Biao Ren: Blades of the Guardians

Biao Ren: Blades of the Guardians

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Blades of the Guardians - 02 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 آیوفیلم تقدیم میکند | Slim Shady :مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-06-12
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

افراد زیر هجده سال لطفا با اجازه والدین این اثر رو تماشا کنند !سن پیشنهادی جهت تماشای اثر هجده سال به بالا

،قانون شکنی کنی اعدام میشی

اما

همچین قوانین فاسدی

.فقط شما احمقا رو میترسونه

،واسه گروه ژیانگژی ما

.بی فایده ست

،چند روز پیش

آ لای

من دست تنها

،هفده تا آدم قوی رو کشتم

.و کسی جرات نکرد برام دردسر درست کنه

جدا؟

چرا باید بهت دروغ بگم، بچه؟

،اون موقع، شمشیر با ارزشم رو چرخوندم

،و تو یه چشم بهم زدن .هر 17 نفرشون رو کشتم

،البته

،خب

.یه بهایی هم دادم

،ولی حالا که حرفش شد

،زخمی شدن تو دنیای هنرهای رزمی

.یه چیز عادیه

.بچه، امروز روز شانسته

،الان .گروه ما کمبود نیرو داره

میخوای بهمون ملحق شی؟

.آره

.خیلی خب

.از الان به بعد، دنبالم میکنی

لازم نیست نگران اون .قوانین بی ارزش باشی

...ولی

،رئیس

.مهمون داریم - .باید هزینه ورودی رو بدید -

.دارم میام

.بفرمایید

!اوه خدای من

.مهمون، لطفا بیایید داخل

شب تو مسافر خونه میمونید، آقا؟

.عجله ای نیست

.اول بذارید حرف بزنم

اومدم دنبال

.یه فراری تحت تعقیب

.میدونم که اینجا تو شهر چیشاست

شاید

.بین شماست

!بهم رحم کن، قهرمان شجاع

.تمام دار و ندارم رو بهت دادم

.لطفا بذار برم

تو کی هستی؟

.گروه ژیانگژی

.گروه ژیانگژی

.رو سرت دست میکشم. گریه نکن

.شیائو چی

.به چیزای کثیف دست نزن

.خانم

.یه اتاق میخوام

.معلوم شد یه بزدلی

.آ لای

.مهمونا رو تا بالا همراهی کن

.متوجه شدم، مامان

.قهرمان بزرگ

.وسایلتونو بدید من

.آقا، لطفا، از این ور

.بسپرش به من

.آروم برو، مرد جوان

.یادم رفت یه چیزی بگم

کسی که دنبالش میگردم

.روی کمرش خالکوبی مار داره

،اگه کسی چیزی میدونست

.یادتون باشه منو پیدا کنید

.خیلی ممنون میشم

عزیزم، باید چیکار کنیم؟

.باز آبمون تموم شد

از وقتی چانگ گویرن کنترل آب رو با سد تو دستش گرفته

باید آب رو با قیمت بالا .ازش بخریم

،هرچی تعداد مشتریا بیش تر باشه .بیش تر از دست میدیم

درامد این چند روزمون .واسه پرداخت مالیات کافی نیست

چقدر مونده؟

.هنوز 2000 سکه کم داریم

،اگه توی 10 روز نتونیم جورش کنیم

مجبور میشیم

.بذاریم مسافرخونه رو مصادره کنن

.میرم به چانگ گویرن التماس کنم

،اما عزیزم

قبلا چند بار التماسشون کردیم .فایده نداشت

.چانگ گویرن ما رو هدف قرار داده

.نگران نباش

.خودم راست و ریستش میکنم

چیکار میتونی کنی؟

.آ لای

چانگ گویرن بهت گوش میده؟

.قربان

میرید بیرون؟

.جناب

