Pirates of Silicon Valley

Pirates of Silicon Valley

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Pirates of Silicon Valley 1999 DVDRip x264
A Commentary by We.Are.Iranians
تقدیم به همه ایرانگرایان - ترجمه از: میلاد خوش‌خلقت

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
Published on: 2015-04-13
Downloads: 73
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

غارتگران دره سیلیکون

: مـــتـــرجـــم .مُتون خاکستری در طی فیلم، راهنمایی و توضیحات می باشند

نمی خوام فکر کنین که این فیلم درباره رَوند تبدیل اِلکترون ها .و پالس های مغناطیسی به اَشکال و ارقام و صداست

.نه. گوش بدین

.ما اینجاییم تا دنیا رو متحول کنیم

در غیر این صورت، واسه چی اصلا اینجا باشیم؟

...ما داریم یک ذهنیت و آگاهیِ کاملا نو خلق می کنیم

.مثل یه هنرمند یا یه شاعر...

.اینطوری باید در نظر بگیرین

ما با این کارمون داریم تاریخ اندیشه .بشریت رو از نو می نویسیم

خوبه. اما اِستیوِن، در حال حاظر من بیشتر راجع .به نورپردازی روی بازیگر زنمون نگرانم

متوجه هستی که؟

.سایمون. یه لحظه می بخشی

اسکات: میشل؟ - میشل: بله؟ -

.میشل، راه برو .آروم به طرف دوربین حرکت کن

اینطوری؟

.آره. دُرُسته

همیشه در تعجب بودم که بدونم خودِ استیو .نسبت به این کارها چه دید خاصی داشت

،چون از وقتی که بچه بودیم ...هرکاری که استیو انجام می داد

.برگرفته شده از چیزی بین تجربه های دینی و جهاد بود...

.مثل همین آگهی تبلیغاتی که داره می سازه

،تبلیغی که ریدلی اِسکات اون زمان ساخته بود .تقریبا یه جور افسانه بود .یکی از کارگردانان و تولیدکنندگان معروف انگلیسی

...دُرُست مثل داستان کتابِ ۱۹۸۴ که توش درباره مردمان ستمدیده

...و قیام افرادی از اون مردم علیه شیطانی به نام برادر بزرگ...

.کسی که مسئول تموم کارها بود، نوشته شده... .۱۹۸۴نام رُمانی به نویسندگی جُرج اُروِل می باشد .برادر بزرگ، نام کاراکتری شیطانی در آن کتاب است

.دود رو پراکنده کنید، لطفا

.و شما سه تا .آره، شما با من میاین

.بقیه تون عقب بمونین

.برادر بزرگ، شخصِ داخل صفحه نمایش می باشد .این آگهی تبلیغاتی برگرفته شده از کتاب جُرج اُروِل می باشد

.سلاحیست قدرتمندتر از هر ناوگان یا ارتش زمینی

.ما یک مردمیم با یک خواسته

.یک اصول. یک انگیزه

...دشمنان ما باید غزل خداحافظی را بخوانند

و ما آنها را همراه با جهالتشان... .نیز به خاک می سپارم

.ما باید فاتح شویم

...و سیزده سال بعدش

استیو می بایست واسه یه سخنرانی که قرار بود در شهر... .باستون برگذار بشه، در جایگاه حاظر می شد

...آقا، یعنی خیلی

.خیلی عجیب بود

...دوره

.رقابت بین ما دیگه به سر رسیده...

.متشکرم، بیل .بیل گِیتس

.متشکرم که با مایی

.اینطوری دنیا جای بهتریه

.مایکروسافت اپل رو از بین می بره .نباید بهشون اعتماد کنی

.می دونم

متوجه ام که این خبر ممکنه بعضی .از شماها رو شُکه زده کنه

منظورم از عجیب بودن، خبر آشتی کردن ...استیو با بیل گیتس بود

کسی که طوری از اون بالا به پایین خیره شده که... .انگار 'برادر بزرگِ' و واقعا هم بود

سال های سال، استیو به خاطر کارهایی که ...بیل باهاش کرده بود، تقریبا دیوونه شده بود

اما حالا در جایگاه سخنرانی مقابل دنیا وایستاده و به همه... .میگه که وجودِ بیل به اندازه ظهور دومِ عیسی مسیح ارزشمنده

میخوام بگم که آخه چطور ممکنه که آدم از اون جایگاه به این جایگاه برسه؟ .خطاب به بیل گیتس

