The first 174 lines.
.خُب دیگه،باید برم
.خیلی خُب،به همه میگم سلام رسوندی
.نه،نگو .از دستشون عصبانیم
چرا؟مگه چی شده؟
.یه نفرشون هم زنگ نزد نامزدیمونو تبریک بگه
!آه
،فکر کنم تقصیر اونها نباشه .چون،من بهشون نگفتم
چی؟چرا؟
...فکر نمیکردم .نمیخواستم باهاشون سر و کلّه بزنم
.بیخیال،اونقدرها هم بد نمیشه
باشه،میدونی چیه؟ .بزن بریم
.مردم،میخواستم یه چیزی رو اعلام کنم
.پم" و من،نامزد کردیم"- !سلام به همگی-
.فکر میکردم قبلاً نامزد کرده بودین- !نه-
.اون یکی ، "روی" بود.با "روی" نامزد کرده بود- .ممنون آنجلا-
،من یه کادو واسه "پم" و "روی" گرفته بودم لازمه یکی دیگه هم بگیرم؟
.آره
،"یکم به نامزدی من نزدیکه ،"تن ماهی جریانت چیه؟
.جریان ازدواجه- !این یکی باکره نیست ها،میدونی که-
!عجب
جریان چیه؟
،نه،هیچی،هیچی .فقط داشتم سلام میکردم
.آقا درازه ،نامزد کرده
که ازدواج کنی؟- .آره-
!ببخشید
"اداره" فصل پنجم قسمت دوم "اخلاقیات"
:مترجمین سینارجبی_____________King_Sina روزبه________________Corleone
__--×× امیدوارم لذت ببرید ××--__
.مدادها زمین .شوخی کردم،عجله نکنین
.امروز روز اخلاقیاته
،بعد از اینکه امتحانشون تموم شد .میخوام اولین کنفرانسم رو شروع کنم
!قراره "آخرش " باشه .نه،قرار نیست،مجبورم از رو دستور عمل بخونم
،دارمش،دارمش
،بیا اخلاقی بشیم،بیا اخلاقی بشیم
.من میخوام اخلاقی بشم
.بزار بریم تو اخلاق!آره
.بزار صحبت داندر میفلین رو بشنوم
.حرف دلت رو بشنوم
.بزار حرف دلت رو بشنوم
!خیلی خُب
.واسه چی کمکش میکنی؟تو که باهاش قرار هم نمیزاری؟".چون دوستمه"
، و در نهایت استراتژی من
.یه جورایی ترکیب این با رابطه عاطفیه
.بدون اینکه خودش متوجه بشه
خیلی خُب،بزن اون کف قشنگه رو ."به افتخار خانم "هالی فلاکس
.ممنون مایکل
.امروز میخوایم سمینار "اخلاقیات در کار" داشته باشیم
،چون ،نمیخوام اسم ببرم ها
.ولی اخیراً یه مقدار خلافکاری در شرکت داشتیم
،و ما قوانین مبارزه با خلافکاری شدیدی داریم .و اون کارمند اخراج شد
،بیخیال!اینکه همینجا نشسته .دوباره استخدام شد
!"اینو داشته باش،"استخدامی .باحال بود-
،خیلی خُب،حالا که همه میدونن جریان چیه .بزار در موردش حرف بزنیم
من از کارهایی که کردم پشیمونم؟ ،البته که آره
،اگرچه که دوران طلایی داشتم .و بزارین یه مثال بزنم
کسی فصل شش سریال "نجات یافته" رو دیده؟ کسی "جوانا" رو تو اون سریال میشناسه؟
توی نیویورک،با یکی خوابیدم که دقیقاً شبیه .اون بودش
.کپی هم بودن
.خیلی خُب،!عالی بود .سخنرانی خوبی بود رایان،آدم خوبی هستی
.بزار با اون سوالهایی که امروز جواب دادین شروع کنم
اشتباهه که در طول زمان کاری،تماس تلفنی" "شخصی داشته باشین
حالا،بعضی از شماها علامت زدین که "قویاً موافقید"
