Brothers and Sisters

Brothers and Sisters

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Brothers Sisters S01E17 DVDRip Xvid-WAT
A Commentary by mehdi_juve
Rapidbaz.org گروه بیانکونری از

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-09-08
Downloads: 22
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

ويليام و هالي يه دختر دارن

تو فهميدي كه پدرت يه بچه ديگه داره و به من چيزي نگفتي ؟

ما ميخوايم از اسپرمت براي حامله كردن جوليا استفاده كنيم

كمكت ميكنم ، تامي - اين فرم ها رو پر كن -

و ما هيچوقت متوجه نميشيم كه متعلق به كدوم يكي از اينهاست

نقشه همينه - اينا بچه هات هستن ؟ -

اون جكه ، هشت سالشه و اون سوفياس ، ده سالشه

من دنبال هالي هارپر ميگردم - من شما رو ميشناسم ؟ -

من دخترش هستم ، ربكا

تو به من گفتي كه بيل دوستت بوده و در مورد اينكه پدرم بوده چيزي بهم نگفتي ؟

اون تو روز روشن عكس ما رو گرفته حالام پخش كرده كه ما همجنس گرائيم

بايد يه مدتي كمتر ديده بشيم

اگه دنبال اين هستي كه اشك هاي منو ببيني فراموشش كن

من انتظار هيچ چيزي رو ندارم فقط ميخواستم ببينمت

قبل از اينكه متوجه اين قضيه بشه لحظه لحظه هر روز صبح براش با ارزش بود

قبل از اينكه دورا يادش بياد كيه و كجاست

بعدش دنيا رو سرش خراب ميشد

هر روز چيزاي ناراحت كننده جديدي رو متوجه ميشد

و اين مثل يه بمب باعث شده بود كه ادامه زندگي اون رو تحت تاثير قرار بده

و اين انفجار آخر خسارت زيادي به بار آورده بود

سلام ، مامان ، منم

فقط ميخواستم بهت بگم تلويزيون رو روشن كن بزن كانال هفت

اونا يه مراسم بزرگداشت باشكوه براي بتي فريدان گرفتن

به هر حال ، احتمالا به زودي باهات صحبت ميكنم ، خداحافظ

روابط خانوادگي تصنعي شده بودن

باشه ، بيا بگيرش

همش همينه . خوبه - داري ميري ؟ -

تو بندرت واسه سه تا امضا معطل ميموندي

حالت چطوره ، كوين ؟ - خوبم ، فقط يه كم سرم شلوغه ، سائول -

تشعشع راديو اكتيو تا كيلومترها پخش ميشه

داري ميري بيرون ؟

فقط خواستم سعي كنم سر صحبت رو باز كنم - خب ، بي خيال -

ميخواي يه تخم مرغ بخوري ؟ سفيده اش رو برات جدا كردم

اين آخرين غافلگيري باقيمانده " داشت خانواده را نابود ميكرد

اون هرگز اجازه نداشت تا

" خانواده دورا را بشناسد

خوب ؟ چي فكر ميكنين ؟

بله ؟ - به نظرم اتفاقات روزمره بود -

تصنعي و باورنكردني بود

همش منتظر بودم يه ديو دوسر ظاهر بشه

يا كسي كه فراموشي گرفته يا يه همچين چيزي

فكر ميكني وقتي نوشتم نئشه بودم ؟ اين نوشته ها از دل يه اتفاق واقعي مياد

راحت باش ، دورا ، حالت دفاعي به خودت نگير

من نورا هستم ، جوئل

و داستاني كه درباره سكس با خانواده نوشته بودي فقط از نويسنده مريض بر ميومد

... اين فقط نظر شخص من نبود - ! نورا -

بله ؟

تو به نظر مياد حرفهاي زيادي واسه گفتن داري كه اين خوبه

ولي تو نبايد همه حرف هات رو يكجا بزني

تو نوشته ات اتفاقات زيادي رو با هم آوردي

... كه همه اونها باعث شده كه ، آه

