Nadia, Butterfly

Nadia, Butterfly

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

nadia 35714 1758303773
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Nadia, Butterfly زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-26
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

۲۹.۸، ۳۰.۳.

۳۱.۵، ۳۱.۹.

بریم دوباره.

۲۹.۷، ۲۹.۹.

۳۰.۴، ۳۰.۷. خب، بچه‌ها، یالا.

ریتم رو حفظ کنید، سرعت ضربه ثابت.

یه ست دیگه.

۲۸.۷.

۲۹.۱ با یه زدنِ مزخرف. ماری، یالا!

۳۱.۵، ۳۱.۹.

ماری، اینجا جایِ خط مایوی آفتاب‌سوختگیت نیست!

اینجا تعطیلات نیستی!

اگه یه بار دیگه اینجوری بزنی به دیوار، می‌فرستمت بازی‌های کبک!

۳۰.۸، ۳۱.۲.

۳۲.۷، ۳۳.۸.

پی-اِی، داری از یه دختر شکست می‌خوری. یالا!

چند تا مونده؟ - دو تا.

باشه نادیا، ادامه بده.

نشونش بده چی تو چنته داری.

یه ست دیگه.

سایمون ورو از سی‌آرال‌اس. یه سوال به فرانسه ازتون دارم، نادیا.

بیشتر از همه دلت برای چیِ ورزشکار حرفه‌ای بودن تنگ میشه؟

فردا بعد از آخرین مسابقه‌ام بهش فکر می‌کنم.

ممنون.

داری گوش می‌دی؟ - آره.

سرعت ضربه‌هات تا ده متر آخر واقعاً خوب بود.

بد زدی به دیوار چون بعد از شیرجه خیلی سریع اومدی بالا.

زمان اسپلیت من چقدر بود؟ - سریع شروع کردی، ۲۶.۲.

یعنی پنجاه متر دوم افتضاح بود.

۳۰.۶.

۳۰.۶! - باشه نادیا، کاریه که شده.

فردا توی مسابقه امدادی یه فرصت آخر داری.

اون که بستگی به سه تا دختر دیگه داره!

بسه دیگه این اخلاقت. باشه؟

می‌ذارم بری لباس عوض کنی.

تو ۲۵ درصد مسابقه رو کنترل می‌کنی؟

آره یا نه؟ - آره.

نگران بقیه نباش، روی هدف خودت تمرکز کن، باشه؟

سطح لاکتاتم چقدره؟

۱۲.۹.

۱۲۰۰ متر سرد کن.

نادیا.

ببین...

اون چیزی که می‌خواستیم نشد، ولی دیگه تموم شده.

باشه؟

فردا یه شانس آخر داری، پس روش تمرکز کن.

می‌تونی انجامش بدی.

باشه؟

برو سرد کن، بعداً باهات حرف می‌زنم.

یالا، نادیا. آخرین بارت.

تموم که شد می‌بینمت.

الان رده چهارم...

داره بهشون می‌رسه!

امشب شات می‌زنیم، نه؟

کارت عالی بود، عزیزم. - ممنون.

نزدیک بود منو به گریه بندازید!

آره، دیوونه‌کننده بود.

و تو!

مأموریت انجام شد.

ممنون، مربی.

جات توی تمرین خالی میشه.

اگه یه وقت خواستی سال دیگه برای مسابقات جهانی برگردی،

شاید قبولت کنیم.

شاید.

ممنون.

مگر اینکه ۴۰ پوند چاق بشی.

بسه دیگه عکس گرفتن!

عجیبه، پدر و مادرم یه عالمه پول خرج کردن که اینجا باشن

ولی باید صبر کنن تا برگردیم خونه تا ببیننش.

می‌دونستی توی آتن،

یه نفر دو تا مدال طلای خودشو توی آپارتمان دهکده‌اش فراموش کرده بود؟

واقعاً؟

می‌دونم دلت نمی‌خواد درباره بازنشستگیت حرف بزنی، اما...

ما به خاطر بازنشستگی من نمی‌خوریم، بلکه به خاطر مدالمون!

نه. جدی، آفرین، و...

بدون تو دیگه مثل قبل نمیشه.

یه کم دیگه.

و حالا چشم دیگه.

یه کم تیره‌تر اونجا.

چشماتو ببند.

چشماتو ببند!

من برای مژه‌هایی مثل مال تو جون میدم.

ببندشون!

این منم!

تعویض خوبی بود.

خوب شد که شروع خوبی داشتی.

دوست دارم اینو ببینم!

عادت می‌کنی.

ولی واقعاً پنجاه متر دومت عالی بود.

بعد از برگشت، دنده عوض کردم. حتی چشمامم بسته بود.

فوق‌العاده نزدیک بود! - نمی‌دونستم اینقدر نزدیک بود!

به پایان کارت نگاه کن!

توش خوب به نظر می‌رسیدم!

من اینجوری یادم نمیاد.

بعداً برام بفرستش.

من هیچ‌وقت خماری نکردم.

اینو که اون میگه!

من اونو تو حال بد دیدم! البته نه زیاد.

دو دهم ثانیه!

می‌دونم، خیلی نزدیک بود.

یکی می‌خوای؟ - نه، ممنون.

