The first 141 lines.
!بدبخت شدیم! بدبخت شدیم! بدبخت شدیم!!! بدبخت شدیم رئیس
چی شده، هاجیمه؟ - !این فوق العاده رو ببین -
چی؟ آراشیاما سایوکو، افسر پلیسی که داخل کلانتری هاکوبونه کار میکنه
.یک دختر مدرسهای بود که گرفتار بمبارانهای جنگ جهانی دوم میشه
.در این 60 سالی که گذشته، اون یک روح بوده که در تابستان پرسه میزده
چطور درباره من فهمیدن؟ - !فقط این نیست رئیس -
علاوه بر اون، کایا، کاناکو یامازاکی، یایویی فوشیمی هم
.که داخل کلانتری کار میکنند، هر سه روح هستند
.به کمک جادویی اسرار آمیز، اونا صاحب قدرتی شدن تا به گذشته سفر کنند
چه کسی اینا رو نوشته؟
!حتما زیر سر رئیس روزنامه هست
مطمئنم به خاطر کینهای که سر ماجرای اخیر !گرفته، به اون عینکی گفته ازت جاسوسی کنه
...چه سنگدل! چطور تونسته! حالا که هویتم فاش شده
.دیگه نمیتونم اینجا بمونم
!آراشی سان. هر اتفاقی هم که بیوفته من تا آخرش باهاتم
...هاجیمه چان - !من هیچوقت چنین آدم پستی رو نمیبخشم -
!مهم نیست بقیه چی بگن، من نابودش میکنم
!نه، هاجیمه چان! خطرناکه
.جلوم رو نگیر، آراشی
.بعضی وقتا هست که یه مرد باید با مرگ رو به رو بشه
.هاجیمه چان
...اگه... اگه من سالم برگشتم
...من... سالم... برگشتم اصلا برگشتم چطور نوشته میشد؟
.اه، همین تازگیا یاد گرفته بودمش ها
.این شکلیه - !اه، که اینطور -
!و- و- وقتی میای داخل یه چیزی بگو، آراشی سان
.باید عجله کنی، وگرنه دیر میرسی به هاکوبونه
.صبح بخیر، هاجیمه چان
@BocchiSub :کانال تلگرام
تعطیلات تابستونی
!به هاکوبونه خوش اومدین
.بفرمایید اون پشت
.هوی، امروز هم حسابی گرمه
.تابستونه دیگه، معلومه که هوا گرمه. اگه خوشت نمیاد برو زمستون برگرد
چی گفتی؟
.امروز هم حسابی گرمه - !واقعا، چقدر گرمه آراشی سان -
.ولی همین گرمائه که تابستون رو میسازه
هر وقت صحبت از تابستون میشه، چیزی جز صدای .جیرجیرکها و گرمای سوزان به ذهن نمیرسه
.من یاد زنگوله بادی میافتم
...هر چقدر هم که گرم بشه، وقتی که صدای زنگوله بادی رو میشونم
.باد واسم خنکتر به نظر میرسه. واسه همین دوستش دارم
.چه باکلاس - ...ام، نمک لطفا -
!واسه من، تابستون تو توکوروتن خلاصه میشه
توکوروتن: یک نودل ژلهای هست که معمولا تو تابستون مصرف میشه
وقتی سس سرکهای آخرش رو سر میکشم
.خوش مزه است و گلوم سوز میزنه
!چه خوش مزه
هی، کایا تو چه چیزی از تابستون رو دوست داری؟
.واسه من، تابستون یعنی بستنی
شیرین، سرد و پر از طعمهای مختلف. با این وجود اون ...احساسی که موقع آب شدن روی زبون بهت دست میده
!اه، حتی به یاد آوردنش واسم وسوسه انگیزه
.لازم نیست به یاد بیاری. ازشون کلی واسه فروش داریم
!اه، وسوسه شدم
.ما دو تا عادت کردیم تا شیرینیجات رو مثل یه چیز اشرافی ببینیم
کاناکو، تو چه بخشی از تابستون رو دوست داری؟
.واسه من، تابستون یعنی ماهی قرمز
من از دیدن رقص ماهی کوچیک و براق و قرمز
تو آب خوشم میاد. تو چطور، یایویی؟
.واسه من تابستون تو مربای توت فرنگی خلاصه میشه
اوایل تابستون، تو کوهها، توت فرنگیهای وحشی .کوچیک قرمز رسیدهی زیادی پیدا میشه
.من اونا رو میپزم و باهاشون مربای خوشمزه درست میکنم
ناشیها. فکر نمیکنین یه چیز مهم رو فراموش کردین؟
!تابستون یعنی ساحل دیگه
ساحل؟
دقیقا! رسمهای تابستونی زیادی وجود دارن، ولی بدون !رفتن به ساحل نمیشه تابستون رو به پایان رسوند
!دیدی؟ برای همین، پیشنهاد میکنم همگی بریم ساحل
!چه ایدهی خوبی! بدون یه آب تنی درست و حسابی تابستون معنی نداره
!انگار خوب منظورم رو گرفتی، هاجیمه - !البته، رئیس -
!ساحل یعنی تور کردن مردا - !ساحل یعنی بیکینی -
