The first 200 lines.
سلام عزیزم
قیافهت چرا اینجوریه؟
چیه؟ شبح دیدی؟
گفته بودم، یه چیزی اینجا هست
نخیر، خواهر کوچیکم اینجاست
،شوخی میکنی نه نمیکنی
سلام، کِلی
چرا تو... کِی اومدی؟
یه کنفرانس توی شهر داشتم
واسم توی هتل ریتز اتاق رزرو کردن
ولی تمام این مدت توی جاهای خوبی بودم
با خودم گفتم عوضش به آلونک شما بیام
آلونک نیست، باشه؟
محض اطلاع بگم، این جزو شش تا خونه ی بزرگ توی محلهست
خب، خیلی خوشتیپ شدی زندگی روستایی بهت میاد
... پیتسبرگ یک شهرـه، چطور میتونی
باشه دیگه، میدونی چیه ادام
چرا نمیایی کمک تا چمدون کِلی رو بیاریم؟
تیم ورزشی داریم، آقای راجرز اهل اینجاست
راستی کِلی، با دوستمون لوول آشنا شو
لوول، ایشون خواهرم کِلی ـه
خوش بگذره
خب، چجوری با ادام و اندی آشنا شدی؟
براشون کار میکنم
خدا شفاءت بده
کِی رفع زحمت میکنه؟
چمدونش هنوز این پشته
میتونم همین الان ببرمش فرودگاه
خواهرمه، نمیتونم ازش بخوام بِره
خب، خواهر من که نیست، من ازش میخوام
همین الان میرم - ادام -
وقتی اینجاست بهت ضدحال میزنه
تنها کاری که بلده در موردت قضاوت میکنه
نزار این مسئله تو رو اذیت کنه
درسته، ولی میدونم که اون اذیتت می کنه
چرا بهش اجازه میدی
همیشه خودشو سَرتر نشون بده؟
آلونک". حموم ـمونو کفش تابش گرمایی زدیم"
کردیم؟ - خراب شدن ولی کردیم -
...ببین
... ،خوب میشد اگه خواهرم جذایبتش
زندگیه سفرمانندش نسبت به زندگی آرومم رو به رُخ نکشه
در برابر شهر معمولی و یک شوهر معمولی
شوهر معمولی؟
من جزو بهترین شوهرای توی این محلهم
تو عالی هستی
واسه همین نمیخوام بازیچه اون بشم، باشه؟
بهش میگن مسیر جوانمردی در پیش گرفتن
ولی اون خودش شروع کرد
حداقل بیا نشونش بدیم . از راه تلافی
ادام، من یه شوهر فوق العاده با سه تا بچه دوست داشتنی دارم
،مهم نیست اون چی میگه من از چیزی که هستم خوشحالم
حتی باوجود اینکه رقابت نکردم، برنده ـم
خب، از اونجایی که بُردی، بیا جشن بگیریم
با رسوندش به فرودگاه
دیگه منو باهاش تنها نزارید
شماها فکر میکنید من شبیه فارست گامپ ـم؟
نه - فقط موقعی که میدَوی -
چطور شما خواهرید؟
اصلاً شبیه هم نیستید
خخخ
خب، اون یه مدتی سوئیس بودش
اگه منظورمو گرفتی
وقتی دروغ میگه دماغش بزرگ میشه
آه، متلکهای خوبی آماده کردم، بزار حالشو بگیرم
نه ادام، مسیر جوانمردی چی شد؟
اصلاً جدی نگیر، انگار نه انگار اون اینجاست
آبمیوه عنبه هندی تازه میخوری، کِل؟
هر روز این صبحونه رو میچینی؟
شبیه هتل چهار فصل ـه
اون یه هتل شیک ـه
میدونم چیه
یکی رو با ماشین اونجا رسوندم
نخیرم، اینی که میبینی
کار هر روزـمونه
عاشق آشپزی واسه خونواده ـم هستم
مامان، کلوچه ـم برچسب قیمت روش داره
عزیزم، بزارش توی دهنت
آه، چطور خوابیدی؟
منظورم اینه، خیلی جای خوبیه
توی یک خونه پُر از بچه و عشق باشی، نه؟
عالی بود
ولی باید برم یه بالش طبّی بگیرم
دیشب رفتم حموم
و بالش ـتون کاملاً فراموش کرد چطور من خوابم میبره
این همه خوراکی واسه چیه؟
آخ، لعنتی، نکنه عیدپاک ـه؟
نه، نه. این فقط صبحونه عادی و معمولی ـمونه
که هر روز میل میکنیم
آها، آره
..منظورم از " عیدپاک ـه؟" یعنی
هر روز با وجود زنم عیدـه
راستی بچه ها، براتون چندتا سوغاتی آوردم
اینارو توی آخرین سفر کاریم به توکیو گرفتم
چندتا چیز تا بخاطر وجودم، ممنونم باشید
..اوه ببخشید، معنیش - میدونم معنیش چی میشه -
چیزیه که به آقای رباتو میگی
آبنباته - خیلی عالیه -
من هیچ وقت از اینا نگرفتیم
فکر کنم قرص نعناعیها یادتون رفته
اون روز توی پمپ بنزین براتون خریدم
خوشحالم خوشتون اومده بچه ها
