The first 200 lines.
باید بریم تو، مادر
مُهر قانونی
وای، نه
امیدوارم پیداش نکنه
خواهش میکنم
-مین-هو -لازم نبود بیای بالا
اینو با خودت ببر
خوشش میاد
بله، میخواستم ببرم
اگه کارت تموم شده میتونی بری
موندن حالتو بهتر نمیکنه
مادر
-شما کی هستید؟ -منم، این-جونگ
هنوز ناهار نخوردید، درسته؟
پس براتون کیک برنجی آوردم
کیک برنجی لوبیا قرمز و کیک برنجی عسلی، مورد علاقههای شما
کیک برنجی رنگینکمونی و کیک سبوسدار هم دارم که با دوستاتون بخورید
چی؟ کیک سبوسدار؟
چند تا میخواید؟
میتونم سه تاشو بهتون بدم ۱۰۰۰ وون
ولی کی فقط سه تا میخوره؟ کافی نیست، درسته؟
آه، درسته
ده تاش ۳۰۰۰ وون چطوره؟
خیله خب ده تا برمیدارم
وایسا خانم فقط به حرفم گوش کن
از این بهتر معامله پیدا نمیکنی
ما تازهترین ماهی بازار رو داریم
ای دخترهی پتیاره میدونم همیشه ماهی گندیده میفروشی،
ولی نمیدونستم خودتم انقدر از درون گندیدهای
حالا داری مشتریای منو میدزدی؟
دستتو ازم بکش دارم بهت هشدار میدم
میبُرَمِش این کارو میکنم
پیداش کرده یا نه؟
عروسک منو کجا میبره؟
پس پیداش نکرده
معلومه که نکرده حتی منم نتونستم پیداش کنم
پس کجاست؟
شین جی-هیون
چطور تونستی به مردی مثل اون اعتماد کنی؟
واقعا فکر میکردی دوستت داره
متاسفم، مامان
بابا، خیلی متاسفم
مامان
دلم برات تنگ شده
کاش میتونستم ببینمت
اون آخرین باری بود که از مهرم استفاده کردم
برای تایید فروش ملک ازش استفاده کردم
از کیفم درش نیاوردم؟
یا شاید هنوز تو جیبمه
اگه هیچوقت پیداش نکنم چی؟
احمق
سونگ ای-کیونگ رو نزن
تو
کی بهت اجازه داد بزنیش؟
چطور پیدام کردی؟
تو چه جور مفتخوری هستی؟
مچ پاشو که پیچوندی، حالا داری سرشو میزنی؟
بهت گفتم بهش آسیب نزن
باشه، باشه براش چسب زخم میگیرم
چسب زخم؟ هر چی
بهت هشدار داده شد
حالا برو
ولی بازم خوشحالم که تو رو دارم
این چه جور کلک حالبهمزنیه؟
هی، ما اونقدرام صمیمی نیستیم، فهمیدی؟
ولی دیگه عقلم به جایی قد نمیده
به هیچ وجه یادم نمیاد اون مهر رو کجا گذاشتم
حتی نمیدونم اون دوتا دارن چیکار میکنن
اون مهر اصلا باید اولویت من باشه؟
چقدر وقت باید صرف پیدا کردنش کنم؟
اگه هیچوقت پیداش نکنم چیکار کنم؟
دارم از ترس میمیرم، و تو تنها کسی هستی که میتونم باهاش حرف بزنم
تمومش کن
گوش کن من آدم نیستم فهمیدی؟
تازه، من اینجا نیستم چون نگران توام
بیپ بیپ بیپ باز
شین جی-هیون یه قانونو شکوند
نقض شرط، فاز یک
برای همین اینجایی؟
وقت منم به اندازه وقت تو باارزشه
قرار نیست بقیه روزامو اینجا برای جمع کردن گندکاریای تو تلف کنم
ولی دفعه پیش بهم یه سرنخ دادی
-من ندادم -در مورد رمز عبور بهم گفتی
بیپ بیپ بیپ بیپ دینگ دینگ
تو منو به دردسر میندازی
دارم میرم
ولی اون یه سرنخ بود
کُند ذهن
عجیب نیست که اینطوری شدی
شنیدم به خونه من سر زدی
بله، پدر
تو بهتر از من عمل میکنی
