسم برنامه رو همین گذاشتیم
و تو ساحل غربی بازخورد های خوبی داشتیم ولی هنوز سرمایه گذار اصلی نداریم
آره، دنیای ریسک گریزی ــه نه؟
ولی میدونی چیه؟
با یه تماس تلفنی، میتونم سرمایه تون رو فراهم کنم
ولی انجامش نمیدم
- آقای درایفس اگه... - نه نه
بخاطر نرم افزار یا بخاطر پولش نیست
بلکه بخاطر دید تون ــه
می دونی این شرکت شما برنامه ی ده ساله داره
ولی برنامه ی 50 ساله تون کو؟
برنامه ی صد یا هزار ساله تون؟
من نمیخوام رو دور بعدی اوراق قرضه یا سهام کم ارزش سرمایه بذارم
من رو چیزی کمتر از آینده ی عصر انسان، سرمایه نمیذارم
گفتین اگه اومد، خبرتون کنم آقای درایفس
مردم این روزا هنوز از تابلو نقاشی استفاده میکنن؟
پس اومده ها؟
هیچ نظری داری که چرا اومده دی سی؟
برای فهمیدنش نباید خیلی منتظر بمونیم
به محض غروب آفتاب اون راه می افته
درسته و وقتی بیاد،
مرگ و هرج و مرج هم همراش می یاد
"چراغ های جمعه شب" مردم (اشاره به فیلم و سریالی معروف با همین نام)
پف و فیل و مشروب گرم،
و کولای گیلاس تون رو بیارین
عشق و حال قراره شروع شه
تا 25 دقیقه دیگه میرسیم خانم رئیس جمهور
کدِ اضطراری. بخوابین خانم رئیس جمهور
مستقیم بهش شلیک کردم و سرش...افتاد
میدونم این به نظر دیوونگی می یاد
ولی این اسب سوار بی سر بود، باشه؟
و همینطور داشت می یومد
همه ی ورودی و خروجی های شهر بسته شدن
وزارت امنیت داخلی، سرویس مخفی
و پلیس محلی همه تو وضعیت هشدارن و دنبال کسایی میگردن که به رئیس جمهور شلیک کردن
و تنها چیزی که داریم یه راننده ی اسکورت مُرده است
و یه نفر دیگه که همه فکر میکنن گیج شده و حرفای عجیب غریب میزنه
ولی تو یجور دیگه فکر میکنی؟
من تنها کسی ام که یه احتمال دیگه ایی رو میبینه
و تو هم نزدیک ترین کسی هستی که متخصص اینجور چیزای دیوانه واره
من یه شیطان و ساحره هایی رو دیدم...
ولی بازم اون بیرون هست نه؟
هیولا های دیگه؟
این یارو داره راستش رو میگه نه؟
حمله کننده یه تبر دستش بود؟
راننده ی اسکورت گفت که اون یه تبر داغِ درخشان داشت
میدونی این چیه؟
پلیدی
اون اسامی و شکل های مختلفی داره
ولی عزمش، جزمه
اگه اسب سوار هدفش رو روی رئیس جمهور قفل کرده باشه
هیچ چیز نمیتونه جلوی هدفش رو بگیره
به عبارت دیگه، امروز دوشنبه ست (روز افتضاحیه)
ولگردِ بی روح
قاتل بی رحم
تجسمِ مرگ
اسب سوار تاریکی آخرالزمان
این موجودیه که باهاش طرفیم
با اسب سوار نمیشه منطقی برخورد کرد
اون یه موتور نابودی ــه یه دنده است
و وای بر کسانی که سرراهش قرار میگیرن
یه حسی بهم میگه که میخوای بگی بالاخره پُست مون بهش میخوره
حدس میزدم اون حرومزاده دیر یا زود خودشو نشون بده
خب من یه چند تا سوال فنی دارم
بی سره ها؟ خب پس چجوری نفس میکشه؟
چجوری ارتباط برقرار میکنه؟
یه چیزی مثل ابزارِ سوراخِ گردن داره؟
باید بدونم با چی سروکار دارم
مهم تر اینکه این چیز دنبال رئیس جمهور
آمریکاست. چرا؟
تنها هدف اسب سوار در گذشته پس گرفتنِ سرش بوده
آه افسانه ی اسکاندیناویِ "میمیر" (غولی بود که در میان گروهی از خدایان به دانش و خرد شهرت داشت)
اون یه خدایی بود که تو یه جنگ خدایی، سرش رو از دست داد، خب؟
و شاهِ خدایان با یه سری گیاه مومیایی اش کرد و سر رو از نابودی حفظ کرد تا...
