The first 200 lines.
طي حملهاي که شب گذشته در بيمارستان فورچين بمبئي رخ داد
...تروريستها با تيراندازي
باعث مرگ چندين نفر از جمله کارکنان بيمارستان شدن
...همينطور بيماران
نيروهاي امنيتي تا حالا آمار دقيقي از تعداد کشته شدگان اين حادثه ندادن
تلفات زيادي اعلام شده
اين واقعاً شوکه کنندهست
طبق منابع ما حداقل 18 نفر جون خودشون رو از دست دادن
که 4 نفر از گروهي که به بيمارستان حمله کردن
گروه مبارزه با تروريست چکار ميکنه؟ آژانس تحقيقاتي بين المللي چکار ميکنه؟
الان براي مبارزه با همچين حوادثي چه اقداماتي داريم انجام ميديم؟
از کجا مشخصه که دوباره اين اتفاق نميوفته؟
از مقامات محترم و نخست وزير هند درخواست ميکنم
که هرچه سريعتر دستورات لازم و اقدامات مناسب رو انجام بدن
در برابر دشمنان ما
يکبار براي هميشه همه چي رو واضح کنيد و يه هند جديد بسازيد
که هيچ گونه دروغي در اون نباشه
الو؟
الو؟
مغازه محمده؟
آره
ميتونم با مهرونيسا حرف بزنم؟
مهرونيسا؟
تو کي هستي؟
از اقوامش ـم
آهان
صاحبخونه يه سال پيش از اينجا بيرونش کرد
چون نميتونست اجاره رو بده
فکر ميکنم بعدش بود از اينجا رفت
ميدونيد که کجا رفته؟
نه از اون موقع تا حالا خبري دربارهش نشنيدم
هيچي نميدونيد؟ خواهش ميکنم
خب اون هميشه ميگفت
از شهر ميره تا پسرش رو پيدا کنه
شايد همچين کاري کرده
شايد الان کنار پسرش باشه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه - ويرايش :سميرا
سلام عليکم برادر
همه چي مرتبه؟
چيزي خوردي؟
فقط بهم بگو چکار کردي
ميتونم بشارت رو ببينم يا نه؟
نميدونم برادر جان هنوز هيچي معلوم نيست
پس براي چي اينجا اومدي؟
فقط اومدم حالت رو بپرسم
ما فقط اين رو ميخوايم که حالت خوب باشه
ما؟
اين ما کيه؟ خيلي سوال نپرس برادر-
فقط کاري که بهت گفته ميشه رو انجام بده،اين دستور از بالاست
دستور کي؟
!نميدونم توي عوضي کي هستي
نميدونم توي کشمير چکار ميکنم
هر روز يه نفر مياد اينجا و دستور جديدي برام مياره
!هيچکي نميدونه اينجا چه غلطي ميکنه
بيا، از اينجا گمشو
چکار ميکني؟ داداش؟
!از اينجا گمشو برو
و به اون کسي که دستور ميده بگو مستقيم بايد با خودم حرف بزنه
اگه داداش فيضان داره دستور ميده بهش بگو که ميخوام بدونم
ميخوام صداش رو بشنوم
و همه جزئيات اين ماموريت رو ميخوام
اينکه چکار بايد بکنم و کي بايد بکنم، همه چي رو
سالوني، من با آدماي زيادي کار کردم
ولي تا حالا با کسي مثل پاشا رو به رو نشدم
به هيچي به جزء وظيفهش فکر نميکرد
اول اون 3 تا بيگناه کشته شدن !و حالا پاشا
!آروم باش شريکانت نبايد خودت رو مقصر همه چي بدوني
نميتونم اينجا بشينم و فقط نگاه کنم
الو قربان
بگو شريکانت
اونجا چه خبره قربان؟ نپرس-
واحد تحقيق و آناليز در آستانه تعطيل شدنه
قربان فکر ميکنم که بايد حواسمون بيشتر جمع باشه
موسي رو به خاطر يه هدف خاص فرستادم
اون متخصص سلاحهاي شيميايي هم هست
فکر ميکنم دارن براي يع چيز بزرگ برنامه ريزي ميکنن
به تمام شهرهاي کشور هشدار جدي دادم
قربان من اطلاع دارم که چند نفر ديگه هم درگير هستن
...يه گروه کامل توي کشمير شريکانت بذار کار رو پيش ببريم-
اگه بهت نياز داشتيم بهت ميگم
فعلاً به اينکه از ميدون دور بشي نياز داري
مراقب باش شريکانت
تالپاده، اونجا چه اتفاقي افتاده؟
!خدا لعنت کنه مشکل پشت مشکل
واحد تحقيق و آناليز قرار که براي بازجويي بره
هيچ خبر جديدي از بيمارستان نشده؟ هيچي-
به نظر مياد که يه خونه مخفي بوده اصلاً توي رادارهامون نبود
خانواده پاشا رو ديدي؟ مامانش رو ديدم-
باباش حتي براي ديدن جنازهش هم نيومد
مامانش ميخواد پاشا رو محل تولدش دفن کنه
