The first 200 lines.
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
خانمي که توي نقاشيه
کيه ؟
اين همون خانمي نيست که شما وقتي جوان بوديد ديديش؟
چطور ..تو چطور ..فهميدي ؟
شما هيچ يادگاري از مادرم داريد ؟
هيچ خاطره اي از مادرم داريد که در زمستان مرد
مرگ تنها توي يک اتاق بدون تنفري از کسي
يادتون مياد ؟
..حتي يک خاطره از مادر من نداريد
اما هنوزم به خوبي چهره ي يک زني که 30سال پيش ديديد رو به ياد مياريد
اين خيلي شگفت انگيزه
اين چيزي بود که ميخواستي بگي ؟
...چرا به من نگفتيد
که يک پسر ديگه داريد ؟
اونپسره ،کيم جونگ وو هست چرا در موردش بهم نگفتي ؟
چي داري ميگي ؟
منظورت چيه ؟ کيم جونگ وو پسره منه ؟
پرسيدم منظورت چيه ؟
براي چي اومدي ؟
بايد چيزي بهتون ميگفتم
بزارش يک وقت ديگه
خواهش ميکنم ،برو بيرون
تو گفتي در يتيم خونه بزرگ شدي
بله
من از وقتي متولد شدم اونجا رهام کردن
چيزي در مورد والدينت ميدوني ؟
بعد از اينکه بزرگ شدم ،فهميدم
مادر مُرد وقتي که من بچه بودم
اما پدرم هنوز زنده است
چرا ولت کرده ؟
نميدونم
يعني چي نميدوني ؟
مگه نگفتي هنوز زنده است ؟
همديگرو نديديد؟
نه
چرا ؟
من ميترسم از اينکه ملاقاتش کنم
من در مورد روش زندگيش تحقيق کردم
و هر چي بيشتر ميگذره مي فهمم اون تبديل به آدم ترسناکي شده
هر جا که بوده ،روش تاثير بدي گذاشته و زندگيشو خراب کرده
حتي حالا ،اون زندگي پَست
و زشتي داره
چرا به اين تصوير با اشک نگاه ميکردي
من خودم نميدونم چرا
من وقتي به اين نقاشي نگاه کردم
منو تکان داد
اون خانم کيه ؟
من چند بار ديگه بايد بگم ؟
اسمش سان يونگه و ما با هم توي يتيم خونه بزرگ شديم
! مثل خواهر کوچکترم ميمونه
پس خيلي برات مهم بود ،براي همين به جاي اينکه پدر منو ببيني ،رفتي اونو ببيني ؟
هي سان،اين طور نيست
تو...برو ما بعدا حرف ميزنيم ،باشه ؟
شنيدي جانگ مين آزاد شده؟
بله
پس اگه شنيدي نبايد به سرعت به من ميگفتي ؟
من تمام مدت ملاقات در کازينومون تحقير شدم
من چرا نبايد ميدونستم در حاليکه همه ميدونستن؟
متاسفم
مردي که ميخواستم کارشو تموم کنيم
حتي بدون يک دعواي کوچک ،الان آزاد شده
ما فقط بايد بشينيم و نگاه کنيم
تا زمانيکه رئيس جانگ يا باک سيل جانگ کازينوي ما رو به دست بيارن ؟
اين هرگز اتفاق نمي افته
اگه منو تشويق نکرده بودي ،من کنترلم روي اوضاع از دست نميدادم
و سهامداران رو متقاعد ميکردم من تا حالا فکر ميکردم ميدونستم اين قمار براي چيه
و براي همين بود که اعتماد بهت کردم
اما الان دارم صبرمو از دست ميدم
چي؟ اين خيلي بده؟
بله ،خودمم اين طور فکر نميکردم
الان چيکار کنيم ؟
بريم جونگ وو رو ببينيم
بعد چي؟
اون بايد شرايط الانمونو بدونه
من خيلي شُکه شدم وقتي شنيدم رئيس جانگ آزاد شده
دور از انتظار بود من فکر ميکردم اون کارش تمومه
پس الان همه چيز تمومه ؟
هيچ راهي براي شکست رئيس جانگ نيست ؟
من چيزي نميدونم
...شما ها فقط شُکه شديد
اما من خيلي ناراحت شدم حتي نميتونستم نفس بکشم
درست مثل اين بود که لبه صخره اي وايسادم من احساس نا اميدي کردم
البته که بايدم يک همچين احساسي ميکردي
تو در مورد تمام کارهاي شيطاني که بابات کرده به ما گفتي
اما آخرش اون کارها براي پدرت ،حتي يک صدمه ي کوچک هم نداشت
!...نمي خواد بگي اون پدر منه
فقط اين طوري فکر نکن
معذرت ميخوام
من براي اينکه ناراحتت کنم نميگم
اما رئيس ما در موقعيت سختيه
اولين باري بود که من ديدم رئيس يو اين طور باهاش حرف ميزنه
راهي نيست ؟
بيا
امروز سخنراني نداري ؟
نه . برنامه ي تو چيه ؟
من بايد امشب برم
کازينو مهماني از چين داره
من فکر ميکنم اون به من علاقه منده
اگه ازم تقاضا بکنه بريم بيرون من نميدونم چي جوابشو بدم
اون خيلي پولداره
