The first 200 lines.
بعد از نگاهی سریع به مرد محکوم :از افسر پرسید
«آیا او از نوع مجازاتش آگاه است؟»
افسر پاسخ داد: خیر او نوع مجازات را روی بدن خودش تجربه خواهد کرد
«در مستعمرهی مجازات» نوشته فرانتس کافکا
اروگوئه بعد از چند دهه دموکراسی تحت کنترل یک حکومت دیکتاتوری هست
جنبش انقلابی "توپاماروها" شکست خورده است جنبشی چریکی و چپگراست است که در سال ۱۹۶۳ در کشور اروگوئه شکل گرفت
بازماندگان آن در زندان هستند
در هفتم سپتامبر، 9 زندانی توپاماور
طی یک عملیات مخفی توسط دولت نظامی گروگان گرفته شدند
این فیلم داستان سه نفر از اون هاست
!افراد
!شروع کنید
!برید تو - !سریعتر! سریعتر -
!یالا، بجنب
!زود باش، بجنب
!راه بیفت، حرکت کن
!سریعتر
!برید، به راه ـتون ادامه بدید
!زود باش! سوار شو
من باید برم دستشویی
خفه شو، عوضی
په په؟
نیآتو
!خفه! حرف نباشه
روسو، تویی؟ - !خفه شو -
دهنتو ببند، عوضی
پس مجبورم همینجا دستشویی کنم
شرمنده، رفقا
!خفه شو
!بریم، سوار شید
همه جا پر آشغاله بوی بدی میده
!یالا، سوار شید
راه بیفت، راه بیفت
!سریعتر
زود باش، تکون بخور
ببخشید، ستوان
زندانی ها رو آوردم
خوسه موجیکا، الوتریو فرنندز هویدبرو، موریکیو رسنکف
ببرشون
یالا، راه بیفت
زود باش، تکون بخوز
!برو تو
نگه ـش دار
تو بنزین بخیسونـش
...بیشتر، بیشتر
خفه ـش کن - !نه -
!نمیتونم نفس بکشم
میخوایم آتیشت بزنیم تکون نخور
میخوایم آتیشت بزنیم، تکون نخور
!نه
!حرومزاده
خفه شو
تکون نخور، همونجا بمون
!بلند شو
کنار دیوار وایسا
تکون نخور
رو به دیوار بدون اینکه بهش تکیه بدی
حرکت نکن
تکون نخور
تکون نخور، بهم نگاه نکن رو به دیوار
تکون نخور
بگیرش، عوضی
قطعنامه وزارت دفاع
شما حق صحبت کردن با یکدیگر یا با هیچکس دیگه رو ندارید
سربازان حق صحبت کردن با شما رو ندارند
یک، دو، سه، چهار
یک، دو، سه
چهار
یک، دو، سه
چهار
یک، دو، سه، چهار
وایسا، وایسا، وایسا
همونجا وایسا
اون فکر میکنه کی ـه؟ یه ژیمناست؟
میتونه تو همین یه ذره جا هم تمرین کنه
!یه ژیمناستیک کار
تکون نخور، فهمیدی؟
اونا نباید با کسی حرف بزنند
نباید هیچکسی با اونا صحبت کنه
یادت باشه اونا شورشی و خرابکار هستند
خیانتکار به کشورمون هستند
اونا خیلی خطرناک ـند
به شدت آدم های متقاعدکننده ای هستند
تماس با اونا باید در کمترین حد ممکن باشه
ما ارتش ملی هستیم.
