The first 200 lines.
...آنچه گذشت
فين" کجاست؟"
.دنبال تو ميگرده
.26تا شمردم
.سرباز به نظر نميان
باهاشون چيکار کردي؟
.دوستات اينجا نيستن
.بايد بريم
يه آدمکش رو به يکي
.از روستاهاي من فرستادي
،بعدا حرف ميزنيم. در ضمن
.از دوستت استفاده ميشه که پيامي رو بفرسته
.بريد يا ببميريد
.اين يکي رو براي پروژهي سربروس علامت گذاري کن
.اولين دوز از همه بدتره
.احساس ميکنم.... يه ريپره
.نه
.حالا ميبريمش خونه
.رخنهاي توي انبار هست
.حتي ذرهاي تشعشات ميتونه بکشدشون
اگه خون اون رو توي
...سيستم تو به گردش بندازيم
.ميتونم خوبش کنم
.به عمد درمعرض تشعشعات قرارش دادن
.درمان هاي متعارف مزخرفن
اونا همشون زميني اند؟
.بقيه رو جا نميزارم
چه چارهي ديگهاي داريم؟
.داوطلب ميشم - ."تحت تاثير قرار گرفتم، "جاسپر -
.و عميقا سپاسگزارم
شما نجاتمون داديد، درسته؟
.اين حداقل کاريه که ميتونيم بکنيم
.کمک. درو باز کنيد
.4دقيقه و 10 ثانيه
.داريم پيشرفت ميکنيم
.خواهش ميکنم. درد داره
.درد ميکشه. ميارمش تو
بهش اعتماد داري که اينا رو لو نده؟
.حتي شايد همه چيز رو لو بده
خون 47 نفر ميتونه"
".راحل دائمي ما باشه
.اين چيزي بود که گفتي
."علم زمان ميبره، "کيج
در هر موفقيتي
.بن بست هايي هست
به اون ميگي بن بست؟
.اون يکي از ماست
.نه. معلمومه که نميگم
.به اون ميگم قرباني کردن براي بهتر شدن
.درو باز کنيد
.سرشماريِ غير نظامي ها، 9 صبح اتفاق ميوفته
همهي غير نظامي ها بايد توسط سرپرست خودشون .سرشماري بشن
.بايد راه ديگهاي باشه
.نيست
.پيام فرمانده واضح بود
.بريد يا بميريد
.16ساعت وقت داريم
فکر ميکني بايد به راحتي تسليم بشيم؟
.اينجا خونهي ما نيست
.مال اوناست
،بخاطر اينکه "کين" واسهي صلح کردن رفت
شانسي به ما داد که بدون خونريزي
.به زندگي ادامه بديم
و "مارکوس" الان کجاست؟
هنوز توي زندانه؟
ميخواي همونجا ولش کني؟
.مثل بچهها توي ماونت وذر
اگه فرار کنيم، کي اونا رو نجات ميده؟
.اونجا نبودي "ابي". من ديدمشون
جنگجوهايي که از بچگي تعليم ديدن
.بجنگن و بخاطر براي هدفشون بميرن
و همين الاني که صحبت ميکنيم، دارن به سمت اردوگاه .ما لشکرکشي ميکنن
و وقتي بهت ميگم تصميم درست اينه که
،زنده بمونيم
.تا بتونيم برگرديم و وقت ديگهاي بجنگيم
.خانم، قربان
.مردم عصبانياند
حرفي از طرف صدراعظمشون
.ميتونه خشمشون رو پايين بياره
.البته - ،بدبختانه، قربان -
.دکتر "گريفن" هنوز سرکردهاند
،تا زماني که بشه راي گيري کرد
.يا بخواين قدرت رو بهشون واگذار کنيد
منتظر چي هستي؟
حاضر نيستم مردممون رو به سمت
."بيابون راهي کنم، "تلونيوس
.نه تا زماني که سعي نکرديم راه ديگهاي رو پيدا کنيم
.باهم باهاشون حرف ميزنيم
صدراعظم؟
.گوش کنيد
،تا الان همتون شايعه رو شنيديد
.و متاسفانه، حقيقت داره
.زمينيها دارن ميان
.تصميم سختي داريم که بايد بگيريم
"شکرخدا، صدراعظم "جاها
.دوباره پيشمون برگشت
.و همهي گزينهها رو مطرح ميکنيم
...ولي محض احتياط
.بايد همين الان جمع و جور کنيد
.هرچي که ميتونيد حمل کنيد
.شايد هر لحظهاي بخوايم بريم