.ولی بهترین گزینه "کاملاً موافقم "بودش
"من فکر کردم "قویاً موافقم"قوی تر از "کاملاً موافقم .به نظر میرسه
شرکت میخواد تاکید کنه که
.همه شماها با این بیانیه،کاملاً موافقید
"خُب،من فکر میکنم که همه با این موافقیم که "هالی .کاملاً فوق العاده است
ممنون ،خیلی خُب
،در حقیقت،نیم ساعت وقت گذاشتن پای آب سرد کن" ،در طول ساعت کاری
"نوعی دزدی محسوب میشود
چی؟- .بله-
.بهش میگن "دزدی زمان" و با دزدی پول از شرکت یکیه
کسی میتونه مثال دیگه ای از تلف کردن وقت بگه؟
.این جلسه
.اینجوری جذبشون نمیکنی
برای چی اشکالی نداره که سیگاری ها یکسره برن ،استراحت
.خوب منم اگه بخوام هر یه ساعت پاشم برم بیرون بچرخم،میرم سیگاری میشم
،میکشم،برام مهم نیستش- ،منم باهات سیگار میکشم-
،یه کیسه سیگار توی کیفم دارم
.دزدی ملزومات اداری،یه مشکل اخلاقی دیگه است"
".که به نظر میرسه در موردش ابهاماتی وجود داره
خیلی خُب،میتونم یه لحظه وقتت رو بگیرم؟
میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟
.آره
.خیلی چیزهای مفیدی بودش .و تو هم .....تو هم خیلی عالی به نظر میرسی
.مایکل- بله؟-
تا شماها دارین صحبت میکنین،ما باید چیکار کنیم؟
....یه کم .یه کم کار کنین
.مردم از این جلسه ها،توقعات زیادی دارن
.خنده،قافلگیری،پایان جذاب
."باید هم "فرزاد حسنی" باشی،هم "عمو قناد
،باید "عمو فرزاد"باشی
.فقط لازمه از روی دستور عمل بخونم
.فقط یه ذره،....یه کم داری مخاطبت رو از دست میدی
واقعاً؟- .آره-
.در مورد شرط بندیهات فکر نکن .فقط میترسوندت
،باشه،خُب .مایکل به نکته مهمی اشاره کرد
.پس بزارین موضوع رو یکم باز تر کنیم
،"مثلاً بگیم اسم من "لورنه
.و....یه مداد میدزدم
.کار درستی نیستش .لورن،جریان مداد دیگه بسه-
.نه،باید موضوع رو بکشونم به لوازم اداری و مداد
.بخشی از اخلاقیاته .اینکه اخلاق نیستش-
.اخلاق،بحث اصلی رقابت بر سر مسائل خوبه
.اینایی که میگی، فقط قوانین علیه سرقتِ شرکته
.میخوام یه بمب اخلاقیات بندازم رو سَرت حاظری نون بدزدی که خانواده ات رو سیر کنی؟
!بووم
.دقیقاً،اندی .آره،دوبار کتاب ورود به فلسفه رو خوندم-
.اصلاً سخت نبود .سوال انحرافیه-
.نونهاش سمیّه .همچنین ،خانواده خودت هم نیستن
.توسط یه مرد قوی تر و باهوش تر مورد اخاذی قرار گرفتی
.نه،این جوابش نبود
.من که نون رو نمیدزدیدم .و همچنین نمیزاشتم خانواده ام گرسنه بشن
.خیلی خُب،ولی باید برگردیم سر کار
تا حالا کسی از شماها ،شاهد وضعیت دشوار اخلاقی در محل کار بوده؟
کسی نبود؟
این براتون یه شانسه که هر چیزی رو بدون .عواقب بعدی بگین
!استنلی؟اسکار؟یاللّا .من انصراف میدم-
.خودم اول میگم
،وقتی که یوتیوب رو کشف کردم .پنج روز کار نمیکردم
.هیچ کار نمیکردم
