Smoke Signal (Cara a la Muerte)

Smoke Signal (Cara a la Muerte)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Smoke Signal 1955 720p BrRip YIFY
A Commentary by mortaj

Tags

brrip
720p
720
Published on: 2024-01-20
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

علامت دود

دانا اندروز پایپر لوری

داستان و فیلمنامه : جورج اف سالوین جورج دیلیو جورج

موسیقی : جوزف گرشنسون

کارگردان : جری هوپر

بیا دیگه

سلام

سلام

گفتم ممکنه شما یوتس باشید

خوشحالم که نیستی

ما با یوتس در صلح هستیم یا اینکه نشنیدی؟

شنیدم

هنوز خوشحالم که نیستی

تو چی هستی؟ کاوشگر؟

نه پوست میفروشم

گارود هستم کاپیتان هارپر

از زیارت شما خوشحالم

تو این مسیر کمتر به سفیدپوستها بر میخورم

هنوز از دیدنت خوشحالم

داشتی میرفتی به سمت پاسگاه رودخانه؟

درسته ، اگه همراه باشیم بهتره

اشکالی نداره

این سرجوخه دیویس پرسنل پاسگاهه، قربان

یوتس

دلچه

با خودمون میبریم ، گروهبان

بله قربان ، اسمیت پورتر

خیلی خب ، سوارش کنید

دالی بله قربان

ممکنه تله باشه قربان

ممکنه یوتس منتظرمون باشه

نه نه ،اگه اردوگاه را تخلیه کرده باشند

فکرکنم در تدارک حمله جدید باشند

شاید اونجا شاید پشت اون تپه باشند

گروهبان ، سرجوخه دیویس را به حالت جسد ببندش روی اسب

اگه پنهان شده باشند خودشون را نشون میدن

به سرجوخه اسمیت هم بگو بیاد اینجا بله قربان

اسمیت

...فکر کنم اوه، ببخشید، کاپیتان

برو پیش کاپیتان

سرجوخه اسمیت، برگرد به فورت دیفینس

این یادداشتو برسون به سرهنگ

خطری تهدیدت نمیکنه

اوت ها جلوما هستند ، نه پشت سرمون بله قربان

داشتی چی میگفتی؟

گفتم شما فرمانده خوبی هستید

همه چی آماده است؟ بله قربان

بسیار خوب

امیدوارم کسی آنجا باشه که دروازه رو باز کنه

حالا

آتش بس

ستوان فورد ستوان

سرگرد ایوانز کجاست؟ مرده قربان

دیروز در اولین حمله

کاپیتان رینولدز چطور؟ اونم امروز ظهر کشته شد

پس شما فرمانده هستید بله قربان

فعلاً چند نفر نیروداری ؟

ازگروهان 45 نفره

نیروی حاضر، نه مرد، از جمله دو مجروح و سه نفر از کارافتاده کامل

تدارکات؟ غذا و آب کافی

بیست و پنج کارابین تقریبا 400 گلوله

من امروز صبح سرجوخه دیویس را برای کمک به فورت دیفینس فرستادم

آره میدونم جسدش را پیدا کردیم

دختر سرگرد ایوانز

اومده پدرشو ببینه

لورا، ایشون کاپیتا هارپر هستند خانم ایوانز؟

خوشوقتم

خانم ایوانز در مورد مرگ پدرت بسیار متأسفم

پدرت دوست من بود

ما با هم زیاد جنگیدیم

ممنون کاپیتان ، ببخشید

خب، به نظر می رسه مرگ پدرشو به خوبی تحمل می کنه

آره ، در دو روز گذشته مرگ های زیادی دیده

اون یه هفته پیش اومد

مدتها بود با یوتس مشکلی نداشتیم

فکر میکنی برای چه دوباره شروع کرده؟

بخاطر یه مرد سفیدپوست ، قربان

یه سفید پوست؟ یه سفیدپوست خاص

اون چند سال پیش یوتس را ترک کرد

سه روز پیش گشتی های ما دوباره دستگیرش کردند

در عرض یک ساعت، علامتهای دود در ده ها جهت رؤیت شد

ابرِ جنگ از آن زمان سعی میکنه تا هالیدی را شکست دهد

برت هالیدی؟ بله قربان

ما اونو برای دادگاه نظامی نگه داشتیم

اینم بیانیه رسمی اتهامات ما در پرونده است

لازم نیست ستوان

به پاسگاه خوش آمدی، کاپیتان یا آنچه ازش باقی مانده

دستشو باز کن، ستوان

ممنون قربان

این بیانیه رسمی را دیدی؟

اتهامات علیه شما کاپیتان هالیدی؟

نه ، هیچکس این زحمتو به خودش نداده

ماده یک

در 16 آوریل 1867 یا حدود 16 آوریل 1867

کاپیتان برت هالیدی، در حین انجام وظیفه با لشکر اول سواره نظام

عمداً ترک خدمت کرده و به دنبال پناهگاهی با رهبر یوتها، یعنی ابرجنگ شده

و از آن زمان به بعد، او به زندگی با دشمن و کمک و یاری او ادامه داده است

بر علیه نیروهای نظامی ایالات متحده

ماده دو در 24آوریل 1868 یا حدوداً

کاپیتان هالیدی نامبرده

گروهی از رزمندگان ابر جنگ را رهبری کرده

در برابر سواره نظام اول در نبرد گذرگاه شاونی

که منجر به کشته شدن شش نفر از نیروهای خودی شد

آن حمله در نتیجه تحریک سواره نظام انجام گرفت ، کاپیتان

من فقط از زنان و کودکان دفاع کردم

در نتیجه ایشان متهم هستند :

