The first 200 lines.
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
!گابیرو اینجاست
.چند روز از وقتی بنیمارو و رفقاش به ما پیوستن میگذره
.عجب جنس تمیزیه
پس این پارچه ابریشمیه، شونا چان؟
،بله، پیلهی هلموث پر از نیروی جادوییه
.برای همین خیلی محکمه
.که اینطور
.پس باید خوب ازمون محافظت کنه
!محشره
به این زودی داری ابریشم میبافی؟
!ریمورو ساما
.سلام
.صبح بخیر
!هنوزم حرف نمیزنه
!برای دیدن ما اومدی، ریمورو ساما
آ-آره. اوضاع چطوره؟
.خوبه. استفاده از چرخ بافندگیای که کایجین سان برام درست کرده خیلی راحته
.واقعا؟ پس خوبه
.روت حساب میکنم تا برای همه لباس درست کنی
!بله! بسپارینش به من
.خب، ریمورو ساما، باید بریم
.ناهار از دهن میوفته
...شیون
کار منشیگریت خوب پیش میره؟
.البته، شونا ساما
.شیون خواست منشی من باشه
.یه جورایی بهش میخورد، پس قبول کردم
.حالا هم منشیمه هم محافظم
.سختم نیست یکم از ریمورو ساما مراقبت کنم
.نه، شاهدخت. نیازی به این کار نیست
.خودم حسابی مراقبشونم
...انگار این دو تا با هم رقابت دارن
.فکر کنم خودم از ریمورو ساما مراقبت کنم
.نه، به عنوان منشیش، این کار منه
ریمورو ساما، بین من و شیون ترجیح میدین کدوم مراقبتون باشه؟
خـ خب... تو باید ابریشم ببافی، درسته؟
...شاید یه موقع دیگه از کمکت استفاده کردم
!دقیقا برای چی کمک میخوام؟
!باشه
پس از من کمک میخواین؟
!د-دقیقا! روت حساب میکنم
!دقیقا برای چی روش حساب میکنم؟
.خب، پس ریمورو ساما رو بسپارین به من
.اوه، سلام، ریمورو ساما
برای ناهار اومدین؟
.آره. شیون میگه برام غذا پخته
شمام میخواین بخورین؟
...من فعلا گرسنهم نیست
.آره، منم فقط چای میخوام
...من
اوه، الآن میتونه از مهارت بدل سازی استفاده کنه؟
!میرم بیرون و گشت میزنم...
.پس الآن براتون میارم
.اوه... باشه
...چرا بنیمارو و بقیه اینجوری رفتار کردن
،نکنه، شیون با اینکه ظاهرا تواناییش رو داره
قراره همون اتفاق توی قصهها بیفته؟
!من برگشتم
.بفرمایید
!اصلا خوب نیست
!گرسنهم نیست» و کوفت»
!چون میدونستن بلد نیست آشپزی کنه فرار کردن
.ریمورو ساما، تعارف نکنین
!هوی، تو! اینورو نگاه کن
!با چه جرئتی نشتی چایت رو هورت میکشی؟
!و اون پیریم که کلا حضورشو پاک کرده
!هوی
.بفرمایین، ریمورو ساما
.شرمنده، ریمورو ساما
.فکر کن تمرینه
!مردم از گشنگی
.بفرما، از دهن میوفته
.پـ پس، میخورم
!بله
.خب، اینطور نیست که مسموم باشه
قرار نیست بمیر
!آروم باش. به ظاهرش میخوره تسخیر شده باشه، ولی حتما خیالاتی شدم
!آره، این فقط... همونه
.صورت خیالی
صورت خیالی
یک نوع گرایشه که فرد توی هرچیزی ،که سه نقطه کنار هم داشته باشه .یک صورت میبینه
یک نوع گرایشه که فرد توی هرچیزی که سه نقطه .کنار هم داشته باشه، یک صورت میبینه
.اه، الآن به این توضیحات نیاز ندارم
!دانای اعظم، به دادم برس
.پاسخ
اگه چشماتون رو ببندین و قاشق رو به سمت راست .حرکت بدین، نجات پیدا میکنین
!درست نفهمیدم، ولی باشه
...شیون
!بـ بله؟
،دفعه بعد که خواستی برای کسی غذا بپزی
.اول بده بنیمارو تاییدش کنه
!خیلی نامردی، ریمورو ساما
.به من چه. از این به بعد وظیفهش با توئه
بنیمارو باید خیلی تلاش کنه
.تا دیگه مثل گابتا کسی رو از دست ندیم
مرد مارمولکی گابیرو تونست پشت هم دهکدههای .گابلینهای اطراف رو بیاره طرف خودش
ظاهرا کار گابیرو زیاد سخت نبود
