Strike

Strike

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Strike S03E01 - AMZN WEB
A Commentary by starn
★ AMZN WEB-DL هماهنگ نسخه ★

Tags

webdl
Published on: 2025-01-12
Downloads: 86
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫قبل از اینکه نظر بدی ‫مثل یه میراث خونوادگی می‌مونه

‫و هنوزم نفس خوبی داره

‫باورم نمیشه متیو با این بره سر کار

‫می‌دونم ‫واقعا عقده‌ی آیودی داره

‫قبلا اسب نداشتی؟

‫واسه چی؟

‫چون این شبیه لند رووریه که ‫زیاد رفته توی جیمخانا شرکت کرده ‫

‫- مطمئنی نمی‌خوای بیام دنبالت؟ ‫- مشتری می‌خواد منو تنها ببینه

‫ممنون که رسوندیم

‫ببخشید که دیر کردم ‫کار پیش اومد

‫هرشب تا دیروقت نگهت می‌داره؟

‫ممنون ‫فعلا یکم سرمون شلوغه

‫- هنوزم موقت کار می‌کنی؟ ‫- نه، تمام وقت

‫فقط از سازمان کار پاره وقت هم کمتر حقوق میده

‫خب همه‌چیز که پول نیست

‫قیافه‌ش یکم درب و داغونه

‫اما این قیافه به بعضی از مردا هم خیلی میاد، مگه نه؟ ‫انگار قبلا استفاده شده

‫چون اکثرا ما پسرا به این سن که می‌رسیم ‫معمولا دست دوم شدیم دیگه

‫گرچه توی لیست کورمورن ‫پای دوم بالاتر از دست دومه

‫- هنوزم خودتون دوتا تنها کار می‌کنید؟ ‫- اون خیلی وقتا بیرونه

‫خب سارا، کار تو چطوره؟

‫ درها باز می‌شوند

‫ درها بسته می‌شوند

‫کسی اینجاست؟

ترجمه از ‫مصطفی .:: ElSHEN ::.

‫سلام ‫کورمورن استرایک

‫الکات، مال خودمه

‫سلام

‫نامه نداریم؟

‫اکثرا قبضن

‫ایمیل‌هات رو خوندی؟ ‫یه مشتری جدید داریم

‫فکر می‌کنه دوست‌دخترش بهش خیانت می‌کنه

‫جا داریم واسه‌ش؟

‫- فکر نکنم وقت داشته باشیم ‫- ممنون

‫دختره دانشجوی اقتصاد توی لندنه و ‫بصورت پاره‌وقت توی خیابون تاتنهام کورت رقاصی می‌کنه

