The first 155 lines.
هیوجین دوست داشتنی) (برای کمک تو کارای خونه، دست بکار میشه
حتی اگه اینو باد بردم نباید جلوی هیو جین) (به روی خودمون بیاریم
حتی سایه بونی که درست کرده بودن) (براشون مشکل ساز شده
مثل بِیکنه نه؟
دودیه؟- آره دودیه-
این مثل دکور تو صحنهس
میگم ولی جین گو
جزء نسل جدیده
تو دهه بیست سالگیشه
میخوای بگی چرا با ما میگرده؟
منظورت اینه؟- نه-
حتماً برات عجیبه- ...ولی آخه بقیه مون-
ما سه تا، کمبود امید داریم
...شاید مثلاً پونزده سال دیگه
کی میگه من کمبود امید دارم؟- ...یکم-
مثل وقتیه که منم جوون بودم
همکارای بزرگترم بهم هی یه چیزایی میگفتن
کی گفته ما ترشیده ایم؟
هیچ وقت منظورشونو نمیفهمیدم
بهم میگفتن برای کارم تلاش کنم
همه چیو فدای عشق نکنمو
ازین حرفا
بهم میگفتن احمقم که گذاشتم عشق منو با خودش ببره
که باید به خودم بیامو روی شغلم تمرکز کنم
"قبلنا فکر میکردم "ولی عشق همه چیزه
تعجب میکردم که چرا انقدر بدبینن
...ولی بعدها، فهمیدم
بدبین نبودن
فقط داشتن حقیقتو میگفتن
واقعا؟
باید اول بیشتر کار کنم تا بتونم قلب آدمای بیشتریو به دست بیارم
باید هر جور شده، احساس کنم
زندگیم پرو پیمونه
اصلا نمیگیری من چی دارم میگم نه؟
ولی دفعه پیش که داشتیم حرف میزدیم جین گو میگفت
دلش میخواد زود ازدواج کنه
به محض اینکه آدم مناسبشو پیدا کنه- ...من هنوز راجع به برنامه های-
عملی واسه ازدواج فکر نکردم
ولی وقتی به آدمایی مثل دونگ ایل
که خانواده قشنگی ساختن نگاه میکنم
اونموقع فکر میکنم، منم دلم میخواد زودتر ازدواج کنم
طبیعتا اتفاق میفته
توی سن تو هممون همینطوری فکر میکردیم
وقتی به این مرحله رسیدی بعد میمونی که چرا اصلاً همچین فکری میکردی
یه روزی اگه یه دفعه خیلی مشتاق بشی، ازدواج میکنی
به نظرم وقتی که هیچی نمیدونی همینجوری ازدواج میکنی
زنها ام همینطورن- وقتی که هیچی نمیدونی-
وقتی هیچی نمیدونی، زود ازدواج میکنی
ولی اگه همه توجهت مشغول کارای خودت باشه
موقعی که به خودت میای
میبینی کلی وقت گذشته- خیلی دیره؟-
"با خودت فکر میکنی "وای چقدر زمان گذشته
"یا فکر میکنی "دیگه فرصتام تموم شده
"یا مثلا "همه اطرافیانم ازدواج کردن طلاقم گرفتن
...ولی واسه جین گو واقعا امیدوارم
که قبل از هیو جینو هی وون ازدواج کنی
ولی اون یه مورد خاصه
احتمالا ما درکش نکنیم- چرا؟-
چون از وقتی خیلی کوچیک بوده کار می کرده
واسه همین حدس میزنم توی نوجوونیش
...شاید اون تجربهی عشق اولو
که همه توی مدرسه دارن نداشته
...من مطمئنم عاشق شده- شدی؟-
قبلا عشق یک طرفه داشتم
بهت که گفتم، کل زندگیش عزب بوده
جداً؟- تا حالا با کسی توی رابطه نبودم-
این از ما هم بدبخت تره
چطور دلت میاد بهش بگی بدبخت؟
تو باید از من بیشتر عجله داشته باشی
بیشتر عجله داره- ...ولی من همچین حسی ندارم-
وقتی عاشق میشی، قلبت بخشنده تر میشه
تبدیل به یه شعر میشی
همهی نوشته های آهنگای عاشقونه انگار در مورد توئه
یه همچین چیزایی
