Elsbeth

Elsbeth

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Elsbeth S02E14 Scenes from an Italian Restaurant 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 14 Elsbeth زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-21
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

عجله کنین، راه بیفتین

خب، این آخرین توقفمونه

توی تور جرایم مشهور نیویورک، دوستان

حالا کنار هم بمونین. بجنبین

راستش اون پیک‌نیکِ «دونده‌ی سنترال پارک» خیلی بی‌سلیقگی بود

ولی باز یه جورایی از اون سواریِ «پارتیزان مترو» بهتر بود

بچه‌ها ببخشید

فکر می‌کردم تور جرایم مشهور یه جورایی عجیب و باحال باشه

آخ، هنوز امیدی هست، ای.تی

مجبوری اونجوری صداش کنی؟ آره

من که دوست دارم. ما خیلی وجه اشتراک داریم

اوهوم

خیلی خب

۴۳۴ اینجا پاپتاست، خیابون مال‌بری شماره

صحنه‌ی یه قتل مافیایی بدنام

و لوکیشن فیلم کلاسیک جناییِ فرانسیس مارتینو

یعنی فیلمِ «شهر روی لبه‌ی چاقو»

تا حالا ۵۰ بار دیدمش. دی‌وی‌دیِ نسخه‌ی کرایتریون رو هم دارم

اوه، من هیچ‌وقت ندیدمش. آره، منم همین‌طور

شوخی می‌کنی! نه اصلاً

اوکی، همین الان باید ببینیمش

خیابون مال‌بری. کل این فضا آدم رو یاد فیلما می‌ندازه

یادت می‌آد سال ۱۹۹۸ کجا بودی؟

اممم... تو دو سالت بود

و موقع یاد گرفتنِ دستشویی رفتن خیلی لجبازی می‌کردی

مامان، همین الان از رستوران می‌رم بیرون‌ها

بیل کلینتون به خاطرِ

اون قضیه‌ی پرسروصدای مونیکا استیضاح شده بود

و بریتنی هم تازه با آهنگِ

«یک بار دیگه بهم ضربه بزن» ترکونده بود

اینجا توی نیویورک

شهر روی لبه‌ی چاقو بود

جنگ بین خانواده‌های مافیاییِ

دل‌پونته و نووا در حال شکل گرفتن بود

اونم سرِ کنترلِ باج‌گیری‌ها

و وقتی سربازِ خانواده‌ی دل‌پونته

گولدی مورسکو، نوشیدنی رو پاشید توی صورت ادی نووا

توی کافه‌ی «آیرون هورس»، اوضاع دیگه داشت از کنترل خارج می‌شد

۱۹۹۸ تصورش کنین: اول جولای

گولدی داشت شبش رو همون‌جا تموم می‌کرد

در حالی که خیلی گوش‌به‌زنگ بود

یه گیلاس شرابِ «نرو داوولا» داشت با یه بشقاب

اسپاگتی پوتانسکا

اوه، داریم آخرین وعده‌ی غذاییِ گولدی مورسکو رو می‌خوریم

باحاله. اونا ماهی آنچوی هستن؟

می‌دونی چقدر سدیم توی...؟ هیس

اون موقع، ادی نووا خیلی بی‌صدا خزید توی رستوران

مثل گربه

و گولدی رو غافلگیر کرد

ادی یه دربازکنِ بطری از روی پیشخون برداشت

درست وقتی که گولدی داشت چیزی رو که قرار بود

آخرین لقمه‌اش باشه قورت می‌داد. هی، گولدی

منو یادت می‌آد؟

کثافت

بعد ادی اونو فرو کرد توی سینه‌ی گولدی

این یه قضیه‌ی شخصی بود

برای تموم کردن کارش، ادی

اسلحه‌ی گولدی رو برداشت و دو بار بهش شلیک کرد

با سبکِ مخصوصِ خودش: بنگ، بنگ

دو تا تیرِ پشت‌سرهم به سینه

بعد ادی جیم شد

به همون سرعتی که اومده بود

چیزی که ادی متوجه نشد

این بود که جین جنتی، یه گارسونِ جوون

داشت از توی تاریکیِ راهرو نگاه می‌کرد

و کل ماجرا رو دیده بود

سه روز بعد

خانواده‌ی دل‌پونته انتقام گرفتن

و ادی رو توی ورودیِ خونه‌ی خودش به رگبار بستن

و این‌جوری خونین‌ترین تابستونِ

تاریخ مافیا شروع شد

جنگی که عملاً هم خانواده‌ی دل‌پونته

و هم خانواده‌ی نووا رو از بین برد

و پایانی بود بر یک دوران توی نیویورک

اگه از نزدیک نگاه کنین

هنوز می‌تونین جایی که خون

توی زمین نفوذ کرده رو ببینین

اممم

فقط چند تا سؤال داشتم، اگه اشکالی نداره؟

واسه همین این پیکسل رو زدم. اوه

درسته. اگه گولدی انقدر گوش‌به‌زنگ بوده

چطور اجازه داد ادی غافلگیرش کنه؟

صندلیش هم که رو به در بود

شاید گولدی مست بوده

هوممم

و چرا قاتل باید از یه دربازکنِ روی پیشخون استفاده کنه

اونم وقتی که برای کشتنِ یکی اومده؟

و مگه گنگستری مثل ادی نووا نباید اسلحه‌ی خودش رو

برای تیر خلاص داشته باشه؟ چرا از مال گولدی استفاده کرد؟

شاید برای اینکه هویتش فاش نشه؟

آره، ولی پس چرا از امضای خودش یعنی اون بنگ-بنگ

و دو تا تیر به سینه استفاده کرد؟

این‌جوری که لو می‌رفت

نمی‌دونم. به نظر شما این قتل

یه جورایی ناشی از تصمیمِ آنی نمی‌آد؟

یه جورایی کثیف‌کاری و بدون برنامه؟

یا شایدم ادی اصلاً اون‌قدر باهوش نبوده

اگه از تور خوشتون اومد، و حتی اگه نیومد

لطفاً بهم

توی «یلپ» پنج ستاره بدین

و همین‌طور توی «تریپ‌ادایزر»