‫فکر می‌کنم بستگی به این داره که ‫چندوقت یه بار خیانت می‌کنه

‫به طرف زنگ می‌زنم و نرخمون رو میگم

‫دفتر کورمورن استرایک

‫- رابین هستم ‫- شما برای ما ایمیل فرستادید؟

‫آهان سلام، بله ‫ممنون که بهم زنگ زدید ‫

‫ما برای شروع ماهی رو می‌خوایم و ‫گوشت گاو هم بعنوان خوراک اصلی

‫اما بنظرمون ریساتو یکم باب طبع ‫گیاه‌خوارا نباشه، نه؟

‫کجا کار می‌کنه؟

‫سرجمع 10 نفرن اما 3 گیاه‌خوار و ‫یکی هم پالئو ‫

‫ نه، نه ‫ گروهم رو می‌ذارم روش کار کنن

‫میشه هم بدون پنیر باشه و هم با پنیر؟

‫ اسمش چیه؟

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِ‌ن زُهرابـی

‫ میشه بعدا بهتون زنگ بزنم؟

‫تشکر

‫رابین؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- خوبم

‫باهاتون تماس می‌گیریم

‫الو

‫یه پا برامون فرستادند

‫- پا؟ ‫- اصلا اندازه‌ی منم نیست

‫خیلی‌خب، توی راهم

‫چایی می‌خوری؟ چیز قویتر لازمه ‫آبجو دارم

‫چایی خوبه

‫کتری رو می‌ذارم سر گاز

‫بهش دست نزن

‫چرا باید بهش دست بزنم؟

‫رنگت پریده

‫فکر می‌کنی پای کی بود؟

‫نمی‌دونم

‫شاید ندونی ‫اما یه چیزی اومد تو ذهنت

‫به چی داشتی فکر می‌کردی؟

‫یه زخم روش بود، یه زخم قدیمی ‫فکر می‌کنم پا متعلق به یه

‫نوجوون بود ‫شاید اوایل بیست سالگی

‫و زخمی شبیه اونو قبلا دیدم

‫شاید دختری باشه به اسم بریتنی بروکبنک

‫پدرش سرگرد نایل بروکبنک بود

‫آوازه‌ی ستمکاریش همه جا پخش بود

‫بریتنی به یکی از همکلاسی‌هاش گفته که ‫بروکبنک باهاش سکس داشته

‫و می‌ترسه که ازش حامله بشه

‫پدر دوستش به شاخه‌ی تحقیقات ویژه اطلاع داد ‫بنابراین من رو به عنوان افسر محقق فرستادند

‫البته وقتی از اون زبون بسته بازجویی شد ‫همه‌چیز رو انکار کرد

‫حتما خیلی وحشت کرده بود

‫بروکبنک تهدید کرده بود که اگه کسی خبردار بشه ‫پاهاش رو قطع می‌کنه

‫زخم‌ها رو به عنوان هشداری ایجاد کرد

‫داشتم شوخی می‌کردم ‫از خودم درآوردم

‫تا حالا پدرت تهدید کرده که ‫بهت صدمه‌ای بزنه؟

‫بابایی اینکارو نمی‌کنه

‫من نمی‌خواستم اینجوری بشه

‫هرچی بخوای بریتنی ‫می‌تونی به من بگی

‫- چه بلایی سرش اومد؟ ‫- تبرئه شد

‫اما هنوزم دلیل کافی واسه متنفر بودن از من داره

‫- فکر می‌کنه من بهش صدمه زدم ‫- زدی؟

‫دستگیر کردنش یکم سخت بود

‫تنها آدم دیگه‌ای که اونقد دیوونه‌ست ‫که واسه من یه پا بفرسته

‫یه اسکاتلندیه به اسم دونالد لنگ

‫قبلا واسم نامه‌های تهدیدآمیز می‌نوشت

‫- باید یه‌جایی روی پرونده‌ها باشن ‫- من میرم سروقتش

‫نه تازه رسیدیم ‫پزشکی قضایی هم اینجاست

‫یه پای کوفتی؟

‫ موتورش چی؟

‫یه هوندای مشکی بزرگ بود ‫حداقل 600 سی‌سی

‫پستچی لباس چرم مشکی پوشیده بود ‫کلاهش شیشه‌ی سیاه داشت

‫و شیشه رو بالا نزد

‫به نظر بزرگ بود ‫اما ممکنه کاپشن بزرگش کرده باشه

‫یه چاقالوی عوضی مثل رئیس نبوده؟

‫- امضا هم کردی؟ ‫- آره

‫به اسم خودم بود

‫ممکنه می‌خواستن نشون بدن که ‫همه‌چیزمون رو می‌دونن

‫نظری نداری؟

‫فکر می‌کنم یه چیزی زیرشه

‫احتمالا یادداشته

‫«درو کردن اعضا، دست‌ها و پاها ‫انگشتان پا که می‌خزند...»

‫آخرین ورس از آهنگ «معشوقه‌ی خیس» ‫از گروه «بلو اویستر کالت»

‫- طرفدارشونی؟ ‫- گروه مورد علاقه‌ی مادرم بودند

‫اسم همین آهنگ رو...