سر های مومیایی شده، رفیق؟
بهم بگو از گفتن این میخوای به کجا برسی
سرِ افراد سلطنتی تو فرهنگ های مختلف به عنوان محافظ های قوی شناخته شدن
"پیگمه" ها همین جریان سر های خورد شده رو دارن (گروه قومی که میانگین قد آنان بصورت غیر عادی کوتاه است)
آره می بینی، هرچی شخص مهم تر باشه
طلسم تو سرش هم بیشتره
تو فرهنگ های زیادی این باور هست که سران حکومت، قدرت های جادویی دارن
اسب سوار دنبال سرِ رئیس جمهوره
ولی چجوری جلوش رو بگیریم؟
راننده ی اسکورت میگفت که وقتی اسب سوار دنبال رئیس جمهور میرفت، اون...
به مانعی رسید که نتونست ازش رد شه
شاید یه تحقیقاتِ دقیق تری از خیابونی که اسب سوار به رئیس جمهور حمله کرد در جریان باشه
آه صبرکنین صبرکنین
ما داریم راجب یه تحقیقات فعال در رابطه با سوءقصد به ریاست جمهوری حرف میزنیم
من شاید بتونم تو رو ببرم به صحنه ی جرم، کرین
ولی یه ارتش کوچیک(بقیه تون) رو نه
آه میتونی سیگنال یه بی سیم رو تو یه متر بتن، تقویت کنی؟
از قبل انجام شده
خب پس میدونم چجوری میتونیم اونجا باشیم و همزمان نباشیم
هیچ گروهی مسئولیت حمله به رئیس مون رو برعهده نگرفته
این میتونه کار یه تیرانداز تنها باشه؟
یه راننده ی اسکورت کُشته شد
و دومی هم اونور مقاومت کرد
اسب سوار داشت دنبال کاروان میرفت که یه چیزی جلوش رو گرفت
سی قدم به سمت غرب
دریافت شد
خب، هنوزم فکر میکنی کشیدن نقشه ی تونل ها وقت تلف کردن بوده؟
من که آخر هفته ام رو اینجوری نمیگذرونم
هی صبرکن
چیزی راجب علامت های حجاری شده و کلمات رمزی میدونی؟
فقط اینکه کلمات رمزی میتونن علامت باشن ولی علامت ها لزوماً کلمه ی رمزی نیستن
و اونی که روش وایسادی؟
مایایی ــه
"هوی" برای تقدیس کردن و مبارک خواندن
یکی دیگه اینجا هست
اینا قرن ها پیش حک شدن
"دوریدیک"
"دور" بلوط
یه کلمه ی مرموز برای باز کردن راه
تو...
کارت با کلمات خوبه
اگه همینطور بهم زل بزنی
یه چشمت رو از دست میدی
تو واقعاً به کیسش نمیخوری
میگن که تضاد ها باعث جلب توجه میشه
آره "اونایی که میگن" رو نمیشناسم
ولی طبق حرفای "سون تسی" (نویسنده کتاب چینی هنر رزم در سال های 496 الی 544 قبل از میلاد)
جنگی که از قبل توش شکست خوردی رو نباید بری
اون هفت تا زن داشت
اینجا بود که اسب سوار دررفت؟
آره
گفتی 30 قدم به غرب از آخرین موقعیتت؟
دقیقاً
خب ما دقیقاً زیرتونیم
و یه چیز عجیبی بالا سرمونه
No comments yet. Be the first to leave one.