... بي ربط باشه- افتضاحه ، مگه نه ؟ -

نه ، افتضاح نيست

اما موضوع اصلي احساساتيه كه پشت اون اتفاقات هست

اين آدما چه احساسي دارن ؟

دورا واقعا دنبال چيه ؟

احمق هاي كوچولو

ميخوام واسه خودم يه بستني شكلاتي بزرگ درست كنم

و همه اش رو بخورم

و بعدش اگه حالم بهتر نشد ديگه اونجا نميرم

درست بعد از اينكه انگشتم رو به پايين گلوم چسبوندم

چرا از كوله پشتي دوران دبيرستان سارا استفاده ميكني ؟

يه كيف دستي لازم دارم

ببين . هنوز وصله باب مارلي روشه

" فكر نميكنم كه بعد از " اتفاقات بازم فكر خوبي باشه

كه با يه كوله پشتي رو دوشت بازم بري اونجا ، مامان

اتفاقا ، اون دوباره تماس گرفت - نگران نباش ، بهش زنگ زدم -

همه ميخوان شروع كنن به حرف زدن

درباره چي ؟ - درباره ربكا ، مامان -

اون يه واقعيته ، وجود داره و اون 20 دقيقه هم پيش ما بوده

چي ميخواي بگي كه من با يه كيك برم اونجا خودمو معرفي كنم ؟

من اونو ديدم . باهاش حرف زدم

باهاش حرف زدي ؟ درباره چي ؟ - يه چيزايي -

ميدوني يه چند دقيقه اي پيش هم بوديم - چند دقيقه -

تو چند دقيقه پيش اون بودي ؟ باورم نميشه

مگه تو خودت نگفتي هر كاري كه احساس ميكنيم درسته رو انجام بديم

پس اون چيزي كه لازم بود انجام بدي اين بود كه چند دقيقه با اون دختره باشي

و پشت سر من حرف بزني ؟ - ميدونستم كه همچين واكنشي نشون ميدي -

توقع داشتي چطوري واكنش نشون بدم ؟ شوهرم يه دختر داشته كه از من مخفي كرده

حالام كه تو ميري ديدنش ؟ - فكر ميكردي من نميخوام ببينمش ؟ -

اون خواهر منه - لعنتي ، تو خودت خواهر داري -

مامان ، اون هيچ جا نميره

اون اينجاست چه دوست داشته باشيم ، چه نه . باشه ؟

واوو . بازم فيلم

از وقتي تصميم گرفتي نميشه تو انظار عمومي ديده بشيم

حداقل 20% از فيلمهاي اون كمپاني رو ديديم

فيلم هري كثيف رو تو سفارش دادي ؟ - آره ، هيچوقت نديدمش -

واوو . تو واقعا به هر دو جنس علاقه داري مگه نه ؟

حدس ميزنم قراره تو پالم اسپرينگ زير بارون بزنيم زير آواز

... آم ، كوين ، در مورد آخر هفته

! نه ، نه ، نه بي خيال

من بليط ها رو رزرو كردم و تو هم گفته بودي كه مياي

جريان اين نيست

يه اتفاقاتي پيش اومده بايد روز شنبه برم به اولين اكران يه فيلم جديد

اون يه كارگردان بزرگه و اون خيلي به بازي من علاقه منده

واقعا برام مهمه كه اونجا باشم - حدس ميزنم ميخواي مادرت رو با خودت ببري -

نه - نه ؟ -

ميخوام دوستم رو با خودم ببرم

يه بازيگر - يه بازيگر -

خوبه ، اين ايده مال كي بوده ؟

مدير برنامه هام - مدير برنامه هات -

تو هر كاري كه مدير برنامه هات بگه رو انجام ميدي ؟

من همين الان اينجا نشستم پس فكر ميكنم نه ، اينطور نيست

... يه چيزيو ميدوني ... ميدوني

متاسفم ، چاد اما من رسما از اين همه مخفي كاري خسته شدم

خانواده من بخاطر يه همچين مخفي كاري هايي داره از هم ميپاشه

بهت ميگم چيه دوستت ، همون بازيگره رو

با خودت ببر به اون اكران اول فيلم ، اما ديگه تمومه فكر مي كنم از اول هم اشتباه بود

