The first 200 lines.
SANDS Movie
الان یک ماهه که من و مین هو رسماً با هم قرار میذاریم.
من همیشه اون رو به عنوان مین هو، دوستم، میشناختم.
ولی مین هو در نقش دوست پسرم؟
خب، رابطهمون یه حال و هوای دیگه ای داره.
از جنبه های واضحش گرفته...
تا جنبه هایی که غافلگیر کنندهست.
مثلاً اون یه جنتلمنِ تمام عیاره. کی فکرش رو میکرد؟
هر چند خودم میتونم «بانچان»هام رو بردارم، خیلی ممنون.
ولی خب، شیرینه که اون به جزئیات توجه میکنه.
دوست دارم فکر کنم منم دارم دنیای اون رو یکم بزرگ تر میکنم.
مثلاً با «لیست غروب» من، که بیشتر اوقات به نظرش کاملاً خجالت آوره.
ولی حالا دوست دخترشم، و میتونم وادارش کنم با من ضایع بازی در بیاره.
فکر کنم ته دلش از این کار خوشش میاد.
ما اونقدر با هم دوست بودیم که...
فکر میکردم هر چیزی رو که باید دربارهش بدونم، میدونم.
ولی معلوم شد که ما هنوز هم داریم همدیگه رو میشناسیم.
اگه فقط یه چیز رو مخ به اسم مدرسه...
مانع رابطهمون نمیشد.
البته که سخت ترین کلاس توی «کیس»، همونیه که برای فارغ التحصیلی بهش نیاز دارم.
و میدونم که «جی وون» گفته دیگه از پارتی بازی های فامیلی خبری نیست...
ولی حداقل میتونست برای کره ایِ داغونم یکم به حالم رحم کنه.
پس من چی؟ من که زبانم عالیه.
برای دوشنبه، کتاب «موجونگ» اثر «یی کوانگ-سو» رو بخونید...
و یه مقاله ده صفحه ای درباره دوران اشغال کره توسط ژاپن بنویسید تا با زمینه تاریخیش آشنا بشید.
آخر هفته خوبی داشته باشید.
«جی وون»، منم مثل هر نوجوون دیگه ای عاشق ادبیات کرهم...
ولی حتی پروفسور «لی» هم توی کلاسش انقدر تکلیف نمیده.
اوه، در جریانم.
وقتی سرفصل های درسم رو بهش نشون دادم، از خوشحالی نزدیک بود گریهش بگیره.
چه عالی.
خب، این آخر هفته «مین هو» داره برای اولین تک آهنگ «یونیس» موزیک ویدیو ضبط میکنه...
و من واقعاً میخوام اونجا باشم تا ازش حمایت کنم.
پس راهی هست که برای تحویل تکلیفم یه مهلت کوچیک بهم بدی؟
نه کیتی. تو همین حالا هم زیادی روی دوست پسرت تمرکز کردی...
و به چیزی که واقعاً اهمیت داره، یعنی این کلاس، توجه نمیکنی.
دختر خالهم رو دوست دارم، ولی الان اصلاً از معلمم دلِ خوشی ندارم.
سلام.
اِم، پروفسور «آن». داشتم به سمت کمدِ وسایل میرفتم.
میخواستم ببینم کاغذ یادداشت یا منگنه ای چیزی لازم نداری؟
شاید تازه کار باشم، ولی میتونم بهت اطمینان بدم که کلاسم کاملاً مجهزه، پروفسور «فینرتی».
عالیه. خب، اگه چیزی لازم داشتی، دفتر من همینجا تهِ، اِم، راهروئه.
چطور زودتر متوجه این نشدم؟
واقعاً یه زوجِ بد اخلاق و خوش انرژیِ فوق العادهن!
دارم بهتون میگم، «الکس» و دختر خالهم حسابی با هم مچ هستن.
- من که چیزی نمیبینم. - منم همینطور.
داریم درباره چی حرف میزنیم؟
«الکس» و «جی وون» چه زوج بانمکی میشن.
اسمشون رو «جیلکس» میذارم.
من که چیزی نمیبینم.
ای خدا، میشه همه دست از شک کردن به مهارت های جفت و جور کردنم بردارید و بهم اعتماد کنید؟
خیلی خب، آروم باش. باشه، تو کار خودت رو بکن.
علاوه بر این، قبل از فیلمبرداریِ ویدیوی «یونیس» هزار تا کار داریم.
باورم نمیشه بابات آکواریوم رو برای «یونیس» اجاره کرده.
«مو مو کوچولو» هم حضور کوتاهی داره؟
کی کی کوچولو؟
«مو مو کوچولو»، همون گاو دریاییِ تازه متولد شده...
که در حال حاضر پر بیننده ترین سوژه روی کلِ این سیارهست؟
آره، متأسفانه از مو مو کوچولو خبری نیست...
ولی برای فیلمبرداریِ ویدیوی یونیس، «تِه-او» رو انتخاب کردم.
