XO, Kitty

XO, Kitty

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

XO Kitty S03E03 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-20
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫الان یک ماهه که من و مین‌ هو ‫رسماً با هم قرار میذاریم.

‫من همیشه اون رو به عنوان ‫مین‌ هو، دوستم، میشناختم.

‫ولی مین‌ هو در نقش دوست‌ پسرم؟

‫خب، رابطه‌مون یه حال و هوای دیگه‌ ای داره.

‫از جنبه‌ های واضحش گرفته...

‫تا جنبه‌ هایی که غافلگیر کننده‌ست.

‫مثلاً اون یه جنتلمنِ تمام‌ عیاره. ‫کی فکرش رو میکرد؟

‫هر چند خودم میتونم «بانچان»هام رو بردارم، ‫خیلی ممنون.

‫ولی خب، شیرینه که ‫اون به جزئیات توجه میکنه.

‫دوست دارم فکر کنم منم دارم ‫دنیای اون رو یکم بزرگ تر میکنم.

‫مثلاً با «لیست غروب» من، ‫که بیشتر اوقات به نظرش کاملاً خجالت‌ آوره.

‫ولی حالا دوست‌ دخترشم، ‫و میتونم وادارش کنم با من ضایع‌ بازی در بیاره.

‫فکر کنم ته دلش از این کار خوشش میاد.

‫ما اونقدر با هم دوست بودیم که...

‫فکر میکردم هر چیزی رو که ‫باید درباره‌ش بدونم، میدونم.

‫ولی معلوم شد که ما هنوز هم ‫داریم همدیگه رو میشناسیم.

‫اگه فقط یه چیز رو مخ به اسم مدرسه...

‫مانع رابطه‌مون نمیشد.

‫البته که سخت‌ ترین کلاس توی «کیس»، ‫همونیه که برای فارغ‌ التحصیلی بهش نیاز دارم.

‫و میدونم که «جی وون» گفته دیگه ‫از پارتی‌ بازی‌ های فامیلی خبری نیست...

‫ولی حداقل میتونست برای ‫کره‌ ایِ داغونم یکم به حالم رحم کنه.

‫پس من چی؟ ‫من که زبانم عالیه.

‫برای دوشنبه، کتاب «موجونگ» ‫اثر «یی کوانگ-سو» رو بخونید...

‫و یه مقاله‌ ده صفحه‌ ای درباره‌ دوران اشغال کره ‫توسط ژاپن بنویسید تا با زمینه‌ تاریخیش آشنا بشید.

‫آخر هفته‌ خوبی داشته باشید.

‫«جی وون»، منم مثل هر نوجوون ‫دیگه‌ ای عاشق ادبیات کره‌م...

‫ولی حتی پروفسور «لی» هم ‫توی کلاسش انقدر تکلیف نمیده.

‫اوه، در جریانم.

‫وقتی سرفصل‌ های درسم رو بهش نشون دادم، ‫از خوشحالی نزدیک بود گریه‌ش بگیره.

‫چه عالی.

‫خب، این آخر هفته «مین‌ هو» داره برای اولین ‫تک‌ آهنگ «یونیس» موزیک‌ ویدیو ضبط میکنه...

‫و من واقعاً میخوام اونجا باشم ‫تا ازش حمایت کنم.

‫پس راهی هست که برای تحویل تکلیفم ‫یه مهلت کوچیک بهم بدی؟

‫نه کیتی. تو همین حالا هم زیادی ‫روی دوست‌ پسرت تمرکز کردی...

‫و به چیزی که واقعاً اهمیت داره، ‫یعنی این کلاس، توجه نمیکنی.

‫دختر خاله‌م رو دوست دارم، ‫ولی الان اصلاً از معلمم دلِ خوشی ندارم.

‫سلام.

‫اِم، پروفسور «آن». ‫داشتم به سمت کمدِ وسایل میرفتم.

‫میخواستم ببینم کاغذ یادداشت ‫یا منگنه‌ ای چیزی لازم نداری؟

‫شاید تازه‌ کار باشم، ولی میتونم بهت اطمینان بدم ‫که کلاسم کاملاً مجهزه، پروفسور «فینرتی».

‫عالیه. خب، اگه چیزی لازم داشتی، ‫دفتر من همینجا تهِ، اِم، راهروئه.

‫چطور زودتر متوجه این نشدم؟

‫واقعاً یه زوجِ بد اخلاق ‫و خوش‌ انرژیِ فوق‌ العاده‌ن!