فقط یه کوچولو؟

به نادیا چیپس بده!

نه، ممنون!

با چیپس، حال به هم زنه!

ولی مجبوری این کارو بکنی! - مجبورم؟

امشبه یا هیچ‌وقت.

برای امشب آماده‌ای؟ - فکر کنم. تو چی؟

باید چشمامو چک کنی. - یه رژ لب بزن.

ولی من نمی‌خوام.

کی این حرفو می‌زنه؟

چرته!

بده به جس!

چرا سیدنی؟ - همیشه دلم می‌خواست کوالا ببینم!

کوالاها؟ - خب، چیزای دیگه هم هست.

نمی‌تونی دو هفته مرخصی بگیری؟ - نه.

یه دوره آناتومی شروع می‌کنم. - باید از من یاد بگیری.

امشب می‌خوام آناتومی بخونم

با یه دختری که تو تیندر باهاش مچ شدم.

فنلاندیه یا سوئدی، مطمئن نیستم.

در هر صورت، اسکاندیناویایی.

آناتومی می‌خونم،

ولی یه دوره فشرده‌ست!

دوست داری راجع به فدریکا پلگرینی تحقیق کنی، آره؟

اون کیه؟

همیشه برنده می‌شه، به خدا.

حالا که حرف شناگرای جذاب و سکسی شد،

ما یه لیست دیدیم.

جدی؟

آخه چرا همچین کارایی می‌کنن؟

این عکسو از کجا پیدا کردن؟

عکس چیه بابا، تو تو لیستی!

چه باحال! کاش منم توش بودم!

ما خوش می‌گذرونیم، همدیگه رو دوست داریم.

آره، حتماً همدیگه رو دوست دارید...

فقط وقتی فرداش تمرین ندارین می‌تونین با هم بخوابین!

تو هیچی نمی‌دونی!

کلاً ازدواج هم بیشتر حول محور خود آدمه.

بازنشستگیت.

باشه. اول بذار آرایشتو درست کنیم.

دیگه اونقدر خوب از پسش برنمیام.

آها، اینه! حالا گرفتمش!

فکر کنم یه کم رفت رو دندونات.

قدم به قدم جلو برو. تو می‌تونی، نادیا!

اگه نمی‌تونم باهاشون راه برم، پس این کفش پاشنه‌بلندا به چه دردی می‌خورن؟

قراره دور و برمون پر از مردای قدبلند باشه،

پس باید آروم و بی‌صدا درد بکشی، باشه؟

مچ پاهام خیلی انعطاف‌پذیرن، حتماً یکیشون پیچ می‌خوره.

اینجا. اینجا میشه تو خیابون نوشیدنی خورد.

چطور بازش می‌کنی؟ - پیچشو باز کن.

آهای! ببخشید! دوچرخه!

باید خیلی بچرخونیش.

فکر می‌کنم تو زندگیم بیشتر از چیزی که شنا کردم، شنا کردم.

چی؟

منظورم اینه که، بیشتر از چیزی که راه رفتم، شنا کردم!

خب، امشب جبرانش می‌کنیم! بزن بریم قدم بزنیم!

وایستا!

چی شده؟

چی؟

گوشیمو بده. - واسه چی؟

می‌خوام ضبطش کنم. - چی رو ضبط کنی؟

پاهامونو. - چی؟

پاهامونو.

صدای قدم‌هامون با هم. - بزن بریم!

داریم اون‌وری می‌ریم!

حاضری؟ - آره، حاضرم.

صبر کن، منتظر چراغ باش.

داری منو می‌کشی!

خب، حاضری؟ بزن بریم!

همزمان!

بیا شات بزنیم! نشونت می‌دم.

من قبلاً انجامشون دادم! - نه، اینا فرق دارن.

اینجوری دستتو لیس می‌زنی. - کدوم؟

هر کدوم!

بعد یه کم نمک می‌ریزی روش.

بعد لیمو رو توی همون دستت می‌گیری.

بعد شاتتو می‌زنی، ولی نباید از دستات استفاده کنی.

با دندونات؟

می‌تونی از دندونات استفاده کنی،

ولی باید خوب با لبات بمکیش.

تو برو، من بعدت انجامش می‌دم.

اوه، تو تو این کار ماهری! نوبت منه!

چه چندش‌آوره.

دیدی؟

همزمان انجامش میدیم.

حاضری؟ یک، دو، سه، برو!

میگیم، بوناسرا.

عصر بخیر. از آشنایی باهاتون خوشبختم.

شنیدم فرانسه حرف می‌زدی. - آره!

فرانسویا شراب دوست دارن، مگه نه؟

در واقع، من فرانسوی نیستم، کبکی‌ام. کانادایی.

فرانسوی-کانادایی. می‌دونم.

پس شراب دوست نداری؟ - چرا که نه! ممنون.

موسیقی اینجا رو دوست داری؟

راستش، بیشتر نادیده‌اش می‌گیرم.

من شمشیربازم. - اوه، شمشیربازی!

آره، شمشیربازی. با سابر.

چی؟ - با سابر.

و تو؟ - ببخشید، باید این لعنتی‌ها رو دربیارم...

ببخشید!

Nadia, Butterfly subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left