هی، اون کیه؟

اوه، اون جین جنتیِ واقعیه

همون گارسون جوون که کنار بازیگری که نقشش رو بازی می‌کنه عکس گرفته

خیلی شبیهن، مگه نه؟

اون جین جنتیه؟

ببخشید

بله؟ مامان، داری چیکار می‌کنی؟

من بیرون می‌بینمتون. شما همون گارسونِ جوون هستین؟

آره. تنها شاهدِ ماجرا؟

آره. معرکه‌ست

می‌تونم چند تا سؤال ازتون بپرسم؟

اجزای داستان با هم جور در نمی‌آد

و منم... یه جورایی روشون حساس می‌شم

خانم، شما کی هستین؟ یه تهیه‌کننده‌ی فیلم دیگه؟

پادکستر؟ خبرنگار؟

لطفاً، ما دیگه به اندازه‌ی کافی از این چیزا داشتیم، خب؟

اوه، نه، نه. اسم من السبت تاسیونیه

یه جورایی با پلیس همکاری می‌کنم

نمی‌خوام اینو مخفی کنم

پاپتا! چی؟

بهت گفتم اونو نیار اینجا

اوه، تو به من گفتی؟

از کی تا حالا تو به من دستور می‌دی؟

خب، ما قطعاً توافق نکردیم. می‌دونی چیه؟

بذار من به کارها برسم

تو هم پاستات رو درست کن

فکر کردم تور تموم شده

این ربطی به تور نداره، خب؟

برو توی همون خونه ولو شو

برو کفشات رو ببر پیاده‌روی

شما

بفرمایین خانم، اینم اطلاعاتی که خواستین

بله، ما خدماتِ کترینگ هم داریم

اممم... بله، خوبه که آدم بدونه

در موردِ... کترینگ

این آدرسه؟ با یه ساعتِ مشخص

می‌خواد بعداً باهات قرار بذاره

فکر کنم می‌خواد یه چیزی درباره‌ی قتل بهم بگه

خب که چی؟ نمی‌تونی همین‌جوری بری سرِ قرار باهاش

اونم توی یه خیابون فرعیِ تاریک. اگه یهو دخلت رو آوردن چی؟

بی‌خیال بابا. یعنی تو اصلاً کنجکاو نیستی؟ نه اصلاً

می‌خوام برم خونه و یه چیز احمقانه ببینم

که توش هیچ‌کس نمیره

ببخشید، ولی مگه مامانت رو نمی‌شناسی؟

امکان نداره اون نره

خب، منم نمی‌تونم بذارم تنها بره

ممنونم

پس هر دوتا با من می‌آین؟

الان دیگه یه جورایی داره باحال می‌شه، نه؟

افتادیم دنبال یه ماجراجویی

فکر کنم باید همین‌جا باشه

انگار یه تصادفی رخ داده

کایا. کایا

ببخشید. معذرت می‌خوام

آره، هنوز توی گشت‌زنی‌ام

شاید بخوان چند تا «تحفه‌ی» دیگه مثل

کارآگاه ریورز رو امتحان کنن قبل از اینکه نوبت به من برسه

تو همه‌ی مراحل رو گذروندی

دیگه باید نزدیک باشه، مگه نه؟

هی. شماها اینجا چیکار می‌کنین؟

اوه

داستانش مفصله

قرار بود اینجا یکی رو ببینم

وایسا، خودشه. جین جنتی

دیدی؟ مامان، این بلا می‌تونست سر تو هم بیاد

چی شده؟

به نظر می‌آد یه ماشین پیچیده سمتش و زده بهش و فرار کرده

تصادف و فرار

قرار بود جین جنتی رو ببینی؟ چرا؟

که درباره‌ی قتل گولدی مورسکو در سال ۱۹۹۸ حرف بزنیم

اون پرونده رو می‌شناسی؟

می‌شناسمش؟

اون اولین پرونده‌ی بزرگ من به عنوان کارآگاه بود

و جین هم تنها شاهد من بود

کنجکاوم بدونم چی می‌خواسته بهت بگه

شاید یکی نمی‌خواسته ما بفهمیم

ای وای. پاپتا

یه زن مگه چقدر می‌تونه تحمل کنه؟

فقط ۱۹ سالش بود که کل خانواده‌اش از بین رفتن

توی سه ماه، به ۱۴ تا مراسم ختم رفت

و روز عروسیش

با لباس سیاه و به تنهایی تا پای محراب رفت

اوضاعش از «رُز کندی» هم بدتر بود

فرانسیس مارتینو می‌تونست اسم فیلمش رو بذاره

«۱۴ مراسم ختم و یک عروسی»

ببخشید. همین‌جوری به ذهنم رسید

داری بهم می‌گی شوهرم مُرده؟

آخه چطور ممکنه؟

در-در واقع انگار زنده مونده

اوه، خداروشکر

خداروشکر. یکی توی جمعیت یه چیزی گفت

واسه همین من

کجاست؟ باید پیشش باشم

من می‌برمتون خانمِ دل‌پونته

کارآگاه فلمینگ

شما رو یادمه

اوه، خیلی خب. اوه، عزیزم

منم، پاپتا

منم، کوچولوت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left