‫دارم بهتون میگم، ‫«الکس» و دختر خاله‌م حسابی با هم مچ هستن.

‫- من که چیزی نمی‌بینم. ‫- منم همینطور.

‫داریم درباره چی حرف میزنیم؟

‫«الکس» و «جی وون» ‫چه زوج بانمکی میشن.

‫اسمشون رو «جیلکس» میذارم.

‫من که چیزی نمی‌بینم.

‫ای خدا، میشه همه دست از شک کردن به مهارت‌ های ‫جفت‌ و جور کردنم بردارید و بهم اعتماد کنید؟

‫خیلی خب، آروم باش. ‫باشه، تو کار خودت رو بکن.

‫علاوه بر این، قبل از فیلمبرداریِ ‫ویدیوی «یونیس» هزار تا کار داریم.

‫باورم نمیشه بابات آکواریوم رو ‫برای «یونیس» اجاره کرده.

‫«مو مو کوچولو» هم حضور کوتاهی داره؟

‫کی کی کوچولو؟

‫«مو مو کوچولو»، ‫همون گاو دریاییِ تازه‌ متولد شده...

‫که در حال حاضر پر بیننده‌ ترین ‫سوژه‌ روی کلِ این سیاره‌ست؟

‫آره، متأسفانه از مو مو کوچولو خبری نیست...

‫ولی برای فیلمبرداریِ ویدیوی یونیس، ‫«تِه‌-او» رو انتخاب کردم.

‫ایش، همون یارو لیموزین‌ سوار دست‌ دراز؟

‫میدونم، انتخابِ اولِ خودم هم نبود، ‫ولی مشتریِ بابامه.

‫اوه، ولی حدس بزن کی داره ‫لباس‌ های یونیس رو طراحی میکنه؟

‫- ییسو. ‫- وای! بعد از اون افتضاحِ لباسم توی قایق؟

‫فوق‌ العاده‌ست. فکر نمیکردم بابات ‫بیخیال اون قضیه بشه، چه برسه به ییسو.

‫اصلاً نمیدونم چی شد ‫که نظرش عوض شد...

‫ولی من و یونیس قراره بعداً دستیار ‫جدیدش رو ببینیم تا لباس‌ ها رو بررسی کنیم.

‫خب، دیگه باید سرِ وقتِ ‫تکالیفِ ادبیاتِ کره‌ ایم برم.

‫ولی ترجیح میدم وقتم رو با تو بگذرونم.

‫- اوهوم. ‫- باید برم.

‫آره، ولی چطوره یه درس کره‌ ایِ ‫سریع رو هم جا بدیم؟

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫- یعنی انقدر روی اعصابیم؟ ‫- خدا کنه نباشیم.

‫داشتم فکر میکردم منم ‫به درس کره‌ ای نیاز دارم.

‫میخوای من بهت یاد بدم؟

‫دقیقاً.

‫همش به وضعیت زبون بستگی داره.

‫اوه، واقعاً؟

‫سعی کن نوک زبونت رو آروم ‫پشت دندون‌ های جلوت فشار بدی.

‫راستی اصلاً دارم چی میگم؟

‫معنیش اینه : «تو خیلی خوش‌ تیپی.»

‫فکر کنم الانه که...

‫حالم به‌ هم بخوره.

‫- اوه! حالش خوبه؟ ‫- آره، فقط استرس داره.

‫راستش منم همینطورم. ‫خیلی چیزها به شروعِ کارش بستگی داره.

‫بعد از اون همه پولی که ‫بابا برای ویدیو خرج کرد...

‫واقعاً تحملِ یه شکست رو نداریم.

‫خیلی خب، بهتره برم یه سری بهش بزنم.

‫راستی، میتونی حواست ‫به دستیار «ییسو» باشه؟

‫دیگه هر لحظه ممکنه برسه.

‫آره، و اصلاً استرس نداشته باش. ‫از پسش بر میای. منم هوات رو دارم.

‫باشه.

‫لعنتی. اون دیگه کیه؟

‫وای خدای من، ‫داره سمت من میاد.

‫وای خدای من، اینجا اومد!

‫ببخشید، تو تصادفاً میدونی ‫«کانگ مین‌ هو» کجاست؟

‫- اوه، اوم... ‫- آه.

‫ببخشید، فکر کردم کره‌ ای بلدی.

