Release info

Its My Life EP112(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-06-15
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫چی گفتی؟

‫ قسمت صد و دوازدهم

‫رئیس آن مرحوم اون خونه رو داده به نام جین ‫ قسمت صد و دوازدهم

‫رئیس آن مرحوم اون خونه رو داده به نام جین

‫شنیدم تو از خانم چویی پول گرفتی ‫و بچه رو دزدیدی

‫توئه دزد چطور جرات میکنی ‫صدات رو برام بالا ببری؟

‫جیونگ، شنیدی؟ ‫خدای من

‫ببخشید. آجوشی، تو مدیر آن نام جین رو ‫دزدیده بودی؟

‫خانم چویی بهت دستور داده بود، مگه نه؟

‫نه. اینطور نیس

‫چیزی که واقعا اتفاق افتاده... ‫آقای جو

‫جلسه ـمون داره دیر میشه

‫انقدر سوال نپرسین. زود باشین بیاین بریم ‫صبر کن جیونگ

‫چیزی که الان گفتین حقیقت داره؟

‫شماها دارین چیکار میکنین؟

‫بهت اخطار داده بودم

‫بانگ چول سانگ، تو از امروز اخراجی

‫چی؟ اخراجم؟

‫فقط به اخراج شدن ختم نمیشه

‫اگه این حرف به بیرون درز کنه،

‫شرکت بر علیه ـت شکایت ‫و اعاده حیثیت میکنه

‫رئیس هو. سوء تفاهم شده

‫رئیس! رئیس

‫آیگو...

‫واقعا که

‫مادر

‫اوه. دامادم

‫جین آه

‫ بیمارستان هانگوک

‫پس دیگه آخریشه؟ ‫بله

‫گفت این آخرین درمانه

‫این آخرین جلسه فیزیک درمانیت بود؟

‫آره

‫ببخشید که این همه تو دردسر افتادین، خانم یانگ

‫چه دردسری؟

‫حالا که درمانت تموم شده

‫بریم یه جایی که روحیه ـمون عوض شه

‫روحیه ـمون عوض شه؟ کجا؟

‫یه جایی هست که همیشه دلم میخواست برم

‫اگه یه شام خوب هم برامون بخری عالی میشه

‫باشه داداش؟

‫باشه. حتما

‫به هر حال باید یه چیزی به خانم یانگ بگم

‫پس اینطوری عالی میشه

‫درسته. همینه

‫مامان دشیک بهم خیلی پز میداد که ‫عروس آینده ـش...

‫این لباسو واسش خریده

‫شما که پوست خیلی خوبی دارین،

‫به نظرم این یکی بیشتر بهتون میاد

‫و...

‫این یکی

‫این همه؟

‫فقط یکیشو بردار

‫دیگه عصبانی نباش، جین آه

‫میخوام واسه یه بارم که شده ‫داماد خوبی بشم

‫با این لباسا به هر کی که میشناسین ‫پز بدین و بگین که...

‫دختر و دامادتون براتون گرفته

‫معلومه که این کارو میکنم

‫دامادم، ممنون

‫ممنون شی وو

‫این حرفو نزن

‫این حداقل کاریه که میتونم برای مادر زنم کنم

‫به نظرت این یکی چطوره، شی وو؟

‫واووو. واقعا که سلیقه فوق العاده ای داری

‫خیلی به مادر میاد

‫برای مامانم نیس

‫به نظرم خیلی به مادر بیاد

‫نگران مامانم نباش

‫امروز فقط مختص مادرته

‫بریم یه جایی غذا بخوریم؟

‫خیلی گشنمه مادر ‫آره بریم

‫خدای من. اینو ببین

‫خانم یانگ. خیلی عالی شدین

‫حس میکنم دوباره جوون ‫و دانش آموز شدم

‫حس خیلی خوبیه ‫آیگو، خیلی خوشگل شدین

‫تو هم خیلی خوشگل شدی، خانم هو ‫آیگو

‫داداش

‫ای وای. خدای من

‫حالا که اینو پوشیدین ‫شبیه چون شیک که همشهریم و باهوش ترین...

‫دانش آموز مدرسه ـمون بود شدین

‫اوه راستی

‫باید این کیف مدرسه رو بذارین زیر بغلتون

‫این کلاه رو هم امتحان کن

‫این منو یاد قدیما میندازه

‫مگه نه داداش؟

‫همیشه دلت میخواست این کارو کنی؟

‫آره

‫خب، خانم هو... بیاین...

