The first 200 lines.
آنچه گذشت
من لينا اسميت هستم رييس جديدت
من ميخوام يه بررسي دقيق انجام بشه
درباره سايمون فيشر
با اين يارو صميمي شو
و اون بهت همه چي رو ميگه
تاحالا کسي درباره خالکوبي من حدس درست نزده بود
اون از شعر کيتاس"ستاره روشن"الهام گرفته شده
من بهت احتياج دارم،آني
تا حالا به کسي احتياج نداشتم
کار لينا بود
ما اينجا کمک ميخوايم
من تمام راه هاي خروج از دي سي رو ميخوام تحت کنترل باشه
....:: DIO And Ess8 ::....
ايست اينجا مکان ممنوعست
به "جوان کمپل"خبر بديد
من يه چيزي پيدا کردم
خب اينجا چه خبر؟
آني،الان بايد تو استعلاجي باشي
وقتي لينا تو نايروبي بوده،يه مامور روس همراهش بوده
"اسمش "ديميتري ليمينف "اسم کد"راچمانيف
تنها اون نيست چون اون ذاتا يه موسيقي دان
اما اون چون
با سيم پيانو آدم ميکشته
من تمام سرنخ ها منتهي به نايروبي سال 98 رو بررسي کردم
و توش اثري از راچمانيف نيست
در مکاتباتي که لينا با لنگلي داشته
آني،تو يواشکي رفتي تو آپارتمان لينا
به خاطر همينِ اينجايي،توضيح بدي
نه اينکه به ما تئوري هاي جديد ارائه بدي
چرا؟- چون لينا قبلن-
روس ها رو آگاه کرده
ما کاملن مطمئنيم که اون
تحت محافظت مقامات روسيه ست
در حال حاضر تو مسکو تو محله و ناحيه"باباشتيا"زندگي ميکنه
تو يه مغازه موزيک کار ميکنه
"من فکر ميکنم اون "راشمينف
اگر من بتونم برم مسکو،ميتونم بهش برسم،خلاص
تو مکان لينا دنبال اطلاعات بگردم
من هم تو نايروبي بودم همون موقع
راچمانيف"همه مارو ميشناسه"
و اون به کارهاي وحشتناکي بهش نسبت داده شده
اگر"ديميتري لارينف"همون مرد باشه
براي همين نبايد بري مسکو
دليل اين که نبايد بري مسکو همينِ
شما نميخواين کاري کنيد؟
آژانس به شدت دنبال اين که تلاش کنه
تا لينا رو پاي ميز محاکمه بکشونن
يعني چي،اونو پاي ميز محاکمه بکشن؟
بکشيمش
اما لينا زرنگ بود
لينا زرنگِ
اما اون ميدونست که کدوم مامور قرار
بياد سراغش واسه خلاص کردنش
و اون دست مارو ميخوند،مامورها رو هم خلاص ميکرد
در واقع ما هرچي مامور فعال تو اين کشور داريم
کاملن لو رفتن
خب ما ميخوايم چي کار کنيم؟
بهترين گزينه پيش روي ما اين که
گفتگوهاي بين وزارت امور خارجه رو براي دادخواهي
با دفتر وزارت خارجه روسيه دنبال کنيم
خب قرار ما حرف بزنيم حرکتي نکنيم؟
آني،ما هرکاري از دستمون بربياد،انجام ميديم
بد نبود
خبري شده،درسته؟
درسته آگي؟
من يه چيزايي ديشب دربارش شنيدم
من ميدونم تجربه مواجهه براي اولين بار با اين موضوع چه جوريه
که بعد حادثه به خودت فشار بياري
من فشار نميارم
فشار ميارم؛اما مشکلش چيه اگر
من بخوام رو پاهاي خودم وايسم؟
داستان سر رو پا ايستادنت نيست تو يکي رو از دست دادي
اون درباره قلبت
من ميتونم حس کنم که چقدر دلت ميخواد برگردي سر کار
و راس و ريستش کني،اما الان وقتش نيست
همه چيزي که من دربارش فکر ميکنم حرکت پامِ
حرکت پات خوبه
دزدي رفتن تو خونه مردم
کار خوبي نيست نيرو بياد اونجا
تو حالت خوبه؟
من خوبم؛من خوبم
من داشتم به صحبت هاي قبليمون فکر ميکردم
و تو نيازي به دادن مجوز نداري
تو به ما گفتي ميخواي بري روسيه
آره،فکر کنم گفتم
من ميدونم معني از دست دادن يک نفر تو ميدون چيه
اما از اون به عنوان يه انگيزه استفاده کردن خطرناکِ
جوان،من بايد برم
پس من حمايتت ميکنم
اما وقتي رسيدي روسيه،با احتياط به"لارينف"نزديک شو
ببين اگر اطلاعاتي داره که بتوني به لينا برسي
و اگر تو جاش رو پيدا کردي
تو بايد ازش عکس بگيري همين
کار ديگه اي نميکني
