The first 200 lines.
...آنچه در هیون گذشت
جودی؟- جلوتر نیا-
نمی دونی که من چی کار کردم
یه سر اومد رستورانم
همه جا رو سوزونده
جودی برای زنده موندن باید نور رو جذب کنه
طاقت بیار نمی ذارم بمیری
،نیتن دنبال مارا نمی گرده داره باهاش همکاری می کنه
!نیتن
پارکر- با مارا حرف نزن-
،با من حرف بزن تنها راهیه که می تونم باهاش مبارزه کنم
باهام برقص پارکر
آدری- بله-
داره جواب می ده- تو می دونی اونا کجا هستن-
نیتن دست و پاش رو بسته
این دیگه چه وضعشه مگه اومدین ماه عسل
سرت داره منفجر می شه نه؟
،واقعا کمکم می کنی که یه دردسر رو رها کنم
که مردم رو نمی کشه؟
تنها کسی هستم که می تونه این کارو انجام بده
مارا
همین الان باید با من بیای
باید دوک رو از یکی از دردسرها خلاص کنم
وگرنه منفجر می شه
درست می گه،پاگنده
و اگه منفجر بشه،همه ی شما هم
با خدا می دونه چی، منفجر می شین
باید ازت بخوام که بیرون منتظر باشی
کلبه،محاصره شده
اگه سعی کرد فرار کنه،جلوشو بگیر
کجا قراره برم؟- فقط خوبش کن-
یه سری کار اون تو دارن فقط چند دقیقه طول می کشه
...وورنوس هنوز برنگشته،پس
می دونم که از محتویات اون دفتر خبر داری
فکر کن کدوم دردسره که نمی تونه همه ما رو بفرسته جهنم؟
اسکاویل
اسکاویل،خیلی خب
خیلی خب روی همین دردسر تمرکز کن
من دستهامو میذارم روی بدنت
و میذارم که خونت روی زمین جاری بشه
صبر کن
...میخوام تظاهر کنم که
... تو آدری هستی
و بهت اعتماد دارم
دوک
دوک
مارا...میتونه بهت کمک کنه
آدری؟- خواهش میکنم-
فقط یادت باشه که تقصیر تو نیست
چی؟ چی تقصیر من نیست؟
کی در مورد تقصیر حرف زد؟
چرت و پرت نگو
باشه؟
بیا تمومش کنیم
دوک یه مشکلی داره مارا گفت میتونه بهش کمک کنه
خودت گفتی که مارا، تمام این دردسرها رو بهمون داده
چه طور میتونی فکر کنی که میخواد مردم رو نجات بده؟
دارم میام بیرون
...دوک منو باز کرد
چون هنوز زنده است
شلیک نکنین
میچل
هزاران نفر به خاطرش مردن
چرند،دردسر ،طرح نقطه نقطه
دوک حالت خوبه؟
موشِ به شکم کثیفِ من ضربه زد
به دوک یه دردسر داده؟
زنیکه ی هرزه
میچل بس کن
به این فکر کن، که چقدر باعث بدبختی و عذاب همه شده
به دخترت فکر کن
من دارم هم به خودش و هم به جودی و خودمون فکر می کنم
مارا دردسرها رو به ما داده بیشتر از مرگ حقشه
ولی در حال حاضر تنها شانس ماست تا این ماجرا رو تموم کنه
بهش احتیاج داریم آفرین،سرباز جو
ممنون،خوب گفتی
چه طوره باهاش بخوابی...جادوگرِ خبیث
خیلی خب، دوک چش شده؟
داره چرت و پرت میگه، ولی خودش فکر میکنه که همه حرفاش معنی میدن
چی؟
کسی رو نمی کشه
حالا سرباز جو ،میخواد به من دستبند بزنه
از این وضعیت داره کم کم خوشم میاد
فکر نکنم که اصلا خوشت بیاد
Haven---فصل پنجم-قسمت چهارم :مترجم Pink Lotus ...شبنم
Edit & ReSync By mA-Ad
یه کم از اون پاپ کورن هات بهم بده
همونایی که همیشه قایم می کنی
و می دونم که داری
بعد از غذای بیمارستان،پاپ کورن حقمه
ببیشتر ازاون چیزی هست که لیاقتشو داری
....چرا اینقدر عصبانی هستی
با این حال این چیزیه که بهت می دم
چت شده،وینسنت؟
تمام مدت مراقبت بودم تا حالت خوب شد
با اینکه به قیمت رهبری نگهبان ها برام تموم شد
دویت انتخاب بدی نیست
و من این کارو بدون در نظر گرفتن این کردم
که تو سعی کردی منو بکشی
که تو در مورد اصلیتت بهم دروغ گفتی
بعد از این همه سال چه طور تونستی هیچ وقت بهم نگی که
مامور هاوارد،ترتیبِ کارایِ فرزندخواندگی تو رو داده؟
پرونده یِ فرزند خواندگیت همون جایی بود که دفتر کبت رو قایم کرده بودی