.چون گابلینها از ترس حملهی اورکها با کمال میل همکاری کردن
.با این شد 7,000 گابلین
!دست مریزاد، گابیرو ساما !اند مذاکرهکنندههایی
.نه، اصلا
.فقط تلاشهای بیوقفهم دارن جواب میدن
!شکسته نفسی نکنین! همهش استعداده
!آره! بیشتر به خودتون باور داشته باشین
.درسته
.چون قراره در آینده رئیس مردان مارمولکی بشین
...صـ صحیح
!شاید... واقعا برای خودم پُخیم
خب، مقصد بعدی کجاست؟
بازم دهکدهای این اطراف مونده؟
.ظاهرا فقط یکی دیگه مونده
.ولی ساکنین دهکدههای قبلی چیزای عجیبی دربارهش میگفتن
چیزای عجیب؟
.میگفتن گابلینهای اونجا گرگهای کابوس رو رام کردن
چی؟ گابلینها و گرگهای کابوس؟
.غیرممکنه
.موافقم
.تازه، میگفتن رهبر این گابلینها یه اسلایمه
!چـــی؟
...درست قضیه رو نفهمیدم
،در اون صورت، اگه اون اسلایم برای ما کار کنه
!ما هم میتونیم گرگهای کابوس رو کنترل کنیم
!یه تیر و دو نشون
!چه فکر بکری
!واقعا خوشحالم که اومدم
!فقط همهچیز رو بذارین به عهده من
!ایول گابیرو ساما! بریم
!گابیرو! گابیرو! گابیرو! گابیرو
واقعا؟ دمای مناسب رو از روی غریزه انتخاب میکنی؟
.آره. از روی رنگ شعلهها میتونم تشخیص بدم
...من همیشه میسنجمش
.منم یه بار میسنجمش
.آره. اگه بیرون سرد باشه، مشتعل نمیشه
موقع تنظیم دما، مقدار دودهش هم میسنجی؟
.کوروبه و کایجین خیلی زود با هم گرم گرفتن
.آره، مقدارش مهمه، ولی باید به کیفیت هم توجه بشه
.الآن دو ساعته دارن درباره همین چیزا حرف میزنن
Oh, I can tell you what the best dirt is.
!اون که عالیه
،اومدم بهشون سر بزنم، ولی موقعیت مناسبی پیدا نکردم هنوز
!مواد مختلف میتونن محصول نهایی رو بالکل تغییر بدن
.و هنوز اینجام
نه؟
آهنگری باحال نیست؟
...آ-آره
...خب، درباره آبی که موقع تنظیم دما استفاده میکنی
ریمورو ساما اینجان؟
!خوب موقعی اومدی
چی شده، ریگورد؟
.ریمورو ساما، یه فرستاده از طرف مردان مارمولکی اومده
.ریمورو ساما
اشکالی داره ما هم همراهیتون کنیم؟
.میخوایم بدونیم قصد مردان مارمولکی چیه
.بیاین
...خب، حالا
با دوست طرفیم یا دشمن؟
فرستاده کدومشونه؟
...چه ورود دراماتیکی
.من گابیروی مردان مارمولکی هستم
.همهتون زیردست من کار میکنین
!افتخار بزرگی نصیبتون شده
!خودشه، گابیرو ساما
!بهترینی
!خیلی باحالی
!دل منو بردی
جان؟
.خوب ایشون رو یادتون بمونه
!این مرد کسیه که قراره رئیس بعدی مردان مارمولکی بشه
!تعظیم کنید
جــان؟
همهتون زیردست من کار میکنین»؟»
افتخار بزرگی نصیبتون شده»؟»
مردک فکر کرده کدوم خریه؟
...و
!شیون سان، لطفا بس کن
!داری این اسلایم رو میچلونی
!ببخشید! ببخشید! ببخشید
ببخشید... اسمتون گابیرو بود، درسته؟
...درخواستتون یکم ناگهانیه
ای بابا. حتما باید براتون توضیح بدم؟
خبرا رو شنیدی، نه؟
کدوم خبر؟
.خبر اینکه خوک اورکها دارن به جنگل بزرگ جورا حمله میکنن
هو هو؟
.برای همین به نفع خودتونه که زیردست من بشین
!من، گابیرو، از شما ضعفا در مقابل اورکها محافظت میکنم
!ضعفا
...ضعفا
ضعفا؟
.هیچ گابلینی اینجا نمیبینم
چی؟
.قرار بود اینجا دهکدهی گابلینها باشه
...راستش، من هیچ آدم ضعیفی اینجا نمیبینم
،خب، اگه اورکها دارن حمله میکنن
...گمونم اتحاد با مردان مارمولکی هم گزینهی خوبیه
.ولی مطمئن نیستم دلم بخواد اون هوای پشت سرمو داشته باشه
.خنگ میزنه
«.چیزی که باید ازش بترسی دشمنان قدر نیست، بلکه دوستان بیکفایته»
No comments yet. Be the first to leave one.