واسه این خوشگلایی که از 60 سال گذشته !اومدن، مردا قراره دور تا دورمون رو بگیرن
،چه خوش شانسیای! این که بتونم آراشی سان رو !بدون این که قانون شکنی کنم، تو بیکینی ببینم
!با طعمه کردن اون دخترا، منم میتونم یه مرد خوبی واسه خودم تور کنم
!آراشی سان تو بیکینی! باید تو ذهنم حکش کنم
.چه عجیب! هاجیمه چان و رئیس دارن با هم کنار میان
.طبق معمول دارم افکار پلیدی ازشون حس میکنم
.ولی من بیکینی ندارم
منم. چه کار کنم؟
.اگه بیکینی میخواین، مال خودم رو بهتون قرض میدم
.ام، نمک لطفا
!قشنگه - واقعا اشکالی نداره؟ -
.اه، هرچی دوست دارین، بردارین - .من نمیتونم اینو بپوشم -
چرا؟ - .اخه پارچهی خیلی کمی داره -
.زشته! مثل لباس زیر میمونه
.فرق دارن ها - .تو این دوره زمونه این چیزا عادیه، کایا -
کاناکو! نظرت درباره این چیه؟
!!نه، نباید بپوشیش! واسه تو خیلی زوده یایویی
.نه، واسه من نیست، واسه تو گفتم
نمیشه؟
!!نمیشههههه
کایا، این چطوره؟ - ا-ا-این دیگه چیه؟ -
.اون بیکینی نیستا - عه؟ پس چیه؟ -
.لباسی برای فستیوال سامبای آساکوسا هستش
!کایا، بیا بپوشش! بپوشش - شوخیت گرفته؟ -
وای... چه قشنگه! این بیکینی هم مال توئه رئیس؟
.اره، مال وقتی که جوون بودم
.فکرش رو میکردم - .الان دیگه به سنت نمیخوره، رئیس -
کی گفته نمیخوره؟ - پس میپوشیش؟ -
.نه، منم به این که یه زن بالغ شدم اعتراف میکنم
برای همین یه چیزی به ذهنم رسید. شما میتونین تو زمان به عقب برگردین دیگه؟
.منو تو زمان 10 سال به عقب برگردونین
.اون موقع دوباره یه نوجوون جذاب میشم و مردای خوشگل به پام میافتن
!اه، منطقیه - کجاش منطقیه؟ -
.انگار هنوز متوجه نشدی سفر زمان چطور کار میکنه
.بازگشت به گذشته قرار نیست تاریخ انقضات رو درست کنه - !من هنوز تاریخ انقضام سر نرسیده -
چه جور بیکینیای انتخاب کردی، آراشی سان؟
!یه رازه. تا فردا صبر کن
.ساحل... منم واسش هیجان زدهام
.من برگشتم - !خوش برگشتی، جون کون -
.واسه خرید خسته نباشی
.سنگین بود. اگه میدونستم تنهایی نمیرفتم
اینقدر غر نزن. مگه مرد نیستی؟
.سنگینی واسه مرد و زن فرقی نداره
.تقصیر خودته که ضعیفی
میخوای تمرینت بدم؟
.نخیر. اگه با تو بگردم مغزم تبدیل به عضله میشه
.راستی جون کون، قراره کایا رو تو بیکینی ببینی
کایا سان، قراره بیکینی بپوشی؟
...هان؟ من... چیزه
!عهه، چه مدلی؟ منم میخوام ببینم - !جون -
.پس کامیگامو، تو هم مایوی خودت رو آماده کن
هان؟
.اه، چه خاکی به سرم بریزم؟ اگه برم میفهمن که دخترم
.این تو بودی که قبول کردی، جون
!خودشه! فردا خودم رو میزنم به مریضی
اگه بفهمن مریضم، اصرار نمیکنن دیگه؟
.مطمئنم یاساکا هم مخالفت نمیکنه... اره، همین کار رو میکنم
.کایا سان، من خودم رو میزنم به مریضی، پس لطف کن به یاساکا خبر بده
.هاجیمه میادش
!میاد! اون حتما خودش رو میکشونه اینجا
.اگه بیاد اینجا همه چی لو میره
چطوره مایوی مردونه بپوشی تا گولش بزنی؟
.میتونی مال بابات رو قرض بگیری
.این... فکر نکنم خوب باشه - .فکر میکردم واسه تو جواب بده -
!ببخشید که سینه تختم مدلی نداری که همه چی رو بپوشونه؟
.تنها چیزی که دارم همینه - .هر طور که بهش نگاه کنی توش مثل مردا به نظر نمیای -
!برای همینه که تو دردسر افتادم - خواهرت چیزی نداره که ازش قرض بگیری؟ -
.اون هیچی نداره که من بتونم بپوشم
اه، چون سایز سینهاش بهت نمیخوره؟ - !نخیر! چون زیادی دخترونه است -
.باید یه چیزی که به سایزت بخوره پیدا کنیم .اشکالی نداره، بیا با هم یکی بخریم
کایا سان، قرار نبود تو از رئیس یه دونه قرض بگیری؟
.خیلی ممنون، یاماشیرو سان
No comments yet. Be the first to leave one.