Kyokou Suiri Season 2 (In/Spectre Season 2)

Kyokou Suiri Season 2 (In/Spectre Season 2)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kyokou Suiri S2 - 07 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 Lightness آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-02-27
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Lightness

آیوفیلم تقدیم می‌کند

Lightness

آیوفیلم تقدیم می‌کند

در

/

وهم

در

/

وهم

زمستون زودگذرتر از چهار فصله

زنی به زیبایی و خونسردی برف

که در بافندگی چیره دسته

اشک میریزه و تبدیل به درنا میشه

کسی که راهی سفر شد تا دورترین پایانو بیابه

پسر صورت خشک

روح چراغو آزاد کرد

و ثروت شگفت‌انگیز اونو بدست آورد

حقیقت به خوبی پنهان شده به تصویر تبدیل میشه

!فایدش چیه؟ زندگی! برای یکی! برای همه! یه معما

پشت به خورشید

به آرامی آینده بی‌شکلو رنگ‌آمیزی میکنیم

با یه چای تازه دم

مهمونی تازه شروع شده

به من پاسخ بده، ای افسانه شب

.‫همه چیز عجیب‌ـتر از قبل میشه

‫کاش اونا از آزار و اذیت .پیرزنی مثل من دست بردارن

‫آخه از من بدبخت چی میخوان؟

...‫ولی

‫گمونم کار هایی هست که باید انجام .بدین، به خاطر همینم وقت ندارین

...‫پس بانو

‫خب من هرچی که میدونم .رو به اطلاع شما رسوندم

‫اونا به کارتون میاد؟

‫با اونی که قبلا به من .گفتن، اختلاف زیادی نداره

.‫ولی چند جاش برای من بی معنیه

‫عروسک هایی که برای آسیب به بقیه، اینقدر .راحت حرکت میکنن، به این راحتیا متولد نمیشن

،‫اگه عروسک ساز مشهور روح‌ـش رو به کار بگیره

‫یا اگر عروسکی برای سال ها ارزشمند بوده تا ،زمانی که خواسته های صاحبش را برآورده کند

...‫احتمالا میتونستم ببینمش

‫ولی مشکل اینه کسی که این عروسک چوبی رو ساخته

‫مبتدی‌ـیه و این عروسک‌ـم .یه ماه پیش تموم شده بود

‫و اینکه میتونه از دستش .برق شلیک کنه رو من نشنیدم

‫اگه از کینه یه پیرمرد ،همچین چیزی متولد میشد

‫این دنیا پر از هرج .و مرج شده بود

.‫این قسمتیه که متوجهش نمیشم

‫من کسی رو میشناسم که .میتونه همچین چیز مُهملی بسازه

،‫و اگه اون پشت این قضایا باشه

‫برخورد با اون عروسک .سخت خواهد بود

،‫نمیدونم میخوای چیکار کنی

.‫ولی فکر نمیکنم اینطوری باشه

.‫عروسک زنتا، همون پینوکیوست

‫برای ساختن این عروسک .ماده خاصی هست

‫ماده خاص؟

،"‫خب در "ماجرا های پینوکیو

‫اون از چوبی آفریده شده بود که .میتوانست حرکت کنه و حرف بزنه

،‫خب. زنتا همچین چیزی نداشت

.‫ولی بازم اون خیلی خاصه

‫بخشی از اون عروسک از

.‫یه شهاب سنگ ساخته شده

...‫یه شهاب

‫زنتا میگفت که ۱۰ .سال اتفاق افتاده

.‫اون زمان خوب کار نمیکرد

‫ اوضاع نورالژی و .میگرن اون خیلی بد بود

‫نورالژی: درد خنجری یا سوزشی که از یه عصب منشا میگیره (‫ و دور و بر همون عصب گُسترش پیدا میکنه.(ویکیجو

‫میگرن: یه سردرد قوی‌ـه که معمولا با حالت تهوع، استفراغ (‫حساسیت به نور همراه‌ـه و چند ساعت/روز طول بکشه.(فرادرس