رئيس جانگو از وقتي که آزاد شده ديدي ؟
اون منو شُکه کرد
چرا ؟
به محض اينکه آزاد شد ..با اعضا گروه تماس گرفت
و به کارهاي عقب افتاده رسيدگي کرد
اون واقعا يک چيز ديگه اي ،مگه نه ؟
من رئيس جانگ مين هو رو ديدم
اون ميدونست کجايي؟
براي کساني مثل اون سخت نيست که بفهمه من کجام
يعني چي؟
من ميتونستم حدس بزنم بدون اينکه به من بگي
اون قبلا هم احساس ميکرده يکي از ما ميخواد بهش خيانت کنه
با اخلاقي که اون داره احتمالا به اين سادگيها از کنارش نميگذره
درسته
من مطمئنم که اون براي حمله به من داره خودشو آماده ميکنه
پس...فقط اون پسرها کافي نيستن
من کارهايي کردم
من فقط براي شما نگرانم
نيازي نيست نگران من باشي
وقتي در کارهاي تجاري هستي
آدمهايي رو ميبيني که از رئيس جانگ خطرناکتر و وحشتناکترن
اما نهايتا همشون در برابر من تسليم شدن
اما من کنجکاوم ببينم جانگ مين هو چيکار ميکنه
متشکرم از اينکه اومديد
ما شنيديم که مخفي شدي
فکر ميکني من جنگم رو بدون اسلحه شروع ميکنم
پس واقعا تصميم گرفتي به رئيس جانگ مين هو ضربه بزني ؟
من قبلا اين کارو شروع کردم
چرا ميخواستي ما رو ببيني ؟
من ميخواستم يک پيشنهاد بدم
چرا نمي آيد براي من کار کنيد ؟
فکر ميکني چقدر ديگه تو گروه دي جانگ مي موني ؟
همه ي کارهاي کثيفو ميکني و آخرش ازت دست ميکشن
من يک جور ديگه ازت استفاده ميکنم
من و رئيس مون کازينو هاي دي جانگ و جونگ مونو بالاخره به دست مياريم
اگه راضي بشي که با من کار کني من کازينو رو بهت ميدم تا تو مديرش باشي
من ميگم شماها ميتونيد مثل کيم جونگ وو يا تي هيوک باشيد
اين کمي پول براي شماهاست
تصميم عاقلانه اي بگير و به من خبر بده
اين 50000دلاره
اين تو رو وسوسه نميکنه
خفه شو
چي ميشه اگه کار با جونگ وو غلط باشه ؟
رئيس جانگ هم داره تنهاتر ميشه ،باک سيل جانگ هم که دشمنش شده
فکر ميکني شانسي براي زندگي کردن داريم ؟
رئيس جانگ مين هو
بله رئيس
منو ميخواستيد ببينيد ؟
..اون کسيکه خواستم برام پيدا کنيد
پيداش کرديد ؟
معذرت ميخوام
ما هنوز نتونستيم پيداش کنيم
قبلا هم ميدونستي کيه
کيم جونگ وو ازت نخواسته به کسي نگي ؟
! رئيس
من ميدونم که به اون آسايشگاه رفتي
ميدونم که ...اونها بهت گفتن که اون عکس رو ميشناسن
من همشو شنيدم
..پس حالا بهم بگو
چرا ..از من مخفيش کردي ؟
لطفا ،منو ببخشيد
جونگ وو درست مثل برادرم ميمونه ما با هم تو يتيم خونه بزرگ شديم
و اون گفت که نميخواد شما قبل از اينکه خودتون بفهميد چيزي در اين مورد بدونيد
و ازم خواست که بزارم خودش بهتون بگه
من نتونستم در خواستشو رد کنم
لطفا منو ببخشيد
..چند وقت
چند وقته که اون ميدونه ؟
من نميدونم اين حقيقته
همه چيزو گفتي ؟
اون همه چيزو ميدونست من چيکار ميتونستم بکنم ؟
ما الان بايد چي کار کنيم ؟
اول نبايد به جونگ وو بگيم ؟
بهش چي بگيم ؟
هيچي نگو
چرا همه چيز اينقدر بهم ريخته شده ؟
من جدا از اين اوضاع تنفر دارم
! هي
تو بايد مراقب باک سانگ ايل باشي
بد موقعي که بهت زنگ نزدم ؟
نه
من بايد جايي ميديدمت
حتما شُکه شدي از اينکه ميبيني رئيس جانگ به اين سادگي آزاد شده
بله
من حتي خوابشم نميديدم اينطور آزاد بشه
فکر ميکردم اين براي اون ،آخرشه
صادقانه ،من کمي ترسيدم و نگران شدم
نبرد ما شروع شد
اگه قبل از جنگ بلرزي چطور ميتوني مبارزه کني ؟
چه کار وحشتناکي رئيس جانگ در مقابل کارهاي باک سيل جانگ مي خواد بکنه ؟
با برگ برنده اي که باک سيل جانگ تو دستش داره اون بايد خيلي مراقب باشه
شيوه ي رئيس جانگ شيوه ي ادم هاي معمولي نيست
اون قبلا به من دستوري داده
تا از شره باک سيل جانگ خلاص بشم
چي ؟
خوب به من گوش بده
بهش بگو نميتوني
منظورم اينکه ...بگو اين کارو نميکني
دوباره ميگم
No comments yet. Be the first to leave one.