اینقدر سرِ من منت نذار
قایمش کردم،که نفهمی من از یه دنیای دیگه اومدم
تا مجبورم نکنی بر خلاف خواسته ام، برم به اون غار
که البته مجبورم کردی- بس کن-
تا اونجایی که میدونم،الان برابر شدیم
نه صبر کن
الان برابر شدیم
دیو، نمی تونیم اینطوری رفتار کنیم
...اگه من و تو نتونیم به هم اعتماد کنیم
خوب نیست
خیلی خب، حالا خوب فکر کن
اون مدت زمانی که توی غار بودیم و یادمون نمیاد
یه نفر یا یه چیزی بهت حمله کرد
باید همون چیزی بوده باشه که ویلیام راجبش اخطار داده بود
و جنیفر هم با نفس های آخرش تاییدش کرد
یه چیز وحشتناک از اون در اومد بیرون
چیزی که باید پیداش کنیم و جلوشو بگیریم
پس دیگه از بازی خبری نیست
تو یه چیزی می دونی، و همه چی رو باید بهم بگی
منم چیزی یادم نمیاد
داریم در مورد شیطانی حرف می زنیم که فراتر از حدِ تصوره
فکر نمی کنی اگه می دونستم بهت می گفتم؟
،دیگه مطمئـن نیستم
معنیش اینه که وقتشه بریم پیشِ خانم آهنین
جرئـتشو نداری
منو گذاشتی وسط اتاق
همه چیزی رو داری از دسترس من دور می کنی
میخوای فکر کنم که کنترلِ اوضاع دست من نیست
پس فکر کنم یه نفر دستورالعمل نظامی برای
بازجویی رو خونده باشه
و قسمت مورد علاقه ی من
...خیلی آروم حرکت کردن
تا من فکر کنم که گذر زمان به نفع تو هست، نه من
معذرت میخوام،آقای باهوش
ولی عمر تو به اندازه نصف عمر من هم نمی شه
چرا؟- چرا؟-
چرا چی؟
چرا؟
آهان، دردسر ها رو می گی
چرا که نه؟
تا حالا بال های یه پروانه رو کندی؟
...یا
گربه ات رو به آتیش کشیدی؟
فقط برای اینکه بفهمی چه بویی داره؟
،به آتش زدن ...شکنجه حیوانات
جاتو هم خیس کردی؟
تو از یه مگس هم برام بی ارزش تری
داری سعی می کنی منو دست بندازی
ولی باورم نمیشه،تو یه ماموریت داری
میخوای اون "اتری" که ویلیام با خودش آورده بود رو پیدا کنی
بالاخره یه نفر تو رو هم در جریان گذاشت
به چه دردت می خوره؟
دردسرها به چه دردی میخورن؟
...همون طوری که گفتم
برای تفریح
...پس حداقل می تونم اسمی،درجه ای، شماره سریالی، ازت داشته باشم
کی هستی، چی هستی، اهل کجایی؟
چیزی نمی گی؟
حدس میزدم
البته فرقی هم نمیکنه،ماموریتت تموم شد
و دیگه کاری هم از دستت برنمیاد
تنها سوالی که باقی می مونه اینه که، چقدر دیگه زنده می مونی؟
انتقامی که میچل دنبالشه
تمام نگهبان ها از جمله خودم
خواهانش هستیم
من می تونم دردسرها رو درمان کنم
چیه؟ مگه دنبال همین نیستین؟
از کجا بدونم که برای نجاتِ جونت،دروغ نمی گی؟
خیلی خب
من یه نفر رو درمان می کنم
غلت خوردن یا گره زدن؟
دوک؟
با زبونم شاه ماهی رو پاک کردم
یه دردسر داری
به خاطر من فعال شده؟
بعد از مرگ من از بین میره؟
ردپای گاو وحشی رو نگه دار
ازت میخوام که حقیقت رو به بچه هام بگی
وقتی که یاد گرفتی دوباره حرف بزنی
شوهرم،گوین منو ترک نکرد
وقتی که اخراج شدم،وضعمون خیلی بد شد
برای همین هم گوین تصمیم گرفت که یه کاری کنی
که برای چندین سال دیگه به پول نیازی نداشته باشیم
ولی باید برای بیل دیمئـو یه کاری می کرد
ریسک احمقانه ای بود
،گوین مرده
و همه اش تقصیر منه
امیدوارم حرفامو متوجه بشی
کبدهای مملو از آهن توی اسید ترکیدن
بهم قول دادی 24 ساعت وقت دارم
طرفِ سرخ پوست امریکایی رو بگیر
چی؟
اگه دلشو داری زنبور عسل رو غلغلک و بده و فرار کن
این همون دردسرِ جدید هست که مارا بهت داده؟
دیدم ،بهتر به نظر میای
اینم دفتر لعنتی ات
دوک، من دیوونه نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.