The first 200 lines.
گرچه این سریال بر پایه ی روانپزشکی عصبی ساخته شده، امّا تمامی .بیماران نمونه و روش های درمانی مربوطه ساختگی می باشند
« قسمت دوم »
جالبه با اينکه وضعيتِ بازوت اينطوري . بود ... اما بازم مصمم بودي
?شايد، اين فقط منم که ميتونم ببينمت ؟?
وقتي زيرِ نورِ آفتاب بهت نگاه ميکنم، به نظر . خوشکل و بانمک مي رسي
?هنوزم منتظرت هستم، هنوزم تويِ همون مکانِ هميشگي منتظرت هستم ?
اما، ببينم چرا آمبولانس نمي رسه ؟ و من الان کجام ؟ -
? احساساتم مثلِ موج سقوط مي کنن، اشکهام هم زيرِ نورِ ماه مي ريزن ? ، ادامه دادن همينطوري خيلي هم بد نيست
درستــِه ؟
، سو بينِ ما رو ديدين ؟ يه شبه فرار کرده
! نمي دونم کجا رفته
. اوه، از اونطرف رفت
! سو بين! سو بيـــن
اوه نه! بايد چيکار کنم ؟
وقتي شما خوابيده بودين و داشتين سرمِ . داخلِ وريدي رو دريافت ميکردين، اون خانم بيدار شد و رفت
فقط همين يادداشتُ براتون گذاشته
خواهش مي کنم شمارهِ حسابِ بانکي ات . رو به اين شماره بفرست
. جبران مي کنم
. جي هه سو . منم، جانگ جه يول
و ؟
و؟
بهم بگو واسه چي بهم زنگ زدي! اگه دليلي نداري، پس منم قطع مي کنم
! صبر- هي صبر کن
جي هه سو. قبل از اينکه بميريم حداقل بايد يک بار همديگرُ ببينيم، باشه ؟
تا اونموقع، بدونِ مشکل زندگيِ خوبي داشته باش
چه احمقي
اوه هي، کجايي ؟
داري در موردِ چي حرف ميزنه... نميخواد؟
خوب هرچي
کجاست ؟
اونجاست
اينجايي ؟
خوشبختانه، فقط يه شکستگي مچ و چند تا خراشِ کوچيک
و يکم ساييدگي داره، اونم به خاطرِ . افتادنش هست
صدماتش به خاطرِ اين بوده که . رويِ چند تا جعبه افتاده
! بهتون چي گفته بودم
حالا که دخترتون تا مرگ رفته، حسِ بهتري دارين ؟
او... اونا ... بهم قول داده بودن ... که ديگه هرگز باهاش چنين کاري نمي کنن ...
آروم نفس بکشين
. آرومتـــر
بيرون منتظر بمون
يانگ سومين رو به بخشِ رواني انتقال بدين
اوه ديگه گريه نکنين! دخترتون زنده مونده، پس چرا دارين گريه مي کنين ؟
فقط ترسيدين
آرومتـــر
هي هي لي يونگ جين!!! چرا من بايد کارِ مشاورهِ جي هه سو رو به عهده بگيرم ؟
سلام ؟ سلام ؟؟
باشه، اگه ميگي که بايد پيشنهادش رو . بدم پس يکي اينکه بايد اينکارُ حتماً انجام بدم
!شما اونُ به اينجا رسوندين، درست نميگم، حرومزاده؟
!شما پسرِ منُ ملاقات مي کنين! کجاست ؟
امروز توسطِ من کشته مي شي
! اوه - ! اوه، چرا؟! داري چيکار مي کني ؟ -
چرا داري اينکارُ باهام مي کني ؟
! اوه - ! صبر کن، صبر کن، صبر کــن -
چرا ؟ ميخواي دوباره به يه دکتر بگي حرومزاده؟
! سعي کن دوباره منُ اينطوري صدا کني
لي جونگ سوک. الان چه حسي داري ؟
حسِ يه کثافتُ داري، مگه نه ؟
اين حسُ فراموش نکن
همسري که تو هرروز کتکش مي زني ، اونم به خاطرِ اينکه عصباني هستي
همين احساسِ کثافت بودن رو همسرت و پسرت هم دارن
