The first 200 lines.
...آنچه گذشت
تو که از قضیه "دانی" خبر داری
اما اون قرار نیست برگرده - "نیات" -
پس اتاق منو دادی رفت؟
گریسلند" بدون تو صفایی نداره"
آقای مایکی
برنامه روانشناسی از طرف اداره
برو.هرکسی تو شهر اسباب بازی های ناجور ما
میتونه یکم بره روانشناسی کنه
"صدام کن "خوان
تو یه "روانپزشک" نیستی،درسته؟
نه من افسر کنترل تو هستم واسه تحقیقاتت
"در مورد "پاول بریگز
بهش نزدیک بشو باهاش دوست بشو
همونیم که میخوای
جیک 1000تا گلوله "جلیقه" سوراخ کن پیدا کرده
"تو به "بلو" بگو که در اردوگاه نظامی "پندلتون
یه نفر داری که گلوله میفروشه....یه تکاور دریایی
که تویی - من شبیه ـشم،درسته؟ -
در موردش فکر کردم نقشه ات عالیه
معامله میکنیم؟
آره،معامله میکنیم
میدونی "هیت ران" چیه؟
هیت ران" وقتی اتفاق میفته یه نفری
واسه اینکه گیر نیفته به طور نامنظم چندجا
میپیچه یا سرعتش رو کم میکنه
طرفمون،"ادی"،همین الان 1.2میلیون گلوله غیرقانونی خرید
اون همیشه،همون "هیت ران" رو اجرا میکنه
تو میدونی که اونجا میره
اونهاشن
آماده ای که "بلو" رو ببینی؟
داشتی با کی حرف میزدی؟
هیچکی
گریسلند...فصل اول...قسمت سوم
همم
کی؟
"تفنگ رو بیار پایین "پاول
امروز،روز خوبی واسه مردن نیست
"بلو"
...میدونم حس میکنم قبلا هم رو دیدیم
ادی" زیاد ازت صحبت میکنه
همش خوب بوده،مطمئنم
چرا رو رفیقت اسلحه کشیدی؟
شنیدیم که کارکنات توسط "بابی موای"سرقت شدن
و بعدش یهویی،تو درخواست یه ملاقات رو دادی
ما اومدیم داخل اینجا و دیدیم افرادت
به سمت ما نشونه گرفتن ...چراغ برق
تو فکر میکنی یکی از ما به این ماجرا ربط داره
عقلت خوب کار میکنه
"من تورو نفروختم،"بلو
تنها آدم جدید این اطراف اونه
اوه،نه،نه،نه،نه
من به کسی چیزی نگفتم
دهن کثیفت رو ببند
من بخاطر تو حاضر نیستم تیر بخورم
مایک،با من حرف بزن جونت رو نجات بده
باشه،ما با "ادی" معامله کردیم
و بعدش من مستقیم رفتم به پایگاه
اگه حرفم رو باور نمیکنی میتونی به افسر رسته من
هنری فریدلر" زنگ بزنی و ازش بپرسی"
اون همون چیزی رو میگه که من موقع برگشت به پایگاه امضا کردم
بله،دوست من
کسی شماره رو واسه این تکاور دریایی داره؟
باشه،باشه،گوش کن
من کسی رو نفروختم
یا شاید بعد از خرید،اونا رو تعقیب کردی
و بعدش مکانشون رو به "بابی" گفتی
خب،چجوری دنبالشون کردم؟
فکر نمیکنی،"ادی" نمیفهمه یکی دنبالشه؟
تو خفه شو،پسر ارتشی
...ادی
...وقتی معامله رو انجام دادی تا محموله رو بیاری واسه من
یه "هیت ران" رو اجرا کردی؟
معلومه که اجرا کردم
پس همه ی اون پیچ ها گول زننده و
....رد گم کنی ها و همش رو انجام دادی؟
!همیشه اینکارا میکنم
پس افراد "بابی" از کجا فهمیدن؟
پس از کجا فهمیدن که تو کجایی؟
کوره رو روشن کن
جز سازنده اصلی در گلوله چیه،مایک؟
سرب قربان
درسته
"اسلحه ات رو بیار پایین "ادی
ازش دور نشین به طرفش نشونه بگیرین
بلو" من هیچوقت به تو خیانت نمیکنم"
...مایک،پاول
شاید این موضوع از داخل بوده باشه
هان؟
ببینید،ما شروع خوبی با هم نداشتیم
اما گذشته ها گذشته تفنگاشون رو از کف زمین بردارید
شنیدم کار با اسلحه ات عالیه
درسته
اوه،خدایا،خیلی نزدیک بود مایکی
آره،خیلی نزدیک بود خیلی احمقانه بود
دارم خیلی عرق میکنم - اوه عزیزم،فقط نفس بکش -
رسیدیم به پله ی آخر پسر حالا دیگه با رییس سروکار داریم
هان؟ - بلو -
رو سر من اسلحه گرفته بودی
دو تا تفنگ و توام باش نقش بازی کردی
مثل نقش "براندو" بازی کردی "بازگیر نقش پدر خوانده:کورلئونه"
میدونی چیه؟واسه یه لحظه منو ترسوندی اونجا
اما بعدش اون پایگاه نظامی "پندلتون" رو در انداختی
چی؟"هنری فریدلر" کدوم خریه دیگه؟
اون مربی فوتبالم بود در دوران دبیرستان