ایش، همون یارو لیموزین سوار دست دراز؟
میدونم، انتخابِ اولِ خودم هم نبود، ولی مشتریِ بابامه.
اوه، ولی حدس بزن کی داره لباس های یونیس رو طراحی میکنه؟
- ییسو. - وای! بعد از اون افتضاحِ لباسم توی قایق؟
فوق العادهست. فکر نمیکردم بابات بیخیال اون قضیه بشه، چه برسه به ییسو.
اصلاً نمیدونم چی شد که نظرش عوض شد...
ولی من و یونیس قراره بعداً دستیار جدیدش رو ببینیم تا لباس ها رو بررسی کنیم.
خب، دیگه باید سرِ وقتِ تکالیفِ ادبیاتِ کره ایم برم.
ولی ترجیح میدم وقتم رو با تو بگذرونم.
- اوهوم. - باید برم.
آره، ولی چطوره یه درس کره ایِ سریع رو هم جا بدیم؟
- خداحافظ. - خداحافظ.
- یعنی انقدر روی اعصابیم؟ - خدا کنه نباشیم.
داشتم فکر میکردم منم به درس کره ای نیاز دارم.
میخوای من بهت یاد بدم؟
دقیقاً.
همش به وضعیت زبون بستگی داره.
اوه، واقعاً؟
سعی کن نوک زبونت رو آروم پشت دندون های جلوت فشار بدی.
راستی اصلاً دارم چی میگم؟
معنیش اینه : «تو خیلی خوش تیپی.»
فکر کنم الانه که...
حالم به هم بخوره.
- اوه! حالش خوبه؟ - آره، فقط استرس داره.
راستش منم همینطورم. خیلی چیزها به شروعِ کارش بستگی داره.
بعد از اون همه پولی که بابا برای ویدیو خرج کرد...
واقعاً تحملِ یه شکست رو نداریم.
خیلی خب، بهتره برم یه سری بهش بزنم.
راستی، میتونی حواست به دستیار «ییسو» باشه؟
دیگه هر لحظه ممکنه برسه.
آره، و اصلاً استرس نداشته باش. از پسش بر میای. منم هوات رو دارم.
باشه.
لعنتی. اون دیگه کیه؟
وای خدای من، داره سمت من میاد.
وای خدای من، اینجا اومد!
ببخشید، تو تصادفاً میدونی «کانگ مین هو» کجاست؟
- اوه، اوم... - آه.
ببخشید، فکر کردم کره ای بلدی.
تو باید دستیار «ییسو» باشی.
- «مین هو» برای دیدنت خیلی ذوق داره. - نونا؟
هی، نمیخوای بیای به نونات سلام بدی؟
- اینجا چیکار میکنی؟ - میدونی، فقط میخواستم سورپرایزت کنم.
چه سورپرایز عالی ای!
فوق العاده شدی. باورم نمیشه اینجایی!
فقط من اینطور فکر میکنم، یا مین هو سرخ و سفید شده؟ این دختر کیه؟
اِم، کره ایِ من زیاد خوب نیست، ولی شنیدم گفتی «نونا»؟
همدیگه رو از قبل میشناسید؟
ببخشید کیتی، این جی جیه. اون یه...
دوستِ خانوادگیه.
وایسا، پس برای «ییسو» کار میکنی؟ منظورم اینه که همیشه استایلت حرف نداشت...
ولی این دیگه فوق العادهست! یعنی قراره به سئول برگردی؟
- پس دانشگاه چی شد؟ - خیلی خب، یه نفس تازه کن.
برای کسی که هنوز دانشجوئه، شغل خیلی باحالیه.
بعد از اینکه توی کارِ «ییسو» قبول شدم، یه ترم مرخصی گرفتم...
ولی اصلاً نمیدونستم که تو مدیر برنامه های «یونیس» هستی تا اینکه...
ای بابا! یعنی تجدید دیدارِ بزرگ رو از دست دادم؟
ماچ.
- چه خبر، کتی؟ - وایسا، این کارِ توئه؟
خب، وقتی شنیدم داری برای «ییسو» کار میکنی...
فکر کردم تو بهترین کسی هستی که میتونه دوباره همه چی رو رو به راه کنه.
تازه، دوباره شما دو تا کنار هم؟ معرکهست!
باورم نمیشه ییسو رو راضی کردی یه فرصت دوباره به من و یونیس بده.
انقدر تعجب نکن. من برات حاضر بودم تیر بخورم.
- واقعاً. - نونا...
تو بهترینی.
پس، توی لوکیشنِ فیلمبرداری میبینمت.
قرارمون همین بود.
ییسو دستیار سومِ پاره وقتش رو اخراج کرد، برای همین تا وقتی یکی دیگه رو استخدام کنه...
من دارم هر دو تا کار رو انجام میدم.
این مسئولیت خیلی بزرگی به نظر میرسه، برای کسی که پورشه باباش رو...
