The first 200 lines.
آنچه گذشت
یه مأمور هست که
از دنیای اونها تماس گرفته .اطلاعات مکانی پیشنهاد کرده
هاوارد. بازگشتش رو
یکی از شرایط .این ملاقات کردم
میشه شوهرم رو پس بگیرم؟
دخترم به این آدم تبدیل شده؟
.من دخترت نیستم
سالهاست درحال قرار دادن سربازها .تو دنیاشون بودم
چرا به من تزریق نمیکنید؟
میخوام یه کار مهمتری رو .انجام بدی
.یکیشون به زندگیم برگشت
اون و یه سریهای دیگه رو دیدم که جعبههای .سرد نگهداشتهشدهای رو جابجا میکردن
و فکر میکنی یه ویروس آنفلوآنزا بوده؟
.خود آنفلوآنزا - اسم دوستت چیه؟ -
.اسپنسر
فقط بهم بگو .قراره چطوری آزاد بشه
.بسه
.لعنتی
داری چیکار میکنی؟
دوستته؟
امروز یه جلسهای با حضور
.هر دو مدیریت و ایندیگو هست
نذار میرا باهاشون .تو یه اتاق باشه
.یه تله است
.میرا، نه
،شنیدم هنوز زنده است .دخترت
.باید بری دیدنش
میرا؟
...کاش
.لباسهای بهتری داشتم
.بابا
.مامان
مامان، چه خبره؟
illusion امیرعلی
مکاتبهی ورودی
.آماده برای مدیریت
.طبقهی بالا پیغامی فوری داره
باید به یکباره برای تمام .دپارتمانها ابلاغ بشه
،ممنون از همگی برای جمع شدن
.در این روز تاریخی
طبقهی بالا مایله از همهتون برای از خود گذشتگیتون
.به این دفتر تشکر کنه
.میدونیم دوران سختی بوده
...وقتی این تأسیسات سازماندهنده"
ابتدا کار خود را آغاز کرد...
،دفتر اینترچنج
به هدف وجودی دیپلماسی و نیت خیر .کار خود را ادامه داد
با اعتقاد بر اینکه از طریق ،مذاکره و همکاری
میتونیم اعتمادی عمومی را .بین دنیاهامون حاصل کنیم
،در پایان .اشتباه میکردیم
".که به اعتماد مشترک اطمینان کنیم
که باور کنیم نیت خیر بین .دنیاهامون ممکن بود
...در اشتباه بودیم که باور کنیم"
آزمایش انسانیمون...
میتونه موفقیتی باشه که .بدجوری میخواستیمش
،چند هفته پیش دنیاهامون
.عملی وحشتناک را تجربه کرد
...حالا خبر تهدیدی
.حتی خطرناکتر به گوشمون رسیده...
تهدیدی که دیگر نمیتوان ".با مسئولیت نادیدهاش گرفت
،مدیریت امروز گرد هم آمد
،و در مورد این تهدید ،تصمیم گرفته
،در 24 ساعت دیگر
گذرگاه رو از هر دو طرف .خواهیم بست
.به طور دائم و تغییر ناپذیر
به شما یک روز زمان برای مذاکره و اقدام برای بازگشت
تمام گذرکنندهها در .دنیاهای مخالف داده میشه
،زمانی که اون کار تکمیل شد مراحل تعطیل کردن
دفتر دیپلماسی
".در نقش فعلیش را آغاز خواهیم کرد
.ممنونم - .ممنونم -
...ممنونم
.برای سالها خدمتتون
.برای سالها خدمتتون
.نه. ایان
نومی کجاست؟
.چیزیش نمیشه
و از کجا بدونم؟
،به گمونم تضمینی نداری جز اینکه ممکنه دوباره
،یه روزی به خدماتت نیاز پیدا کنم و کشتن اون
به نظر راه خوبی .برای انجام کار نیست
.نومی در امان خواهد بود
وقتی برسوننش .یه پیغام بهت میرسه
.خدافظ، آقای شاو
.یه معامله بود
.همه باهمدیگه واردش شدیم
از این توافق مدرکی داری؟
.با پیتر کوایل صحبت کنید
.دیگه برای این دفتر کار نمیکنه
جوزف آلدریچ چطور؟
.مُرده
شایعاتی از یه حملهی بالاگرفته در دنیامون شنیدی؟
.نه
از نیتی برای اجرای این حمله
ظرف 24 ساعت آینده شنیدی؟
.هر چیزی میدونم رو بهتون گفتم
.لطفاً خواهش میکنم، میشه برم خونه؟
،هاوارد
با عبور غیرقانونی به دنیای دیگر قانون
نیومن-شوارتز رو .نقض کردی
چرا انجامش دادی؟
.فقط میخواستم از زنم محافظت کنم
.خودشه
کلر؟
.دوباره حدس بزن