به نظر میاد دکتر چو دنبالت میگرده
چیزی اشتباهه؟
داری میری دفتر، درسته؟
منم باهات میام
میای سر کار؟
جی-هیون
ای ناقلا
با دقت نگاه کن
اینا وسایل توئن
اینا خاطراتتن، تکههای زندگیت
نگهشون دار و هیچوقت ولشون نکن
بابات
تا آخر منتظره
هی، سو-او
خیلی دلم برات تنگ شده
هیچوقت نمیدونستم دوستام چقدر باارزشن،
یا چقدر برام مهمن
خیلی تنهام و میترسم
کسیو ندارم باهاش حرف بزنم
ولی سو-او
واقعا دوستم داری؟
سلام
متاسفم
تو رستوران کانگ دیدمتون
آه، درسته بله
پس منو یادتونه
فراموش کردن شما یه کم سخته
برای خرید نون اومدید؟
آه، اون
باید زودتر این کارو میکردم
اینجوری، حداقل میتونم با سو-او حرف بزنم عالیه
سو-جین، دستشویی رو چک کردی؟
این کار سونگ ای-کیونگه
خب، هنوز برنگشته، مگه نه؟
دقیقا منظورم همینه گفت تا ساعت پنج برمیگرده
رئیس داره به چی فکر میکنه؟
چرا داره به اون زن غریبه کمک میکنه؟
منم دوست دارم بدونم
شما دوتا واقعا کانگ رو نمیشناسید
اون بدجنس، گندهدماغ، مغرور و زودجوشه
هر فرصتی که گیرش میاد سرمون داد میزنه
بیشتر از چیزیه که میبینید
شما نمیدونید
مدیر، جوری حرف میزنی انگار به روشنگری رسیدی
هه-وون منو زیاد اذیت نکنید
من به جاش مجانی کار میکنم
تو پول میدی که تمام روز اینجا باشی
جون تو هنوز اینجایی؟
هوا داره تاریک میشه
-ولی نمیخوام برم -نه
-بیا یالا -ولی میخوام با تو برم
هنوز اینجایی، خاله؟
نمیتونه بره چون ای-کیونگ هنوز نیومده
هنوز برنگشته؟
جدی؟
شاید برخلاف میلش دیر کرده
یالا
هی، پیرمرد زود برمیگردم
هی، کانگ
میشه اونو برسونی خونه من؟
دارم میرم قابفروشی
باشه
داری به نون بیاحترامی میکنی
باید آروم مزهمزهش کنی
متاسفم دیر کردم
تو راه برگشت دو تا نون خوردی؟
هی، سونگ فکر کردی من کیام؟
شبیه کارمند خیریه به نظر میام؟
شبیه یه احمق به نظر میام؟
وایسا، فهمیدم حتما فکر میکنی من یه احمقم
هر چی بیشتر میبخشمت، بدتر میشی
حتما برات مثل یه احمق به نظر میام
پس تو چی هستی؟
هر وقت دلت میخواد میای و میری چی هستی، فریلنسر؟
قراردادمون اینو میگه؟
نه، اونجوری نیست
سه ساعت بهت وقت دادم اصلا به قولت عمل میکنی؟
چیشده؟ داری خفه میشی؟
داری خفه میشی
پیرمرد خاله
-وای خدای من باشه -آب
پیرمرد
بیا
عجله کن
حالا آروم
باید آروم بنوشیش
آخ، خداروشکر
باید بری بالا بیاریش
هنوزم میتونه معدهتو بهم بریزه
نه، خوبم
مامانی
دنبالم بیا
چرا؟
محض رضای خدا
یه چیزی برات دارم
این بده نمیتونم اخراج بشم
فکر کردم میخواد منو اخراج کنه داره چیکار میکنه؟
بفرما
ادامه بده
مچ پات پیچ خورده
ببخشید اونجا سرت داد زدم
هیچوقت نباید مزاحم آدمای در حال غذا خوردن شد
پس واقعا میتونه عذرخواهی کنه
منتظر چی هستی؟ یخ داره آب میشه
یکم پماد خریدم
وای، چقدر سرده
برای مفصلهای پیچخورده یخ لازم داری
میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.