The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.به کمکت نیاز دارم
کسانی که وارد دنیای آینه میشن به سختی .راه خارج شدن ازش رو پیدا میکنن
کی توی دنیای آینهست؟ - .دخترم -
.کاری که باید بکنی اینه که بکشیش بیرون
.شاید من یه چیزی داشته باشم
یه شیء معمولی رو به یهجور راهنما .تبدیل میکنه
.ممنون آلیس .واقعاً میگم
.سکههای ردیابیت یه سری ایراد داشتن
.چندتا از جادوگران هج مُردن
امروز درمورد خطر واقعیای که .درش قرار داریم مطلع شدیم
پنی چی؟ هنوز شیفتته؟
.اون شیفتهام نیست
یه زمانی الهه بودم و حالا فقط یه جلیقهی
.ضدگلولهی شدم
برای شما بهتره که موقعیتی که خودشون رو توش پیدا میکنید
.موقتی باشه
نصیحتی برای روش انجام این کار ندادن؟
.باید بایندر رو پیدا کنید
یه هیولا تسخیرت کرده و داره .توی جسمت زندگی میکنه
چی؟
یه در هست، خیلی عمیق توی یه .خاطره فراموش شده مخفی شده
.کیو، منم .الیوتام
.این تو زندهام
.سرنوشتم رو بهم بگو
لحظهای میرسه که باید از .آیندهی فیلوری محافظت کنی
لحظهای که باید کنار علیاحضرت بایستی
.و بعد سرنگونش کنی .بعدش تاجش رو بگیری
حتی اگه به معنی خیس کردنش .در خونش باشه
جادوگران هج دنیا .این هشدار بیدار باشتون هست
کتابخانه جریان جادوی محیطی رو
.کم کرده .واسه یه مقدار کم میجنگیم
.وقتشه که گروه رو جمع کنیم
.از خودت محافظت کن .یالا
.یهچیزی به سمتم پرتاب کن
،هر طلسمی رو اجرا کنی .کار کرم همینه
،سعی کنی درش بیاری .همون تأثیر رو داره
.پیداتون میکنیم .آلودهتون میکنیم
.بهتون هشدار داده شد
.انجام جادو رو متوقف کنید .برای شما نیست
.کونیها اسم خودشون رو گذاشتن افعی
اسم گروهشون در حد متوسطه ولی .خیلی جدی هستن
.طلسمهای محافظت فایدهای ندارن
آخرین نفر توی روز روشن وسط آشپزخونهاش .بهش حمله شد
.کِیدی، آلیسام
میشه بذاری بیام تو؟ .فقط اومدم حرف بزنم
...خوبه، پس، نیازی به
.دیلم نداری
.سلام .گمشو
.خدافظ - .وایسا، نه، دارم میام تو -
.پس یا بزنم یا به حرفم گوش کن
.سعی داری با کتابخونه بجنگی
.آره، نه، اینکار رو نمیکنم
.خب، اسمت رو گذاشتن مارینای جدید
راست میگه، واقعاً این اسم رو .برات گذاشتن
.بیشتر توی شرایط خوب
.سلام. گوش کن
.ما نمیخوایم پا روی دُم دولت بزرگ بذاریم
.فقط سعی داریم، میدونی، نمیریم
.ولی دارید یه کاری میکنید
و من داخل کتابخونه بودم، خب؟
.میتونم کمک کنم
.ببین، من این مدت از همه معذرتخواهی کردم میخوای برات سخنرانی کنم؟
.نه
برای چی میخوای کمک کنی؟
هیچکدوممون به اون مأموریت نرفتیم که آدمهای خوب
برای کتابخونه به بردگی گرفته بشن .که فقط یهمقدار جادو داشته باشن
.میخوام درستش کنم
.حداقل کمک کنم
.حس بهتری دارم
.خب، ما دچار بحران شدیم
.اگه میتونی کمک کنی، میتونی بمونی
.لعنتی
.سلام، پیت هستم، در هرحال
نمیدونستم جادوگران هج .تا این حد پیش رفتن
.پس کتابخونه جادوی محیطی رو کم کرده
اینطوری شروع شد؟
.بیشتر از اینها انجام دادن
،کارتهای اجباری، منع کردنها ...مصرفسنج در خونهها
.اونها رو دیدم
نقشهتون چیه؟
خب، میدونیم اینها ادامه پیدا میکنه اگه .همه گرسنه باشن
خب، من کمک کردم یه لوله توی ،مودستو رو باز کنن
.ولی الان نمیتونیم به اونجا نزدیک هم بشیم
کار تو بود؟ ...میدونی
،چیه... من... ما چیزی رو نترکوندیم
و قطعاً نمیدونستیم کسی دیگه .اینکار رو میکنه
.ولی حق با توئه .نمیشه همینجوری یکیشون رو باز کرد
.باید 50 تا 100 تاشون رو باز کرد
...به یه
.به یه نقشه برای تمام سیستم نیاز هست
.گوش میکنیم
.جعبههای اتصال
.یه ردیاب بذاریم .لوله رو دنبال کنیم
.نقشه سیستم رو بکشیم .دنبال نقاط ضعیف بگردیم
.نقاطی که بیشترین جادو رو دارن
عالیه، چطوری یه جعبه پیدا کنیم؟