هاوارد؟ - .حدس خیلی خوبی بود -
چه غلطی داری میکنی؟ - .خفه شو -
.زن و دوستش پیش من هستن
،هاوارد، اگه بهش صدمه بزنی ...به خدای کوفتی قسم
.حالش خوبه .سلام میرسونه
و به محض اینکه بهم بگه حرکت بعدی افرادش چیه
.به آغوش گرمت باز خواهد گشت
،تو متوجه نیستی، هاوارد .اون الان با ما کار میکنه
...تغییر جناحش دادم. الان .تمپل رو کنارم دارم
،خب .دیگه لازم نیست یه تماس بگیرم
.میتونی بهش خبر بدی مطمئنم به این توافق
.راضی خواهد بود
چه توافقی؟
توافقی که زنت و رابطش رو
.با آزادیم در این دنیا مبادله میکنم
.ایندیگو قراره حمله کنه قراره بفهمم دقیقاً چطوری
،و بعد بر میگردم سراغت .به دنبال تضمینها
مفهومه؟
نه. ببین... من حتی .دیگه برای دفتر کار نمیکنم
خب، پس به نظر میاد
.یکم وقت لازم داری حلش کنی
.شمارهام رو که داری - !باشه، هاوارد. هاوارد -
...هاو
.ظاهراً داشتی واقعیت رو میگفتی
.گفتم که
.قراره یه ویروس آنفلوآنزا رو آزاد کنن .سعی داشتم جلوش رو بگیرم
...اگه میخوای جلوش رو بگیری بیا بریم اون داخل
و با دوستت حرف بزنیم و .بفهمیم چطوری
.باهام حرف نمیزنه
خب، تو استعداد عالیای در ،بازیچه کردن مردم داری
.پس خیلی بهت اطمینان دارم. بریم
.نیم ساعت وقت داری .گفتگوی خوبی داشته باشید
.باشه، آخریش اینه
.رامون پائول .مسئول دیپلماتیک
.داریمش - چی میخواید؟ -
،سیستم تزریق وریدی خون گرم .همونی که اخیراً ساختید
.نمیتونیم بدیمش
شما چیزی دارید که باعث افزایش
نرخ موفقیت پیوند عضومون رو .بیش از 50 درصد افزایش میده
.و سفیر ما تحت بازداشت شما مُرد
اسلوب نمکزدایی چطور؟
.با دفع کربن صفر
فقط در ازای یه کپی فیزیکی
.یه فلش درایو با فضای یک ترابایتی
.قبوله
باورم نمیشه دوباره .رژیم ایمن درمانی رو خواستی
،گفتم لایق یه امتحان دیگه هست
میدونی، قبل از اینکه .دیگه هرگز حرف نزنیم
.دلم برای این کار تنگ میشه
.منم همینطور
.تو بینقص بودی
.همهی چیزی که از ما میخواست باشیم
.ولی نه کسی که خودم میخواستم باشم
.رابطهمون برای من کافی بود
.خوشحال بودم
.نه، نبودی
.ولی میتونی باشی
،اون شبی .دیدمش
.خود واقعیت رو
منظورت، همونی که فکر میکرد عاشقته؟
،خب، من هنوز عاشقتم .اسپنسر
.و نه فقط به خاطر قدیمها
پس چرا داری اینکار رو میکنی؟
ما فرصتی برای انجام یه کار خوب
واسه یه بار تو زندگیهای .فاسدمون داریم
معنایی برات نداره؟
.این دنیا منصفانه نمیجنگه
،اگه ما نابودشون نکنیم .اونها نابودمون خواهند کرد
.در اشتباهی
میدونی از کجا میدونم در اشتباهی؟
.چون خوابش رو میبینم
.همتام رو
...همهاش یه دختر کوچولویی رو میبینم
همونی که به زندگیش .حسادت کردم و نفرت ورزیدم
ولی یادمون دادن باور کنیم
وجود این دنیای دیگر
...یه جور
.انحراف طبیعته
ولی اگه تمام اینها نقشهی طبیعت باشه چی؟
و امتحان واقعی این نیست که میتونیم این روی دیگر خودمون رو
نابود کنیم یا نه چی؟
اگه قضیه در مورد پذیرفتن باشه چی؟
.به والدینت فکر کن
مطمئنم حتی یه روز هم رد نمیشه
که از رها کردنت .پشیمون نباشن
...من پدر و مادری ندارم
.میرا رو دارم
.و فکر میکردم تو رو دارم
و فکر میکنی قراره چه بلایی سرم بیاد
اگه بهم نگی بقیه کجا هستن؟
...تو یکی از کابینهای قدیمی میرا
.نزدیک پوتسدام
.نمیدونم کابین کجاست
.به هر حال دیگه خیلی دیره
No comments yet. Be the first to leave one.