...دبیرستانت
مربی فوتبال دوران دبیرستانت یاخدا
و جوری که تو واسه اون سرهمش کردی و موفق بود
میدونی؟مثل یه حرفه ای
"عجب غریزه ای داری "مایکی اونجا خیلی چیزا رو بهم نشون دادی
واقعا اینکارو کردی - فکر کنم دارم مریض میشم -
باید ماشینا بزنی کنار نه نه..از شر اون صدا خلاص شو
وایسا - چی؟ -
وایسا و تا میتونی داد بزن
همین حالا انجامش یده انجامش بده...جواب میده
انجامش یده
آره..همینه
احساسش کردی،نه؟ - آره -
منم همینجور داداش منم همینجور
منظورم اینه،بهتر از این دیگه نمیتوستیم جورش کنیم
میدونی جوری که من اون توپ رو در مورد "هیت ران" بهت قالب کردم
تو جوری اونو گرفتیش که فقط رفتی مثل "لبرون" سفید بندازش تو سبد "لبرون جیمز:بازیکن سیاه پوست بسکتبال"
آره - آره،انداختمش -
من فکر میکردم تو میخوای منو بکشی
آره
وقتی ازت پرسیدم داشتی با کی حرف میزدی
میخواستی چی بگی؟
...اوه،من فقط
یه چیزی سرهم میکردم تا اوضاع خوش پیش بره
من فقط...من فقط یه چیزی در موردش سرهم میکردم داداش
سرهمش کنی
تو به حرکتش در آوردی
"به حرکتش درآوردی مامور ویژه "مایک وارن
خب بچه ها،من یکم ویروس "زامبی" دارم
خیلی سریع آرومتون میکنه
هی،هی گوش کن - ازم نپرس محتویاتش چیه -
من که آرومم
هی،تو یه تفنگ رو سرت بوده،درسته؟
بهونه ی ما رو واسه نوشیدن "زامبی" نادیده نگیر
آره،خودخواه نباش
جیک"...بیا اینجا عزیزم"
"به من نگو "عزیزم
به سلامتی،زندگی،دروغ و عشق
نوش - به سلامتی زندگی-
عالی
"اوه،باید اسم این آشغال رو بذاریم "نسیان
یادم رفته بود اینجور مزه ای میده خیلی مزه گهی میده
وقعا مزه گه میده
آره - بیاین،یه دور دیگه -
آه...من اون دستبند رو میشناسم
اون رو "آلینا" دست میکنه،درسته؟
فکر میکردم قراره از روسی ها
خودت رو بکشی بیرون
یه هفته وقت دارم تا سر و تهش رو هم بیارم
شنیدی که "دانی" به "میامی" منتقل شده،درسته؟
جای خوبیه واسش - واقعا هم خوبه -
کوزمانوف" مرده ی "دانی" رو میخواد"
خب، آه،ما داداشش رو دستگیر کردیم
اون اتفاقیه که میفته
آره،اما کل مافیای روس
مرده ی اون رو نمیخوان فقط "کوزمانوف" اینو میخواد
"که چی؟فکر میکنی با دستگیری "کوزمانوف
ممکنه،"دانی" برگرده؟ - اوهوم -
"این فراتر از اختیارات ماست،"لورن -
ببین،"کوزمانوف" واسه فردا یه برنامه ای ریخته
من امشب باهاش بودم
500 - "یالا "کوزمانوف -
"چیه،میخوای داداشت رو با یه بازی "پوکر"
از زندان بکشونی بیرون؟
واسه کشتن اون مامور حرومزاده ای که
سرش کلاه گذاشت،نیاز به پول ندارم
شاید یه نقشه هایی داشته باشم
کار عظیمیه - آره،آره -
خب،نقشه تو چیه؟
جدی؟ یه تماس "بیا خونه خالی" دوباره؟
"حتی نزدیکشم نبود،"سی.آی
""یعنی خبرچین اینجا"
سکس نیمه کاره " C oitus I nterruptus: اولش با سی.آی شروع میشه"
ویستلر"ـه" همیشه مایه ی اذیت و آزاره
نه نیست...اون فقط یه کم محتاجه
ویستلر"؟" - آره، اون متافتامین (شیشه) میزنه -
قبلا زیاد سر و صدا میکرد حالا واسه من کار میکنه
بسیارخب بچه ها،من باید این جمع رو ترک کنم
نه،نه،نه،نه،نه بیا یه پیک از این هم با خودت ببر
نه،من خوبم - ....چارلی -
باید تماسی داشته باشم
سلام،زامبی ها - سلام بچه ها -
سلام داش - "سلام "بریگز -
میخوام برم به بار حمله کنم داداش
دنبال یکم دردسرم،رفیق
نه نیستی - هستم -
یالا رفیق؛من نیروی پشتیبانی نیاز دارم،بیا بریم
نه،من به همه ی بچه های "اف.بی.آی" خودم نیاز دارم
فردا یه عملیات داریم داداش
"فقط "اف.بی.آی - آره -
آره...تو و "پیجی" هم میتونین توش شرکت کنین میاین؟
میدونی چیه؟ نه،فدای تو
من دارم میرم به شهر یه نگاهی بندازم
پیجی"،تو هستی؟"
چی شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.