The first 200 lines.
قسمت ۱۸
تا وقتی جی هیون بمیره ولش نمیکنم
نه
من تسلیم نمیشم
همهش به خودت بستگی داره
اصلا این حرفها رو به،
جی هیون، نزن
خانم سونگ یی کیونگ
صبر کن
جی هیون؟
به جی هیون بگو،
بعدا وقتی به هوش اومد،
حرفهایی که چند لحظه پیش میخواست بزنه،
حتما باید دوباره بهم بگه
میخوام بشنوم
و یه چیز دیگه،
بدون خداحافظی نرو
مثل مادرم ترکم نکن
حالا این خانم،
جسمش دیگه مال روحش نیست
من اونجا ولش کردم و برگشتم
اگه تظاهر کنم شین جی هیون هستم چی؟
ممنونم
اگه میتونستم این بدن رو بهت بدم،
منم دلم میخواست بدم
من میتونم دنبال یی سو برم،
و خانم جی هیون هم میتونه پیش هان کانگ باشه، اینطوری خوبه
اینجوری حرف نزن
سونگ یی سو برگشته تا تو رو ببینه
اون کسی نیست،
که بتونه به خاطر من برگرده
چون میخواستی از همه چی دست بکشی گذاشتی بدنت رو قرض بگیرم؟
مثل من
من میدونم که تو به من اهمیت میدی برای همین این کارو کردی
یه بخشیش به خاطر اهمیت دادن به تو بود،
و یه بخشیش هم میخواستم از زندگی دست بکشم
من نمیخوام کانگ رو ترک کنم و برم
و تو میخوای دنبال یی سو بری
ما باید چیکار کنیم؟
ایل جونگ
اگه من شین جی هیون بودم،
معلومه که تا آخر عمرم دنبال تو، شین ایل جونگ، میفتادم
چرا فکر میکنی حتما باید از بدن سونگ یی کیونگ استفاده کنه؟
اون میتونه وارد بدن کس دیگهای بشه
حتی بدون جسم، روحش میتونه سرگردان باشه
عزیزم
خیلی ترسیدم
میتونی بیای خونهم؟
واقعا بیرحمانهست
ممنون که اومدی
به خاطر جی هیون داشتم از ترس میمردم
فکر کردم برگشته
درست میگی
جی هیون برگشته
سونگ یی کیونگ نیست
دیدی، گفتم که درست میگم
آره
سونگ یی کیونگ همون شین جی هیونه
شین جی هیون همون سونگ یی کیونگه
جی هیون گفت،
تا آخر عمرش دنبالم میاد
حتی اگه روح سونگ یی کیونگ رو قرض نگیره، روحش هنوز اینجاست
حتی تو خوابم هم میاد
دارم از ترس میمیرم
اگه اینقدر میترسی، یه کاری کن که دیگه نترسی
باید چیکار کنم؟
از شر جی هیون خلاص شو
عزیزم
این یعنی چی؟
جی هیون روح نیست
چون بدن جی هیون هنوز زندهست، برای همین میتونه اینطوری برگرده
همونطور که تو گفتی، اون میخواد از ما انتقام بگیره
نه
اون میخواد خون ما رو بریزه
همیشه اینجوری فکر کن
عزیزم
رئیس شین همه چیزو فهمیده، تو دیگه نمیتونی بری بیمارستان
- تو انجامش بده - دیوونه شدی؟
یا میخوای جی هیون،
برای همیشه همینطوری که هست، دنبالت بیاد و اذیتت کنه؟
هرچی که باشه، چطوری میتونم؟
من نمیتونم بذارم اون،
برای همیشه نزدیک ما بمونه
درسته
کسی که شروع کرد تو بودی
خودت تمومش کن
فقط چهار روز مونده
تمام شب فقط به تقویم نگاه میکردی؟
ولی چرا اینقدر زود بیدار شدی؟
من تمام روز خواب بودم،
شبها هم که میخوابم
تو نکنه،
الان که وارد بدنت شدم چیکار کردم،
همهشو یادت میاد؟
چرا میخندی؟
یادم به اتفاق دیشب افتاد
هرچند خیلی برات متاسفم،
ولی نمیشه کار دیگهای کرد
اینجوری حرف نزن
به هر حال، منم دارم دیوونه میشم که چطوری از کانگ جدا بشم
همین الان خندیدی
بعد از اینکه گذاشتم خانم جی هیون هرطور میخواد از این بدن استفاده کنه،
من تمام روز خواب بودم
منم خیلی یادم نیست
مثل وقتی که به خونه کانگ مین هو رفتیم،
وقتی با هم بودیم دوباره بیدار شدم
