The first 200 lines.
یه معجون احیا بساز
.چون توی جعبههای غارت چیزی پیدا نمیشه
.بیا دنبالم
!لیروی جنکینز
.درست پشت سرت هستم
.تونز
.مدرسه
.باشه
.هندسهام زیاد خوب نیست
...تو آخرین امتحانم .وای نه، لعنت. پشت سرم اُرک اومد
وایسا. باید سلاحم رو به کمان .اژدهای دور برد عوض کنم
.زدمش
،اگه توی مشقهات کمک میخوای
.بهم زنگ بزن
واقعاً؟ .عالی میشه
.ممنون
.تونز، دیرت میشه
.باشه
هنوز قراره به مراسم جایزهی علمیم بیای، درسته؟
.آره، خیلی مشتاقم ببینمت
.یادت باشه، ساعت 6 شروع میشه
.آدرس رو هم ایمیل کردم هم برات پیام کردم
.فهمیدم
،فقط محض اطلاعت
،تو عکسی که برات فرستادم چتری دارم
،ولی الان رشد کردن
.پس یه جور دیگه شدم
باشه، پس اون هدبند ناروتو رو بپوش
،که برات فرستادم .تا بتونم بشناسمت
.خوبه، باشه، ایدهی خوبیه
.عاشقتم
.منم عاشقتم
illusion مترجم: امیرعلی
.هی
.رسیدیم
.یه بوریتوی صبحونه برات گرفتم
،تخممرغ، پنیر
،و کلی مایونز
.همونطور که دوست داری
یه جا توقف کردی و من حتی متوجه نشدم؟
.خواب بودی - .ممنون -
.و ممنون که من رو آوردی خونه
،آره، خب ،توی محله بودم
...پس
بعدش... چیکارهای؟
.مدرسه
تو چیکار؟
،خب ،ترافیک الان افتضاحه
پس گفتم یه چند روز .صبرکنم تا تموم بشه
.محض اطمینان
.درسته
تازه، اون داستان رو دربارهی پیرزنه .توی ورمانت بهم مدیونی
.درسته
.میتونم یه جا واسه موندن پیداکنم
.ولی فقط اگه بخوای
.باشه
میتونی بعد از مدرسه بیای دنبالم؟
.بله، خانوم
.از ماشینم پیاده شو - .باشه -
.خدافظ
.فکرکنم بتونم حدود 5:30 برم اونجا
.باشه، خوبه - .بعد از کار -
.سلام، عزیزم
حالت بهتره؟
.آره. بهترم
،هنوز یه جورایی سردرد دارم
.ولی خیلی بهترم. آره
میدونی، راستش صبحونه امروز .خیلی خوب به نظر میاد
جدی؟ چی پنکیک؟ میتونم برات چندتا پنکیک درست کنم؟
.نه، لازم نیست
ولی میشه کرهی بادومزمینی رو بهم بدی؟
هنری، شنیدی جنا اولین جایزهی
دهگانهی علمی ایالت رو برنده شده؟
.بابا
چیه، نمیتونم به دختر خودم افتخار کنم؟
حتی نمیدونستم توی یه چیز .علمی ایالتی شرکت کرده
.چیز خاصی نیست - فقط مضطربه -
چون باید جایزه رو مقابل .تمام مدرسه قبول کنه
آره، یه نمایش ویژه است قبل .از بازی بزرگ امشب
بابا، تونز جایزه رو قبول میکنه، باشه؟
.نه من .یه... کار تیمیه
.خب، به نظر من خیلی تحسینبرانگیزه
وقتی دبیرستان بودم .هرگز چیزی برنده نشدم
.همه اونجا هستیم که ازت حمایت کنیم
.آره - درسته؟ -
.آره، میام
خب واقعیت داره؟ - .من از کجا بدونم، رفیق -
،یعنی، احتمالاً باید .از مامانم بپرسم
ولی چی بگم؟
هی، تو یه خونه بیدار شدم
که قبل از اینکه یادم بیاد ،توش زندگی میکردیم
با یه پیرزنه ،آشنا شدم
.و بهم گفت بابام روانی بوده