دوتا انتخاب داري که ميتوني انجامش بدي
همچنان به اومدن به اينجا ادامه بدي و مشاوره هات رو انجام بدي ، يا اينکه مي توني از همسرت طلاق بگيري
و يا به زندان بري و تويِ بخشِ رواني ها باشي
من هيچ مشاوره اي نمي خوام
منظورم اينکه، تنها کاري که من انجام دادم فرياد کشيدن سرِ ، مادري بود که تقريباً داشت دخترش رو به کشتن مي داد
اين موضوع چقدر بزرگه ؟
و تازه اونجا کلي دکتر بودن. يعني چي که من برم بشينم اونجا و مشاوره بشم ؟
ببينم مي خواي مادرِ مشاوره بشه دقيقاً مثلِ دخترش ؟
اگه بيمارت بميره، تو يکي از صدها مريضي ، که ويزيتشون مي کني رو از دست دادي
اما مادرِ بيمار همه چيزش رو از دست ميده، و هنوزم طوري فرياد مي زني که انگار از اون خيلي پريشان تري؟
اينا دلايل کافي برايِ رفتن به مشاوره هست، درسته؟
ميخواي تا آخرش پيش بري حتي اگه اين موضوع باعثِ از دست دادنِ اعتبارنامهِ دکترات بشه؟
! همراهم بيــا
. هميشه داره بيمارهاي منُ ازم مي دزده
چرا وقتي ميتونه راحت مردها رو از راه به در کنه بازم داره سعي مي کنه بيمارها رو آزار بده ؟
اون بعد از اشتنشاقِ چسب تويِ سالنِ مدرسه . از هم هوش رفت و ديروز به اورژانس آورده شد
ما حتي بررسيِ ام آر اي هم انجام داديم اما هيچ مشکلي تويِ مغزش روئيت نشده
وقتي از دوستاش در اينمورد پرسيديم اونا بهمون . گفتن که سه تا چهار بار چسب رو استنشاق کرده
. خودش هم تنها اينکارُ کرده
باعثِ خوشحاليه. پس مرخصش کنين
، هي، تو! اما مشکل اينجاست که
همهِ روز تويِ چنين وضعيتي هست
اندامِ تناسليِ همه دکترها و پرستارها ، از جمله منُ نقاشي مي کنه
واقعــاً ؟
. بله. آلت تناسلي زن و مردها رو
... من ... نميخوام
اگه نقاشي هاش رو ازش دور کني، افسرده مي شه و اصلاً نمي تونه بخوابه
بيا. بايد براش نسخه تجويز کنيم، درسته ؟
مخصوصاً، بعد از ديدنِ مادرش اونم اينطوري
تو بايد مسئوليتش رو قبول کني
::: کليه ي حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .::: مي باشد انتشار فايل هاي "Opus-Sub"به تيم ترجمه ي :::. .::: ترجمه بدون تگ هاي اختصاصي مجـــاز نــــمي باشــــد :::.
واوووو . خيلي بزرگه
بايد باهاش چيکار کنيم ؟
اينطوري نيست که فقط سرقتِ ادبي انجام داده باشه اون همه چيز رو از همه جا نسخه برداري کرده
من تماسِ تلفني با پول ايپ داشتم اما اون بهم گفت که تو کتابش رو کپي کردي
درسته اول يکم در اينمورد ناراحت شده بودم . اما در نهايت حالا مي خوام مبارزه کنم
فقط بايد با اون هرزه مي خوابيدي، واسه !چي در موردِ رمانت باهاش حرف زدي ؟
هميشه در موردِ همه چيز تويِ رختخواب حرف ميزني
تو تنها زندگي مي کني واسه همين چيزي در اينمورد نميدوني
ازش شکايت کن. و يه وکيلِ خوب هم پيدا کن . اگه نمي خواي دفترت رو ببندي
?دخترها واقعاً تو ديدنِ اومدنت اين اطراف خيلي خوبن مي دونم که شکست خوردي، خوشحالم که فهميدي ?