تالپاده
مادر موسي چي؟
چي؟
اون حرومزاده درباره اينکه مادرش رو ببينه حرف ميزد
فکر ميکني درباره مادرش راستش رو گفته؟
فکر نميکنم اصلاً اين حرومزاده مادر داشته باشه
نميدونم چرا ولي حس ميکنم که اين موضوع واقعيت داره
نميدونم
!هيچي نميفهمم
پيداش کن
پيداش کن باشه-
ببخشيد سوچي نميتونم بيام" "ريا حالش بده
الو؟
سلام چي شده؟
دماسنج رو گذاشتم ولي هيچي رو نشون نداد
دوباره انجامش ميدم
نميدونم چرا هنوز نگرانم
تبش پايين نمياد زنت اونجا نيست؟-
کسي اونجا نيست؟
فعلاً کسي نيست چند روزه که خودم دارم کارارو ميکنم
کمک ميخواي؟ نه،نه، همه چي مرتبـه-
خودم حلش ميکنم چند روزه که دارم نودل بهش ميدم
آرويند، دخترت حالش خوب نيست اونوقت تو بهش نودل ميدي بخوره؟ ديوونه شدي؟
سلام براي چي اينجا اومدي؟-
آه اوه-
منظورم اينکه بيا داخل بيا
!سلام ريا
من سوچي ام
گشنته؟
آره؟
برنج دال ميخوري؟ با کلي سيب زميني کنارش
باشه پس خيلي زود آماده ميکنم
آرويند، گشنيز کجاست؟ يه لحظه-
اينجاست
برات خُردش کنم؟ نه فقط برو-
کاري کجاست؟
کاري؟...اينجاست ممنون-
سير چي؟
اينجا
اوه، اينکه فاسد شده
خدمتکار همين ديروز پودرش کرد
پس اين رو به خدمتکارت بگو
اين از سيب زميني
اينم از برنج
دهنت رو باز کن، باز کن، باز کن
!خيلي خوبه
وقتي دريتي بچه بود دقيقاً همينجوري بود
حالا دقيقاً شبيه مامانش شده
چرا تا حالا به اين مدل سيب زميني فکر نکردم؟ خيلي خوشمزهست
ممنون که اومدي
مرسي
حال و حوصله کار کردن داري؟
آره حتماً، آبجو؟
نبايد خيلي به هوش مصنوعي تاکيد کنيم
منظورم اينکه خيلي خوبه ولي باز در نهايت هوش مصنوعيـه
پس هيچوقت نميتونه جايگزين هوش انسان بشه
آره گرفتم-
بعداً تمومش ميکنم
نميخواي اين رو تموم کني؟
خيلي اهل آبجو نيستم من بخورم؟-
ممنون
...خب
...مامان ريا
داستانش طولانيـه
اگه دربارهش حرف بزنم حالمون گرفته ميشه
بله پريانشو؟؟
آره، آره، هماهنگ شديم
ميايم، حتماً ميايم
آره ميبينمت
از بخش بودجه بودن
يه چيزي آماده کرديم که سرمايه گذار رو به شدت هيجان زده کرده
عاليه
توي لوناوالاست پس آماده باش بايد بريم
ولي مگه قرار نبود با نيکيل بري؟
آره خب نيکيل هم مياد
من اونجا چکار کنم؟
من اصلاً تجربه ندارم
اينکه يه دختر توي گروه باشه هميشه خوب بوده
گوش کن، من مثل عروسک اونجا يه گوشه نميشينم
منظورم اين نبود
اين برات خيلي خوبه دارم بهت ميگم، بهم اعتماد کن
مطمئني؟ صدرصد-
پس آماده باش، ميام دنبالت
باشه؟ باشه-
از کشمير خبر رسيده که ساجيد خيلي شکايت ميکنه
ميدوني که پسرا چه جور روحيهاي دارن
نه
فقط اينقدر ميدونم که ماموريت ذوالفقار شروع شده
و موفقيتش به اين بستگي داره که همه از دستورات پيروي کنن
به اون پسر بفهمون
که هيچکس تمام جزئيات اين ماموريت رو نميدونه
پس اين شکايت بازي رو تموم کنه و کاملاً روي کاري که بهش ميگن تمرکز کنه
...وگرنه راههاي ديگهاي هم براي باهاش حرف ميزنم-
مشکل ساجيد اينکه نميدونه مجاهدين ما کيا هستن
منظورت چيه؟
موسي و ساجيد توي اردوگاه آموزشي خيلي صميمي شدن
ميدونم ساجيد رو چطور راضي کنم
!حاليش کن
به اندازه کافي وقت تلف کرديم ديگه نميتونيم زمان رو هدر بديم
ديگه نبايد حتي يه تماس از کشمير داشته باشم
ديگه ميرم
دفعه ديگه بعد تموم شدن ماموريت همديگه رو ميبينيم
خداحافظ خداحافظ-
سلام عليکم برادر بشارت
چرا هنوز اون رو نديدي؟
ميتونيم 2 واحد مستقر کنيم
...يه واحد رو توي براوُ باشه-
و واحد آلفا رو خودمون روي پل مستقر ميکنيم
بله شريکانت يه خبر جديد برات دارم-
...تازه فهميديم که
No comments yet. Be the first to leave one.