The first 200 lines.
نفرین به این سرزمین
و هزاران نفرین به تو الهه شوم!
من منظوری نداشتم!
محاصره وایکینگها
8 سال بعد این یک داستان دزدی وحشیانه خیلی پیچیده هست
اسمش رو گذاشتم من اون رو گذاشتم توی کیک گرمش
حداقل اون به اندازه کافی شراب میخوره
از این مستتر نمیشن
همه در محل خودشون باشن
هیچ کس رو زنده نزارید
هیچ کس زنده نمیمونه
شراب بیشتری میخوای؟
مودب باش فاحشه
منو تو رو به سیخ میکشم
و با طناب میبندمت
فکر میکنم ازت خوشت میاد برادر
چطوره به جای این کمی گوشت بیشتر بخورید؟
ماراندا برای این آقایان کمی گوشت بیار
ترجیح میدم این فاحشه کوچولو رو لمس کنم
ولی من ماه پیش اومدم و دوستانه رفتار میکنم
اون تازه اومده
دیزی
به زودی میبینمت
حتماً همینطوره
اونجا رو ببین
اونجا رو ببین... یه پیرمرد و احمق های دور و برش که جای منو گرفتن
تعبیر هجو آمیزی بود ولی دوران تو خواهد رسید
آه... همینطوره برادر
خواهد رسید
میدونی چقدر سخته ... که بخوای این جشن ...
احمقانه رو با بودجه اونا برگزار کنی
یک روز من رئیس خواهم بود
ولی تا رسیدن اون روز ...
چرا جشن نگیرم؟ بخورم
بنوشم
خوش بگذرونم مست کنم
و همونطور که پیمان برادری سفراین اعلام کرده
بیاین حال خودمون رو خراب کنیم
هیچ وقت خوابش رو نمیدیدم که اینقدر نزدیک بشیم
کشیش اصلی و همراهانش
متوجه شدی؟ یادم میاد
اتریس خواهرت کجاست؟
ما نباید این پائین باشیم اونجا چند تتا پله هست که ...
به اتاق مردگان خفته منتهی میشه شش ششش... ساکت برادر
آه برادر برادر!
اگبرت
برادر اگبرت! آره
چیزی که من دارم فقط مال توئه
مراقب باش فاحشه!
وگرنه میدم مستی رو از سرت بندازن!
اون یکی به تو میرسه
شاید
مراقب باش!
نگران نباش مشکلی پیش نمیاد
فقط نزدیک من یا رزلین بمون
خواهرت گم شده
من بیشتر از این صبر نمیکنم
سرن میتونه خودش رو برسونه
خوش بگذره کثافت ها!
خوش بگذره کثافت ها!
آره!
جوجه! من جوجه میخوام شراب
تمام شراب ها رو برام بیارید
من تمام شراب ها رو میخوام
شما قصد دارید شب رو بمونید؟
خوب این عالیه اما ... فکر کنم صبحانه قصر رو ترجیح میدم
آه!
تادیوس کجاست؟
چاقوها کجا هستن؟ برادر تدیوس
فکر کنم اونجا داره گوشت رو با شراب خودش قاطی میکنه
کسی دوست خوب من برادر اگبر رو دیده؟
الان یک فرمانده جنگ اونجاست
اون رو هم به لیست اضافه کن
ما شاید بتونیم از کشتن چند تا راهب قصر در بریم
ولی اون یک فرمانده جنگ هست
این همه چیز رو تغییر میده
ببین، من میخوام طبق نقشه خودم پیش برم
تو میتونی ... نه
فقط بهشون نزدیک نشو
من برای فکر کردن به زمان نیاز دارم
صبر کن هی!
غذا بیار
این دخترها رو از کجا آوردی؟
تازه از غرب آوردن
آتیش اونا خیلی گرمه
استخوان های محکمی دارن
قطعاً اینطور نیست
مردها سعی کردن هیچ وقت جواب نداده
آره... خوب این دفعه جواب میده برو خودت ببین
اونو بدش به من
این چیه؟
جهنم سوزان!
گم شو فاحشه
صبر کن
این چیه؟
شراب
اون... شراب نیست
این شرابه
این... خونه
این خودشه
من دیدم با برادر اگبرت و برادر تنتیس رفت بیرون
اگبرت؟ روی لباسش خون هست ارباب
این خون کیه؟
من بهت گفتم ...