کجا ميريم؟
.جواب اينه که نميدونم
.ولي اسم يه جايي رو شنيدم
.شهر نور
.اونور بيابونه
چي باعث شده فکر کني ميتونيم به اونجا برسيم؟
.چون به اينجا رسيديم
،ايمان دارم، و الان
،چاره رو ميگم
.واسهي من به اندازهي کافي خوبه
.واسه ما نيست
اگه بريم، چه بلايي سر
آدمامون توي ماونت وذر مياد؟
...همينطور که مادرت گفت
.تصميم خيلي سختيه که بايد گرفت
ولي وقتي وفتش برسه
:براي تک تکمون سئوالـه
اينجوري حکايت مردممون تموم ميشه؟
اين همه را رو اومديم که فردا بميريم؟
چون اگه تا طلوع خورشيد
،نرفته باشيم
.دقيقا همين بلا سرمون مياد
.تصميمي گرفته نشده
درضمن، لطفا به سرپرستتون گزارش بديد
.و آذوقههاي ضروري رو جمع کنيد
هي، کجا بودي؟
.توي سفينهي سقوطي
.بايد همين الان باهام برگردي
چرا؟ چي شده؟
.توي راه توضيح ميدم
.وسايل پزشکي رو هم بيار
.جلويِ در "ريون" منو ببين
.تقصير منه
.زميني ها بخاطر من حمله ميکنن
زميني ها حمله ميکنن چون
.کاشون همينه
.با "بلامي" برو
.مامانت گفت تصميمي گرفته نشده
.اگه تغيير کرد، خبرت ميدم
.چيزي نيست. چيزي نيست
.مهار شده
.باورم نميشه دوباره برگشتم به اين
ميتوني کمکش کني؟
.نميدونم
.ميدونستم ماونت وذر ريپر ها رو کنترل ميکنه
.ولي فکرشم نميکردم اونا رو ميسازه
...اگه ميتونن اين کارو با "لينکن" کنن
با دوستامون چيکار ميکنن؟
.از بالا آوردن خسته شدم
.من از انگولک شدن خسته شدم
ببينيد، ميدونم اين مزخرفه، ولي
،تا زمان که بنظر بياد همکاري ميکنيم
.داريم واسه خودمون زمان ميخريم
زمان واسه چي؟
،من ميگم اگه قراره اينجا بميريم
.بايد درحال فرار کردن بميريم
،اين پيشنهاد رو وارسي کرديم. بعد از اينکه "کلارک" رفته
.فراري وجود نداره
فقط بايد به اندازهاي دووم بياريم که
.راهي پيدا کنه مارو از اينجا بياره بيرون
اگه راهي پيدا نکنه چي؟
اگه زنده نمونده باشه چي؟
اگه اين فقط داستاني باشه که بهمون ميگن
تا واقعيت اينکه کشتنش رو پنهون کنن چي؟
پس هيچکي به کمکمون نمياد
.و ما هم دقيقا کاري رو ميکنيم که اونا ميخوان
.جاسپر"... ميدونم تو هم بهش فکر کردي"
.خيلي خب پس. فرار ميکنيم
.نه
.حقيقت رو پيدا ميکنيم
چطور؟ - مجريم، نه؟ -
.پس بيايد مجرم باشيم
.تشنج گرفته
پس، معنيش چيه؟
پاش چي شده؟
.بهش شليک کردم
.کلارک"، خون زيادي رو از دست داده"
.ميتوني روي گردنش نور بندازي
.جاي سوزن
فکر ميکني دارو بهش دادن؟
.احتمال داره
."لينکن"
حقيقت داره؟ داريم تخليه ميکنيم؟
.همين الان دستورش رو دادم
.پسرم هنوز داخل ماونت وذره
،ديويد"، ميدونم، و باور کن"
.اگه راه ديگهاي بود، همونو ميرفتم
،ولي بهت قول ميدم
،به محض اينکه جاي امني پيدا کنيم
.راهي پيدا ميکنيم تا بيرونشون بياريم
.من جايي نميرم
.چرا ميري
.محافظ ها تخليه رو رهبري ميکنن
.اگه بموني، داري از دستور سرپيچي ميکني
.پس بهم دستور بده که بمونم
پدر و مادر بچههاي گمشدهي ديگه هم
.جايي نميرن
.ميتونم ازشون محافظت کنم
.اين کار به اين معنيه که بهت دستور ميدم بميري
No comments yet. Be the first to leave one.