The first 121 lines.
درود، زوشا هستم، خوشحالم از اینکه با این سریال جذاب در خدمتتونم اولین سریالیه که قراره به تنهایی ترجمه کنم بنابراین خیلی هیجانزده ام و امیدوارم تا پایان این سریال با ترجمه ی من همراه باشین خوشحالم که میتونم با این کار در کنارتون باشم
اولین شمارهی شانس چه شمارهایه؟
برگشتی؟
چه زود
مشتری خونه نبود
میفته واسه هفتهی بعد
چرا زودتر اطلاع ندادن؟
هفتهی بعد خودم میرم
جونگ وان کجاس؟
جونگ وان، بعد کار زود میره خونه
سانگی چی؟
فقط یه روز در هفته استراحت داریم
اما روی همون روز اصرار کرد، ولش کن
مشتریهای پر دردسر رو قبول نکن
خودم میرم
!ولش کن بابا
ما اونقدر سرمون خلوته که توی قرعه کشیه لاتاری شرکت میکنی
قبول کن
هی، این یه جورایی
همون هدف من توی زندگیمه
یه شبه ثروتمند شدن
برای اضافه کاری بهم پول بده
خیلی خب
معلومه آدم پرتلاشی هستی، سو هیوک
حالا که دنیا باهام سرجنگ داره این کمترین کاریه که ازم برمیاد
سلام، عزیزم
چی؟
چرا سیگار بکشم؟ من که بهت گفتم ترک کردم
آره
چی؟
دستگاه تهویه هوا؟
...باشه، وقتی تکنیسین اومد
میذارم باهاش صحبت کنی
فکر کنم رسید گوشی دستت باشه
میذارم باهاش صحبت کنی، باشه
صبر کن
عزیزم من باید برم
عزیزم
بله، تکنیسین هستم
دستگاه باید باز بشه
ابزار بیشتری لازم دارم
فردا دوباره میام
به دوست دخترت اطلاع بده
شرکتتون باید بازخورد مشتریا رو ثبت کنه
نمیشه یه تکنیسین دیگه درخواست کنم؟
فعلا با همین مدارا کنین تا فردا
هنوز همونی هیچ عوض نشدی
هنوز رو مخی
فردا برمیگردم
چی؟
ولی اون اینجوری نیست
تأییدش میکنم و یه تکنیسین ...دیگه رو براتون میفرستم
چی؟
عجب بیشعوری
ازم شکایت کرد؟
توضیح نمیده که بابت چی ناراضیه
اگه بهانه گیریهاش رو ادامه بده فردا جونگ وان رو میفرستم
جوون به نظر میاد، چه بیشعوره
عمدا این کار رو میکنه
میشناسمش، خودم میرم
الو؟ بریم یه نوشیدنی بزنیم
با دخترا؟ من دوست دختر دارم
...توی عوضی
کجایین؟ اِوِرلند؟ خدایا
قرارت مهمتره؟
پس با یومی بیا
یومی از من خوشش نمیاد؟
باشه، دوست دارم، یومی
بوس بوس
یومی اعصابش داغونه
اگه میخوای مشروب بخوری باید بری پیش دوست دخترت
اولین بار که نیست
هی، یون ده
!با توام
سگ مسته
اون عوضی رو دیدم
کی؟
هیونگ
خدایا، مسته حالا چجوری میخواد برسه خونه
یون ده؟
گفتن که دیر میان
سیگار میکشی، نه؟
یه فندک توی جیب روی سینهات هست
چی میخوری؟
بابام یه آشغال فلک زده ست
که مردم رو میزنه
مامان تو هم نمیتونه تشخیص بده کی بده کی خوبه
آره، شدیدا
دیر ناهار خوردم
نظرت در مورد نوشیدنی چیه؟
!هی
این واست شوخیه؟
اینطوری نگران دیگران هستی؟
به همین خیال باش
به نظر میاد همینطوره
اگه اینم به هم بخوره، دوباره انجامش نمیدم
یه آدم عوضی که مردم رو میزنه
از بابای خودت بهتره؟
فقط احمقا از چاله به چاه میپرن
به هر حال سرنوشت ما اینه که زندگیمون سخت باشه
پس با جریان پیش برو
نزدیکی، ولی ما زود راه میفتیم
بیام دنبالت؟
...یون ده؟ اون
گفت که دیرتر میرسه
اوکی حله
هی- چیه؟-
نگفته بودی که دخترا رو دعوت میکنی
الان دارم میگم، سوجونگ و یومی رو دعوت کردم
خدافظ
!هی
سوجونگ داره به خاطر تو میاد- لعنتی-
!اگه سوجونگ نیاد، یومی هم نمیاد
به من مربوط نیست
خودت دعوتشون کردی
نمیتونی به دوستت کمک کنی؟
گوش کن سوجونگ همیشه باهات لاس میزنه
خودت رو به خریت زدی؟
امروز من این قرار رو واست ترتیب دادم پس تحملش کن
و دو روز باهاش قرار بزار
فردا دو درهاش کن
No comments yet. Be the first to leave one.