‫تو باید دستیار «ییسو» باشی.

‫- «مین‌ هو» برای دیدنت خیلی ذوق داره. ‫- نونا؟

‫هی، نمیخوای بیای به نونات سلام بدی؟

‫- اینجا چیکار میکنی؟ ‫- میدونی، فقط میخواستم سورپرایزت کنم.

‫چه سورپرایز عالی‌ ای!

‫فوق‌ العاده شدی. ‫باورم نمیشه اینجایی!

‫فقط من اینطور فکر میکنم، ‫یا مین‌ هو سرخ و سفید شده؟ این دختر کیه؟

‫اِم، کره‌ ایِ من زیاد خوب نیست، ‫ولی شنیدم گفتی «نونا»؟

‫همدیگه رو از قبل میشناسید؟

‫ببخشید کیتی، این جی‌ جیه. ‫اون یه...

‫دوستِ خانوادگیه.

‫وایسا، پس برای «ییسو» کار میکنی؟ ‫منظورم اینه که همیشه استایلت حرف نداشت...

‫ولی این دیگه فوق‌ العاده‌ست! ‫یعنی قراره به سئول برگردی؟

‫- پس دانشگاه چی شد؟ ‫- خیلی خب، یه نفس تازه کن.

‫برای کسی که هنوز دانشجوئه، ‫شغل خیلی باحالیه.

‫بعد از اینکه توی کارِ «ییسو» قبول شدم، ‫یه ترم مرخصی گرفتم...

‫ولی اصلاً نمیدونستم که تو ‫مدیر برنامه‌ های «یونیس» هستی تا اینکه...

‫ای بابا! یعنی تجدید دیدارِ ‫بزرگ رو از دست دادم؟

‫ماچ.

‫- چه خبر، کتی؟ ‫- وایسا، این کارِ توئه؟

‫خب، وقتی شنیدم داری ‫برای «ییسو» کار میکنی.‌..

‫فکر کردم تو بهترین کسی هستی که ‫میتونه دوباره همه‌ چی رو رو به راه کنه.

‫تازه، دوباره شما دو تا کنار هم؟ ‫معرکه‌ست!

‫باورم نمیشه ییسو رو راضی کردی ‫یه فرصت دوباره به من و یونیس بده.

‫انقدر تعجب نکن. ‫من برات حاضر بودم تیر بخورم.

‫- واقعاً. ‫- نونا...

‫تو بهترینی.

‫پس، توی لوکیشنِ فیلمبرداری می‌بینمت.

‫قرارمون همین بود.

‫ییسو دستیار سومِ پاره‌ وقتش رو اخراج کرد، ‫برای همین تا وقتی یکی دیگه رو استخدام کنه...

‫من دارم هر دو تا کار رو انجام میدم.

‫این مسئولیت خیلی بزرگی به نظر میرسه، ‫برای کسی که پورشه‌ باباش رو...

‫من پورشه‌ بابام رو ندزدیدم. ‫ما قرضش گرفتیم.

‫آره، عجب شبِ دیوونه‌ واری بود.

‫در چه حد دیوونه‌ وار؟

‫داستانش مفصله.

‫اوم.

‫خب، ام، بریم دنبال یونیس بگردیم؟

‫فعلاً.

‫جی‌ جی خیلی معرکه‌ست، مگه نه؟

‫برای مین هو خیلی خوب میشه که ‫یه دوست خانوادگی سرِ صحنه باشه.

‫هر چی بیشتر، بهتر.

‫دوست خانوادگی؟ ‫فقط همین رو به جی‌ جی میگی؟

‫فقط یه مدل بیانِ عجیبیه.

‫اشتباه برداشت نکن، ‫منظورم اینه که...

‫خانواده مین هو واقعاً ‫عاشق جی‌ جی هستن، ولی...

‫میدونی، احساسات اون یه مقدار ‫شدیدتر از این حرف‌ ها بود.

‫اوه، مثلاً اینطوری که مین هو روش ‫کراش داشته یا یه همچین چیزی؟

‫منظورم اینه که، میشه بهش حق نداد؟ ‫خیلی باحاله.

‫یعنی کاملاً موافقم. ولی اگه رک بگم، ‫اون فقط یه کراشِ ساده نبود.

‫اون عشقِ اولِ مین هو بود.

