The first 200 lines.
خب، به هر حال، فکر کنم "پاتریک" برای این اینجا نیست
چونکه عصبانی شده وقتی بهش گفتم که
.نمی تونه برای خرید لباس عروس با من بیاد
،شاید بهتر بود این رو زودتر اشاره می کردم ولی شما خبر دارین که
ما توی یه گروه روانشناسی برای کنترل خشم هستیم، مگه نه؟
شاید برای این گفتم نه چونکه دارم احساس گناه می کنم
بابت کلاهبرداری یک میلیون دلار از والدینم
.برای این عروسی الکی که با "پاتریک" دارم می گیرم
."خوب باهامون در میون گذاشتی، "لیسی
می دونی، حق با تو بود. تمرکز روی بریدن این سیب
اجازه داد که سد دفاعیم رو پایین بندازم .و حقیقت رو بگم
حالا تو می تونی تیکه سیب صداقت رو
.بزاری توی پارچ شفابخش
.داره به فکرم میرسه که این برای روانشناسی نیست
.فکر کنم داریم برات سنگریا درست می کنیم
."این مسخرست، "اد
حالا، "نولان"، اگه تو شروع کنی به بریدن پرتقال شهامت
من هم شراب براندی .بخشش خویشتن رو اضافه می کنم
.دیروز توی پارک یه اردک بهم حمله کرد
.حرفی که دیروز بهت زدم رو پس می گیرم
.تو می تونی بیش از اینها هم اسکل باشی
.اون کیک برونی من رو دزدید
،و وقتی سعی کردم ازش پس بگیرم
اردکه با کواک کواک داشت .واسم خط ونشون می کشید
.این هم پرتقال شما
.اوکی، حالا من میخوام بهش شراب اضافه کنم
.و کارمون تموم شد
.اوه، وایسا، نگاه کنید
.ما واقعاً سنگریا درست کردیم
.و شاید یه کم هم پیشرفت توی درمان
.همتون رو هفته بعد می بینم
.من باید باهات حرف بزنم
.صبر کن
.الان آماده میشم
.آه. بفرما
.خواهرم "جسی" داره میاد به شهر
فکر کنم می خواد ازم عذرخواهی کنه .بابت دزدیدن شوهرم
شما دوقولوی همسان هستید، مگه نه؟
.خب، ما دیگه همسان نیستیم
اون موهاش رو رنگ کرده .و پستونهاش رو با عمل خیلی بزرگ کرده
.اوه
در نظر داری که دوباره با هم همسان بشید؟
.این خنده دار نیست
من فکر نمی کنم به خاطر کاری که باهام کرد
.بتونم هرگز ببخشمش
مخصوصاً وقتی عروسی رویایی من رو توی دیزنی لند برای خودش کرد
.خطبه عقد رو میکی ماوس خوند
.ها، وضعیت سختیه که تو توش قرار داری
،حالا، وقتی تو میگی گنده
منظورت سایز 38 دی هست؟
،ببین، من نمی خواستم در اینباره باهات حرف بزنم
ولی مربی ترک الکلم بهم گفت که .من باید با یه روانشناس حرف بزنم
این سنگریائه؟ یه کم بهم میدی؟
.تو الکلی هستی - .حق با توئه -
.نباید تو رو توی این موقعیت قرار بدم
.یه لطفی در حقم کن. یه بار دیگه سنگین اینو بخور
.و به سمت من نفس بکش
.البته
!آه
یه چندتا دیگه پرتقال و یه جرعه شراب براندی دیگه بریزی
.اونوقت دیگه خیلی عالی میشه
.واو، تو کارت درسته
خب من و خواهرم امشب قراره ،همدیگه رو ببینیم
.و من مطمئنم که با هم دعوا می افتیم
میشه لطفاً تو پادرمیونی کنی؟
.البته
حول و حوش ساعت 38 دی بیا و .میشینم و مشکل رو حل می کنیم
الان تو گفتی ساعت 38 دی؟
.نه. جالبه که تو این رو شنیدی
.امشب توی این مشکل فرو می کنیم
.صادقانه بگم، منظورم این بود مشکل رو برطرف می کنیم
ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباری :..