? اين باعث شد که منم يکم شکست بخورم ?
? من يه عکسِ قديمي رو تويِ تلفنم پيدا کردم ، حسِ جديدي پيدا کردم که نميتونم بيخيالش بشم ?
?، تا وقتي بتونم، تا وقتي بتونم خودم بهت بگم ?
. واقعاً ميخواستم ملاقاتت کنم
? چيزِ زيادي نميخوام، صحبتهايِ خوب و چنين چيزايي ?
? ، و اگه گه گاهي صادق بودم ? . ممنونم -
. ممنونم - ?، از ذهن من عبور کردي ?
نويسنده جانگ! کتابِ لي پول ايپ رو ديدين؟
چرا بايد اون کتاب رو ديده باشه ؟
بياين بعد از امضاء به طرفدارام حرف بزنيم
اسمتون ؟ ها يونگ -
لي پول ادعا کرده که شما کتابِ ايشون رو سرقتِ ادبي کردين
و يه درخواست ثبت کرده تا جلويِ فروشِ کتاب شما رو بگيرين. از اين قضيه اطلاع دارين ؟
انتشاراتِ تب
وکيل گفته که مدارکِ کافي برايِ شکايت داريم
اما نگرانم که اگه ازشون شکايت کنيم اين ... قضيه فقط يه سروصدايِ تبليغاتي براشون بشه
خوب که چي ؟
منظورت از خوب که چي، چيه ؟ بايد . يه پرونده طرحِ دعوي تشکيل بديم
حتي بايد درخواست بديم که جلويِ . فروشِ کتابش رو بگيرن
. کسي که باعث شده فايل به بيرون درز کنه رو پيدا کنه
کي باعث شد فايل به بيرون درز کنه؟
... تويِ خوابت
، اگه من يکي پس از ديگري کل خطوطِ داستان رو تويِ رختخواب مي خوندم
بازم داري مي گي که اون ميتونسته دقيقاً همون اسامي . افعال، صفت ها و قيدها رو بدونِ کوچکترين نقصي به ياد بياره
و بعدش تويِ کتاب اونا رو بنويسه ؟
. کامپيوترت تويِ خونه
... اوه درسته
تو از يه هارد ديسک استفاده ميکني و هربار که کامپيوترت . رو روشن و خاموش ميکني، پسوردت رو عوض ميکني
هان، پس چه اتفاقي افتاده ؟
يعني به من شک دارين؟
. از اونجايي که من نبودم
! هي، بِه پيون - وقتي دارين دنبالِ دشمن مي گردين حداقل نميتونين يه بار داخل رو هم بگردين ؟
پس بدونِ وفاداري؟
. دفترِ چاپ، طراحيِ جلد و دفترِ تصوير
. به وکيل بگو همه مدارک رو مصادره کنه
وکيل، چطوري ميتونيم مدرک گير بياريم ؟
حالت خوب نيست، مگه نه؟
فقط کافيه راحت نباشم. بد نيست . خوب پس
. همونطوري که انتظار داشتم
خونه چي؟
خوب، موضوع اينکه مهم نيست چطوري . بگرديم اما بازم چيزي پيدا نمي کنيم
. کي بهت يه خونه دو يا سه ماهه اجاره ميده
. و حتي حمام رو مطابقِ ميلِ تو درست مي کنه . حتي اگرم پول بديم بازم يکي پيدا نمي کنيم
. بيا به خونهِ هونگ دِه بريم
فقط من از اون خونه استفاده ميکنم ؟
. نه. سه تا هم خونه اي داري
. تو نميتوني به خونه ات تويِ سوچو-دانگ بري
. کلي گزارشگر اونجا هستن
