Hearts and Minds

Hearts and Minds

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Hearts and Minds 1974 720p BluRay x264 YIFY
Hearts and Minds 1974 1080p BluRay x264-HD4U
Hearts and Minds 1974 Criterion Collection BluRay 1080p 720p
A Commentary by mjd_sol
برنده‌ی اسکار بهترین مستند - not kmplayer

Tags

BluRay
x264
720p
720
1080
HD
Published on: 2018-09-29
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قلب‌ها و ذهن‌ها

روستای هانگ دین] [شمال غربی سایگون

،وقتي جنگ جهاني دوم به پايان رسيد .ما قدرت بلامنازع جهان بوديم

،درسته که شوري‌ ادوات نظامي قابل توجهي داشت

|کلارک کلیفورد |دستیار رئیس‌جمهور ترومن 55-1946

.ولي قدرت‌اش به ما نمي‌رسيد

.ما عظيم‌ترين قدرت ممکن رو داشتيم

.ما داراي بزرگترين ناوگان جهان بوديم

ما از جنگ دور بوديم و از لحاظ .اقتصادي لطمه‌اي نديده بوديم

و فکر مي‌کنم، همين باعث افزايش ،حس احساس مسئوليت در ما شد

...همچنين به ما

،حس يک قدرت جهاني بودن

.و امکان کنترل آينده‌ي جهان رو بخشيد

ديدگاه‌ ترقي‌خواهانه‌ي ما .محدود به کشور خودمان نيست

.ما آن را در تمامي ملل جهان توسعه داديم

.فعاليت‌هاي نظامي در هندوچين

صفوف منظم فرانسويان در جستجوي .دسته‌هاي بي‌سامان کمونيست کنار ساحل

...براي فرانسه، اين به معناي فدا کردنِ عظيمِ

.نيروي انساني و منابع مالي‌اش است

،بدون کمک آمريکا .بار مسئوليت بسيار سنگين‌تر مي‌شد

از سال 1954، آمريکا %78 از هزينه‌هاي] [.جنگ فرانسه را تأمين مي‌کرد

من انتظار ندارم که شاهد پيروزي .کمونيست در هندوچين باشيم

|جان فاستر دالس |وزیر امور خارجه 59-1953

ما در ساختمان وزارت خارجه .بوديم و «دالس» در راه ژنو بود

|ژرژ بیدال |وزیر امور خارجه فرانسه در سال 1954

،منو کشيد يه گوشه

،برد کنار يه پنجره تو ساختمان وزارت

:و بهم گفت

«اگه دو تا بمب اتم بهتون بديم چي؟»

،من تنها شاهد اين حرفم .فقط ما دو تا بوديم

...من تصديق مي‌کنم که وزير دالس

.به من دو تا بمب اتم پيشنهاد کرد

...دو تا

.نه يکي، نه سه تا. دو تا

اگر هنودچين از دست بره، بلافاصله .اتفاقات زيادي پيش خواهد اومد

مثلاً به سختي مي‌شه از ...اندک کورسوي اميد باقي‌مانده

.در شبه‌جزيره‌ي آکرا دفاع کرد

...واردات قلع و تنگستن

،که براي ما خيلي ارزشمند هستند .از اون ناحيه متوقف مي‌شه

...ما انتهاي تونل رو نمي‌بينيم، ولي، بايد بگم

،فکر نمي‌کنم تاريکتر از اوني باشه که سال قبل بوده از جهتي حتي روشن تر هم هست. بله؟

