The first 200 lines.
راستش، یه چیزی هست
که نتونستم بگم
اون چیه؟
من کیم سون جونگُ دوست دارم
هر بار که می بینمش عصبی میشم
چون هربار که می بینمش، شرمنده میشم
هر بار که می بینمش می خوام ادم بهتری بشم، یه مرد خیلی خوب
امروز روز عجبیه
مگه نه؟
من این یکی رو برمیدارم
***قسمت هشتم***
!سریعتر! زود باشید
هنوز کارتون تموم نشده؟ میشه عجله کنید؟
!تقریبا تموم شد
چیه؟ چیزی پیدا کردید؟
هیچی. یه قطره خونم نبود
فکر نمی کنم این همون ماشین باشه
نه، دوباره نگاه کن
!بیا! زودباش بیا
!قبلم داره از دهنم میزنه بیرون
.:.:(tabbassom_m)ترجمه و زيرنويس : شيــما:.:. مَريم
بالاخره، زمان جلسه هیئت مدیره مشخص شد
شرکای طلایی شما رو معرفی می کنه و اعضا هیئت مدیره و اتحادیه حمایتتون می کنن
با این حساب، می تونید بدون مشکل تا مراسم تنفیذ به کارتون ادامه بدید
کیم سون جونگ؟
بله، جناب رئیس
من برنامه های ارائه شده ی شما رو برای روز تنفیذ حکم ریاست ُ بررسی کردم
از برنامه اولی خوشم اومد.با همون اولی ادامه میدیم. درضمن، هر چیزی که برای حضور مطبوعات لازمه رو هم اماده کن
فهمیدم.در موردش با مسئول روابط عمومی صحبت می کنم
ببینم، فکر نمی کنی دادن جزئیات همه دستورات اونم شخصا کار چندان حرفه ایی نیست؟
ببخشید؟
خیلی دوست دارم هرچه زودتر کارتو تو دفتر من شروع کنی
بله. بله
پس، حسابی تلاشتو بکن
کانگ. عذر می خوام دیر کردم
بریم تو
چرا ازم خواستی بیام اینجا؟
کانگ، فردا روز مهمیه، پس من باید هماهنگ کننده ی کارات باشم
روز مهم؟
رئیس شرکای طلایی برمیگرده کره
برای معرفی و تقدیر از خدمات برجسته ی اقای کانگ در قضایایِ مربوط به هرمیا
رئیس؟
در ضمن باید شرکتی که هرمیا رو دست میگیره رو هم مشخص کنه و یه سری هم به بقیه ی شرکتای سرمایه گذاری بزنه
هرمیا هنوز ورشکست نشده.برای انتخاب خریداد یه کم زود نیست؟
در هر حال، هرمیا ورشکسته میشه
دو ماه دیگه، اونا یه رئیس جدید انتخاب می کنن
تو یکی از نامزدای اصلی هستی.پس سعی کن روشون اثر خوب بذاری
این خوب به نظر میرسه
کوچیکه
می تونم کروات بزنم؟
باید خل شده باشم
بهت گفتم با ادمای تو شرکت قاطی نشو
اون بود که شروع کرد
اوه خدایا!اون یارو از معاونت فرهنگی بود؟
معاون فرهنگیه همون نیست که خیلی جذابه؟
اره. همیشه با من خیلی سرد رفتار می کنه
اما هر وقت شروع می کنه مشروب خوردن همچین تعارفایی بهم میزنه ،
پس،هر دوتاتون تحت تاثیر الکل بودید؟
اره. فقط در حد یه بوسه بود
می بینی. می دونستم این اتفاق می افته
یارو یه بازیگره
اون قبلابه خاطر رابطه با یه زن متاهل از یه شرکت بین المللی اخراج شده
اوه واقعا؟راست میگی؟معاون فرهنگی! ای وای خیلی شرمنده شدم
تو باید کار کنی. پس
فکر کنم بهترین کار اینه که هر دوتون خیلی طبیعی همدیگه رو ندیده بگیرید
چرا غذاتو نمی خوری؟
اوه، اره باید بخورم
اوه رئیس اینجاست
نه. لطفا بشینید و غذاتونو بخورید
لطفا بشینید. منم اومدم اینجا غذا بخورم
... چیه ،میخوام غذامو
از غذاتون لذت ببرید
نوش جان
نوش جان
چرا اینجا تشریف اوردین ، جناب رئیس؟
واسه چی؟ برای غذا خوردن