،خدایا، اگه من توی این لباس بشینم
.مردم همه جام رو می بینن
.که کاملاً عالیه
فکر نمی کنی یه کم زیاده رویه؟
.نه، من می خوام که جذاب باشم
تا حالا توی عروسی نبودی؟
.جای خوبی برای دیدن مردهاست
.شرمنده که دیر کردم
چی فکر می کنی، بابا؟
.شبیه فاحشه ها شدی - .عالیه، همین رو می گیرم -
.نه، این کار رو نمی کنه
.حالا چشمهات رو ببند .برات یه سورپرایز دارم
اوکی. پول بیشتر میخوای بدی بهم؟
.خواهرت اومده
.اوه، خدای من. چند ماهی شده
.تو خیلی پیرتر به نظر میرسی
.و تو هم خیلی چاق تر به نظر میرسی
.فاحشه
.فاحشه چاق
.بسه دیگه
این دو کلمه ایه که اون هیچوقت .سر میز شام نگفته
.من چاق نیستم
.من باید برم به فروشگاه آرمانی
وقتی بر میگردم، شما دوتا .بهتره آشتی کرده باشید
.ما توی این خانواده با هم دعوا نمی افتیم
،ما اخاذی می کنیم، از پشت بهم خنجر می زنیم
.به آرومی سم بخورد همدیگه میدیم، ولی دعوا نمی افتیم
خب کدوم بدبختی رو گیر آوردی
که باید باهات ازدواج کنه تا بتونی توی این کشور بمونی؟
،خب، تو که قراره توی عروسی باشی
.پس به هر حال می فهمی کیه
.پاتریک"ـه"
پاتریک" اونی که توی گروه کنترل خشمت بود؟"
.اون گی هست
.نه، نیستش. قبلاً بود
ولی الان اون کاملاً از گی بودن در اومده
.و رفته تو فاز واژن و دم و دستگاه خانوم ها
.آره جون خودت
تو داری باهاش ازدواج می کنی .که از بابا و مامان پول بگیری
.نه، اینطور نیست. ما عاشق همیم
اوه، بیخیال. من شرط میبندم .که اونها می خوان بهت نیم میلیون پول بدن
.نه، اینطور نیست
.یک میلیون می خوان بدن
یک میلیون دلار؟ - !شش -
،قول بده که به کسی نمیگی باشه، خواهر کوچولو؟
.البته که به کسی نمیگم
چونکه تو باید برای من اون لباس .ساقدوش عروس رو بخری
.چی؟ اون لباس 25 هزار دلار قیمتشه
و اگه اونو بپوشی توی روز عروسی .تمام توجه ها رو از من به خودت جلب می کنی
سی هزار دلاره و من اون کار .رو به هر حال می کردم
وقتی بچه بودیم باید به آرومی .سم خوروندن بهت رو ادامه می دادم
چی گفتی؟
من گفتم که وقتی بچه بودیم
باید به آرومی سم خوروندن .بهت رو ادامه می دادم
بسیار خب. من و "جسی" الان .یه کمی حرف زدیم
اون داره قهوه میریزه، بعدش .هر سه تامون میشینیم و حرف می زنیم
چطور پیش رفت؟
اون احساس بدی داره و .می خواد همه چیز از سینش بریزه بیرون
از سینه خیلی بزرگش؟
ببین، چه اینکه سینه های بزرگی داشته باشه
و چه اینکه کاملاً بهش بیاد .اینجا مسئله نیست
.جسی"، بیا اینجا. ما آماده ایم"
."هی، "جوردی - ."سلام، "جسیکا -
فکر کنم "جسی" حرفی برای گفتن داره
و "جوردی"، چونکه از این به بعد ،من می خوام اینطوری صدات بزنم
.ازت می خوام که فکرت باز باشه
.من می تونم فکر باز داشته باشم
شاید نه به اندازه ای که پاهای تو .برای شوهر من باز شد، ولی خب بازم
."جوردی"
.من گوش میدم
ببین، نمی تونم چیزی بگم
.که بتونه وضعیت رو بهتر بکنه
تنها چیزی که می تونم بهت بگم اینه که من واقعاً متاسفم
.و دلم برای خواهرم تنگ شده
.من فقط می خوام بدونم چرا این کار رو کردی
فکر کنم شاید به این خاطر بوده
.که بهت حسودی می کردم
.چی؟ نه
آره، همه هوش و زرنگی به تو رسید
و برای من فقط شخصیت موند
.و قیافه و زیبایی
.ولی ما دوقولوی همسان هستیم
اوه، بیخیال، خودت می دونی که .همیشه بینمون یه تفاوت هایی بوده
همیشه همه می خواستن با من باشن
...و تو هم یه چیزهایی بلدی
.مثل جبر
.من خوشگلم، لعنتی
چرا همش سعی می کنی این حس رو بهم بدی که من خوشگل نیستم؟
،ببین، من دوستت دارم ولی خودت باید اعتراف کنی که
.الکلی بودنت یه کم برات عوارض داشته
دهنت یه جورایی شبیه .در بطری آبجو شده
.اوکی، بسه دیگه
.خیلی خب، خیلی خب .بیخیال. بیخیال
.بسه. ولش کن. بیا
.جسی"، از دیدنت خوشوقت شدم"
فکر می کنم برای "جوردن" بهتره که یه کم تنها باشه
و روی عذر خواهی تو یه کم فکر کنه .که البته حتماً اونو می پذیره
.می بینی؟ بچگیش هم همینطور بود
.پستونات رو از جاش در میارم
.اون خیلی قویه. برو
!تو نمی تونی مخفی بشی
.من زرنگم. پیدات می کنم
.من مثلث سازی بلدم
می بینی منظورم چیه؟ .خواهرم خیلی آدم بدیه
اون یه پتیاره دروغگوئه. باهات شرط .می بندم که لباس زیر نپوشیده بود
من از کجا باید بدونم؟ .من نگاه نمی کردم
.ولی بله همینطوره
.این زنه اصلاً اخلاق سرش نمیشه
بهت قول میدم همین الان داره .به شوهر سابق من خیانت میکنه
.اونقدر آدم پستیه، حتی با تو هم می خوابه
.صبر کن بینم .من عصبانیتت رو می فهمم
ولی لازم بود کلمه "حتی" رو بکار ببری؟
.من یه ایده عالی دارم
من می خوام با یه کاری عذابش بدم
.که تا حالا براش پیش نیومده بود
چارلی"، ازت می خوام که" .با اون سکس داشته باشی
.اوکی، حالا دیگه قضیه داره شخصی میشه
.نه، این خیلی عالیه
تو از زمانی که با هم تو تخت هستین ،عکس می گیری
من برای شوهر سابقم اونو می فرستم
و ازدواجشون نابود میشه .همونطور که ازدواج من نابود شد
اوه، بیخیال، "جوردن". حالا این حرف ها .رو داری از روی عصبانیت میزنی
.نه، اینطور نیست
پس باید حدس بزنم که اون رگی که
از روی پیشونیت زده بیرون از سر خوشحالیه؟
.اوکی، اوکی، اوکی
من بهش زنگ می زنم
و بهش میگم اگه می خواد ،باز هم خواهرش رو ببینه
No comments yet. Be the first to leave one.