‫خالکوبی کرده بود

‫- حالا مادرتون کجاست؟ ‫- قبرستون وایت‌چپل

‫شوهر دومش کشتش

‫گرچه بخاطرش گیر نیفتاد

‫جف ویتکر

‫- بنظرت اونو کی گذاشته اینجا؟ ‫- احتمالا عمو تد

‫یه خلنگه

‫یا حداقل قبل از رسیدن زمستون به وایت‌چپل بوده

‫اینا رو پرورش میده

‫من نمی‌دونم اینا چین

‫یه گاراژ گذاشته بودشون واسه فروش

پات چطوره؟

‫مثل یه فامیل پیره

‫لازم نیست سراغش رو بگیری

‫مادرت دختر فوق‌العاده‌ای بود

‫ممنون

‫ببخشید

‫خب...اسم تو رو بسته بود؟

‫اما ظاهرا مال استرایک بوده

‫پای جدا شده‌ی یه زن رو واسه تو فرستادن ‫اونوقت واسه چی؟

‫کمتر از حقوق اداره کاری؟

‫یعنی اگه ماهی صدهزار دلار می‌گرفتم ‫اشکالی نداشت؟

‫چندتا سهم باید بهم بده که ‫ارزش سروکله زدن با پای جدا شده‌ی یه دختر رو داشته باشه؟

‫من کار دارم

‫هنوز نمی‌خوای ویتکر رو بکشی؟

‫هنوزم جوابم منفیه

‫گرچه می‌خوام پیداش کنی

‫واسه همین می‌خواستم ببینمت

‫امروز صبح از پست برام ‫یه پای جدا شده آوردند

‫با چند خط از شعرای «بلو اویستر کالت»

‫اون کینه‌ایه

‫شبیه کارای اونه

‫پلیس داره می‌گرده ‫اما عمرا پیداش کنن

‫نه، احتمالا خونه‌ی یه بدبختی قایم شده

‫- بخاطر اینکه توی گروه موسیقیه ‫- اسم همکارم روش نوشته بود

‫- دختر خوشگله ‫- دقیقا

‫بنابراین سریع کار کن

‫هی راب

‫راب، راب، راب؟

‫وای خدا! ‫چه صدایی داشتی درمیاوردی!

‫کدوم صدا؟

‫صدایی که قبلا در میاوردی

‫ما داریم ازدواج می‌کنیم

‫و دیدنت توی این وضع...

‫اصلا واسه‌ت خوب نیست ‫خودتم می‌دونی

‫من خوبم

‫جدی میگم

‫مطمئنم استرایک خوشحال شده

‫چی داری میگی؟

‫روزی می‌رسه که بهت پیشنهاد بده

‫و حالا که اینجوری داره آماده‌ت می‌کنه...

‫چنین کاری نمی‌کنه ‫و منم راحت بهش میگم بره گمشه

‫حتما

‫وای خدا، چه مرگته تو؟

‫تو خیلی ساده‌ای

‫اون دوست و همکارمه ‫مثل سارا که دوست توئه

‫و اینجوری نیست که شما دوتا بخواید...

‫کردی؟

‫کردی

‫- باهاش خوابیدی ‫- نه

‫- مسخره‌ست ‫- کِی؟

‫میشه دستکش بوکسمون رو دربیاریم و...

‫دروغ نگو متیو ‫توی قیافه‌ت مشخصه

‫دیدم

‫نمی‌تونی پسش بگیری

‫- با هم رابطه دارید؟ ‫- نه

‫اصلا و ابدا ‫قول میدم

‫بهم بگو، اون...

‫بگو اون موقع نبود

‫راب خواهش می‌کنم ‫من اصلا...

‫ رابین من خراب کردم

‫خراب کردم

‫ پیام حذف شد ‫ پیام بعدی

‫ خیلی بهت زنگ زدم ‫ بهم زنگ بزن، باشه؟

‫ پیام حذف شد

‫ پیام بعدی

‫ چرا گوشی رو برنمی‌داری؟

‫ پیام حذف شد ‫ پیام بعدی

‫ رابین خواهش می‌کنم...

‫پیام حذف شد ‫پیام بعدی

‫ - الکات، فورا بهم... ‫ - پیام حذف شد

‫سلام، بگوشم

‫آره دنبال اون رقاصه بودم

‫دیروز برامون یه پای جدا شده فرستادن!

‫حتی دوتا «ت» توی اسمت رو هم درست نوشته بود

‫بنابراین وقتی که زنگ می‌زنم ‫اون گوشی کوفتی رو بردار!

‫- باشه، سعیمو می‌کنم ‫- ساعت 5 بیا دفتر

‫یکی دیگه بهم میدی؟

‫ده دقیقه از 6 گذشته

More Farsi Persian subtitles for Strike

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left