The Neighborhood

The Neighborhood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

The Neighborhood S04E02 Welcome to the Intervention WEBRip x264 RMTeam
A Commentary by Majid.aliatashi
ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی

Tags

webrip
web
x264
BRip
Published on: 2022-04-09
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام

سلام ویکتور چکار می کنی ؟

به نظر می رسه چکار می کنم ؟ دارم دوش می گیرم

آره دارم می بینم

اما واقعا فکر نمیکنم اینجوری بتونی از چیزای کلوین استفاده کنی

این ... این درست نیست

خب من توی ملک کلوین هستم

اما دارم از آب خونه تو استفاده میکنم

این حالت رو بهترمیکنه ؟

نه این حالم رو بهتر نمی کنه

ویکتور

می دونم تو توی حیاط من دوش نمیگیری

حتما همین کار رو میکنه اما یه چیزی رو می دونی ؟

اگه تیم حالت رو بهتر میکنه اون داره از آب من استفاده میکنه

اگه شلوارم می پوشید حالم بهتر میشد

بزار روزنامه ام رو ببرم

اوه ... هی ... هی اون حوله منه

و این لیف منه اما تو نمی تونی ازش استفاده کنی

ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی majid.aliatashi

اوه چی ؟ آره ، و بعدش با پورویی ازم حوله خواست

مرد.... از وقتی ویکتور عملی خونه اش رو از دست داده

کلا دیوونه شده

آره

آره ، اگه یه آدم

یه آدم سیاه قوی می تونست باهاش حرف بزنه

می دونی یکی از همسایه ها

که همه به بزرگی قبولش داشتن

و پیش بقیه مردم مقبولیت داشت

نه .. خیر ... به هیچ وجه اتفاق نمی افته

هروقت خواستم کمکش کنم نقره داغ شدم

آخرین بار

اون صندلی ماشین منو دزدید

ما چهارپایه رانندگی کردم

یالا دیو ... بزن بریم

سلام بچه ها

سلام کیشا

سلام عمو کیو

شنیدم کیشا با "بیگ تایم اسلم " بهم زده

خب ... همیشه روی اون نظر داشتم

و حالا ما یکم پیرتر شدیم

این آخرین فرصت واسه منه

گوش کن ... پات رو از گلیمت دراز تر نکن

درسته تو اصلا تو اندازه ها اون نیستی

آره ... اون از رپر ها خوشش میاد از ارازل و اوباش

با خالکوبی های وحشی

می دونی ؛ در واقع همه چیز های برعکس تو

آره

به من اعتماد کن من شانس خودم رو دارم

و وقتی این کار رو کردم همه جی محیا می شه

باشه

خدا حافظ عمو کیو

ممنونم مارتی

صبح عالی متعالی

اوه

خب ، امکان نداره

خب جما . چی شده که دوباره شوهرت این شورت خاکی رو پوشیده؟

اون ویکتور رو توی ماشین مون دید که داشت چرت می زد

چی

آره . گفت بوگیر ماشین به مزاقش می سازه

کلوین عزیزم

وقتش شده که دوباره با ویکتور صحبت کنی

نه عزیزم

من بارها این راه رو امتحان کردم

و آخرش به جایی نمی رسه

کلوین . تو بزرگ شدن ویکتور رو دیدی

اون مثل خواهرزاده توئه

وای ، نمی دونستم تو و ویکتو انقدر بهم نزدیک هستید

اوه ... داری شوخی میکنید

کلوین ... ویکتور رو خیلی دوست داشت

جوری که وقتی می خواست آرایشگر بشه

کلوین گذاشت روی موهای اون تمرین کنه

و همین عشق بود که نجاتش داد وقتی تر زد به موهای من

صبر کن . خب شماها ویکتور رو قبل از اینکه معتاد بشه می شناختید

بله

اون آویزون ما بود تا قبل از اینکه عازم افغانستان بشه

اوه .. خجالت داره

اون زندگیش رو واسه کشور ما به خطر انداخت

و بعد آخرش توی خیابون ها کارتون خواب شده

می دونی سازمان کهنه سربازان یه برنامه ای داره برای کمک به ویکتور

می تونم یه کمک هایی بهش بکنیم

آره . می دونی . مثلا دستش رو بگیریم

کلوین تو به اندازه خودت انجام دادی

یه دفعه به هم اتاقیم دانشگاهیم کمک کردم

کلوین . لطفا برو شوهرم کمک کن

اوکی ، دیو

حالا گوش کن برای کمک کردن به ویکتور

اول باید بگیریمش

و وقتی اون می خواست در بره

وقتی که حس کنه که تهدید شده

ما باید اونو مثل یه موش توی تله بندازیم

کلوین ؛ متوجه شدم

مردم بیخود به من نمی گن جانسون زبله

کسی به تو جانسون زبله نمی گه

همه به من می گن جانسون زبله

باشه ، وکتور اومد اینجا

یادت باشه چی گفتم تکون نخور

سلام ویکتور

می تونم چند لحظه باهات حرف بزنم

بدو .. بدو .. زبله

ویکتور برگرد اینجا

نه ویکتور

ویکتور

اگه جای تو بودم این کا رو نمی کردم.

