The first 154 lines.
چرا دنبال کشیش، راهبه یا پدر روحانی میگردی؟
،همچین مواقعی
اول بیا پیش من، پیش پیشگوی زیبا
پولت رو هدر دادی
سریع میام اونجا، پس مطمئن شو که پول نقد همراهت باشه
کجا میریم؟
چونگدام دونگ، و بعدش هم دبیرستان سونگ یونگ
دیوونه شدی؟
من امروز به دبیرستان جدید منتقل میشم
برو دبیرستان سونگ یونگ و بعدش میریم چونگدام دونگ
کی منتقلت کرد؟
مگه بعد از فارغ التحصیل شدن، نمیخوای مستقل شی؟
...قرار نشد تا اون موقع تحمل کنی
و کمکم کنی؟
دوشیم بیا و نجاتم بده
این چیه؟ واقعا؟
کمکم کن دوشیم اون داره من رو میکشه
به حرف های من مقید باش و بس کن به چیزی که میخواستی رسیدی
توی اون بدن تفریح خودتُ کردی !حالا برو
...لعنتی، چرا تو
هی، کافیه
چطوری قراره از پس همه اینا بر بیای؟
به حرف های من مقید باش و بس کن به چیزی که میخواستی رسیدی
توی اون بدن تفریح خودتُ کردی !حالا برو
!لعنتی، دیرم شد
...صبر کن، دوشیم
هی، ساکت باشین
همه نمراتشون رو گرفتن، درسته؟
...امتحانِ فردا اون چی بود؟
اوه خدای من
جونگ گون، نه، نمیتونه این اتفاق افتاده باشه
این چیه؟- چه اتفاقی افتاد؟-
هی- هی، یه اتفاقی افتاده-
چی شده؟- اوه خدای من-
!هی! همه برگردین سرجاهاتون
!احتمالا یکی از روی پشت بوم پریده
فکر کنم جونگ گون از کلاس سه بود
!گوش بدین بچه ها- دارم میلرزم-
احساس کردم اینبار جونگ گون بود
چی شد؟
...از پشت بوم- پرید؟-
!هی، همه برگردین سرجاتون
!جونگ گون
اوه خدای من- واقعا این اتفاق افتاد؟-
!صبر کن، جونگ گون همه، برگردین
چرا؟- همه برگردین-
همه برگردین سرجاتون
!هی، چانگ دو
چانگ دو، ئه کیونگ برگردین سرجاتون
...بچه ها
ببخشید معلم
شما کی هستین؟
من دانش آموز انتقالی ام
اوه درسته امروز یه دانش آموز انتقالی داریم
چرا بعدا خودت رو معرفی نمیکنی؟ ...اول
چرا انقدر زخمی شدی؟ حالت خوبه؟
توی راهم به اینجا تصادف کردم
باشه، روی صندلی خالی بشین
هی، چانگ دو، ئه کیونگ برگردین روی صندلیاتون
تا وقتی برگردم آروم درس بخونین، باشه؟
بیرون رو نگاه نکنین، باشه؟
چشم- چشم-
از آشنایی باهات خوشبختم نتونستم زودتر خودم رو معرفی کنم
من جو سو جونگم
من گا دو شیمم
دانش آموز خوبی هستی؟
برای چی میپرسی؟
دلم میخواد یه مدت طولانی ،باهات دوست بمونم
ولی اگر زود بمیری، نمیشه
چی میگی؟
اگر توی این مدرسه نمرات بدی بگیری، میمیری
اون بچه ای که پرید رو دیدی، درسته؟
این بار دانش آموز آخر میشد
...همونطور که انتظار داشتیم
پس داری میگی اگر نفر آخر بشین، خودکشی میکنین؟
خودکشی نیست، ولی قتل هم نیست
توی هر شرایطی، تهش میمیری
به خاطر همین، اینجا توی دبیرستان ،سونگ یونگ، اگر نمیخوای بمیری
باید طوری درس بخونی که انگار مرگ و زندگیت به درس خوندن بستگی داره
