The first 181 lines.
...ببین کی اینجاست. وزیر
اوه، دیگه نه
الان دیگه از بزرگان نیستی
!چطور جرئت میکنی - !هی -
به چه جرئتی بزرگان اینطوری صحبت میکنی
بکش کنار
ببخشیدش
...رفتاری که داشتین
غیرقابل تحمل بود و حالا بدترم شده
...متحدتون، سرپرست دستفروشها، مُرده
نه، سرپرست دستفروشها نه
ولیعهد مُرده
همگیتون باید خیلی ناراحت شده باشین
چی گفتی؟
به چه جرئتی... به چه جرئتی اینو میگی؟
نمیدونستی؟
مُرده
بادیگاردشم مُرده
!ای مادر به خطا
جرئت داری دوباره بگو
!به چه جرئتی همچین چیزی میگی
...فکر کردی میتونی با نادیده گرفتن
استاد دِموک از دستش خلاص شی؟
...اگه نمیخوای حیوون وحشی
...جسدت رو تیکهتیکه کنه، بهتره
!احمق
فکر کردی دِموک شیطان صفت مراقبته
از روز حساب نمیترسی؟
روزی حساب رسی به حق و ناحق
جزای تمام کارهای شیطانیت رو میپردازی
!اون روز میرسه
!از کسایی مثل تو نمیترسم
حتی اگه ولیعهد مُرده باشه
ما سراغت میآیم
صبر کن و ببین
...بابت رفتاری که امروز باهم داشتین
حساب پس میدین
سرورم
...سرورم
چی شده؟ هنوز زندهست
ولش کن. بالاخره که میمیره
باید بریم
...از این به بعد به شما
بانو مین خدمت میکنن
نه تنها در قصر گوشه نشینم کرده
بانو هان رو هم ازم گرفت؟
ملکه مادر، نهایت تلاشم رو در خدمت رسانی میکنم
دِموک
میخواد مطمئن بشه متحدی ندارم
فکر کرده برای نجات زندگیم بهش التماس میکنم؟
لطفاً آروم باشید، ملکه مادر
چه اتفاقی برای مشاور سوم دولت افتاد؟
بهش گفتی میخوام ببینمش؟
بله، ملکه مادر
پس برادرم کجاست؟
افرادی که متحدم بودن کجان؟
استاد دِموک
لطفاً ما رو در گروهتون بپذیرید
لطفاً بپذیریدمون - لطفاً بپذیریدمون -
لطفاً بپذیریدمون
لطفاً بپذیریدمون - لطفاً بپذیریدمون -
...همه جا رو بگردید
و تکتک شورشیان رو بگیرید کسی رو از قلم نندازید
کسی اینجا نیست - اینجا هم کسی نیست -
موشها
باید بگیرمشون و زبونشون رو از دهنشون بکشم بیرون
دوباره بگردید
چشم - چشم -
خطر از بیخ گوشمون گذشت
...زندگیمون رو نجات دادی
به زودی میمیرم
دیگه نخور. به فکر راه نجات باش
مینوشم تا نجات پیدا کنم
اگه نتونم خوب فکر کنم میمیرم
...اگه فقط ولیعهد اینجا بود
استاد
فکر میکنی اگه ولیعهد زنده بودن چکار میکردن؟
ممنون
زنده بمون
اینو بنوش و زندگی کن
نه
نه. تو هم باید بنوشی
سرورم
بانو گایون واقعاً اینجان؟
...قبل از دیدن بانو هان
عالیجناب میخوان شما رو ببینن
...بله؟ عالیجناب
میخوان ما رو ببینن؟
بله. وقتی ببینیدشون میفهمید
عالیجناب، هیونسوکم
بیا تو
...استاد دِموک گفتن
هدیهایه به خاطر کاری که کردین
بیارشون
سرتون رو بیارید بالا
عالیجناب
ما از اقشار پست جامعهایم
...خیلی
زجر کشیدین
...از اینکه مجبور شدین انقدر صبر کنین
متأسفم
...منظورتون رو
نمیفهمم
مامان
ییسون
مامان
ییسون
...مامان. مامان، منم، ییسون. مامان
مامان
ویگلی
سلام کن. برادرته
ویگلی
میشناسمت
قبلاً همدیگه رو دیدیم
یادته - هوم -
واقعاً شاهی؟
درسته
...من
شاه این کشورم
عالیجناب، وقتشه بانوی سلطنتی رو ببنید
اعتراض نکن
صبر کن
مثل این خورشید که منتظر ماهه
منم با تواَم
!بانو - !اونی -
پرستار - بانو -
دیدیش
بانو
چرا ییسون تظاهر میکنه شاهه؟
ییسون چیزی بهت نگفت؟
...گفت
لازم نیست بدونم
نگران چیزی نباشم و تو قصر زندگی کنم
بانو
چیزی لازم ندارم
...ازش میخوام
همین الان باهام بیاد
اشتباهه؟
...اگه بفهمن ییسون تقلبیه
خدای من
خودت رو ببین. ببین چقدر عالی شدی
باید بدونی اوضاع عوض شده
این بهت نشون میده عدالت همیشه برندهست
عدالت پیروز میشه
عالیجناب تشریف آوردن
برو
به نظر میآد مادرت شُکه شده
...به موقعش
درست میشه
نگرانته
...که مشخص بشه و
...من
خوبم
بانو گایون
هرچی میخواید بهم بگید
دیگه اونی که قبلاً بودم نیستم
هرکاری بخواید میتونم بکنم
ییسون
...اینکه شاه باشی
...رو به زندگی خودت
ترجیح میدی؟
...اینکه عروسکی در دستان دِموک باشی
سخت نیست؟
...عروسک
نیستم
...اینکه شما و مامان
...نگران چی هستین رو میدونم. اما
الان دیگه فرق کردم
انتقام پدرتون رو میگیرم
اعتبارشون رو بر میگردونم
ییسون
چرا تعجب کردین؟
...کاری که ولیعهد میخواستن بکنن
فکر کردین نمیتونم بکنم؟
...فکر کردین پادشاه کشور نمیتونه
کاری که سرپرست دستفروشها میکرد رو بکنه؟
هرکاری بخواین میکنم
ییسون
اینکارو نکن
هیچکاری نکن
به فکر مادرت و ویگلی باش
No comments yet. Be the first to leave one.