هزار بار آهنگ "در قندون ،لب خندون ِ"عمو پورنگ .رو نگاه کردم
حالا دُشواریش کجا بود؟ .اینکه بهت بگم یا نه-
،و خوشحالم که گفتم .احساس خیلی خیلی خوبی دارم.سبک شدم
.بهتون قول دادم که قرار نیست تو دردسر بیافتین
،هیچی بخواین میتونین بگین .با مصونیت کامل
... اوه ،نه نه نه نه .آره،یاللّا.بریزین بیرون
.باشه،هر چند وقت یه بار،ناهار رو طول میدم
.ممنون- !زمان دزدی،زمان دزدی،اخراجش کن-
دوایت،تا حالا واقعاً از زمان شرکت دزدی نکردی؟
.هیچ وقت به جاش خوشحالی رو دزدیدی.کس دیگه ای نبود؟-
بعضی وقتها،آهنگِ دزدی روی کامپیوتر محل کارم .دانلود میکنم
.کی نکرده؟خوبه خوبه.دیگه چی؟
.نه،دوست دارم در این مورد بیشتر بشنوم
.من یه بار "اسکار" رو به اداره مهاجرین غیر قانونی گزارش دادم،معلوم شد پاکه،ولی خوشحالم که همچین کاری کردم
.خُب،بزار ادامه بدیم
.من میگم
تا حالا "بروس مایرز"،نماینده بخش اسکرانتون شرکت "همرمیل" رو دیدین؟
!بروس
،خُب،به مدت شش سال ،من باهاش میخوابیدم
.به جای تخفیف روی لوازم اداری و کوپن استیک مجانی
!زدیم به سوراخ مورچه
!مردیت،این یکی خیلی جدّیه
،نه فقط ضرر میکنیم
.بلکه مبادله کالا با کالا هم هست
!مبادله استیک تا حالا "استیک خوک "خوردی عزیزم؟
!خیلی توپّه !خیلی حرفهای توپّیه
"!مردیتِ زیرخواب" !با مشتریها میخوابه
!عجب
ساعت چنده؟
میدونی چیه؟ .الآن بهترین موقعه که جمعش کنیم
.درست همینجا .فکر میکنم سمینار اخلاق خوبی داشتیم
.ایشون،فکرهای خیلی خوبی به ما دادن که در موردش فکر کنیم
،کار درست،کار غلط در انتها،کی میتونه اینها رو از هم تشخیص بده؟
،یعنی،چون که غیر قابل تشخیصه ولی بزنین دست قشنگه رو
.هالی"،همگی برای "هالی"دست بزنین" .برگردین سر کار
.کارت عالی بود .من واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم
.واقعاً خوب از آب در آوردیش
.کلاسیک بودش.باید جشن بگیریم
.مایکل،مشکلات جدی ای با "مردیت" داریم
.همتون کارهایی کردین که من خودم انجام ندادم
.ولی کارهای "مردیت"،واقعاً از حد،رد شده
آره،چیکار میشه کرد؟
پس با توجه به این مشتری،چه مقدار رابطه نا مشروع اتفاق افتاده؟
نامشروع؟منظورت ملاقاته؟ .نمیدونم.ماهی یه بار به مدت شش سال
.یه چیزی تو این مایه ها
مردیت،برای چی به "هالی" نمیگی اونجوری که فکر میکنه نیستش؟
هیچ چیز غیر اخلاقی اتفاق نیافتاده .و فقط دوست داری با هر کس گیرت میاد ،بخوابی
بببینم من تو دردسری ،چیزی افتادم؟
.نه،نه،فقط سوالهای تشریفاتیه
.نه،تشریفات نیستش
،حالا این ملاقات ها شخصی بودن غیر مرتبط با کار؟
.نه،اگه واسه کاغذ ارزون تر بود انجامش نمیدادم
، همچین تو دستگاه بافندگیش .میوه های درست حسابی نداره
No comments yet. Be the first to leave one.