The first 200 lines.
قسمت 25
آيا مطمئن هستيد که مي توني نام گئون را برگردوني؟
بله آقا،من برش ميگردونم
برو
و برادرمو برگردون
بله ،آقا
سا بوگو
گولسابيو
هيوک سودول
سروصدا برا چيه؟
.من براي صحبت با فرمانده نام گئون اومدم
.اين سفارش فرمانده نامسنگه
پي امد خطرناکي در انتظارته
اگه بخواي جلوي مارو بگيري
اجازه بدين ما داخل بشيم جناب نماينده
لطفا وارد شين
فرمانده نامسنگ حتما خيلي نگران
برادرکوچيکش شده
اون واقعا خيلي منتظر مانده
پس زودتر وارد شين
پس براي چي ايستادين ؟
نميخواي وارد شين؟
قربان ارباب نامسنگ خيلي نگران شماست
با صاحب منصبان کشوري صحبت ميکردم
در مورد اوضاع کشور
برگرد و به برادرم بگوکه نگران من نباشه
شما نبايد اينجا بمونيد
ازتون خواهش ميکنم با من بيايين ارباب
شما نبايد به خانه برگردين
کي ميدونه که الان برادر شما به چي فکر ميکنه
منظورت چيه؟
از وقتي شما اينجا اومدي تا الان چند بار دنبال شما فرستاده
غيراز اينکه به شما اعتماد نداره؟
اگر برگردين شما رو مورد بازجويي قرار ميده
اگر اينجا بمونيد حتي شک و ترديدش نسبت به شما بيشتر ميشه
شک و ترديد؟
اون ميترسه که من اونو کنار بزارم و
فرمانده نامگئون رو فرمانده ارشد بزارم؟
تضمين ميکنم که چنين اتفاقي نمي افته
اما نامسنگ اونو هرگزباور نميکنه
ترديد ندارم که اون فکر ميکنه صاحب منصبان دربار
دارن نقشه ميکشن تا اون رو برکنار کنند و نامگون رو منصوب کنند
شما نبايد برگردين
-ممکنه زندگي شما به خطر بيفته - جناب نماينده
داري سعي ميکني چکار کني؟
ميخواي بين اونها خصومت بوجود بياري
اين چه توطئه ايه که چيدي؟
گفتي توطئه؟
چرا نميخواي صادق باشي؟
يعني دروغه که نامگئون مورد شک برادرشه؟
من نميخوام وزير نامگئون رو بطرف مرگ روانه کنم
شما بايد با من بياييد اگر نيايين
چرا؟
نامسنگ گفته اونو ميکشه
اگر نياد؟
اينجا هيچي براي نوشيدن نيست
من برات کمي اب ميارم برگرد داخل
- مجبوري اينقدر خشن باشي؟ - حالا
اونها کجان؟
اونها ميخواستن از دستشويي استفاده کنند براي همين
ادم احمق!با من بيا
موضوع چيه
اخ ادم وقتي داره دستشويي ميکنه هم نميتونه يکم تنها باشه؟
...اخ پاهام خواب رفتن
...اي پاهام
!گولسابيو
!پس گولسابيو کجاست؟اون حرومزاده رو پيدا کنين
اغتشاش کردن؟
اين به خودتون بستگي داره لطفا به من اعتماد کنيد
اگر اون قصد ضربه زدن به شما رو نداره
مجبور نيستي اونو توي خونه ملاقات کني
بيرون شهر يه معبد بزرگ وجود داره
که به معبد گونگالک معروفه
نظرت در موردقرار گذاشتن در اونجا چيه؟
اره اونجا جاي امنيه
تو چي فکر ميکني؟
ميري و با وزير نامسنگ صحبت ميکني؟
من طبق نظر استاد شين عمل ميکنم
ارباب
من کاري نکردم که خودم رو مقصر بدونم
به برادرم بگوکه در معبد ملاقاتش ميکنم
- اونو ديدي؟ - بله قربان
پس چرا تنها برگشتي؟
اون ميخواد شما رو در معبد گونگلاک ببينه
معبد گونگلاک؟
اون ميخواد من و بيرون از شهر ملاقات کنه؟
بله قربان
چرا اون ميترسه که به خونه من بياد؟
حتما يه چيز وجدانش رو ازار ميده
- اينطور نيست اون -فهميدم
تو مرخصي
گفتم ميتوني بري
اونطوري که شما فکر ميکنيد نيست.قربان
من چي فکر ميکنم؟
من چي فکر ميکنم؟
شما نبايد به برادر خود بي اعتماد بشين
تنهامون بزار
جناب شين شما چي فکر ميکنين؟
من فکر ميکنم بوکيوان داره با برادرم توطئه ميکنه