اين مدرکي که وزارت خارجه ميخواد
تا براي مذاکرات تبادل مدرک داشته باشه
تو فقط عکس ميگيري
و برميگردي خونه متوجه ام
تو بايد هيجاناتت رو کنترل کني و حساب شده رفتار کني
اگر سعي کني انتقام بگيري،کارت سخت ميشه
هرچيز که بخواي تو خونه امن فراهمِ
و حرف زدن با "لارينف"تو رو تو خطر ميندازه
اگر توسط مامورين روسي دستگير بشي
کاري نيست که سيا بتونه برات بکنه
ما همه چي رو تکذيب ميکنيم
يه چيز ديگه
لينا تو رو ميشناسه
اون تکنيک هاي تو رو ميدونه
و اون انتظار اومدنت رو داره
و اون اميدوارِ که احساساتت روي سايمون
رو قضاوتت اثر بذاره
اثر ميذاره؟
نه
...حواست باشه،تو حد و حدود خودت حرکت کن
و حواست به خودت باشه
بالاخره فهميدي که بهتر رانندگي نکني؟
من فقط دارم رو حرکات پام کار ميکنم
اين بليط هواپيماست
"و کليد آپارتمان در "پينجا استانيس
مامور قبلي سيا
قبلي؟
چون اون مردِ،آني
اين از اين جور عمليات هاست که هرچي سوال بپرسي
جواب هاي وحشتناک داره
در شرايط به ماهيت ريسک پذيري بالا
ارتباط با لنگلي کاملن قطع ميشه
حالا،اگر من با همه اينا هم مخالف باشم
من ميخوام تو بدوني
من هميشه اينجا هستم مهم نيست براي چي
اون براي من خيلي ارزشمند
اميدوارم اونو بفهمي
خوشحالم که ازش گذشتيم
مسافرت خوبي داشته باشي
....آگي
ميتوني تا فرودگاه منو برسوني؟
به روسيه خوش آمدي
فکر کردم شايد بخواي از يکم خرجي سفر استفاده کني،حال کني
مواظب خودت باش،آگي
پنيا؟
کس خوارش
ممنون
تازه اومدي مسکو؟
آره
آمريکايي؟- درسته؟-
من درباره اينجا تو کتاب راهنما خوندم
نوش جان
تو کي هستي؟
من به خاطر تو اومدم،راکمانف
من درباره"پنيا استانيز"يکم تحقيق کردم
تو خيلي خوب تو پوششت زندگي کردي
اما اون چپ دست بود
من خودم چپ دستم
اما واسه نواختن اين طور نبود
دست راستت غالب بود
چرا به من نميگي واقعن براي چي اينجايي؟
من ميخوام درباره لينا اسميت باهات حرف بزنم
من نميدونم اون کيه
اما چشات چيز ديگه ميگن
اون باهات چي کار کرده؟
من فکر ميکنم ميخواي دربارش حرف بزني
ديميتري،من ميتونم کمکت کنم
ما يکديگر رو سال 80 تو نايروبي ديديم
مدت کوتاهي بعد از بمب گذاري سفارت
من مامور جواني بودم،خودخواه
منو فرستادن تا درباره آمريکايي ها
و اثرات روي اونها تحقيق کنم
روي نقاط آسيب پذيري اونها
اون فوق العاده بود مبارزه خوبي بود
مبارزه در همه جهات
من تا پراگ دتبالش رفتم
من همه جا دنبالش ميرفتم
من فکرکردم اون عوض شده
چقدر از واقعيت دور بود
اما اون از من استفاده کرد
اون با بالايي ها يک معامله کرد
که خودش رو به عنوان مامور دوجانبه تو سيا جا بزنه
خب من برگشتم اينجا پستم رو ازدست دادم،لينامو از دست دادم
من غم رو تو چشات ميبينم
غم نيست خشم
لينا مسئولشِ
اون يک نفر رو از من گرفتِ
من به خاطر عدالت اينجام
ميتوني کمکم کني؟
وقتي من پيشتر از دست هاي کوچيک حرف ميزدم
از خودم حرف ميزدم،از دست هاي خودم
بعضي مردم سرنوشتشون زندگي کوچيک و بي دغدغست
وقتي که با لينا بودم
يادگرفتم من همچين آدمي هستم
من ديگه نيازي به انجام اين چرخه هاي باطل رو ندارم
من کسي رو نميشناسم هيچي ندارم
من نميتونم کمکت کنم تصميم بگيري دربارش
من نميخوام تصميمي بگيرم
اولين باري که آسيب ميبيني برا هميشه زخم باقي ميمونه
اما معنيش اين نيست که نميتوني پاتک بزني
...لطفن
مزاحم من نشو
خب من با چارلي حرف زدم
گفت در جريان گذاشتن کنگره خوب پيش رفته
فقط چند نکته و منع قانوني مونده
No comments yet. Be the first to leave one.