حالا دیگه اصلا ازم نمیترسی؟
از نظر آدمها من یه روحم،
ولی تو خیلی عادی رفتار میکنی
برای همین خیلی وقتا یادم میره که من یه روحم
کسی که برای دیدن من اومده، یی سو،
اونم که آدم نیست
اونم هست
با اینکه من با یی سو حرف زدم،
یی سو این مدت چطور بوده،
چرا برگشته،
تو حتی یه بارم ازم نپرسیدی
من میدونستم اون،
چرا برگشته، دیگه چرا بپرسم؟
تو میدونی چرا برگشته؟
اونو منم دقیق نمیدونم
اومده منو ببره
تو رو ببره؟
سونگ
سونگ
خانم جی هیون رو صدا میزنه، درسته؟
- سونگ - این کله سحر،
چی شده؟
صبح بخیر، سونگ
اصلا مودب نیستی
اگه سلام نمیکنی حداقل یه چیزی بگو
بریم
کجا بریم؟
میخوام برم خرید، یکی رو لازم دارم همراهم بیاد
- کدوم یکی بهتره؟ - هر دوتاشون اسفناجن دیگه
این دسته اسفناج ساقهش کوتاهتره، برگهاش بزرگتره،
و پایینش رنگ تیرهتری داره، این اسفناج خوبه
- خانم، اینو برام بپیچید - باشه
تو این چیزا رو هم بلدی؟
مردی که تو آمریکا تنها زندگی میکنه،
و قیافهش اینقدر خوشگله،
باید بدونه چطور مراقب سلامتیش باشه دیگه
نکنه الان روح کانگ مین هو تو رو تسخیر کرده؟
چقدر از خود راضی و مغروری
داشتم برات غذا درست میکردم
دیگه درست نمیکنم
میخواستی برام صبحونه درست کنی؟
گوشات مشکل داره؟
قصد داشتم، ولی گفتم که دیگه درست نمیکنم
خب پس ولش کن
اون دکههای کنار خیابون کیک برنجی تند میفروشن،
همونو میخورم
خواهش میکنم بذار حرفم تموم شه
میخواستم برات غذا درست کنم، ولی پشیمون شدم و گفتم نمیکنم
ولی الان دوباره تصمیم گرفتم که درست کنم
چرا این غذا اینقدر خوشمزهست؟
چون از صبح زود بلند شدم غذا درست کردم اینطوریه؟
بازم بهونه میاری
هر وقت و هرجا خوب غذا خوردن مگه استعداد تو نیست؟
چون دلم میخواد بخورم زیاد نمیخورم
این بدن باید خیلی تقویت بشه برای همین میخورم
این مدت خیلی نودل خورده، برای همین بدنش خیلی کمبود ویتامین و مواد معدنی داره
آره، بهونه میارم
چون غذا خیلی خوشمزهست
صبح زود تو بازار شلوغ خرید کردن،
با هم صبحونه درست کردن و خوردن
و تمام روز مشغول کار بودن
اینجوری مغازه باز کردن، دو نفری اینطوری زندگی کردن خیلی خوبه
امروز چیکار میکنی؟
کار میکنم
هر کاری میکنی بکن، امروز هوا اینقدر خوبه
بری مرکز خرید چند دست لباس بخری،
چند جفت کفش بخری،
یه کیف هم بخری خیالبافی نکن
این پول کار اضافهته،
زمانش رو دقیق حساب کردم
یه چیز خوشمزه بخر بخور
امروز من میرم بیمارستان به پدر جی هیون سر بزنم
چرا؟
شرکت اتفاقی افتاده؟
نه اینطور نیست
این مدت اطلاعات جمع کردم،
دارم فکر میکنم که به دادستانی تحویل بدم،
تا در مورد مین هو و هیوک سان تحقیق کنن
پس این راه هم وجود داشت
چرا من به این فکر نکرده بودم؟
شرکت ورشکست نمیشه،
پدر هم داره از بیمارستان مرخص میشه
پس نگران شرکت نباش، از وقتت لذت ببر
معلومه که همینطوره
من که خوشحالم
تحقیقات مخفیانه رو همه رو کنار بذار
همین کارو میکنم
حالا واقعا،
حالا اگه بمیرم، میتونم با سربلندی با شین جی هیون روبرو بشم
کمک به شین جی هیون تا شرکت ورشکست نشه، نمیدونی چقدر خوشحالم کرده
هرچند وقت زیادی نمونده،
ولی شرکت امنه،
دیگه هیچ حسرتی ندارم
هیچ حسرتی نداری؟
No comments yet. Be the first to leave one.