اگر فرمانده نامگئون براي جايگاه فرمانده ارشد جلو بياد
اون بزرگترين رقيب شما ميشه
بزرگترين رقيب من؟
نامگئون بزرگترين رقيب من ميشه؟
چنين اتفاقي هرگز نمي افته
برادر من هرگز دشمن من نميشه
من تنها از خونه بوکيوان برگشتم
اون ادم کشها رو توي خونه مخفي کرده
مطمئني؟
اهنگره اونجا بود
با چشمهاي خودم ديدمش
اگراونها دارن برملاقات خارج از شهرپافشاري ميکنند
ممکنه بخوان از اون ادمکشها استفاده کنند
احتمالا اونها قصد جان ارباب نامسنگ رو کردند
يئون نامگئون؟
مهماني که در تالار اصليه
پسر دوم يئون گائه سومون يون نامگونه؟
مطمئنم
چرا پسردوم يئون گائه سومون بايد اينجا مونده باشه؟
ممکنه اتفاقي براي يو گسومون افتاده باشه؟
لي کايگو
فرصتي پيدا کردم تا سري به شما بزنم
يه چيز اينجا گيج کنندست
تا چند وقته ديگه ميخواي مارو در حبس نگه داري؟
در واقع براي همينه که اينجا امدم
فرصت بزرگي داره پيش مياد
آماده باشيد
به شما نياز دارم که شمشيرهاتون رو بيرون بکشيد
به هرحال شانس پيروزي خيلي کمه
خواسته وزيران تنها نميتونه
من رو فرمانده ارشد کنه
ميخوام با برادرم حرف بزنم
ما ميتونيم با هم راهي
براي بحران ملي پيدا کنيم
اونوقت همه صاحب منصباني که ميخوان
شما رو مطرح کنن کشته ميشن
اونها به خاطر شما جونشون رو به خطر انداختند
چون بر اين باورند صلح و ديپلماسي کليدي است
براي نجات اين پادشاهي نه خشونت و جنگ
و شما نامگئون تنها کسي هستي
ميتونه اين رو عملي کنه
ولي ارباب
تمام اميد براي نجات دادن کشوراز دست ميره
اگر شما قبول نکنيد
و اگر گوگوريو نابود بشه
شما مقصر خواهي بود
شما فردا در حضور پادشاه معرفي خواهي شد پس خودتون رو اماده کنيد
اماده باشيد
آ ينده کشور در دستان شما است
اين تقدير گوگوريو است
نظر او تغييري نکرده؟
او هنوز دو دله
اينده صاحب منصبان دولتي در دستان نامگئونه
اما ما بايد او را فرمانده ارشد کنيم
به هر قيمتي شده
او بزودي تصميمش را خواهد گرفت
من هم اميدوارم
همه چيز طبق نقشه آماده شده است؟
البته
اگر اين نقشه شکست بخوره همه ما ميميريم
بايد موفق بشه
قصر انهاک.پيونگ يانگ
شاه بوجانگ..28 پادشاه گوگوريو
من وزيريون نامگئون به اعلي حضرت سلام عرض ميکنم
وزير نامگئون از اخرين ديدارمون خيلي وقته گذشته
بله اعلي حضرت حالتون خوب است؟
چي؟تو داري چي ميگي؟
نامگئون تو قصره؟
همش اين نيست
همه وزراي درباري هم با او هستن
چي؟وزراي دربار؟
انها يه برنامه اي دارن
نامگئون برادر منه من خودم از اين مواظبت خواهم کرد
اما انها کارهايي کرده اند
!گفتم خودم از اين مراقبت خواهم کرد
گفتي معبد گونگلاک؟
بله قربان
هر چه سريعتر تدراکات ملاقات را آماده کنيد
شنيدي؟
همون کاري را که خواستيد را انجام خواهم داد
اگر او پيش من نيامد
من پيش او ميروم
چانگ ان
- اونواز خواب بيدار کنيد - بله، حضرت والا
چي ميخواين؟
ميخواين منو کتک بزنيد؟
خسته نشديد عوضيهاي آشغال؟
ژنرال منم
من را مي شناسيد؟
شماييد ملکه
چي شما را به اين مکان کثيف و تنفرآور آورده؟
من هرگز فکر نميکردم شما را در اين وضعيت ببينم
اينها که چيزي نيستن
ديدار ملکه باعث آرامشم ميشه
قبل از اعدام
من بايد يه سئوال از شما بپرسم
هيچ خبري درباره مرگ يئون گائه سومون نرسيده؟
که اسيبي در جنگ ديده
يا شايد با ترور؟
اما تو بزودي آزاد ميشي
عفو ؟
No comments yet. Be the first to leave one.