به ترک خدمت، خیانت و قتل

که مجازات هر کدام اعدام است

تمام شد ستوان؟ بله قربان ، با تمام جزئیات

شما حافظه خوبی دارید، کاپیتان

شما مرا نمی شناسید،درسته؟

باید بشناسم؟

فعلاً باید بهت بگم هر کاری که ابر جنگ انجام دهد

نمیتونه شمارو زنده از این مکان خارج کنه

اون قصد همچین کاری نداره

او فقط یه ایده داره ، کشتن همه سفید پوستان این اردوگاه ازجمله خود من

ستوان فورد هم خندید

فقط منو آزاد کن ، اونوقت خواهی دید

ابرجنگ در تدارک یه حمله واقعیه ، کاپیتان

به همین دلیل ازش جدا شدم

شما با ابرجنگ دعوا کردی و شکست خوردی؟ البته میتونی اینو ثابت کنی

با چاقو دعوا کردیم ، اون یه جای زخم روی صورتش داره که کار منه

اما این مهم نیست

شما درگیر یه جنگ تمام عیار هستید که بیش از اوت ها باید نگرانش باشید

جنگ با سوها و ناواجو هم در پیش دارید

حتی یه سرباز خام هم میدونه که سوها و ناواجوها با اوت‌ها اردو نمی‌زنند

همیشه برای اولین بار اتفاق می افته ، کاپیتان

تو یه دروغگوی مدبر هستی، هالیدی

سعی کردم به سرگرد هم تفهیم کنم اما نشد

اون یه احمق بود

اون یه افسر بود ، یه افسر خوب

و یه مرده ، سرنوشت همه ما همینه مگر اینکه حرفهامو باور کنید

من ابرجنگ وافرادش را میشناسم ، کاپیتان

وقتی آنها در مسیر جنگ قرار می گیرند فقط قدرت براشون مهمه ، قدرت آپاچی

گاراگنا، رئیس آپاچی، تنها کسیه که میتونه جلوی این حمام خون را بگیره

منم در مورد سرخپوستان چیزائی میدونم، کاپیتان

گارگنا در اینجا هیچ سهمی نداره

سرزمین آپاچی بیش از سیصد مایل از اینجا فاصله داره

خودم میدونم من داشتم میرفتم که با گاراگنا صحبت کنم

و سعی کنم اونو متقاعد کنم که گشتی های شما منو دستگیر کردند

خب، فعلاً شما در حال حرکت به سمت چوبه دار هستید و راه دیگری ندارید

اول باید محاکمه نظامی شوم، کاپیتان

و برای انجام این کار احتیاج به پنج افسر هست

که فعلاً امکانش نیست

برگردیم به ماده 2 کیفرخواست

شش سرباز در نبرد گذرگاه شاونی جان باختند

یکیشون برادر من بود

حالا منو شناختی؟

بله شما فرمانده بودی فرمانده هارپر

جنگ بود دیگه ، کاپیتان

خون برادرت روی دست من نیست

شما آنها را رهبری کردی تو اونو کشتی

اون موقع نگران تشریفات نبودی چرا حالا؟

میتونم بکشمت و بگم در حال فرار کشته شدی

شما سرباز هستی ، کاپیتان یه سرباز خوب

شما ماشه را نخواهید کشید

اما تو یه قاتلی ، هالیدی

اگه ماشه را فشار بدی خودت هم همینطور خواهی بود

به شما کشتن در جنگ را آموزش دادند نه با کینه شخصی

یا دادگاه نظامی است یا هیچی

سرخپوست کثیف

برات مناسبتره

ستوان فورد

یه چیز دیگه، کاپیتان هالیدی

دادگاه نظامی یا بدون آن

اگه این پاسگاه سقوط کنه شما هم با بقیه ما خواهی مرد

آخرین کارمن این خواهد بود که یه گلوله بکارم تو سرت

ستوان، زندانی را ببر

کی اون زندانی را شلاق زده؟

به نظر می رسید تنها راه برای گرفتن حقیقت از زبانش بود

از شما پرسیدم به دستور چه کسی

به تشخیص خودم قربان

احساس می کردم ...در این شرایط هیچی

شرایط، مقررات نظامی را تغییر نمیده، ستوان

ارتش ایالات متحده هرگز شلاق زدن به کسی را تایید نکرده

خودت هم میدونی

متأسفم، اما اینو تو گزارشم لحاظ میکنم

بله قربان

مقررات نظامی

اون تهدید کرد که یه گلوله تو سر هالیدی خالی خواهد کرد

تمام تلاشم این بود که حقیقت را ازش کشف کنم

اما اون در مورد شلاق درست میگه، وین

لورا ، شما هرگز در چنین پاسگاهی نبودی

اینجا وست پوینت نیست

این مکان واقعاً شما را عوض کرده ... یک سال پیش زمانی که ما

اینجا هیچ قانونی وجود نداره

حتماً باید شلاق بکار برده شود تنها راه زنده ماندن همینه

هالیدی بخاطر همه اینها مقصره

سلام سلام مرد پوست فروش

امری داشتید؟

بله، اگه دوست داشته باشی کمی ورزش کنی

جالبه ، مثل اینکه غیر از آب چیزای دیگه هم میشه خورد

خب، تجارت ویسکی همینه

یک بطری در ازای دوتا پوست

من فقط یه پوست دارم که یوتس تا فردا اونو خواهد کند

قابل شمارو نداره

از خودت پذیرایی کن

اونا بالاخره هالیدی رو گیر آوردند

میشناسیش؟ آره

وقتی تو سرزمین اوته به دام افتادم دیدمش

Smoke Signal (Cara a la Muerte) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left