.‫به کوه رفت و به فکر خودکشی بود

...‫و بعدش

‫زنتا بلافاصله متوجه شد .که این یه شهاب سنگه

‫پیدا کردن شهاب سنگ ،هنگام سقوط، خیلی نادره

‫و اگه به بقیه دربارش .میگفت، خبرساز میشد

‫ولی زنتا از اون جذابیت قوی ای احساس کرد و

‫و شاخه رو با خودش به خونه .برد و کنار خودش نگهش داشت

،‫و بعد اون، به طرز شگفت انگیزی .وضعیت زنتا، شروع به پیشرفت کرد

‫از اون به بعد زنتا شیفته این شاخه .شد و ازش به خوبی مراقبت کرد

‫از قدیم الایام، شهاب سنگ ها رو به ،عنوان اجسام مرموز در آسمان تلقی میکردن

‫و حتی بعضی اوقات مورد .پرستش هم قرار میگرفتن

‫اونا پیام هایی از بهشت به حساب میومدن

‫و حتی به عنوان نشانه هایی از .معجزه در زیارتگاه ها قرار گرفتن

.‫ولی شهاب سنگ ها، فقط شهاب سنگن

‫درواقع اونا قدرت ،حرکت دادن عروسک ها

‫یا شلیک الکتریسته .از دستشون ندارن

،‫زمین قدرتی داره تا یوکای .آیاکاشی، روح و شیاطین رو خلق کنه

‫همه اینا، برای مردم پدیده .های اسرار آمیزی ایجاد میکنن

‫ممکنه قدرتی از نوع مشابه .آن در فضای بیرون هم باشه

‫و اینم ممکنه که قدرت ساکن شهاب سنگی که

‫به زمین سقوط میکنه، خواسته های .کسی که اونو پیدا میکنه به عهده بگیره

.‫و باعث آسیب های احتمالی هم بشه

‫اساسا این یه پدیده .فراطبیعی کیهانیه

...‫ها

‫خیلیا به داستان زنتا ،درمورد شهاب خندیدن

.‫ولی اون دربارش جدی بود

‫تو فکر میکنی که میتونی یه عروسک بسازی تا اونو جایگزین کنی؟

‫فقط به خاطر اینکه تو یه شاخه درخت ،خاص شبیه همونی که تو پینوکیو بود داری

‫فکر میکنی این مثل اون واقعا شروع به حرکت کنه؟

.‫این سنگ آرزو رو برآورده میکنه

‫پیرمردی که پینوکیو رو ساخت .به خاطر اون از جهنم گذشت

‫هیچ چیز خوبی از .ساختن اون حاصل نمیشه

.‫خب من قبلا به جهنم رفتم

‫بازویی که شهاب .داره، بازوی راسته

‫احتمالش هست که چرا فقط با .دست راستش برق شلیک میکنه

!‫تای-سان

‫این اولین باره که من .درباره این میشنوم

‫اگه میگفتم فایده ای داشت؟

‫اگه ما دربارش میدونستیم، اینقدر .بی احتیاط بهش حمله نمیکردیم

‫هیچ شانسی برای مقابله با .یه موجود فرا الطبیعی نداریم

‫خب من نمیدونستم شما با .این چیزا هم سر و کار دارین

‫برای تو باید خشن باشه که با موجودات .خدایی الهی سر و کار داشته باشی

!‫سنپای باید بهم کمک کنی

‫هرچیزی از فضای بیرونی .برای این جهان، جسم خارجیه

‫ممکنه که با نظم این .جهان موافق نباشه

.‫باید فورا از شر‌ـش خلاص بشیم

‫این وضعیت بسیار قابل درک تر .از آن است که او درگیر آن باشد

‫زنتا-سان هیچ اشاره ای به برنامه‌ـش با

‫عروسکی که ساخته نکرد؟

.‫نه

.‫ناروهودو

‫پس اون به وضوح اظهار نکرده که .این عروسک رو با ذهن پینوکیو میسازه

‫که چی بشه؟

!‫آها

‫وقتی ساخت عروسک ...روبه اتمام بود، زنتا گفت

‫این شاید بتونه جای من .آرزو هامو بر آورده کنه

‫اگه فقط من متوجه چیزی که ...زنتا میخواد انجام بده میشدم

‫ممکن نبود با این اطلاعات .کم متوجهش میشدی

‫حتی منم نمیتونستم تصور کنم که یه عروسک .شروع به حرکت کنه و همچین قدرتی داشته باشه