باشه، من میرم
برای خدمتکار من بودن، عالی به نظر میاد
من چطور؟
تو؟ تو ملازم منی
چه وضعی
این دانش آموز مشکلی داشته؟
هیچ مشکلی نداشته
بگو توی خونه مشکل داشته
هیچ مشکلی توی خونشون هم وجود نداشته
چطور یه نفر میتونه بفهمه که اون توی خونه مشکلی داشته یا نه؟
،بگو با خانوادش مشکل داشته
و چندبار دربارش باهات صحبت کرده
فقط یه مدرکی ازش بذار- ...این یکم-
پس میخوای بگیم با معلم ،اصلی کلاسش مشکل داشته
و قبلا هم دربارش با بقیه معلما صحبت کرده؟
این چیزیه که میخوای؟
متوجه شدم
به همه دانش آموزان بگین
،اگر کسی شایعه غلطی رو پخش کنه
براساس مقررات مدرسه تنبیه میشه
علاوه بر این، براشون به علت آسیب رسوندن به شهرت مدرسه
پرونده های مدنی و کیفری تشکیل میشه
متوجه شدین؟
بله آقا- بله آقا-
نا وو سو، جو سو جونگ، هوانگ این جونگ، کیم) (چان جونگ، هان یو جین، پارک مین وو
یو جونگ آه، کانگ هون هو، سو جانگ چون) (هو جونگ مون، کواک وون سوک
ورود ممنوع، خط پلیس) (در حال انجام تحقیقات
چیه؟ ترسیدی؟
چرا بترسم؟ تنها چیزی که توش از تو بدترم، درس خوندنه
،قفل پشت بوم رو شکسته
و بدون هیچ تردیدی پریده؟
اصلا منطقی نیست
جونگ گون ضعیف و ترسو بود
این چیه؟
چرا به مشکل یکی دیگه انقدر علاقه نشون میدی؟ اصلا شبیه خودت نیستی
چون این مشکل یکی نیست
مربوط به دوستمه که توی دردسره
درباره چی حرف میزنی؟- امتحان بعدی-
همه فکر میکنن که تو نفر آخر میشی
به چیزی که بقیه میگن گوش میکنی؟
منم همین فکرو میکنم
هی! نمرات ئه کیونگ به اندازه من بده
چرا فکر میکنی منم؟
چطور بود عزیزم؟
اولین روزت توی دبیرستان سونگ ...یونگ چطور بود؟ بهترین دبیرستانِ کره
که به لطف مامانت تونستی واردش شی؟
به محض رسیدنم به اونجا یه اتفاقی افتاد
یه اتفاقی افتاد؟ چی؟ لعنتی
یه نفر خودکشی کرد
خودکشی؟
یه چیزی درباره این دبیرستان وجود داره- چی؟-
...ارواح
بیخیال
تا کِی میخوای قدرتت رو انکار کنی؟
فکر کردی چون دلم میخواست یه شمن شدم؟
یه سرنوشتی وجود داره که نمیشه تغییرش داد
من قرار نیست یه شمن بشم نمیخوام بشم
هیچ قدرتی ندارم
منم وقتی همسن تو بودم همین حرفارو میزدم
سر مادربزرگت داد میزدم، گریه میکردم و قشقرق به پا میکردم
...مامان، از همسر رئیس خواستی
که به کسی چیزی نگه، درسته؟
تا این حقیقت رو که من دختر یه شمنم رو مخفی نگه داره؟
خواستی یا نه؟ ...اگر مردم توی مدرسه بفهمن
چی میشه اگه بفهمن؟
از اینکه من شمنم شرمنده ای؟
من بخاطر تو خجالت نمیکشم
پس؟
پس؟
شنیدم مادر و مادربزرگت شمنن
پس تو هم یکی از اونا میشی
دو شیم، یه روح خبر کن
کیف پولم گم شده
دو شیم رو اذیت نکن
اگه تهش نفرینمون کنه چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.