تو این مایه ها- آره، وقتی بیدار میشی-
چشات برق برق میزنه و احساس میکنی چه روز خوشگلی
همینجور که پیش میره
بیشتر حس انسان بودن بهت دست میده
این دیگه چی بود؟
خوب بعدش چی شد؟
بعدش؟- آره، آخرش چی شد-
تلخی روزگارو یاد گرفتم- تنها چیزی که واسش مونده دردو رنجه-
تلخی روزگار- ...چرا داری واسم همچین-
داستان ترسناکی تعریف میکنی؟- واقعنا-
خوشبختی یعنی دونستن تلخی زندگی
چرا؟ اگه مجبور نباشی باهاش روبرو نمیشی
من اینطوری فکر میکنم
"عشق جاویده"
وقتی همچین جمله ای توی کتاب میخونی
این نیست که واقعاً خودتم تجربش کرده باشی
بازیگری همینه دیگه
اگه شخصاً تجربش کنی بهتره
وقتی هیچی از عشق ندونی چطور بازیش میکنی؟
هیچکدوممون تاحالا نمردیم ولی صحنهی مردن بازی میکنیم
تو که تا حالا تو هیچ صحنهای نمردی
فقط بقیه رو میکشی
نه، منم زیاد میمیرم
حتی اگه نمرده باشی میتونی صحنه مردنو بازی کنی
حتی اگه عاشق نشده باشی میتونی مثل عاشقا بازی کنی
ولی امیدوارم بتونی با همه وجودت انجامش بدی
و خودتم حسش کنی- منم همینو میخوام-
در نتیجه، از فردا دیگه اینجا نیا
باشه؟ برو اونجا
چی بود اسمش؟ اون برنامهی زوج درست کنیه؟
باید بره تو برنامه "جوانان آتشین"؟
نه اگه بره اونجا آخرش تبدیل به پسر یکی میشه
هنوز واسه این کارا خیلی جوونه- "باید بره تو "جوانان آتشین-
من این یکی برنامه رو بیشتر دوست دارم
واسه همینه هیچی نشده شونههات درد گرفته
زندگی شونه های آدمو خسته میکنه
به نظر خوشمزه میاد
چرا به این مدل برش میگن تاماهاک؟
تاماهاک یه تبره که مردم بومی ازش استفاده میکنن
درسته
بریدنش چه حس خوبی داره- عصارهشو ببین-
بیا
کو؟
به زور میخوای درش بیاری؟
چربیش بیشتر از عصارهش بیرون اومده
آها، ایناهاش- داره میاد بیرون-
ببین- داره میزنه بیرون-
اونو ببین- آماده باشید-
اگه به اندارهی کافی فشارش بدی میاد بیرون
چطوره؟
واقعا مزهش با قبلی فرق داره
کاملا فرق داره، مگه نه؟
واسه اینه که یه قسمت دیگهشه؟
آره. یه مزهی تمیزی داره
اینو ببین
سونبه، چه خوشمزهست
خودتم بخور- توام بخور-
نه
دوست دارم ببینم شما میخورید
دوست داری غذا خوردن ما رو نگاه کنی؟
با لبخند غذا بخور
سعی کن لبخند بزنی. من واقعا دلم میخواد ببینم که تو لبخند میزنی
به من نگاه کن
واقعا خجالت آوره که من نتونستم اون ماهی یال اسبی کباب شده رو بخورم
من میتونم برات کبابش کنم. میتونه روی این کباب بشه
چه جوری وقتی شکمم انقدر پره میتونم اونو بخورم؟
یهدونهاش رو کباب کنیم؟
اوکی فهمیدم
این دو تا... من این دو تا رو دوست دارم- این دو تا؟-
آره
خودشه
نسبتا ضخیمه
پخته شده- آره پخته شده-
یه کم تمیزکاری بکنیم؟
حتما... بهتره که پیشاپیش تمیزکاری رو انجام بدیم
من ظرفارو بشورم؟
من انجامش میدم هی وون
تو این کارو میکنی؟- مرتبشون کن و بدشون به من-
وایسا
حالا میتونیم ظرفا رو بشوریم؟
البته... هر کاری از دستت برمیاد میتونی انجام بدی
No comments yet. Be the first to leave one.