.‫ولی بازم بی احتیاطی بود

‫در نهایت مردم شهر .اون چیزو میدین

‫حتی اگه اول ازش میترسیدن، همه با .هم متحد میشدن تا اون چیزو نابود کنن

‫و اون چقدر از قربانی ها نتیجه برق بود؟

‫خب چیکار میخوای بکنی، بانوی من؟

‫اونقدرا قوی به نظر نمیای .که بتونی اون چیزو نابود کنی

!‫تای-سان

.‫بانوی ما خدای خرد است

‫البته که به نظر نمیرسه که .مناسب کار های خشن باشه

،‫و در این لحظه !کورو-دونو اینجاست

‫اون هیولاتر از .هر هیولای دیگه ایه

‫اون میتونه با یه ضربه، فک .اون عروسک‌ـو از جا دربیاره

‫این پسربچه‌ی لاغرمردنی؟

.‫درسته

‫ببخشید! کورو-سنپای دوست پسر .منه و و اون مورد تایید والدین‌ـمه

!‫لطفا بهش توهین نکنید

‫اوهو. دوست پسر توئه؟

‫مطمئن نیستم که "دوست .پسر" کلمه درستی باشه

!‫ولی این حقیقته

‫و مشکلت با

‫داشتن یه دوست دختر باکره مثل من چیه؟

‫مطمئن نیستم که وقتی تازه بیست .سالت شده میتونی خودتو باکره صدا بزنی

‫خب به لطف تو .من دیگه باکره نیستم

.‫نمیتونم به رابطه شما اهمیت بدم

‫پس تا وقتی که اون اینجاست میتونیم جلوی اون عروسک رو بگیریم؟

‫حتی اگه کورو-سنپای هم اینجا .نباشه، نابود کردن عروسک کار راحتیه

‫به حرفی که من زدم گوش کردی آخه؟

‫حتی این هیولا ها هم .جلوش شانسی ندارن

‫هنگام صبح عروسک در کوهستان مخفی میشه

.‫و شب به سمت اقیانوس میاد

‫هربار از یه راه .مشخص استفاده میکنه

‫بعدش از زیر ما به .سمت ساحل حرکت میکنه

‫و حتی اگه بهش نزدیک باشی، تاوقتی .که حرکت نکردی بهت حمله نمیکنه

‫درسته؟

.‫ها

‫پس فقط نیازه که صبر براش .صبر کنیم و واسش تله بزاریم

‫مقداری مواد منفجره .رو در شن مخفی میکنیم

،‫و وقتی عروسک نزدیک مرکز تله شد

‫توسط یه ریموت، مواد .منفجره رو فعال میکنیم

‫و عروسک به هزار تیکه .نامساوی تقسیم میشه

‫اگه مواد منفجره سخت بدست .بیاد، هرچیزی که بتونه بسوزه کافیه

‫وقتی که عروسک پاشو وسط اون .گذاشت، همه چیزو آتیش میزنیم

‫میتونیم یه تیر آتیشی شلیک .کنیم یا یه کالن نفت سفید بندازیم

‫و به معنای واقعی کلمه .عروسک آتیش میگیره

.‫شانسی برای شلیک برق نخواهد داشت

.‫ما اینو ساختیم

.‫این خیلی ساده است چرا به ذهن خودم نرسید؟

.‫گمونم واقعا دارم پیر میشم

،‫تو شاهد یه چیز دنیوی بودی

‫به خاطر همینم نمیتونی .به چیز دیگه ای فکر کنی

.‫نمیتونم تو رو سرزنش کنم

.‫چه افتضاحی

‫اگه یکم بیشتر فکر میکردم .نابودی اون عروسک ساده می بود

.‫دقیقا به همین دلیل منطقی نیست

‫منظورت چیه؟

‫اون عروسک که فرض کردیم چیزی که که زنتا-سان برای انتقام

‫مردن نوه اش ساخته. درسته؟

‫فرضمون اینه که نفرین .زنتا-سان به شکل فیزیکیه

‫ولی عجیب نیست؟

‫مگه اون نباید مستقیما بره سراغ کسی که نوه اش رو کشته؟

!‫راس میگی

‫اون ۴ دانشجو داخل ماشین دستگیر شدن

‫ولی تنها کسی که .متهم شد راننده بود

‫متهم نشده

‫متهم شده

‫متهم نشده

‫متهم نشده

‫گرچه ظاهرا شهادت هایی بود که .میگفت اونا درحال ولگردی بودن

‫متهم نشده

‫متهم

‫متهم نشده

‫متهم نشده

‫راننده فرار کرد و سعی .نکرد به قربانی کمک کنه

‫و کسی که متهم شد، والدین ثروت مندی داشت که حق دیه رو پرداخت کردن

‫و بعد اون به خاطر .پشیمانی از جرمش آزاد شد

‫مطمئن نیستم که بشه اینو گفت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left