The first 200 lines.
مامان. الیو
واقعاً فکر نکنم بچهها خوششون بیاد
از بیسکویتهای پنیر گرویر
داری میری اردوی کوهستان
و من به آقای بومن قول دادم که
یه میانوعده مناسب براشون آماده کنم
مطمئنم منظورش همون آجیل و خشکبار بود
گرویر یه مدل پنیر آلپیه
ما هم داریم میریم رشتهکوه راکی
تازه آقای بومن اصلاً نمیاد
میگه اونجا بهش نیاز دارن
درسته. به منم همینطور
خب، پس فکر کنم عاشقشون میشن
آره، و قراره کلی بهت خوش بگذره
دوستت دارم
حسابی خوش بگذرون
خداحافظ. خداحافظ
همین الان منو بکش
این همون نونقندیهای با روکش شکلاتیه که دربارهشون خونده بودم
سلام لورا
سلام عزیزم
یا تو محیط مدرسه باید دکتر اسمایلی صدات کنم؟
بیخیال، صدام کن "منتظرِ ضیافتت"
اوه، تو هم اینجایی
مگه اینکه دانشآموزی نیاز به مشاوره فوری داشته باشه
وگرنه حتماً هستم
ای جان
خب، این خیلی خوشحالم میکنه، چون
اگه به خاطر تو نبود، این کار رو نمیگرفتم
که من رو به ادل معرفی کردی
اوه، دوست داشتم افتخارش رو مال خودم کنم
ولی وقتی رفتم پیش ادل تا ازت تعریف کنم
قبلاً یکی دیگه حسابی ازت تعریف کرده بود
یکی دیگه از کادر مدرسه
حدس میزنی کی باشه؟
برد بومن؟
یه ستاره طلایی برای گُلدی
هنوز ازت قرار نخواسته؟
نه
اون معلم الیوه
قانونی علیه رابطه کادر مدرسه با والدین وجود نداره
اومدی اینجا مجبورم کنی برم سر قرار؟
نه
راستش میخواستم درباره یه چیزی باهات حرف بزنم
که متوجهش شدم
اونجا بود، گلدی
اوه، سلام لورا
سلام برد
جالبه، داشتیم درباره این حرف میزدیم که
بقیه کی از راه میرسن
خب، الان همون موقعست
جلوی در جمع شدن
فرستادن منو از قبل، واقعاً ایده نابغهای بود
بله، همینطوره
خب، درها رو باز کنیم؟
حتماً
من ردیفش میکنم
اوه، فکر کردم میخواستی حرف بزنی
بعداً
داشتم فکر میکردم
که کی قراره این کلوچهها رو تموم کنم؟
خب، جوابش اینه که همین الان
آره
سلام، سلام، ام
سلام
بابت اون قضیه معذرت میخوام
اوه، نگران نباش
میخوام رک حرفم رو بزنم، خب؟
باشه
از زمان طلاقم تا حالا سر قرار نرفتم
که از نظر فنی یعنی اصلاً سر قرار نرفتم
از قبلِ ازدواجم. درسته
و راحته که بگم فقط وقتش رو نداشتم
بین کارهای الیو و آشپزِ بیسترو بودن
و راه انداختن کسبوکار خودم
ولی واقعیت اینه که، ام
وحشت دارم
حتی بهش فکر کنم
درکت میکنم
تو خیلی با درک و فهمی
من معلمم دیگه
خب
جمعه شب، توی بیسترو
من میرم سر اولین قرارم
بعد از ۱۲ سال
آهان
با تو. باشه
اگه وقتت آزاد باشه
هستم
ساعت ۷ میبینمت
عالیه
خودش هم اومد
اینم از ایشون
سلام ادل، آرچی
ببخشید. خیلی خب
گلدی، بذار اعتراف کنم
برد مجبور شد کلی اصرار کنه تا متقاعدم کنه
که از انجمن حامیان برای تستِ اولیه کارت استفاده کنیم
ولی ببین الان کی داره لبخند میزنه
اوه، قطعاً منم
انگار تو کافه دوموندِ محله فرانسویها نشستم
آره، مجبور شدم جلوی آرچی رو بگیرم که دوباره نره
پیراشکیهای سری دوم رو بیاره
در هر صورت، همهچی فوقالعاده به نظر میرسه
انگار قرنهاست داری این کار رو میکنی
ممنونم
و واقعاً بابت این فرصت ازتون تشکر میکنم
خیلی قدردانم
و میدونید چیه؟
تو آشپزخونه پیراشکی رزرو شده داریم
اوه، زدی تو هدف
خیلی خب، بفرما
مارلا
این دقیقاً همون چیزیه که این نونقندیها گفتن
وقتی اومدم تو
اونا گفتن: "مارلا!"