مشکلی در محوطه دانشگاه بِرکِلی .اُستان کالیفرنیا به وجود آمده است

دانشگاه سانتا باربارا نیز همچنان شورش .کوچکی در محوطه اش را گزارش داده است

...گزارشگر اول: معترضین نیز اعلام کرده اند که - گزارشگر دوم: گزارشات حاکی از تظاهرات - .بیش از ۴۰۰ دانشجو می باشد

این حادثه که در صبح امروز نیز رخ داده است، پلیس را مجبور به استفاده از نارنجک های اشک آور برای خاتمه دادن .به شورش این جمعیت نیز کرده است

پیشوایان دانشجویان نیز خواهان دیدار فوری با مسئولین دانشگاه .جهت ابراز دیدگاهشان در خصوص ویاتنام می باشند

وازنیاک: استیو، آخه ما الان اینجا چیکار می کنیم؟ - .جابز: بزن بریم -

.عقب وایسا. نگهش دار .همونجا نگهش دار. برگرد

Chris .مترجم سابق تیم ترجمه جهان زیرنویس

.جابز: جعبه از دستت نیفته - .وازنیاک: نمیفته -

.زودباش

خوبی؟

.خیال می کنن اِنقلابیونن

.جابز: ما انقلابیونیم. نه اونها - وازنیاک: ما انقلابیونیم؟ -

.می دونین، استیو اصلا شبیه من و شما نبود

.اون همیشه دید متفاوتی نسبت به چیزها داشت

،حتی اون موقع ها که من به دانشگاه بِرکِلی می رفتم ...من همه چیز رو به چشم کیلوبایت یا صفحه مدار می دیدم

در صورتی که اون همه چیز رو به صورت کارما می دید... .یا ربطشون می داد به وجود جهان هستی ،کارما به معنی قانون عمل و عکس العمل، تابش و بازتابش .علت و معلول، و طبیعت است

یه روز من و استیو این آدم عجیب و غریب رو که .توی بِرکِلی 'قهرمان' صداش می زدن رو پیدا کردیم

به این خاطر که طرف می دونست چطور .به سیستم های دیجیتالی ضربه بزنه

...قبلا صداش می زدن کاپیتان کِرانچ

...چون اون فهمیده بود که این سوت کوچولو...

...که از توی جعبه غلات کاپیتان کرانچ پیدا شده... .جعبه غلات ها شامل جایزه های کوچک می باشند

لحن صداش دقیقا مثل لحن صدای تجهیزات... ارتباط از راه دور شرکت مخابراتی .هست AT&T

این یعنی اینکه شما می تونستین مجانی به هر جای ...دنیا که بخواین تلفن بزنین

.با کمک این دستگاهی که من ساختم، به اسم جعبه آبـی...

،و خلاصه با زنگ زدن به یکی از رهبران کاتولیک ها .دستگاه رو امتحان کردیم

.جابز: تو باهاش حرف بزن - .وازنیاک: نه، نه، نه

واقعا دارن گوشی رو وصل می کنن به یکی از رهبرها؟

.کاملا گرفتم چی شد، داش

.گرفتم چی شد. می دونم که اینها یعنی چی تو می دونی یعنی چی؟

.یعنی قدرت

.آره، داشی

شبیه به قضیه اون کشورهای .عجیب و غریب می مونه

جایی که گروهان سیاسی قصد سرنگون .کردن رئیس جمهورشون رو دارن

در اون صورت اولین چیزی که دولت ...برای حفظ منافع خودش تصاحب می کنه

،راه های ارتباط بین مَردمه... .یعنی رادیو، تلویزیون، روزنامه ها

.دقیقا، داش

.اطلاعات یعنی قدرت

من به ساختِ جعبه های آبی ادامه دادم ...و استیو هم به فروختنشون ادامه داد

...تا اینکه یه شب گیر چندتا پلیس اُفتادیم...