اگر بخواید اینطوری رفتار کنید، ممکنه سو ء تفاهم پیش بیاد ، قربان
باحاله. درحالیکه من می تونم راحت صحبت کنم تو مجبوری رسمی حرف بزنی
بیا بگیر. تو رولت تخم مرغ دوست داری
دو روز اینده رو چیکار می خوای بکنی؟
از غذاتون لذت ببرید
منظورتون از "روز" وقتیه که ریاست منصوب بشنه؟
اگر قرار دیگه ای نداری، بیا باهم شام بخوریم. می خوام باهات جشن بگیرم
عذر میخوام- من باید غذاتو بدم بخوری؟-
متوجه شدم. دو روز دیگه، قطعا میام خدمتتون، جناب رئیس
ممنونم، خانم کیم سون جونگ
بله
اجوشی
رئیس خیلی در مورد فروش هرمیا ابراز علاقه میکنه
با اینکه عمو به شرکت گند زد ، اما خود شرکت پتانسیل بالایی داره
شما باید نماینده خرید شرکت رو همراهی کنید پس خودتونو خیلی خوب اماده کنید
گرفتم
فردا باید از ماشین شما استفاده کنیم. نمی دونم ماشین تعمیر شده یا نه
اون روزی که با خانم سون جونگ رفتید سر خاک... انگار ماشین بد جور گیر کرده بوده
اووم
بذارید الان به مرکز سرویس ماشین زنگ می زنم
وو شیک- بله-
فرض کن، یه زنی هست که ازت بدجور بدش میاد و اصلا بیزاره ازت
اما وقتی که مستی، اخر کاری بوسش می کنی
ایگووو. عجب زن خوبی
خب حالا روز بعد تو چطور برخورد میکنی؟
شما چه حسی بهش دارید؟ ازش خوشتون میاد؟
...من؟ خب
!من که نه- می دونم. می دونم اون شما نیستید-
اون یارو. اون ادم خرفت. از اون زن خوشش میاد؟
یه کم- خب دیگه ج.اب مشخصه-
چیه؟- اگر اون ازتون متنفره-
...من که نـ- می دونم بابا، شما نه-
خیلی افتضاح میشه اگر شما به خاطر اینکه تو مستی بوسیدینش همش بخواید بهش بچسبید
پس باید چیکار کنم؟ منظورم اینه که به اون طرف چی بگم؟
منظورتون چیه چیکار کنید. فقط یه کار میشه کرد
اون چیه اونوقت؟
چی شما رو این همه راه تا سئول کشونده؟
اول، لطفا اینو بگیر
این چیه؟
این گزارش برنامه ریزی مشترک کارخونه ی شعبه ی مرکزی و تیم تحقیقاتی هرمیا روی توسعه ی محصول جدید ه
... بله اما چرا
ممکنه اینو به رئیس کانگ نشون بدی؟
بله؟- اونا موضوع اخراج کارکنان رو اعلام کردن.فقط یه ماه- دیگه از اخطار قانونی به اشخاص باقی مونده
باعث ناامیدیه. ما که مورد تعقیب قرار نمیگیریم؟
جون هی. ما سعی کردیم با اونم حرف بزنیم
هیئت مدیره ی هرمیا قدرت چندانی نداره
پس احتمالا کلید این مشکل باید دست شرکای طلایی باشه
برنامه ی تولید این محصول جدید چشم انداز خوب و پتانسیل بالایی برای تجاری شدن داره
اگر بهمون یه فرصت دیگه بدن، بهشون نشون میدیم که توانایی نجات شرکت رو داریم
اونا با این هدف که شرکت رو ورشکسته کنن و بفروشنش جلو اومدن
چون براشون پول بیشتری به همراه داره
این کار احتمالا بیهوده ست
من اینو می دونم.اگر کس دیگه ای بود امید دیگه ای نداشتیم
اما این مگه شرکت پدر مدیر کانگ نیست؟
نمیشه بگیم که ما شرکت رو طوری می سازیم که پدرش بهش افتخار کنه؟
انگار کسی خونه نیست
خیلی خجالت اوره. چطور باید سر حرفو باز کنم؟
چیکار داری میکنی؟- !خداجون-
چرا اینقدر شوکه شدی؟
چون یه دفعه ظاهر شدید
برای چی اومدی اینجا؟ اون چیه؟
باید درمورد چیزی باهاتون صحبت میکردم برای همین اومدم
