The first 171 lines.
زیرنویس و ترجمه Patrick
چطور...؟
اون قلب...!؟
.حس میکنم قدرت تو بدنم فوران میکنه
هیچ وقت فکر نمیکردم .نبض اینقدر لذتبخش باشه
.تو خطرناکی
.نمیتونیم آزاد بذاریمت
.گولم زدی
.جالبه که داشتی ماهیت واقعیت رو پنهون میکردی
!یک آدم شخصیتهای متفاوتی دارن
!آره، آدم بودن یعنی همین
.باید استراحت کنم
.نمیشه
!ساندایمه ساما، صبر کنید
!باید عجله کنم
...این لحظه رو !نباید از دست بدم
ارادهی اوهنوکی
.این بار جلوتو میگیرم
میخوای بگی این ارادهی توئه؟
!دیگه به خودت غره نشو
سبک زمین: زندان ستون سنگی
میتسوکی، چرا بهمون خیانت کردی؟
.ما هر دو ساختهی دست انسانیم .باید دیدگاهمون مثل هم باشه
!اون مثل تو نیست
!میتسوکی دوست ماست
.سر راهمی
!بوروتو
میتسوکی از اول هم قصد نداشت !به شما بپیونده
.من که شک دارم
منظورت چیه؟
،قبل از اینکه از دهکده بره
.کلی فرصت داشت تا درخواست کمک کنه
.ولی این کار رو نکرد و خودش اومد پیش ما
.خوشحال بود که افرادی مثل خودش پیدا کرده
نتونست جلوی کنجکاویش برای .دیدن دوستای واقعی رو بگیره
درست میگم؟
!میتسوکی، بهش بگو اشتباه میکنه
میتسوکی؟
...ظاهرا شما هم ماهیت واقعیش رو نمیدیدین
.تو حتی تغییر و تحولش رو متوجه نشدی
.حق نداری اون رو دوست خودت بدونی
!خفه شو
!بوروتو
!به راحتی عصبانی میشی
!بوروتو
!میتسوکی
!بوروتو
آتش
،تو چنین وضعیت اضطراری
!قوانین رو ول کنیم و منتظر جواب نمونیم
،چند بار باید بهتون بگم
که به مجوز شما برای ورود به سرزمین خاک نیاز داریم!؟
...غیر عادیه که شیکامارو
.اینقدر عصبی باشه .درسته-
...تو هم همینطور
درست میگم؟- .بله
!درست
...خب
.من هم پدرم
!فقط شما موندی
!فورا با دایمیو تماس بگیرید
.بنظر نانادایمه میخواد بره کشور خاک
تا بوروتو و بقیه بچهها رو نجات بده؟
!بیا ما هم بریم
.از عقلت استفاده کن
.بهمون گفتن آماده باش هستیم
یک حرکت اشتباه بکنیم .میتونیم درجهی گنینی رو از دست بدیم
...ولی
ببخش خیلی دردسر بهت دادیم .شیکامارو
.مراقب پسرم باش
.قول میدم همه رو برگردونم
!نانادایمه ساما
هان؟
لطفا اجازه بدین .تیم 5 و 15 هم همراهتون بیان
...بچهها
!میخوایم به بوروتو و بقیه بچهها کمک کنیم
!خواهش میکنم، هوکاگه ساما
...بچهها ببینید
.میدونم چه حسی دارین
.ولی امکان نداره اجازه بدم جونتون رو بخطر بندازید
.خیر
!پس خودمون میریم
!عواقبش هم بعدا هر چی بود قبوله
.خوش به حالشون دوستایی مثل شماها دارن
!نانادایمه ساما
...بچهها
.خیل دل و جرات دارین
دل و جرات!؟
...امم خب چکار کنیم؟
.من که هیچی ندیدم
!بریم دنبالشون
!باشه
!یالا بیا بیرون
!میدونم به این راحتی نمیمیری
!شااانا
!فایده نداره
...شک دارم میتسوکی داشت
دنبال دوستای واقعی میگشت؟
.باید بیشتر بشناسیمش
.تو به قدر کافی انجام دادی
.ولی اون رو ولش کن، اول باید از اینجا بریم بیرون
...باشه
!چی؟ امکان نداره
چطور؟
سکی؟
این جا چکار میکنی؟
.ساندایمه ساما هم پیشمه
بوروتو، کو کجاست؟
!باید تا دیر نشده جلوشو بگیرم
...پدر جان
!منو ببر پیش کو
!خواهش میکنم
،خیلی بدم میاد ...که این افتخار رو بدم به تو
.ولی متاسفانه نمیتونم جم بخورم
!لعنتی
.من گاری نیستم ها، میدونی
.ببخش
.این جا خیلی دوام نمیاره
میتونی خودت فرار کنی؟
.معلومه
!من میخوام سوچیکاگه بشم
!سارادا، بریم
!باشه
...جالب شد
پس چنین قدرتی داشتی و رو نمیکردی؟
.مردم از قدرت زیادی میترسن
.برای همین از استفاده کردنش بر هذر بودم
...احتمال هم داره که نتونم تحملش کنم
.به دلیل فوقالعاده قوی بودنش
...ولی بخاطر محافظت از بوروتو
.مهم نیست
!خیلی عالیه
با بدنت میتونیم هرچقدر که بخوایم کپی عالی درست کنیم
!بدون نیاز به اون ناقصها
.بهتره دیگه مزخرفات رو تمومش کنی
.چون الان بدجور عصبانیم
!مارهای حملهور سایهای
!بی فایدس
سبک زمین: جوتسوی گولم خاکی
!خودتو خسته نکن
.نباید بدنت رو تحلیل بدی
با این حال .یکم دیگه باید ضعیفت کنم
.بسه، کو
میتسوکی، حالت خوبه!؟
.تو برای محافظت از ضعفا ساخته شدی
چطور از مسیرت منحرف شدی؟
!من از مسیر منحرف نشدم
.الان نفرت و ناراحتی دارن اذیتت میکنن
!بیدار شو، کو
نفرت؟
.درسته
.ولی من صرفا یک وسیلهم
!پس، نفرت وجود تو به من منتقل شده
...نفرت وجود من، به تو؟
!پدر جان
!ک کو
.ارباب، شما پیر هستین
.بهتره برگردین به خاکی که ازش اومدین
.ولی، خیالتون راحت
!من بعنوان وسیله، ارادهتون رو ادامه میدم
!پدر جان، پاشو. بد شد
!این صدا
.میتسوکی، حرکت نکن
.هنوز با جسمت کار دارم
جوتسوی ذرهای جوتسوی تجزیهی اتمی
!ببین! سمت چپش کثیفه
!یادت باشه، این سنگ برای دهکدهی سنگ خیلی عزیزه
ولی این یک سنگ سادس که !ظاهرش و همه چیش
...این سنگ
!نماد ارادهی سنگ دهکدهی شینوبی ماست
...خب
No comments yet. Be the first to leave one.