Release info

 Legend of Chu and Han E34 🌹AsianMoviee ir🌹
A Commentary by asiamovie
🌹AsianMoviee.ir ترجمه از🌹

Tags

other
Published on: 2020-11-14
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خوبه

عالیه ، عالی

همون چیزی که خودم میخواستم

ژنرال شیانگ یو و من فکرمون یکیه

ژنرال جی بو

بیا

ژنرال شیانگ یو ، کار بزرگی کرده

ایشون امید این ملت و کشور و این تاج و تختن

به عنوان فرمانده کل قوا منصوبشون می کنم

ایشون بالاترین مقام رو بین ارتشی ها داره

چشم ، اعلی حضرت

اعلی حضرت ، باید به اردوگاه برگردم که وظایفم رو انجام بدم

ژنرال جی بو ، خودم بدرقه تون می کنم

لایق همچین افتخاری نیستم

اعلی حضرت ،خودتون رو زحمت ندین ، خودم میرم

خیلی سرده

چرا اینقدر سرده؟

چرا دوباره برام آب آوردی؟

بهت کمک می کنه زود تر خوب شی

داغه

باید لیو بانگ رو ببینم - نمی تونی-

مسئله مهمیه- نباید بری تو-

کی بیرونه؟

لیو جی ، یه محقق میخواد که ببندتون

امروز نه- چشم-

هی

داری چی کار می کنی؟- من اینجام ، اینجام-

نمی تونی بری تو- فقط چند کلمه ، چند کلمه-

چی میخوای؟

یک محقق اهل گائو یانگم ، اسمم لی یی جی عه

لی یی جی؟

چی میخوای بگی؟

من ... من ارشدتم

اومدم در مورد طراحی جنگ کمک کنم ، و چین رو نابود کنم

چطور می تونی وقتی یک ارشد داره حرف میزنه

دور خودت لحاف بکشی؟ ، نباید اینقدر گستاخ باشی

چی میخوای؟

میخوام کمک کنم که چین رو فتح کنی

توصیه نمیخوام ، میخوام برم بشاشم

باید بشاشم

کلاه منه ، هی

من...من

چطوری

چطوری می تونی

هی! هی ! ببرش بیرون

تو

گفتم که ، نمی تونی بری داخل ، دیدی

من یک محقق نیستم

یه مست از گائو یانگم

اومدم اینجا ارباب شهر پی رو به نوشیدن بطلبم

چی میخوای؟- میخوام بنوشم-

برامون شراب بیارین

بنوش

چی؟ چرا من باید اول بنوشم؟

باشه پس ، من اول می نوشم

نوبت توعه

نوبت توعه

جدی می گی؟ من مریضم ، چطور می تونم الان شراب بخورم؟

تو- تو بنوش-

نه فقط تو نوشیدن چرند می گی ، تو جنگ هم چیزی بلد نیستی

می ترسم که ارتشت قبل از رسیدن به گذرگاه وو گوان ، کشته بشن

ببین چی کار کردی ، اول نتونستی چانگ یی رو فتح کنی

بعدش به لی چنگ عقب نشینی کردی و دوباره شکست خوردی ، و بعد هم دوباره به چانگ یی حمله کردی