اولا، که باید خونسردیتون رو حفظ ککنید
ببیند
چی؟ مگه چیزی بین ما اتفاق افتاده؟
حالت خوبه؟یه چیزی مثل این
اونوقت این منو ادم بده میکنه که
همینه. زنها میمیرن برای مردای بد
اما من که همیشه ادم بدی بودم. چرا هیچ زنی از من خوشش نیومده؟
... این یه کم
یه فرقایی بین یه ادم دیوونه با یه ادم بد وجود داره
منم یه چیزی هست که باید بگم. بیا تو
درسته. خونسرد باش
بیا درموردش خونسرد عمل کنیم
...چیز- ...چیزه-
اول من میگم
اها
باشه اینطوری نمیشه
لطفا یه نگاه به این بندازید
این چیه؟
این گزارش برنامه ریزی مشترک کارخونه ی شعبه ی مرکزی و تیم تحقیقاتی هرمیا روی توسعه ی محصول جدید ه
خب چرا اینو داری میدی به من؟
شرکت....شما نمی خواید بهش یه فرصت بدید؟
چی؟- این کارخونه ایه که پدرتون تمام عمرشو برای ساختش گذاشت-
مایه ی تاسفه اگر بخواید اینطوری درشو ببندید
اگر نگاه کنید، می بینید که این طرح پتانسیل بالایی برای مطرح شدن زمینه ی تجاری داره
...اگر یه کم در قلبتونو باز کنید- یه دقیقه صبر کن ببینم-
اومدی اینجا که درباره این حرف بزنی؟
بله- چیزی دیگه ای نیست که بخوای درموردش حرف بزنی؟-
نه، نه چیز دیگه ای نیست
از اون روز، این اولین باره که داریم همو می بینیم و اونوقت تو حرفی برای گفتن نداری؟
راستش، فکر می کنم خیلی بهتره اگر دربار ی اون موضوع صحبت نکنیم
به نظر میاد اشتباه کردیم
پس چیزی که داری میگی اینه که به خاطر خوردن یه کم نوشیدنی اون اشتباه بزرگُ انجام دادی
ببخشید؟
نه. چرا شما حرفای منو میچرخونید
چرا؟ چون من صادق بودم
... از اون روز ، قلب من اروم و قرار نداره و دلم
اما اخرش، تنها چیزی که تو درباش حرف میزنی کاره
متاسفم. من فکر کردم ممکنه این موضوع با کارمون تداخل پیدا کنه و جناب مدیر رو ناراحت کنه
تو بیشتر از من درباره ی این موضوع احساس ناراحتی می کنی
باشه. فقط درباره کار حرف میزنیم
!این گزارشو ببر
جناب مدیر- من کسیم که این شرکتها رو می خرم و می فروشم
با اون دلیل صادقانه و با این حرفها فکر می کنی می تونی منو متقاعد کنی؟
بله.من اینطور خیال می کردم
چی؟
فکر می کردم شما کم کم تغییر می کنید
با دیدن اینکه چطور مخفیانه به رئیس کانگ کمک کردید یا اینکه برای یه مدت مردد و سرگردون بودید
این ثابت نمیکنه که شما دارید تغییر می کنید؟
پس، داری ازم می خوای اون زندگی بدون شرمساری ای که اونروز درموردش بهم گفتی رو انتخاب کنم
بیخیال زندگی که داشتم شدن و تطبیق پیدا کردن با یه زندگی جدید ترسناکه
من نامطمئنم و از اینکه قراره با چه مشکلات و سختی هایی دست و پنجه نرم کنم نگرانم
با این حال تو می خوای من همچین تطمیمی بگیرم؟
...این می تونه تصمیم خوبی تو دراز
!خفه شو! مزخرف گفتنُ تموم کن
مهم نیست تو چی میگی، من می خوام
دقیقا اونطوری زندگی کنم که خودم می خوام
دیگم در این باره باهام صحبت نکن
من حمایتش می کنم
حمایت از چی؟
من کمک می کنم و ازتون حمایت می کنم تا دیگه احساس ناارومی نکنید و ازش لذت ببرید
صادقانه اینو میگم
بالاخره، رئیس شرکای طلایی داره میاد کره
No comments yet. Be the first to leave one.