که خدا رو شُکر حتی نمی دونستن... .که جعبه آبی چی بود

پلیس: شاید بهتر باشه که یه سر و سامونی - .به موهاتون بدین، بچه ها

بنابراین من شروع به ساخت چیزی کردم .که توی دردسر نمی انداختتمون

.جابز: این که جعبه آبی نیست - .وازنیاک: این یکی یه کامپیوتره -

واز، ما به جعبه های آبی .نیاز داریم، نه کامپیوتر

.وازنیاک: قراره که از روزنامه مِرکوری بیان تا باهام مصاحبه کنن - جابز: واسه چی؟ -

مامانم بهشون زنگ زده و گفته که من دارم یه کامپیوتر می سازم .و اونها هم میخوان که یه گزارش از کارم تهیه کنن

.واز، جان من ول کن

.هی، یه سوال ازت دارم .بدون شوخی. من رو نگاه کن

تو دوست داری که بقیه عُمرت رو هم توی این سوراخ موش بگذرونی؟

ببین، اینجا جاییه که من بزرگ شدم، فهمیدی؟ .اسمش هم سوراخ موش نیست

من مطمئنم که روزنامه تون مجذوب .کامپیوتر استیو میشه

.اون خیلی باهوشه .کُل کامپیوتر رو با قطعات یدکی ساخته

استیون، خبرنگار داره

.سلام. آتیش گرفت

اولین شانسم واسه مشهور شدن بود .و اونوقت کامپیوتر آتیش گرفت

.واقعا ببخشید

.پسرک در حال خندیدن و کامپیوتر در حال سوختن

...وقتی که هنوز توی برکلی بودم

به ساختِ ابزارهای الکترونیکی... ...عجیب و غریب ادامه دادم

.که البته جوکی بیش نبودن...

.اما، هی، می دونین که جوک ها مهم هستن

اون موقع مشکل من و استیو و دوست دخترش .این بود که یه جورایی کاملا نا اُمید شده بودیم

به همین خاطر، واسه پول درآوردن مجبور به .انجام کارهای دیوونه واری شدیم

من یه جایی رو می شناسم که .می تونیم کار پیدا کنیم

.اِرلین: از روی تابلو اعلانات دیدم - جابز: چه جور کاری؟ -

.نمی دونم .یه کاری مثل برگزاری نمایشه

پاک، لباس پوشیدن مثل آلیس در سرزمین عجایب و شیرین کاری واسه یه مُشت بچه؟ .نام یک کتاب بریتانیایی بسیار قدیمی با قدمت بیش از ۱۴۰ سال می باشد

اما خب می دونین، روحیه استیو .با این کارها سازگار نبود

...شاید در زندگی گذشته

.من یه شاعر یا یه هنرمند بودم...

می دونی، شاید دلیل حرف زدنت ...راجع به زندگی گذشته و این جور چیزها

این هستش که خودت... .رو نمی شناسی

چی چرت و پرت میگی؟ من خودم رو نمی شناسم؟

.خب، آره -منظورم اینه که خودت بهم گفته بودی که

ولی من نه میخوام با تو راجع به این .قضیه حرف بزنم نه با کَس دیگه ای

من فقط سعی دارم .تا کمکت کنم

این به این معنی نیست که من و استیو ...قطع رابطه کرده بودیم

اما اون قطعا به جاهایی می رفته... ...که من نمی رفتم

...جاهایی مثل مَعابدی در هند...

،و رفتن به ایالت اورگِن و زندگی کردن در کنار کُمونیسم ها... .جایی که تموم روزشون رو صرف سیب چیدن کردن

واسه استیو این مثل یه .ماجراجویی می مونست

همونقدر که این ماجراجویی ها .بیرونی بود، درونی هم بود

میخوام بگم که اون بی شک به .جاهای عجیب و غریبی می رفته

همبازی جدیدمون رو دیده بودین؟ .خانم اُکتبر رو میگم .دانشگاه هاروارد، سال ۱۹۷۴ میلادی

.خانم اوت که خیلی بهتره، داش

.با اون سینه هاش

.تو رو خدا تمومش کن دیگه، بالمر. خیلی بی فرهنگی .استیو بالمِر. مدیرعامل سابق کمپانی مایکروسافت تا سال ۲۰۱۳

.آره، تو راست می گی .مثل تو نیستم که اینور و اونور برم و راجع به اَفلاطون بخونم .افلاطون یک فیلسوف یونانی معروف بود

...تو به نظرم تنها کسی هستی که

.می تونه از این همه مجله پِلِی بوی به عنوان وسیله استفاده کنه... نام یک مجله آمریکایی با محتواهای تصویری .غیر اخلاقی می باشد

ببین، به اندازه کافی جمع کردی تا .بتونی به عنوان صندلی ازشون استفاده کنی

...نیازی هم نیست که نگران تکون خوردنشون باشی

.بالمر: ...چون همشون به هم چسبیدن - .بیل: بِکِش بیرون از اینجا -

.بالمر: همشون به هم چسبیدن - ...بالمر: بعضی وقتها از اون دوران دوست داشتم -

.که بیل گیتس رو خفه کنم...