و الان هم تو چن لیو گیر افتادی

مثل یه مگس خونه ، همین طوری داری دور خودت چرخ میزنی

فکر می کنی کی می تونی به پایتخت برسی؟

میفهمم ، می دونم چی تو فکرته

میخوای یه راه پیدا کنی که بدون جنگیدن ، پیروز بشی

و تو چی میخوای؟

دادستان چن لیو منو دوست خودش می دونه

می تونم راضیش کنم که تسلیم بشه

چطور می تونی راضیش کنی؟ اصلا به حرف گوش میده؟

خواستن راحتی و پرهیز از سختی تو ذات آدماست

یه ارتش بزرگ داره به سمتش میره ، مگه ممکنه از کسی کمک نخواد؟

میشناسمش ، می تونم راضیش کنم

چرا میخوای بهم کمک کنی؟

خانواده من نسل هاست که تو گائو یانگن ، ولی فقیرن

برخلاف اونا ، من تحصیل کرده م و چیزای زیادی در مورد سیاست

و فلسفه و کشور داری می دونم

چرا باید فقط یه نگهبان ساده ی شهر باشم؟

میخوام به یه رهبر عالی ملحق بشم

باشه ، باشه ، کافیه ، چرا فکر می کنی من یه رهبر عاقلم؟

افرادت رو از خراب کردن محصولات کشاورزی منع کردی

نظم ارتشت بی نظیره

می دونم که فعلا بهترین رهبر این دوره ای

بهم بگو ، چطور میخوای کمک کنی؟

اگه بهم اعتماد داری ، می تونی منو به چن لیو بفرستی ، نظرت چیه؟

شجاع و دانایی

من بهت اعتماد می کنم

نه

من دیگه عازم میشم- خداحافظ-

دیگه نمی تونم صبر کنم

فکر دوباره جنگیدن ، به وجد میاردم

استراتژی دانش بزرگیه ، که تو بهش علاقه نداری

فکر می کنم که تو عاشق جنگیدنی ،نه؟

استراتژی؟

برای فتح چین ، فقط کشتن راه حله

بعد جنگ ، این چیزی رو که بهش استراتژی میگین هم یاد میگیرم

بعد جنگ ، من به دنیای ابدی میرم

واقعا میخواین همچین کاری بکنین؟

بله ، وقتی که چین رو گرفتیم ، وظیفه من هم تموم میشه

بازسازی کشوری که میخوای ، هدف من نیست

چرا باید به کشوری که میخوای بسازی ، اهمیت بدم؟

یک ماهیگیر آزادانه ماهی میگیره ، و یک کشاورز از برداشت محصولش لذت میبره

تاجرا صادقانه کار می کنن

و مقامات از مردم حمایت

لائو زی میگه که

وقتی کمان رو کشیدی ، آخرش باید ول کنی

شمشیر هر چقدرم تیز باشه ، بالاخره زنگ میزنه

وقتی که خزانه ت رو از طلا و یشم پر کردی

دیگه نمیشه ازش مراقبت کرد

وقتی هم که کارت تموم شد ، همه چی رو ول کن ، این راه رسیدن به خداست

جناب فان ، من چیزی از حرفاتون نمی فهمم

شرایط جولو رو بهم بگین

دو نفر از افراد جولو مهمن ، یکی جانگ آر و دومی چن یو

مردای خوبی ن؟

چرا می پرسی؟ از کجا بدونم؟

میخوام بدونم

عالیجناب ، نیرو های دای هم برای کمک به جولو اومدن

هنوز نفهمیدی؟

بیرون شهر ، جولو در محاصره سربازای چینه

چطور می تونن سربازا نزدیک اینجا بشن؟

اصلا چطور می تونن وارد جولو بشن؟

فقط می تونن پشت ارتش چین اردوگاه بزنن

و پرچم هاشون رو علم کنن

که اینطوری فاصله شون از اینجا زیاد میمونه و به هیچ دردی نمیخورن

نیروهای کمکی دارن به سمت ما میان

جنگجوهای یان و چی هم هستن

اونام مثل سربازهای دای ن

فقط می تونن یه اردوگاه موقتی بسازن

و بعدش صبر می کنن که فرصت مناسبش پیش بیاد

از همه بدتر ، اونا از روی دوستی نمیان

و همه شون سعی دارن تلفات خودشون رو کاهش بدن

می دونن که اینجا فقط یه قتلگاهه

وقتی که جنگ شروع بشه

دیگه راه فراری نیست

و فقط به زنده موندن خودشون اهمیت میدن

اونا فقط برای تماشا میان

اصلا نمی تونیم روشون حساب کنیم

فقط اومدن که بگن اومده بودیم

ارتش چین هم نقطه ضعف خودش رو داره

ارتش چین دیگه نمی تونه از شیان یانگ کمک بخواد

ولی گذرگاه یونگ رو دارن

لغت یونگ رو

از گنجایش ظرف ده لیتری گرفتن

گذرگاه یونگ هم

درسته مثل همونه ، سرتاسرش دیوار کشیده شده و بسیار بزرگه

قبلا هم امپراطور اول چین از این راه استفاده میکرد ، نه؟

درسته ، جانگ هان به این گذرگاه اهمیت زیادی میده

سراسر گذرگاه دیوار کشیده که

ارتشش موقع جابه جایی ، تو خطر نیفتن

مرد خیلی باهوشیه

با این گذرگاه ، به راحتی می تونه هر نوع امکانات و آذوقه ای رو فراهم کنه

و فقط به یک دستور همه ارتش رو جابه جا کنه

ارتش جانگ هان ، خیلی قویه

اینا فقط چند تا حیله بچه گانه ن ، من راه خودمو برای شکست دادنش دارم

اعلی حضرت ، برای دیدنتون اومدم

چند وقته که اینطوریه؟

صدراعظم ، هفت یا هشت روزه که اینطورین

فقط همونجا میشینن ، نه غذا میخورن ، نه کاری می کنن

فقط هم جلو عقب میشن

حرف غیرمنطقی نزده؟

چیزی نمی گن ، فقط یه چیزی رو روی لبشون زمزمه می کنن

نمی تونم بفهمم چی میگن

واقعا دیوونه شده؟

حرف نزن

پدر

باید تو بهشت مراقب باشی

من الان یه مرد بزرگم

من یه جاودانه شدم

داره تظاهر می کنه یا جدی جدی ، دیوونه شده؟

بهم دروغ نگو

شب و روز پیششونیم ، می ترسم این حقیقت داشته باشه

و امپراطور واقعا عقلشون رو ازدست داده باشن

الان یه خدام ، راه خودم رو پیدا کردم

اگه دیوونه شده باشه ، عالی میشه- من خدام ، راه خودم رو پیدا کردم-

الان که دیوونه شده ، می تونم اجازه بدم چند روز بیشتر هم زنده بمونه

همه تون باید مراقبش باشین

بهش غذا بدین ، نباید گرسنه بمونه

وگرنه من از کجا باید یک نفر دیگه رو پیدا کنم که

جاش رو بگیره ، فهمیدی چی گفتم؟

بله

برو پیشش

من خدام ، راه خودم رو پیدا کردم

من خدام

خوشمزه ست ، خوشمزه ست

از کجا اومد؟

این غذای زنده ها نیست ، نباید اونو بخوره

اون طلسم شده- نباید بخوردش-

اونجا نشین ، بلند شو - نخورش-

بس کن- بلند شو ، نخور-

بلند شو- نخور-

خوشمزه ست

نخورش ، طلاعه ، خانواده ت به دیدنت اومده

نخور

می دونم طلاست ، می دونم- بلند شو-

بلند شو- من احمق نیستم-

حتما دیوونه شده- بلند شو ، بلند شو-

چه احمقی

سرورم ، سرورم

King's War (Legend of Chu and Han / Chu Han Chuanqi / 楚漢傳奇) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for King's War (Legend of Chu and Han / Chu Han Chuanqi / 楚漢傳奇)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left