‫سلام. چطور خوابیدی؟

‫خوب. کسی موقع جیم شدن ندیدت؟

‫نه، فکر کنم اوضاع امن بود.

‫اوه! داشتم فکر میکردم اگه وقتت آزاده، ‫میخوای به نمایشگاه «زانله موهولی» بیای؟

‫یا میتونیم توی اون کلابِ ‫«ایته‌ وون» برای رقص بریم.

‫باشه. باشه، بیا سراغ فرهنگ بریم.

‫- سراغ فرهنگ بریم. ‫- آره.

‫- باشه، می‌بینمت. ‫- باشه، فعلاً.

‫لته‌ کنجد سیاه، درسته؟

‫خودم میتونم قهوه‌م رو بخرم.

‫امیدوارم به‌ خاطر جولیانا بتونیم ‫از این حالت معذب بین‌مون بگذریم.

‫توی اینستاگرام دیدم از اینا خوشت میاد...

‫برای همین گفتم برات یکی ‫به‌ عنوان نشونه‌ آشتی بگیرم.

‫لطفاً بگیرش.

‫ممنون.

‫توی شبکه‌ های اجتماعیِ جی‌ جی ‫چیز جالبی پیدا کردی؟

‫غیر از عکس‌ هایی که توشون خیلی شیکه؟

‫یه عکس توی «نوبو» با مامانِ مین‌ هو داره، ‫و یکی توی «کوچلا» با بابای مین‌ هو.

‫گفته بودم که خانواده‌ش چقدر دوستش دارن؟

‫مین‌ هو الان با توئه. ‫چرا اصلاً این چیزها باید مهم باشه؟

‫نمیدونم.

‫شاید چون باباش رک و پوست‌ کنده بهم فهموند ‫که فکر نمیکنه من مالِ دنیای اونا باشم...

‫در حالی که جی‌ جی ‫قشنگ وصله‌ همونجاست.

‫منظورم اینه که، جفت‌شون معلومه ‫که کلی گذشته و خاطره با هم دارن...

‫هر دوشون کره‌ ای بلدن و توی شلوارک لی هم ‫به‌ طرز رو اعصابی جذاب میشن. پس...

‫- پس بی‌ خود نیست که عشق اولش بوده. ‫- عشق اول اونقدرها هم تحفه‌ ای نیست.

‫واقعاً؟ چقدر طول کشید ‫تا جولیانا رو فراموش کنی؟

‫هر وقت فراموش کردم... ‫بهت خبر میدم.

‫اوهوم.

‫بگذریم. تنها دلیلی که اصلاً ‫حرف جی‌ جی رو پیش کشیدم...

‫اینه که دنبال یه نفر میگرده ‫تا دستیار سوم پاره‌ وقتِ «ییسو» بشه.

‫تو برای این کار عالی هستی.

‫نمیدونم. آخه من همون کسی بودم که ‫اون لباس دزدیِ «ییسو» رو تنت کرد.

‫آره. اگه به عقب نگاه کنیم، بهترین کارت نبود، ‫ولی اون شب سرت خیلی شلوغ بود.

‫در هر صورت، میتونی باهام ‫سر فیلمبرداری یونیس بیای...

‫و توی کارهای لباس به جی‌ جی کمک کنی.

‫و کمکت کنم تا وقتی جی‌ جی اونجاست، ‫آمار مین‌ هو رو داشته باشی؟

‫برای اینکه دستیار خوبی باشی، ‫باید یاد بگیری چند تا کار رو با هم انجام بدی.

‫و برای اینکه دوست‌ دختر خوبی باشی، ‫باید ریلکس باشی.

‫حق با یوریه. ‫بی‌ خودی دارم به هم میریزم.

‫مین‌ هو همیشه طرفدار کیتی بوده.

‫و وقتشه بهش نشون بدم که ‫منم طرفدار مین‌ هو هستم.

‫- هی. مین‌ هو داره آماده میشه. ‫- آهان.

‫فکر کنم برای ویدئو یکم استرس داره.

‫آره.

‫اوه، راستی، داشتم فکر میکردم برای ‫حمایت از یونیس سر فیلمبرداری برم.

‫مطمئنم خیلی خوشحال میشه.

‫- عالی شدی. ‫- اوه.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫ولی از اونجور قرارها نیست.

‫ببین، میدونم استرس داری، ‫برای همین یه وقت اسپا رزرو کردم.

More Farsi Persian subtitles for XO, Kitty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left