،ما بايد آماده‌ي جنگيدن در ويتنام باشيم

...ولي پيروزي نهايي به قلب‌ها و ذهن‌هایِ

مردمي بستگي دارد که حقيقتاً .در آنجا زندگي مي‌کنند

،دوران جنگ در ويتنام

،تمريني شد براي ايالات متحده ...در رسيدن به درجه‌اي بي‌سابقه‌اي

.از تحمل و پايداري در طول تاريخچه‌ي جنگ‌ها

|ستوان جورج کاکر |اسیر جنگی 1973-1966

،فقط يه چيز بود

فقط يه کلمه‌ي کوچيک بود ...که من و بدن من رو قادر ساخت

.که اين همه سال رو زنده بمونم

.اون يه چيز ايمان بود

،ايمان به خانواده‌ام .به خدا و به کشورم

،دبيرستان يادم مي‌افته .ساعت ورزش‌مون يادم مي‌آد

...و حرف مربي‌مون رو بياد مي‌آرم که مي‌گفت

،وقتي سخت مي‌گذره» ،سختي هم مي‌گذره

،چون برنده‌ها هرگز جا نمي‌زنن «.و اونايي که جا مي‌زنن هرگز برنده نمي‌شن

چرا من به ويتنام رفتم؟

،من مي‌بايست سال 1965 بر مي‌گشتم .وقتي 22 سالم بود

اون زمان، کمونيسم يه بار ديگه ...سعي داشت راه خودشو به زور

.تو يه کشور آزاد باز کنه

|والت رستو |دستیار رئیس‌جمهوران کندی و جانسون

...اين ثابت مي‌کنه که اکثريت مردم اون کشور

.مي‌خوان کمونيست باشند

پس چه نيازي به ما دارن؟

.چون در معرض، آه، حملات نظامي از بيرون بودن

...آه، آه

واقعاً داري همچين سؤال احمقانه‌اي ازم مي‌پرسي؟

واقعاً ازم مي‌خواي به اين موضوع وارد شم؟ - .بله -

،منظور اينه... اينه که، مي‌دوني ...واقعاً بايد برگرديم عقب

پس ازم مي‌خواي برگردم عقب .به علت اصلي اين موضوع

،خيله خب، همين کارو مي‌کنم ،ولي بايد بگم بي‌فايده اس

.اونم وقتي اين همه مدت ازش گذشته

.واقعاً مي‌گم

.باشه، همين کارو مي‌کنم

.درباره‌ي علت اصلي، اختلاف وجود داره - .خير، اينطور نيست -

.خير، اينطور نيست، هيچ شکي درش نيست

،خيله خب، به سؤالت پاسخ مي‌دم .فيلم خودته، مي‌توني بندازيش دور

اصلاً انتظار نداشتم که مجبور بشم .برگردم به همچين موضوع کم عمقي

.ولي اين کارو مي‌کنم

،مشکل، آه، از، آه

- اونطور که مشخصه - .از اسپاتنيک شروع شد

.بعد از پرتاب اسپاتنيک در اکتبر 1957

،اين کار باعث بروز يکسري اختلافات شد

ولي در حالت کلي علت‌اش اقداماتِ ...خوش‌بينانه و اميدوارانه‌ي کمونيستي

.در بسياري از نقاط دنيا بود

...تکرار اقدامات خصومت‌آميز

عليه کشي‌هاي ايالات متحده ...در آبهاي آزاد در خليج تونکين

امروز مرا بر آن داشت تا ...به نيروهاي نظامي ايالات متحده

.دستور اقدامات تلافي‌جويانه را بدهم

«ما هميشه از به کار بردن کلمه‌ي «دروغ .در ملع عام مذبذب بوديم، ولي دروغ دروغه

.منظور اينه که، اين تحريف حقيقته

و قرار بوده اگر تحت سوگند .گفته شده باشه يک جرم تلقي بشه

.آقاي جانسون تحت هيچ سوگندي نگفت، فقط گفتش

ما معمولاً رئيس جمهور رو .مجبور نمي‌کنيم سوگند بخوره

کساني هستند که اين سؤال رو مطرح مي‌کنند .که چرا بايد اين مسئوليت بر عهده‌ي ما باشد