‫یه عکس بگیریم

‫عکس؟ آره ‫فکر خوبیه

‫خیلی خب ‫داداش

‫داداش، اینجا رو نگاه کن

‫بخند

‫یک، دو، سه

‫عه. یه کم بخند

‫یک، دو، سه

‫بذارین از دوتا تون عکس بگیرم

‫هی ‫چیزی نیس

‫یه کم به هم نزدیک تر بشین

‫نزدیک تر

‫با دستتون قلب درست کنین

‫داداش، بخند

‫موقعی که مهلت مرخصیش تموم شده ‫باهاش تماس گرفتن

‫بعدش سونگ جو گفته که استعفا داده

‫من دارم میرم

‫صبر کن منم بیام

‫منم دارم میرم

‫لازم نکرده

‫عه. اینطوری نباش

‫امشب با همدیگه شام بخوریم ‫و با هم بریم اتاق فرار؟

‫تو از این بازی خوشت میاد

‫اتاق فرار به یه ورم

‫دلم میخواد از دست تو فرار کنم

‫کیم یونهی! نونا

‫فردا می بینمتون

‫هی، نام جین

‫من میرم مینهان که سفارش خرید رو ‫بهشون بدم

‫و امروز برمیگردم خونه خودم

‫اما گفتی سیستم گرمایشیت خراب شده

‫آره، خراب شده

‫اما تو خونه تشک برقی دارم

‫دیروز نباید مامان جین آه رو تحریک میکردم

‫فقط اوضاع رو بدتر کردم

‫معذرت میخوام ‫تو چرا معذرت میخوای؟

‫میخوای با این چمدون ‫این همه راه تا مینهان بری؟

‫من سفارش خرید رو تحویل میدم

‫تو؟ اشکال نداره؟

‫سونگ جو حتما اونجاس

‫میخوام از نزدیک با سونگ جو حرف بزنم

‫از چی؟

‫دیگه باید سونگ جو رو ول کنم

‫نمیخوام دیگه بخاطر من زجر بکشه

‫خوش اومدین

‫سلام ‫سلام

‫گفتی میخوای بری سفر کاری

‫به این زودی برگشتی؟

‫آره. کارم زود تموم شد

‫سفر کاری؟ راجب چی حرف میزنین؟

‫شما که تو شرکت بودین، آقای لی

‫من؟ نه

‫من برای سفری کاری رفته بودم دگو

‫کِی؟

‫گفتی میری چین

‫درسته

‫قرار بود برم چین ‫اما برنامه کاریم عوض شد

‫واسه همین بجاش رفتم دگو

‫بجای چین رفتین دگو؟

‫وای. من هیچی راجب کارِتون نمیدونم،

‫اما میتونم بفهمم که دارین دروغ میگین

‫هی. من دروغ نمیگم بزغاله

‫وای. چه خبره بابا؟

‫دوست دختر داری؟ کیه؟

‫حتی دروغ گفتی که میری سفر کاری. ‫کجا رفته بودی؟

‫باشه میگم.تو خونه نام جین خوابیدم

‫تو خونه نام جین؟ چرا؟

‫نکنه، بخاطر خانم چویی بوده؟

‫نه. باید اونجا یه کاری میکردم

‫میتونستین بگین دارین میرین خونه مدیر آن

‫چرا دروغ گفتین که دارین میرین سفر؟

‫طبیعیه که بهتون مشکوک بشیم

‫بهت گفته بودم که ‫خانم چویی رو قبول نمیکنم

‫بابا، هنوزم بهش علاقه داری؟

‫ای خدا. واقعا که

‫دارین جایی میرین، خانم چویی؟

‫آره. دارم میرم سفر کاری

‫میدونی که امروز آخرین روز کاریمه؟

‫بله

‫قراره به عنوان منشی برای مدیر جو ‫که جایگزین من میشه کار کنی

‫پس مثل همیشه به کارت ادامه بده

‫چشم خانم چویی

‫و این یه چیز نا قابل از طرف منه

‫بخاطر همه چی ممنونم

‫نه، خانم چویی. نباید این کارو کنین

‫بگیرش

‫بله؟

‫سلام

‫چی شده اومدی اینجا؟

‫سونگ جو الان تو کارخونه ـس

‫نه. اومدم اینجا سفارش خرید رو ‫بهتون بدم

‫که اینطور. بشین

‫برامون چایی بیار ‫باشه

‫میتونستی آقای لی یا کو جه سون رو بفرستی

‫حالا که خودت اومدی...

‫احیانا چیزی میخوای بهم بگی؟

‫بله

‫من استعفا نامه ـم رو ‫به هیون گانگ تحویل دادم

‫چی؟ آخه چرا؟؟

‫بجای زندگی کردن به عنوان ‫پسر یا نوه ی کسی،

‫میخوام خودم سرنوشتم رو رقم بزنم

‫آخه... چرا؟

‫تو هیون گانگ میتونی ‫آینده درخشانی داشته باشی

‫تصمیم گرفتم همونطور که ‫دلم میخواد زندگی کنم

‫واسه همین اومدم از شما دوتا خدافظی کنم

‫من بدون عشق پدرانه بزرگ شدم

‫و شما همیشه با گرمی و مهربونی ‫باهام رفتار کردین

‫از این بابت خیلی ممنونم

‫و خانم کو

‫از اینکه باهام خیلی خوب و مهربون بودین ‫و از دید مادر زن بهم نگاه میکردین،

‫واقعا ازتون ممنونم

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left