سالها طول کشید تا این جنگ رو برنده بشیم
و یادت باشه چه بسا انسانهایی که
در آخرین لحظات
از اعدام با جوخه آتش نجات یافتند
روسو عزیزم
من اینجام چونکه خانواده ات دست از سرمون برنمیداره
اجازه میدم اونا رو ببینی
ولی اوضاع رو سخت ترش نکن
چون اینطوری شرایط هم برای تو و هم برای اونا سخت تر میشه
و تو خانواده ـتو خیلی دوست داری، درسته؟
میدونی این چیه؟
این یه قطعنامه از طرف مرکز فرماندهی ارتش ـه
اگه حمله ای صورت بگیره مجبوریم شما رو بکٌشیم
و خودت میدونی چقدر این کار برامون آسونه
شماها دیگه زندانی نیستید
بلکه گروگان هستید
باید همون موقع که میتونستیم شماها رو میکُشتیم
ولی حالا میخوایم کاری کنیم که عقل ـتونو از دست بدید
شما جنگ رو باختید، په په
حالا محکوم به نابودی هستید
راستی میخواستی دنیا رو تغییر بدی؟
به خودتون نگاه کنید
من بودم خودمو میکُشتم
چرا خودتونو نمیکُشید؟
تکون نخور
گفتم تکون نخور
ببین، این کارشون وحشیانه ـست
اعدام با جوخه آتش از این انسانی تر ـه
روسنکُف، آماده شو
بابا
!سلام
خوبی، عزیز دلم
چه چشم های خوشگلی داری
راجع به مدرسه بهم بگو
اوضاع مدرسه چطور ـه؟
ما برات غذا آوردیم - ممنون، مامان -
...و همینطور دفترچه یادداشت، و کتاب - ممنون، مامان -
حالت چطوره، عزیزم؟ - خوبم -
!چقدر بزرگ شدی
چه سوپرایز دوست داشتنی ـه
اینجا هر روز چیکار میکنید؟
قدم میزنیم
زنگ تفریح هم دارید؟
اره، معلومه
عینک جدید "الجندریتا" رو آوردیم تا نشونت بدیم
بزنش
وایسا، صبر کن بهش بگو چشم هاشو ببنده
چشم هاتو ببند
چشم هامو میبندم
بستم ـشون
بازشون کنم؟ - بله -
خیلی بهت میاد
بابا، این عینک باعثِ گریه ـم میشه
نه، عزیزم اگه اینطوری ـه ازش استفاده نکن
اون عینک باعثِ گریه ـش میشه؟
بخاطر لنزهای عینکـه
...ایزاک
هی، بابا تو حالت خوبه؟
چی شده؟
اون کیه؟ - موریکیو -
من برای دیدن پسرم اومدم
ایزاک، لطفا - بابا، من پسرتم -
پسر من کجاست؟ - آروم باش -
ایزاک، بشین - پسر من کجاست؟ -
من برای دیدن پسرم اومدم - بشین -
بابا، منم - ن، لطفا، بشین -
بشین
!نه
!ایزاک
بابا، خوبی؟
!بابا
!تکون نخور
!بابا
!ایزاک، نه - !بابا -
!بابا، منم
!بابا، منم
!راه بیفت
!بجنب
803 روزِ
!مواظب باش
!خفه شو، عوضی
!از اینجا برید! برید
!کریسمس مبارک
A, b, c...
A, b, c, d, e, f, g, h, i,...
D, e, f, g,...
کریسمس مبارک، روسو
کریسمس تو هم مبارک، نیآتو
1074 روزِ
ما تو "سولیس" هستیم؟
نمیدونم
در سوارِ نظام پنجم
از کجا میدونی؟
از رو چکمه هاشون
په په کجاست؟
نمیدونم
کیش و مات
چطوری کیش و مات شد؟
ردیف چهار D با وزیر ستون
داری دستم میندازی
ردیف چهار، من برنده میشم D با وزیر ستون
...بحث کردن با تو
مثل حرف زدن با دیوار ـه
عجله کن، بِرین
اینطوری نمیتونم
اگه چمباتمه نزنم، نمیتونم بِرینم
میخوای چیکار کنم؟
یه خورده اینو برام شُل کن
اجازه ـشو ندارم
اینطوری کثافتم همه جا پخش میشه
سرجوخه، یه مشکل داریم
نمیتونه به توالت برسه تا خودشو خالی کنه
نشونم بده
نمیتونم خم بشم
گوتیررز، تایپش کن - گروهبان، قربان -
No comments yet. Be the first to leave one.