می گیرمش

چه مدل موی قشنگی ممنونم

چی شد ؟

دیو دیوونه ... دیوونگی کرد

خیلی خب ؛ بیا

می دونی کیک یزدی چی می خواد

یه مشتری دست به نقد

ببخشید

خب من معمولا همیشه گرسنه ام

من واسه دونفر می خورم

آره . خب تو حالا داری مجانی می خوری

اوه ؛ خوشحالم شما دوتا اینجایید

دنبال یه طراح مد هستم

واسه یه تیپ باحال

اوه ، ممنوم عزیزم اوه چه باحال

آره . اما از اوجایی که کسی رو گیر نیاوردم

اومدم سراغ شما دوتا

سریع بگو پسر

باشه ، باشه

وقتش شده برم سراغ یه چیز جدید

لباس های عاقلانه

من همه جورش رو بلم

آرایش ، لباس ، توالت

من واسه ظاهرم زندگی میکنم

باشه خب

واسه مدل خیابون بالاها خودتو آپدیت کردی ؟

می خوام بفهمم پست ها اینستاگرام رو دیدن و لایک نکردن یعنی چی

اما مطمعنم یه روزی بالاخره می فهمم

خب از اوجایی که من این کیک یزدی ها رو تموم کردم

می خوام تو رو با بچه ام تنها بزارم

اوه ؛ امکان نداره

اول رفتی همه کیک یزدی های منو خوردی

بعدش پسر منو تبدیل کردی به یه میگوس

بخونش

جما پسرتو باحال کرده اینطور نیست تینا

یه بار دیگخ بگو تینا منم حسابت رو می رسم

ببخشید مامان

بنظرم وقتی نمی تونیم کاری بکنیم باید بیخیالش بشیم

خیلی خب ، عینک دودی رو بده من

تلفن و ساعتت رو بده

باشه ، بیا

خیلی خب

اینجا

تله موش آمادست

خب ، داره میاد .. داره میاد

قایم شو

گرفتمش

خیلی خب ، بزار از اینجا برم مرد

خیلی خب ، ببین ویکتور

همه چیزی که می خوام بگم اینه مرد

باشه ، بی خیال ، ویکتور

این کارا فایده نداره

نه ، نه ، نه

یادگاری اد شیران نه

ویکتور ؛ گوش کن

بهتره از روی میز بیای پایین

تو نمی تونی به من بگی چکارکنم

من یه آدم بالغ هستم

اینجا چه خبره ؟

چرا ویکتور روی میزه ؟

پسر اگه پایین نیای

هرچی دق و دلی دارم روت خالی میکنم

باشه خانم

منم گفته بودم دق و دلی مو خالی میکنم

پسر ، کی از اینجا می ری

دارم میمیرم واسه دخالت کردن

تری ، چرا دوست داری انقدر در مورد ویکتور دخالت کنی ؟

چون برای اولین بار من توی این ماجرا نیستم

آه ، آره

چه خبر ؟

هی ، هی ، ببخشید پسر

آرایشگاه بسته اس

مالکوم ؛ منم ... مارتی

می دونم تویی مارتی

دارم وانمود می کنم که نمی شناسمت

پسر برو خونه و لباست رو عوض کن

هی ، هی ، هی ، قاطی نکن پسر

من نگاهی مثل میگو دارم و نگرشی مثل آیس کیوب

تو شبیه یه ریسیول شدی که شبکه های ماهوارهی رو می گیره

اون مارتی کجا رفته ؟

هی پسر ، فقط

مهم نیست

مارتی ؟

خودتی ؟

آره ؛ مطمعنا عزیزم

مطمعن

اما توی خیابون منو " مار بزرگه " صدا میکنن

این چیزی که دارم می بینم خیلی فرق داره

با اون چیزی که قبلا می دیدمت

اوه ، آره ، چون

تو منو توی لباس دادگاه دیده بودی

می دونی

یه آدم بد واسه کارهای بدش گرفتار شده بود

انگار دکتر حسابی داره تکنو می زنه

آره تو باید واقعیت منو بیبنی

چون من توی سکوت حرکت میکنم

مثل حرف جی در لازانیا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left