باید بهت اخطار بدم . کاپیتان هاو در مورد دروغ شنیدن خیلی حساسه
دوباره امتحان کن
این آغشته به خونه هست
این یکی از چاقوهای ماست
بیاین این فاحشه رو مجبور کنیم حرف بزنه
حرف بزن!
برادران ما کجا هستن؟
بهم بگو!
بیاین ببینیم این فاحشه مهارتش رو داره بدون صورتش تجارت کنه
حالا!
لعنتی!
تدیوس! زود باش تدیوس! نه!
درو باز کن! نه!
از سر راه برو کنار! نه! برو تو!
تو!
مت ... ما تو رو کشتیم!
ما ... ما همه شما رو کشتیم
تو مجبور نیستی ... مجبور نیستی منو بکشی
مجبور نیستی ...
نه! خواهش میکنم
دنبالت میگشتم
بیا اینجا
تحویل بگیر
چیزی نیست
منو یادت میاد؟
اینو میریزم تو حلقت چون به من گفتی فاحشه
تدیوس! تو این خدمتکارها رو از کجا پیدا کردی؟
اون برده فروش به من تخفیف داد
من هم گول خوردم
خفه شو!
باید به پدرم خبر بدم اون میتونه کمک بفرسته
من کاری میکنم تک تک اون هرزه های لعنتی کنار دیوار به چارمیخ کشیده بشن
میشه اینقدر ناله نکنی لعنتی!
برو اون گوشه صداتو ببر
ساکت باش اونو خفش کن!
منو از اینجا بیارید بیرون خواهش میکنم
همه چیز تموم شده دیگه نیازی به خشونت نیست
لطفاً بیاین بیرون
و میتونیم به یک نتیجه خوشایند در مورد این مساله بغرنج برسیم
شما میتونید به ما اعتماد کنید
فکر کنم میخوان ما رو بکشن اونا ما رو میکشن
خدای بزرگ!
این زن ها چی میخوان؟
من نمیدونم
بیا این طرف
سلام خانم ها چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟
من خیلی دوست دارم بیای بیرون و با من حرف بزنی
خوب من مطمئنم میتونید درک کنید که این شرایط کاملاً مناسبی نیست
فکر میکنم ما اینجا میمونیم و از همینجا صحبت میکنیم
به نظر میاد اونجا حسابی گیر افتادید
هرچند ما آتش و صبر داریم
هیچ کس در مورد گوشت روی آتش شکایتی نمیکنه
منو از اینجا ببر بیرون خواهش میکنم
منو از اینجا ببر بیرون خواهش میکنم
به هر قیمتی آروم باش برادر
خداوند از ما محافظت خواهد کرد
خفه شو لعنتی!
یادت باشه کی هستی
و یه لباس تنت کن تو داری خودت رو شرمنده میکنی
اگر تو دهنت رو نبندی عوضی
آلتت رو از جاش میکنم و میندازم جلوی سگ های خودم
خوب گوش کنید
من فرمانده رابرت آزمن هستم
شما نمیدونید من کی هستم و باید بدونید پدر من کیه
اون پادشاه این سرزمین هست
حالا ...
جنگ شما با این آقایان هست
نه با من درسته؟
پس میتونید قبول کنید که این برای هردوی ما شرایط سختی هست
مثل موش ترسیده
تقریباً
ولی علیرغم این فکر میکنم میتونیم به یک توافق برسیم که هردو طرف راضی بشن
و این توافق چه چیزی هست؟
من این در رو باز میکنم
و من بدون درگیری بیشتر از اینجا میرم
با شما یا افرادتون
و اگر این در باز بمونه
بزار بمونه
به نظرم کاملاً خوشاینده
ارباب... نقشه چیه؟ خفه شو
نزدیک من بمونید همین
باشه؟
ما داریم میایم بیرون
نه نه نه!
نه نه!
آروم باشید من این لعنتی رو میکشم!
من اینو میکشم... از سر راه برو کنار! آروم باش!
من این لعنتی رو میکشم!
تو گند زدی! من میتونم درستش کنم... برادر!
میتونم ترسش رو حس کنم
ساکت شو فاحشه! برادر!
تو داری گند میزنی تو نقشه من یادت میاد؟
بهم بگو چرا اینجا هستی
اونا خانواده های ما رو بردن
اونا رو فروختن
ما اومدیم اینجا تا ...
No comments yet. Be the first to leave one.