یعنی کَسیه که می تونست هر موقعیتی .رو تبدیل به بازی پوکِر کنه

.کلاسهات رو فراموش کن .بچسب به پوکر

،زمین و زمان امشب نابود بشه، مشکلی نیست .بچسب به پوکر

.یا ما قرار است که معنای زندگی را کشف کنیم

.باز هم پوکر

.و تازه می بره ...پسره اگه ببازه شاخ درمیاره

.که اغلب هم نمی باخت، نگاه کنین...

.بیل: فول - .بازیکنان: اَیی، داش -

.هی، بیل

.اُتاق هامون مثل کاسینوها بود .محلی مخصوص غماربازی

.از اون کثیف هاش البته

بیل هم هرجایی که تِلِپ .می شد، می خوابید

بیل، انقلاب داره بدون .ما شروع میشه

بیل و پال آلِن از بچگی .همدیگر رو می شناسن

و اگه کلمه 'عشق' وارد ...زندگیشون می شد

.تنها یک معنی می داد: کامپیوتر... .نام مجله: الکترونیکی های محبوب

مخصوصا این کامپیوتره که بین این همه جا، چند نفر از .شهر آلبوکِرکی ساختنش .نام شهری در ایالت نیومکزیکو در جنوب غربی ایالات متحده آمریکا

این دیگه چیه؟ فیلمهای غیر اخلاقی مخصوص مهندسین؟

.یا خدا، آلتِیره .نام مایکرو کامپیوتر یا ریز رایانه ای بر پایه پردازنده اینتل

من قاطی کردم یا نه؟

،منظورم اینه که، خانم اُکتبر رو می تونم بفهمم ولی این دیگه چیه؟

.این بهتر از خانم اُکتبره

.این یه کامپیوتره

.بالمر: وای خدا - ...پال: توی مقاله نوشته که -

اونها به یکی احتیاج دارن تا واسش... .یه زبان کامپیوتری دست و پا کنه

در حال حاظر فقط یه جا .اُفتاده و چشمک می زنه

،ببینین، هرکی که قراره با این یارو اِد رابِرتزه صحبت کنه .باید بره آلبوکرکی به دیدنش

پس تو بهتره بری چون تو ظاهرا .بهتر به نظر میرسی تا من

.بیل: اینطور نیست - .بالمر: هردوتون ترسناک به نظر می رسین -

.بالمر: بهتره به همین وضعیت عادت کنین - پال: پس چیکار باید بکنیم؟ -

.سادست ...تو زنگ می زنی و میگی که پال هستی

و بعدش پال میره آلبوکرکی و... .میگه که من پال هستم

خب، حالا چی می خوای بگی؟

سلام، لطفا من رو به آقای .اِد رابِرتز وصل کنید

پال آلِن هستم، از شهر کَمبریج .ایالت ماساچوست تماس می گیرم

ببینین، این وظیفه ماست که بفهمیم که ...این یارو به چه چیزی احتیاج داره که خودش نمی دونه

اما احتیاج داره، فقط باید کاری کنیم... ...که بفهمه که احتیاج داره

و ما هم تنها کسانی هستیم که... .می تونیم مشکلش رو حل کنیم

چی؟

بیل: آقای رابرتز؟ - .رابرتز: بله، خودم هستم، آقای آلن -

ببینید کِی دارم بهتون می گم، من معتقدم که ما .محصول فوق العاده ای رو حاظر و آماده در اینجا داریم

به این خاطر اینطوری صحبت می کنم چون تا حالا حدود ۵۰ نفر زنگ زدن و خواستن بیان تا باهامون سر این .پروژه آلتیر کار کنن

...بگذار بگم که چیکار کردم

دو تا از اون زنهای لخت رو... .دزدکی بردم داخل اُتاقم

.منظورم لُخته لُخته ها

،می دونی که چی می گم .کاملا لُخت

.پس دیگه نگو که من تا حالا کاری واست انجام ندادم .چون اونها همین الان منتظرتن

.کُشته مُرده ات هستن دیگه، بالمر

آها، بهشونم گفتم که تو داری .یه زبان کامپیوتری می نویسی

همین که این رو گفتم، شروع کردن ...به ناله کردن و گفتن

.آه، زبان کامپیوتری"...

.آه، فورترَن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left