.فکر مي‌کنم جواب خيلي ساده است

کس ديگري از عهده‌ي .انجام اين کار بر نخواهد آمد

،اگه واجب باشه .من آماده‌م که برگردم

.ما همه بايد آماده باشيم

،براي اعزام من يا هر کاري که صلاح مي‌دونيد ...شما بايد جرأت و شجاعت سياسي

.اقتصادي و فلسفي داشته باشيد

.من هميشه بايد آماده‌ي رفتن باشم ،اگه من کارمو خوب انجام دادم

فقط به اين دليله که ليندون ...در انتخاب من خوب کار کرده

.و از من يه مرد ساخته

،اگه در نظام خوب خدمت کردم

فقط به اين خاطره که نظام .منو آموزش داده تا يه افسر خوب بشم

،اگه من يه آمريکايي خوب هستم

فقط به اين خاطره که آمريکا .از من يه آمريکايي خوب ساخته

...سه، دو، يک -

.اين بصارتي بود براي آنهايي که قلبشان از سنگ است

،ستوان جورج کاکر، در هيبت قهرمان ايام .يه شهر ليندن، نيو جرسي، بازگشته بود

سه هزار نفر براي خوشامدگويي به وي ...جمع شده بودند. مدرسه‌ها بسته بودند

و خيابان‌ها براي رسيدن اسيرِ ...سابق جنگي از روي فرش قرمز

.به ساختمان فرمانداري بسته شده بودند

...ميکروفون هنوز روشنه. دو، يک

،من اهل دانکن اوکلاهاما هستم .که حدوداً 90 مايلي جنوب اينجاست

...و، آه، من يه چند جايي زندگي کرده‌م

،آه، ميزوري، شيکاگو ،ديترويت، آه، آلمان

...آه

،وقتي که دبيرستانم تموم شد .آدم خيلي محافظه کاري بودم

...ما، تو دبيرستان دانکن ...يه دونه

...دبيرستان يه دونه از اون، آه

عذر مي‌خوام... يه دونه از اون بسته‌هاي .جان برچ درباره‌ي کمونيسم رو خريده بود

بنابراين ما کمونيسم رو از طريق ،جامعه‌ی جان برچ مطالعه کرديم

با اون نقشه‌ي قرمز بزرگشون که ،ناخوشي از سر و روش مي‌باريد و فلان

و-و ياد گرفتيم که کارل مارکس ...چقدر آدم بي‌رحمي بوده

.و هميشه، آه، خانواده‌‌ش رو عذاب مي‌داده و فلان

،آه، وقتي دبيرستانو تموم کردم ،با خودم فکر کردم که، آه

تدي روزولت ،چيزيه که اين کشور نياز داره

و فرانکلين روزولت علناً، داشت .يه جورايي ما رو به کمونيست‌ها مي‌فروخت

کمونيست‌ها، با يه نقشه‌‌ي ...سنجيده و پيش‌بيني شده

.قصد واژگوني دنيا رو دارند

،موزاني، ويسکانتن ،در يک درس علمي منحصر به فرد

نشان داده مي‌شود که اينجا چه اتفاقي .مي‌افتد اگر کمونيسم به روي کار بيايد

رئيس پليس سرکش به دست لژيونرهاي آمريکايي ...که نقش آتش به اختياران سرخ را

.بازي مي‌کنند گير افتاده است

.تظاهرات مهيب، آنچه که دگرگونی به ارمغان مي‌آورد

مانور موزاني هشدار بزرگيست .به همه‌ي جوامع دموکراتيک

.اين يک دسيسه‌ي بين‌المللي و جنايتکارانه است

،تا به خودمون بيايم ،يه روز سرمونو بر مي‌گردونيم

،يعني کل ايالات متحده سرشو بر مي‌گردونه ...و چيزي جز ويت‌کنگ نمي‌بينه

...ویت‌کنگ چیه اصلاً، جز کمونيسم هيچي نمي‌بينه «سرمونو مي‌چرخونيم و مي‌گيم، «چي شده؟