خب، تنها کسی که میدونستم میتونه .کمکمون کنه، کتابخونه گرفتش
خب، یه راه دیگه برای رسیدن به .جعبهها میخوایم
.یه جاسوس میخوایم
به کار گرفتن یه جاسوس توی قدرتمندترین سازمان چندجهان؟
حتماً، چرا که نه؟
.انجام جادو رو متوقف کنید .برای شما نیست
اصلاً به کتابخونه مربوط هست؟
اینکه جادوگران هج همدیگه رو توی خیابونها .میکُشن یه مشکل امنیتیه
میتونیم از دوئیهای ردیاب استفاده کنیم؟
.دیگه از اونها استفاده نمیکنن .احمق که نیستن
.پس فقط روانی هستن
پس به هیچکاری نکردن ادامه میدیم تا چی؟
شروع کردن به قرار دادن زالو توی شعبدهبازهای کارتدار؟
.یه راه حل حد وسط نیاز داریم
.یه درمان موقتی
.نشان رید
متوجه نمیشم چطوری جادوگران هج این رو .عاطفی درنظر خواهند گرفت
.موافقم
ممکنه فکر کنن داریم دفاعشون رو .ازشون میگیریم
،خب، یه زالو داشته باشی با یه طلسم
.زندهزنده میجوشی .این هم هست
نشان رید از فعال شدن انگل ،جلوگیری میکنه
.حتی تصادفی
حتی نصف زمانی که طلسمهای کوچک .انجام میدم متوجهشون نمیشم
.با اینحال، هیچوقت تسلیمش نمیشن
.داوطلبانه خواهد بود
،برای کسانی که همین الانش آلوده شدن .و کسانی که در ترس زندگی میکنن
بدون کارهای اداری، و بدون .پرسیده شدن سوالی
،و وقتی این گروه افعی باهاش کنار اومدن
.نشان بدون هیچ پولی حذف میشود
.معقوله
.من موافقم
مخالفین؟
.پیشنهاد پذیرفته شد
.پس نشان رید رو انجام میدیم
.هرکسی میتونه با فشار کافی به چنگ بیوفته
خب، باید یکی از اعضای مهم .کتابخونه باشه
.هرکسی یه نقطهضعف داره
مامان، چی شده؟
!هریت .جات امنه، بیا بیرون
.نمیتونم
منظورت از داخل چیه؟
.یه عکس برام بفرست
.آلیس رو پیدا کن
بچهها؟
چه اتفاقی داره میوفته؟
داره چی میگه؟
چی؟
منظورت چیه که تیکهتیکهای؟
.بچهها فکر میکنم اهرم فشارمون رو داریم
.خیلیخوب
ترجمه از: شقایـق ، امیرعلی
چطور ممکنه؟
خرده شیشههاست؟ - .نه -
.بهش میخوره خود واقعیش باشه
.راهنما هریت واقعی رو احضار کرده
فقط موضوع اینه که زمان خیلی زیادی .توی دنیای آینه بود
.جای دیوونهواریه
حتماً یه اتفاقی براش افتاده و .سه تیکهاش کرده
و تو، مامانت، و من کسانی بودیم که
،راهنما رو درست کردن پس بخشی ازش
.برای هرکدوممون اومد
خب، چی میخواید؟
.نزدیکترین جعبه اتصال لوله
...چرا باید... بعد از جریان مودستو
.چون دخترت رو میخوای
ببین، ما سعی داریم از اتفاقی که داره .میوفته جلوگیری کنیم
،جادوی بیشتر تعداد اجساد رو بالا میبره
یا این وضعیتی که تو درست کردی .تبدیل به یه جنگ تمامعیار میشه
مقدار بیشتری اون بیرون ...برای هرکسی قرار بدی
.هجها همیشه خود بازرسی داشتند
.این رو مسئولیت تمام وقت خودم درنظر میگیرم
.بهت قول میدم
.ریسک پیشنهادت خیلی بالاست
همینطور برگردوندن تیکههای هریت .به همدیگه
.ولی من میتونم انجامش بدم
تو میتونی؟
.من میتونم درستش کنم
.اگه جعبه رو به کیدی بدی
.باشه، پس یه معامله داریم
یه لحظه؟ .موضوع مهمیه
.ببخشید
.یه لحظه بهتون وقت میدیم .آلیس، باهام بیا
.یهسری جزئیات رو بگم
کل یه پناهگاه؟
.توی ده دقیقه، همه آلوده شدن
.نصفشون مُردن
.باید اون یارو احمق ماسکدار رو پیدا کنیم
.حالا
.باشه، یهسری ردیابی رو شروع کن
اجرای طلسم توی
...شرایط اجتماعی-سیاسی فعلی، اممـ
نقشهی دوم رو بیشتر ترجیح میدم که این یارو نشان رید رو میگیره
و منتظر میمونه تا آبها .از آسیاب بیوفتن
.جدی که نمیگی
.باورم نمیشه که تو نیستی
،ببین، من هوات رو دارم ولی ترجیح میدم اینکار رو
.بدون آسیب دیدن انجام بدم
.یه روز بهم وقت بده
.داغه، داغه، داغه
خب، دقیقاً دنبال چی هستیم؟
هر ارجاعی درمورد پیغام آزاردهنده مبهمی
.که اژدها برام فرستاد ".بایندر رو پیدا کن"
No comments yet. Be the first to leave one.