اسمم رو صدا زدن و حالا ما عاشق همیم
خب، تا وقتی پیراشکیها باهات حرف نزدن خیالم راحته
چون آرچی دنیسون همین الانش هم توی یه رابطه جدی
با اونهاست
اوه، موندم ادل خبر داره یا نه
شاید مچش رو موقع خوردن پیراشکیها بگیره
تمومش کن
اون مچ کسی رو نگرفت
اوه، این اون داستانی نیست که ادل تعریف میکنه
بهت که گفتم، هیچ خبری نیست
بین آرچی و لورا
آره، بهم گفتی
همونطور که گفتی تو و ریچارد از هم جدا نمیشید
اوه! دیگه داری زیادهروی میکنی
زدی به سیم آخر
نه، اصلاً
دارم دنبال حقیقت میگردم
راستی، اون اینجاست
کی؟
شوهر سابقت
آره، برد بومن رو گیر انداخته
شاید بخوای بری برد رو نجات بدی
ای بابا
تو این اتاق به اندازه کافی نونقندی نیست
نه تنها یه سرمایهگذاری عالیه
بلکه برای جامعه هم خیلی خوبه
میدونم این برای تو خیلی ارزشمنده
چون نسل چهارم ساکنان الک پارک هستی
واو، تو از کجا این رو میدونستی؟
بهم اعتماد کن، من درباره سرمایهگذارهای احتمالی کلی تحقیق میکنم
خب، مطمئن نیستم من همچین کسی باشم
برد، من هستم
تو چی هستی؟
آه، گلدی، سلام
راستی، کارت حرف نداشت
اصلاً نباید بهت شک میکردم
خب، اگه بهم شک نکرده بودی
شاید اینقدر انگیزه نداشتم
که بهت ثابت کنم اشتباه میکردی
تو چی داشتی؟
مطمئن بودم که آقای بومن اینجا سرمایهگذاری میکنه
توی یه فرصت جدید و عالی که قراره
برای شهر کلی سود داشته باشه
مرکز سلامتِ الک پارک
چی؟
آره
منظورم اینه که تو تنها کسی نیستی که میتونه
یه کسبوکار جدید راه بندازه
منو ببخشید دکتر کورمن
انگار یکی از والدین به کمک نیاز داره
برد، آره، ممنونم
باهات در تماس میمونم
اوه، بیخیال بابا
لازم نیست نگران نفقه بچهت باشی
نیستم، نگران نیستم
ولی چقدر داری تو این کار مایه میذاری؟
من یه سرمایهگذار جزئی هستم
بیخیال، وضع تو و الیو خوب میمونه
نگران اون نیستم
ببین، کار جدید من فقط همون کاریه که
همیشه انجام میدادم، یعنی آشپزی
تو از کی تا حالا شدی انبوه ساز؟
من دکترم، و اون ملک هم قراره
مرکز سلامت بشه
خب، اگه داری سراغ معلمهای مدرسه میری
برای سرمایهگذاری، همین الان بهت بگم
دارم سراغ معلمهایی میرم که از قضا
بیش از ۵ میلیون دلار ثروت دارن
اون هم به لطف معدن نقره خانوادهشون
در ضمن من تنها سرمایهگذار نیستم
دیگه کی هست؟
خب، ام
یکیش آرچی
این اصلاً بهم حس خوبی نمیده
و اون یکی هم الان داره میاد این سمت
اوون جنتل؟
دکتر جنتل
میدونم دکتره
گلدی. سلام
غذا عالی بود
اوه
اعتراف میکنم که ماهی سالمونم رو بلعیدم
اوم، خب منم باید اعتراف کنم که تأمینکنندهم
کم آورد و این در واقع ماهی قزلآلاست
No comments yet. Be the first to leave one.