توکیو فوق العاده ـس
مُدرن، پُرتکاپو، فرهنگ غنی
خیلی با شماها فاصله داره
ما نیاز به ژاپن رفتن نداریم
باشه؟ ما به بنیهانا میریم
بچه ها، چرا نمیرید بالا بازی کنید؟
خب، من برم بالش بخرم
پیتسبرگ چقدر با شهر فاصله داره؟
میدونید چیه؟ بیخیالش توی گوگل سرچ ـش میکنم
خوشم نمیاد، رو مُخت بره
نمیره
قبول کن
...من این کاسه گنده کریستال رو
از وقتی که گفتی بعد عروسی ـمون پسش بدیم، ندیدمش
ما اینطوری زندگی نمیکنیم
ببین، من هر صبح برات صبحونه آماده میکنم
عزیزم
دیروز، یه وفل یخ زده توی جیبم گذاشتی
و گفتی که توی راه با گرمای بدنم آماده میشه
باوشه، روی مُخم میره
اصلا دیشب خوابم نبُرد
میدونستم از توی حموم صدای ناله میومد
خوشحالم تو بودی نه شبح
بچه نشو، اون همیشه همینطوری بود
هر اسباب بازی من داشتم، اون بهتر از منو داشت
هر ورزشی من میکردم ، ورزشش بهتر بود
چه ورزشی میکردی؟ - بدمینتون -
در حق خودت ظلم کردی
ببین، اگه نمیخوای چیزی بگی بزار من انجام بدم
باشه؟ خواهرت باید بدونه وقتی باعث ناراحتی تو میشه
یه پیامدی داره
عمراً ، باشه؟
تو کاری به این کارا نداشته باش، من نقشه خودمو دارم
توی پنجاهمین سالگرد عروسی ـمون
وقتی که با همه نوههام احاطه شده بودم
و اون روی ویلچر، در تنهایی بود
اون به من نگاه میکنه و هردومون میدونیم
منم که برنده شدم
ولی اینکه کُلی طول میکشه
7.99دلار؟
اینارو پسشون میدیم
:تـرجمــه از JOnAh
دیگه حوصله خواهر اندی رو ندارم
تلاش میکنم اونو از خونهم دَکِـش کنم
اندی براش صبحونه هتل 4ستاره حاضر میکنه
با ریختن پنیر روی زمین نمیشه از دست موشها خلاص شد
مگه اینکه پنیرها رو سمّی کنی
ولی اونوقت خیلی چیزا رو هدر دادی
من از کِلی خوشم نمیاد
درسته - وقتی که ما ساقدوش اندی بودیم -
بهم گفت رنگ زرد بهم میاد
چون با رنگ دندونام سِتـه
هیچی نگفتم، چون نمیخواستم عروسی اندی بهم بریزه
منظورت عروسی ـمونه
آآآ، عروسی اندی بود
هیچکی به دوماد نگاه نمیکنه
واسه همینه بهتون لباس مشکی میدن، شبیه سیاهی لشکرها
چیزی که مَدنظرم هستش اینه اگه ما کِلی رو توی تنگنا قرار بدیم
بار و بندیلشو میبنده میره ولی من نمیتونم
پس چیزی که بهش احتیاج دارم یه تنگناکنندهس
که تو باشی، مارسی
توی ضدحال زدن
به مردم معرکه ای
ممنون از تعریفت
،من به مهارت هام افتخار میکنم آسون بدستشون نیاوردم
روی دان تمرین کردم
کیسه بوکسـتم عزیزم
پس انجامش میدی؟
البته، البته 18ساله میخوام عُقده هامو رو سر کِلی خالی کنم
اون پاهاش بزرگه، نه؟
با یک کفشش میتونی مثه یه قایق
توی دریاچه پارو بزنی
سلام بچه ها - سلام -
چی دستته؟
کلوچه ـن و یه خانم بهم دادتشون
و اون ازم خوشش میاد و مثلا رابطهای باهاش ندارم
با کسی آشنا شدی؟
.درسته، اسمش ملانی ـه ...یه ماه پیش همدیگه رو توی باشگاه وقتی
روی تردمیل گیج و منگ بودم ،دیدیم
یک ماه، ها؟ انگار موضوع جدیه
دوست ندارم کسی رو ببوسم و تعریفش کنم
ولی بوسیدمش و باید تعریف کنم خوشم اومد
میشناسمت لوول، باشه؟
با هرکی بخوابی
اونوقت مثه یه جوجه اردک وابسته ش میشی
درسته
خب به گمونم بهتره این دختره رو ملاقاتش کنیم
شاید بهتر باشه اونو چِک کنیش و مطمئن بشید
با کلوچههاش منو طلسم نکرده باشه
،بچه نباش لوول کلوچه نیستن، اسمشون ممه
گوش کن
امشب بیارش، باشه؟
کمک میکنه اتاق شلوغ بشه و حواس اندی رو از
هیتمن ـم پرت کنه - حق با توئه -
با لوول و خانمش اونجا
هیچکس متوجه حضور من نمیشه
دقیقاً، شلیکت رو بکن، اسلحه رو بنداز و شیرینی بگیر دستت
ادام، ایشون ملانی هستن
No comments yet. Be the first to leave one.