انسانها حتي ميتونه از هانيبال لکتر در سکوتِ ، بره ها هم ديوونه تر باشن
، دو تا روان پزشک که شخصيهايِ کاري قوي دارن
و يه بيمارِ مبتلا به سندرومِ تورت . که قبلاً . هيچ جا ديده يا شنيده نشده، اونجا زندگي ميکنن
. يه نويسندهِ رمانهايِ پليسي
. ايدهِ خوبي برايِ رمانِ جديدت نيست
! هممون اميدواريم که تولدت مبارک باشه
اينُ يادت مياد؛ مگه نه؟
اين زن هموني نيست که تويِ مناظرهِ . تلويزيوني ات داشت باهات بحث ميکرد و استدلال ميکرد
اون تويِ خونهِ اجاره اي، تويِ . هونگ دِه هم خونه اي ت ميشه
. تا اينجا
مرد مسني که کنارش هست يه برادرِ بزرگتره . من به جو دونگ مين احترامِ زيادي ميذارم
و تويِ مهمونيِ جشنِ تولدش هم جه سوک به جايِ . اينکه با تلفنِ خودش فيلمبرداري کنه با تلفنِ من اينکارُ کرد
وسوسه انگيز نيست ؟
فکر نمي کني که يه رمانِ آدمِ کش از اونجا بيرون مياد؟
. به پول ايپ زنگ بزن
. چي؟ نمي تونيم بهش دسترسي پيدا کنيم
. بهش زنگ بزن. بايد ببينمش
منظورم اينکه، بايد به تلفني که در دسترسه . جواب بده، اما نميده
! حتي نمي دونم که کجا زندگي ميکنه
! جه يول
. بيا به خونهِ هونگ دِه بريم
هونگ دِه ؟
يعني اينکه يه رمانِ جديد بيرون مياد؟-
مهم نيست رمان باشه يا زني که ، باهاش قرار ميذارم
. هنوز چيزي نمي دونم
. در هرصورت، احساسِ بهتري دارم
! جانگ جه مبارزه کن. مبارزه کن
. کليدهايِ ماشينت رو بهم بده
. خودت گفتي که ماشينم رو تويِ خونه ام گذاشتي
. اوه؛ اوه
. فقط مي توني تاکسي بگيري
. تويِ هتل بخواب
. چون ميخوام بعدش خونهِ تو رو تصرف کنم
. من شما رو تا مقصد همراهي مي کنم
. آدرسِ پول ايپ
اگه تلفنش رو بداره ميتونم باهاش حرف بزنم
! حتي نميدونم که کجا زندگي ميکنه
ته يونگ، اين ديگه چيه؟
. اووو، خيلي صداش بلنده
چرا دارن يه اتاقِ خوابِ کاملاً طبيعي رو تعمير مي کنن ؟
. پولِ زيادي دارن و هدرش ميدن
چرا دارن اتاقي که درش بسته است رو تعمير ميکنن؟ . خيلي خيلي گرمه
کسي که ميخواد بياد اينجا، گفته نميخواد حمامش . تويِ معرضِ ديدِ کسي باشه
عجيبه، مگه نه ؟
. هي، البته فکر نکنم هيچ کس به عجيب و غريبي ما باشه
. شنيدم از دوستايِ ته يونگه
بله، يکي از کسايي که مالکِ اين خونه . است هم ته يونگه
. کافه، خونه ام، بيمارستانم
. ****تويِ يک کلمه، پولدار ِ
اما تنها چيزي که گفته ميخواد دو ماه اجاره اش . رو سخاوتمندانه بهم پرداخت کنه، پس مشکلي نيست
No comments yet. Be the first to leave one.