من پورشه بابام رو ندزدیدم. ما قرضش گرفتیم.
آره، عجب شبِ دیوونه واری بود.
در چه حد دیوونه وار؟
داستانش مفصله.
اوم.
خب، ام، بریم دنبال یونیس بگردیم؟
فعلاً.
جی جی خیلی معرکهست، مگه نه؟
برای مین هو خیلی خوب میشه که یه دوست خانوادگی سرِ صحنه باشه.
هر چی بیشتر، بهتر.
دوست خانوادگی؟ فقط همین رو به جی جی میگی؟
فقط یه مدل بیانِ عجیبیه.
اشتباه برداشت نکن، منظورم اینه که...
خانواده مین هو واقعاً عاشق جی جی هستن، ولی...
میدونی، احساسات اون یه مقدار شدیدتر از این حرف ها بود.
اوه، مثلاً اینطوری که مین هو روش کراش داشته یا یه همچین چیزی؟
منظورم اینه که، میشه بهش حق نداد؟ خیلی باحاله.
یعنی کاملاً موافقم. ولی اگه رک بگم، اون فقط یه کراشِ ساده نبود.
اون عشقِ اولِ مین هو بود.
سلام. چطور خوابیدی؟
خوب. کسی موقع جیم شدن ندیدت؟
نه، فکر کنم اوضاع امن بود.
اوه! داشتم فکر میکردم اگه وقتت آزاده، میخوای به نمایشگاه «زانله موهولی» بیای؟
یا میتونیم توی اون کلابِ «ایته وون» برای رقص بریم.
باشه. باشه، بیا سراغ فرهنگ بریم.
- سراغ فرهنگ بریم. - آره.
- باشه، میبینمت. - باشه، فعلاً.
لته کنجد سیاه، درسته؟
خودم میتونم قهوهم رو بخرم.
امیدوارم به خاطر جولیانا بتونیم از این حالت معذب بینمون بگذریم.
توی اینستاگرام دیدم از اینا خوشت میاد...
برای همین گفتم برات یکی به عنوان نشونه آشتی بگیرم.
لطفاً بگیرش.
ممنون.
توی شبکه های اجتماعیِ جی جی چیز جالبی پیدا کردی؟
غیر از عکس هایی که توشون خیلی شیکه؟
یه عکس توی «نوبو» با مامانِ مین هو داره، و یکی توی «کوچلا» با بابای مین هو.
گفته بودم که خانوادهش چقدر دوستش دارن؟
مین هو الان با توئه. چرا اصلاً این چیزها باید مهم باشه؟
نمیدونم.
شاید چون باباش رک و پوست کنده بهم فهموند که فکر نمیکنه من مالِ دنیای اونا باشم...
در حالی که جی جی قشنگ وصله همونجاست.
منظورم اینه که، جفتشون معلومه که کلی گذشته و خاطره با هم دارن...
هر دوشون کره ای بلدن و توی شلوارک لی هم به طرز رو اعصابی جذاب میشن. پس...
- پس بی خود نیست که عشق اولش بوده. - عشق اول اونقدرها هم تحفه ای نیست.
واقعاً؟ چقدر طول کشید تا جولیانا رو فراموش کنی؟
هر وقت فراموش کردم... بهت خبر میدم.
اوهوم.
بگذریم. تنها دلیلی که اصلاً حرف جی جی رو پیش کشیدم...
اینه که دنبال یه نفر میگرده تا دستیار سوم پاره وقتِ «ییسو» بشه.
تو برای این کار عالی هستی.
نمیدونم. آخه من همون کسی بودم که اون لباس دزدیِ «ییسو» رو تنت کرد.
آره. اگه به عقب نگاه کنیم، بهترین کارت نبود، ولی اون شب سرت خیلی شلوغ بود.
در هر صورت، میتونی باهام سر فیلمبرداری یونیس بیای...
و توی کارهای لباس به جی جی کمک کنی.
و کمکت کنم تا وقتی جی جی اونجاست، آمار مین هو رو داشته باشی؟
برای اینکه دستیار خوبی باشی، باید یاد بگیری چند تا کار رو با هم انجام بدی.
و برای اینکه دوست دختر خوبی باشی، باید ریلکس باشی.
حق با یوریه. بی خودی دارم به هم میریزم.
مین هو همیشه طرفدار کیتی بوده.
و وقتشه بهش نشون بدم که منم طرفدار مین هو هستم.
- هی. مین هو داره آماده میشه. - آهان.
فکر کنم برای ویدئو یکم استرس داره.
آره.
اوه، راستی، داشتم فکر میکردم برای حمایت از یونیس سر فیلمبرداری برم.
مطمئنم خیلی خوشحال میشه.
- عالی شدی. - اوه.
- سلام. - سلام.
ولی از اونجور قرارها نیست.
ببین، میدونم استرس داری، برای همین یه وقت اسپا رزرو کردم.
No comments yet. Be the first to leave one.