.ملت هنوز سرشون با عياشي و مواد و اين چيزا گرمه

.اونا از داخل خودمون حسابمونو مي‌رسن

در سال 1917، وقتي کمونيست‌ها ،دولت روسيه را برانداختند

...در روسيه به ازاي 2.227 نفر 1 کمونيست

.وجود داشت

،امروزه در ايالات متحده ...به ازاي 1.814 نفر

.يک کمنويست وجود داره در اين کشور

،اگر هندوچین رو از دست بديم آقاي جنکينز ،اقيانوس آرام رو از دست خواهيم داد

و ما تبديل به يک جزيزه خواهيم شد .در درياي کمونيست‌ها

ادامه بده، چجوري مي‌گفتي؟ - .اوه، مادر -

...من قسم مي‌خورم که نه حالا

.و نه هيچوقت ديگه عضو حزب کمونيست نبوده‌م

خيالت راحت شد؟

،البته، وقتي صحبت جنگ با کمونيسم شد، آه

راستش من خودم از سال 1951 به اين طرف .داشتم با کمونيسم مي‌جنگيدم

داشتم، مي‌دونيد، رزمنده‌هاي آمريکايي رو که ،مي‌جنگيدن نگاه مي‌کردم، مثل، آه، مي‌دونيد

،مثل اون دسته‌ي جنگجوها ،مي‌دونيد، دِينم به گذشته‌م

.اونطور که مادرم منو بزرگ کرده

...هميشه از جنگجوهاي قبيله‌مون صحبت مي‌کرد

و از قبيله‌هاي ديگه‌اي که ...اطراف ما بودن و اينکه اون آدما

چجوري هميشه بايد براي افزايش ...احترام مردم اطراف تلاش مي‌کردن

،و اينکه چجوري بايد زندگي مي‌کردن، آه ...زندگي کم و بيش توسط اجتماعي که

،بهش تعلق داشتن، به اونا تحميل شده بود .و شرايط خيلي سختي داشته‌ن

،من-من از گوشه کنار مي‌شنفتم ...از عموهام و خيلي از اقوام که

...توي نيروي دريايي بودن ...هميشه بهم مي‌گفتن که

،خدمت توي نيروي دريايي سخت‌ترين خدمته .هم از لحاظ فيزيکي و هم رواني

،و منم طبيعتاً اون زمان مي‌خواستم بهترين باشم

و نيروي دريايي به نظرم .بهترين بهترين‌ها مي‌اومد

.اجتماع جنگجوها در ايالات متحده بودش

،الان گفتنش شايد کليشه باشه

،ايشالا که کشور من طرف حق باشه» «.ولي حق يا ناحق، کشور منه

.ولي اين احساسي بود که سال 67 داشتم

،موقعي که بزرگتر شدم

.گفتم بايد خدمت کنم

.بايد انجامش بدم

هيچ عذر جسماني‌اي براي ،اينکه معاف بشم هم نبود

.و براي همون، ثبت‌نام کردم

چي مي‌فروشي؟ - .عکس -

عکس؟ عکسا چند؟

سه هزار تا؟ - .من زياد گرسنگي کشيد. 3.000 تا فروخت -

.شما رفت اينجا، پول زياد داشت - .1.500تا بيشتر نمي‌دم -

نه، شما به خودم فروخت؟ .شما دروغ گفت، دروغ گفت، شما مُرد

ماساژ مي‌دي؟ ديگه چي‌ها مي‌دي؟ - .بله -

هان؟

برات يه دونه هم آبجو مي‌خرم، حله؟ - تو-تو آبجو مي‌خري برام؟ -

.نه، پول ندارم .برو خونه‌تون، ماما سان

.لطفاً برو خونه‌تون، ماما سان

.ندارم. برو خونه‌تون، ماما سان

.نه. برو خونه‌تون، ماما سان .فهميدي؟ برو خونه‌تون، ماما سان

.خوشت مياد ها - .نه. نه

هان؟

چند بدم؟ - .هزار تا -

.زياد مي‌خواي، خيلي زياده

.آره، خيليه، نه، خوب نيست

فکر کنم با خودمون فکر مي‌کرديم .که سعي داريم کمونيست‌ها رو شکست بديم

،شکست دادن...به‌معني قبولِ يه نظريه ...مثل نظريه توسعه‌ی والت رستو بود

| دنیل السبرگ |مشاور سابق، سازمان دفاع، مؤسسه رند

Hearts and Minds subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left