كوين ؟

چيه ؟ - تو حق داشتي -

در چه مورد ؟

نميتونم ديگه بيشتر از اين اينطوري زندگي كنم

ما با هم ميريم

شوخي ميكني ؟ - نه -

ميخوام كه ديگه اين مخفي كاري رو كنار بذارم

ديگه اين تناقض داره حالمو بهم ميزنه

تو ... تو مطمئني ؟

البته نميگم كه دست تو دست هم ميريم اونجا بذار هر فكري دوست دارن بكنن

شنبه شب ، با هم ميريم

ديدن هري كثيف رو بي خيال - نه ، حال نميده -

هالي ، عذر ميخوام كه خيلي دير اومدم اينجا ديدنت

زمان سختي رو دارم سپري ميكنم

... دخترت - ربكا -

ربكا . اين وضعيتي كه پيش اومده تو خانواده من تنش ايجاد كرده

منظورم اينه كه ، ما قبلا هم دعوا كرده بوديم اما هيچوقت مثل ايندفعه نبود

كوين با سائول حرف نميزنه منم با سارا خيلي كم حرف ميزنم

خب ، اگه اين موضوع باعث دلخوشيت ميشه بايد بگم ربكا هم با من حرف نميزنه

خب ، پس تو هم موافقي كه بايد يه كاري بكنيم

پيشنهادت چيه ؟

ميخوام كه تو و ربكا جمعه شب براي شام بياين خونه ما

اين بدترين ايده اي بود كه تا حالا شنيدم

منظورم اينه ، فكر كردي ربكا مياد ميشينه دور ميزي كه

همه طرفش واكرها نشستن ؟

اون و جاستين دارن همديگه رو ميبينن

پس بذار اونا با هم شام برن بيرون

منظورم اينه كه ، عذر ميخوام كه ميگم اما به سارا اطمينان ندارم

كه تو دو قدميه ربكا باشه

و فكر نميكنم كه اين خيلي درست باشه

كه به گفته تو يه شب رو با خانواده ات بگذرونه

اين براي من و دخترم خيلي جذاب نيست

اميدوار بودم كه تو ازش بخواي اينكارو ميكني ؟

.:ارائه ي از گروه بيانکونري:. ترجمه و زيرنويس

اين بدترين سرمايه گذاريه كه از سال 98 به اينور داشتيم

ما حدودا 80 % از محصول مركبات رو از دست داديم

طرح تعويق سود بانكي از كشاورز ها حمايت ميكنه

درباره كسايي كه اون ميوه ها رو ميچينن ، چي ؟ به اونا هيچي پرداخت نميشه

سلام ، مردم همش تماس ميگيرن اونا ميخوان بدونن

كه نظرت درباره قوانين مهاجرت تغيير كرده يا نه

الان كاملا درگير يه مشكل هستيم كه اگه نتونيم درستش كنيم

از همه لحاظ دچار مشكل ميشيم

اوه ، يه لايحه اقتصادي ديگه اون باعث دلداري مردم ميشه

منو بگو كه نگران بودم تو در مورد امور اجتماعي مصمم هستي

خودت يكاريش بكن ، واسه همين چيزا استخدامت كردم ديگه - تو منو بخاطر باسن قشنگم استخدام كردي -

فكر كردم موش بود -

... اين

يه آدم خيلي كوچولو اين پايينه

آره ، ميدونم . جك ، پيدات كردم كيتي ، پسرم جك

جك . خوبه ، سلام

خوشحالم ميبينمت

اين همونه كه پريد هوا - ... آه -

حالا نوبت توئه كه قايم شي - اوه ، باشه -

... هزار و يك ، هزار و دو

يعني الان از من ميخواي كه برم قايم شم ؟

من كلي كار دارم كه بايد بهشون برسم

چند تا كار رو با هم انجام بده - بابا ، دستگاه نوشابه خراب شده -

سلام . سلام

آم ... تو بايد سوفيا باشي

من كيتي هستم - كيتي -

(مثل كت (گربه - سوفيا -

زود باش ديگه ، تو بايد بري قايم شي - تو براي بابام كار ميكني ؟ -

ميتوني دستگاه نوشابه رو درست كني ؟ - كيتي مدير روابط عموميه منه -

و دوستم - دوست . بله -

آم ، هوم

و من ... بهتره برگردم سر كارم

كار قايم موشك - بذار كارهات رو تموم كنيم -

البته . بله . خداحافظ

يه بچه كوچيك زير ميز خيلي آدم پستي هستي

ميخواستم بهت خبر بدم ولي سرم خيلي شلوغ بود

نه ، مشكلي نيست

بجز اينكه من باسنم رو جلوي بچه هشت ساله ات حواله تو كردم

جك عاشق باسن هاي خوشگله

و سينه ها ، البته از نوع بزرگش

خب ، ميخواي فردا شب شام رو با ما بخوري ؟

اوه ، نميدونم چطوري از سينه به شام رسيدي ؟

يه استيك فروشي خوب تو مونته سيتو هست كه بچه ها خيلي دوسش دارن

خيلي جاي قشنگيه

چرا ميخواي شام باهاتون بيام بيرون ؟

كارمند و دوستت كه اتفاقا براي خوردن استيك ميبريش 80 مايل بعد از لس آنجلس ؟

فقط خودت باش

قبل از اينكه به قضيه اتاق خواب برسيم اونا خوابشون ميبره

اونا قبل از اتاق خواب همه چي رو ميفهمن

بچه ها احمق نيستن - ببين ، من تا حالا همچين كاري نكردم -

فقط فكر كردم برامون ايده خوبيه كه شام رو با هم بخوريم

از قبل يه چيزايي به سوفيا گفتم

... چيكار كردي ؟ نبايد اينكارو ميكردي چون نميخواستم كه الان همچين كاري بكني

نميخواستي كه من اينكارو بكنم ؟ - نه ، ميخواستم -

اما فقط اگه خودت ميخواستي

واوو . وقتي راجب سياست صحبت ميكني خيلي بهتر حرف ميزني

عاشق اون استيك ها ميشي

More Farsi Persian subtitles for Brothers and Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left