درسته یا غلط؟
آره، اون... بد .به نظر میاد
...ولی
...اگه تو و اون جفتتون
...میدونی
.خب، یه زوج بینقص میشیم
بابای اسکیزوفرنی تلهپورت کننده .و دختر تشنجی
.میتونید یه سیتکام بسازید
بازیای که همهتون منتظرش بودید ،امشبه
،مقابل رقیبهامون .دبیرستان لینکلن
.بیاید از جنگجوهامون حمایت کنید
.بازی ساعت 5 شروع میشه - خب، دوست پسرت هنوز توی شهره؟ -
.دوست پسرم نیست
...ولی فکر میکردم
اوضاع بینتون بد تموم شد یا چیزی؟
.نه، چیزی تموم نشد درواقع
...فقط
.داستانش طولانیه
،بگذریم، الان اینجاست
پس ببینم اگه میشه بهش بگم .به مراسمت بیاد
...آره
.فکر نکنم... بهتر باشه بیای
.نه، میخوام .یعنی، این برات مهمه
.قراره توی بازی از کلی تجلیل کنن
،میخواستم قبلش بهت بگم
.ولی... فکرکنم قراره یه چیز بزرگ بشه
.چندشه، میدونم
،اگه مردم میدونستن واقعاً چجور آدمیه
بعد جوری باهاش رفتار نمیکردن انگار
.یه جور خداست
.آره، عیب نداره
.از پسش برمیام
مطمئنی؟
.سلام، جنا
.سلام
میخواستم بدونم، اگه بعد از بازی ،وقتت خالی باشه
گفتم شاید بتونیم باهم باشیم
و فیلمی چیزی ببینیم؟
.آره، باشه، خوب میشه
.خوبه
قضیه چی بود؟
...فقط .با هم میگردیم
از کِی؟
اون شبیه دیگر پسرهای .تیم نیست
.آره، میدونم
.به نظر خیلی مهربونه
،فقط داشتم میگفتم
.مثلاً، مراقب باش
.باید برم سر کلاس
.لعنت، خدا لعنتش کنه
.خانوم میلر
.مراسمش امروز صبح بود
یه کیسه از وسایل اِیمس رو ،با جسدش دریافت کردیم
.ولی انجیلش گم شده
.متوجهم
خب، ما تمام چیزهایی که داشتیم رو .بهتون دادیم
همه چیزهایی که باهاش بود .وقتی آوردنش
ولی اون
.همیشه همراهش بود
.همیشه
خب، میتونم از ،پزشکی قانونی بپرسم
و مطمئن بشم .گم نشده باشه
.ببین، دزدیده شده
از کجا میدونی؟
.اگه باهاش نبوده، دزدیدنش
میفهمی؟
.باشه
...باشه
میشه بهم بگی چه شکلی بود؟
.یه انجیل جیبی بود
قهوهای رنگ و اسم اِیمس
.جلوش بود
یه کادو از پدرش و من بود
.در جشن تولد 16 سالگیش
.خواهش میکنم، کمک کن پیداش کنم
.خواهش میکنم
.سلام، رندی، آها هالچه هستم
.ماشینم خراب شده
میشه بیای یدکش کنی؟
میخوای یه چیزی بخوریم؟
چیکار میکنی؟
،اگه چیزی شده .میتونی بهم بگی
،از وقتی اومدم دنبالت
...فقط
چه خبره؟
.هنری
.فقط خفه شو، لطفاً
خوبی؟
.هنری - .آره -
.جدی میگم !هی
.درد داشت... هی - .هنری... آروم باش -
خوبی؟
.لعنت
اشتباهی کردم؟ - .نه، نه، نه -
.فقط یکم هوا لازم دارم
.ببخشید
.نه، نه، نباش
.عیبی نداره
...من
یه جای باحال پیدا کردم .که میخوام نشونت بدم
.فکرکنم ازش خوشت بیاد
.بهم اعتماد کن
،اگه علاقه نداشتی
.میرسونمت... خونه
.هرچی تو بخوای
.باشه
.باشه
No comments yet. Be the first to leave one.