شنیدم شهر چیشای شما به .چشمه آب گرمش مشهوره

اما چرا یدونه هم ندیدم؟

منم الان دارم واسه کاری .میرم اونجا

چرا باهام نمیایید؟

.ممنون میشم

.مشکلی نیست

.مرد جوان

واسه یه مدت

.حواست به پسرم باشه

.چشم

.قهرمان بزرگ

.منم میخوام برم چشمه آب گرم آب تنی

!منم

،بچه احمق

اگه بچه ها برن چشمه آب گرم .مریض میشن

وقتی برگشتم .یه چیز خوشمزه برات میارم

.نودل میخوام - !بدرود، قهرمان بزرگ -

.بیا

دفتر دولتی شهر چیشا

.قربان

تنها چشمه آب گرم شهر داخل .این دفتر دولتیه

فقط یکیه؟

مگه شهرتون به چشمه های آب گرمش معروف نیست؟

چرا فقط یکیه؟

از وقتی آقای چانگ گویرن ،واسه اداره شهر چیشا به اینجا اومد

تمام چشمه های آب گرم شهر رو .بست

،واسه همین

چشمه آب گرم داخل دفتر دولتی ،نه تنها گرونه

.بلکه قوانینی هم داره

.خیلی خب

.برو به کارت برس

من با قوانین چیکار دارم .فقط میخوام حموم کنم

!وایسا

.تو اجازه نداری وارد استخر شی

!جرات نکن قوانین رو بشکنی

!غرقش کن

چرا همتون نمیایید؟

.اینجا هنوز جا داره

!کافیه

چانگ گویرن

.چانگ گویرن

.مهارت خوبی داری

پس، تو بودی که اومدی .آدما رو دستگیر کنی

دنیا در تکاپوئه

همش بخاطر منفعت

شمشیرهای نگهبانان

،برگرفته شده از کمیک جدید ژو ژیانژی عنوان گرفته «شمشیرهای نگهبانان»

دنیا در حال داد زدنه

همش بخاطر سود

شمشیرهای نگهبانان

قسمت اول

.بچه

میتونم بگم بابات .یه آدم معمولی نیست

.بابام یه آدم معمولی نیست

.اون اهل تایووانه

.منم اهل چانگ آنم

.نه، نه

،منظورم اینه

.پدرت محشره

اون باید یه قهرمان بزرگ باشه، نه؟

،بچه

به بابات بگو

.منو به عنوان شاگردش قبول کنه

چطوره؟

بیا کنار هم همه جا .رو بگردیم

.اوه نه

.گیر یه احمق افتادم

مگه خودت بابا نداری؟

.و یه مادر خوشگل

.منم یه مامان میخوام

.بابا

.اون فقط یه آدم بدرد نخوره

.بارها بهت گفتم

.چانگ گویرن نمیبینتت

.بیخیال شو

.لطفا، آقا، کمکمون کنید

اگه نری ، این دفعه فقط یه سیلی نمی خوریا

.چرت نگو

.یه روزی بالاخره پدرت رو درک می کنی

.اون کسیه که نمی فهمه

همه مردم شهر

.زیر دست چانگ گویرن شدن

.زندگی راحتی دارن

.اون جاه طلبی نداره

بخاطر همین

میخوام زود تر قوی شم

.تا چانگ گویرن منو هم قبول کنه

،اینطوری

.میتونم این خانواده رو حمایت کنم

،بچه

اگه به بابات کمک کنم اون یارو ،خالکوبیه رو پیدا کنه

منو به شاگردی قبول میکنه؟

،محافظای چانگ گویرن

.همشون ماهرن

،بعضیاشون خلاف کارای سابق هستن

.خلاف کارای سابقی هستن که براش کار میکنن

کسی که بابات دنبالشه

.باید بین اونا باشه

اونا ،افراد ماهری هستن که من استخدام کردم

اما کسی که دنبالشی .بین اونا نیست

فکر میکنم قبل از اینکه بیایی

.به خدمتت رسوندن

،قبل از اینکه به شهر چیشا بیام

تو این شهر سر ،منابع آبی دعوا بود

.که باعث هرج و مرج و خسارات زیادی شد

وقتی مردم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left