The first 200 lines.
امروز روز بزرگي براي سياست هاي آمريکاست
،بانوي اول پيشين آمريکا فرماندارِ "ايلينويز" و همچنين
نامزد رياست جمهوريِ ايالات متحده
،"ايلين بريش هاموند" فقط چند دقيقه تا ورود به
سالن رقص هتل "رادکليف" واقع در ،شيکاگو" فاصله داره"
چيز خيلي زيادي درباره ي اين فرماندار نيست که گفته نشده باشه
از ديدگاه هاي آزاديخواهانه ي طرفدار زنان گرفته
...تا فرصت طلبي محافظه کار
،از آدمي سرد و جاه طلب گرفته
،تا گرم و مسحور کننده و بصورت ناعادلانه اي بدنام
،ولي مهم نيست نظر شما چي باشه
بايد کاري که انجام داده رو تحسين کنين
،دموکرات باشيد يا جمهوريخواه
،مرد يا زن
،امروز با ديدن اين سالن
غيرممکنه که حس نکنين امروز قراره يه روز تاريخي باشه
اين صداي خانواده ي "هاموند" ـه که الان دارن وارد سالن ميشن
اول "داگلاس هاموند" به همراه دوست دخترش "آن" وارد ميشه
داگلاس" در ستاد انتخاباتي مادرش" نقش مديريتي رو ايفا ميکنه
بعضي ها ميگن آينده ي خيلي خوبي در عالم سياست داره
،و البته
،دقيقاً پشت سر اونها "توماس" قرار داره
،که به اسم "تي.جي" ميشناسنش
که عضو ديگه ي خانواده ي "هاموند" ـه
همه منتظر بودن که همجنسگراييِ اون ،مشکلي ايجاد بکنه
ولي نه، هيچوقت اين اتفاق نيفتاد
مادر فرماندار در حال ورود به سالن هستن
هميشه نقش ثابت در ستاد "هاموند" رو داشته اشاره ميکنم به اون زماني که
باد هاموند" برنامه هاي موفقي براي دوران" رياست جمهوري داشت
،اگه نميتونيد صدايي بشنويد
بخاطر اينه که "باد هاموند" همين الان وارد سالن شد
پسر، مردم عاشق اين مردن
رئيس جمهور پيشين "هاموند" در طول 6 ماهه ي گذشته خودش رو حسابي تو دردسر انداخت
حتي تا جايي پيش رفت که صلاحيت گارستي" رو براي اين کار زير سوال برد"
آهنگ معروفِ فرماندار ورود او رو به سالن ندا ميده
اين شور و اشتياق معمولاً مختصّ همسرشه ولي الان اين اسم او نيست که مردم فرياد ميزنن
ممنونم ممنونم
خيلي ممنونم
مرسي
خيلي خب، خواهش ميکنم
،امروز
من با سناتور "گارستي" تماس گرفتم تا پيروزيش ...در اين مبارزه ي انتخاباتيِ سخت اوليه تبريک بگم
مبارزه اي که در شان اين حزب... و مردم اين کشوره
اگرچه در نامزدي انتخابات موفق نبوديم
اين ستاد پيروزي هاي زيادي داشت
و ميخوام روي صحبتم لحظه اي با زنان جوان و دختراني که در اين ستاد با ما همراه بودن باشه
خواهش ميکنم، از شکست من در انتخابات دلسرد نشين
،با همون اطميناني که من اينجا ايستادم
،و بخاطر اينکه که من اينجا ايستادم
يه روزي، يکي از شماها
رئيس جمهورِ ايالات متحده ي آمريکا ميشه
و اون روز، روزيه که
اين زن ميخواد زنده باشه و ببينه
!..."ايلين"، "ايلين"، "ايلين"
آقاي رئيس جمهور، ميشه اين پيکسل منو امضا کنين؟
اوه، حتماً
"واينسا، بيا بريم "باد
اوه...عذر ميخوام
چرا شما دوباره نميتونين انتخاب بشين، آقاي رئيس جمهور؟
اگه ميتونستم ميشدم عزيزم
اگه ميتونستم ميشدم
اشتباهات و گنداي زيادي تو اين حزب در طول تاريخ زده شده
ولي هيچکدوم، هيچکدوم به اندازه ي گند امروز تاريخي نبوده - من نوشيدني ميخوام -
فقط واسم به اندازه ي 2 انگشت نوشابه ي بدون قند بيار
بايد مراقب هيکلم باشم
بيخيال، هرکار کني سکسي اي مادر بزرگ
اوه، همه ي شما همجنسگراها عاشق من هستين
من دلم پولدارا و مردايي رو مي خواد که همجنسگرا نيستن
کدوم آدم عقب مونده اي با نيمچه عقلي که داره فکر ميکنه يه آدم عوضي ايتاليايي اين انتخابات رو ميبره؟
"خداحافظ "فلوريدا
"سلام "تگزاس
آرني" ميخواد مطمئن بشه واسه نشست با" سرگردهاي ارتش تا يه ساعت ديگه مشکلي نداري
اگه اين جمعيت فکر ميکنن که ما کوچکترين کمکي واسه انتخاب شدن اين احمق ميکنيم سخت در اشتباهن
"بسه ديگه "باد - اصلاً ناراحت نباش عزيزم -
سرِ تمام روزنامه نگارهايي که واسه کاخ سفيد مينويسن تو آخورِ "گارسِتي" ـه
حتي تو دوره ي اول منم اون يه مقدار واسم معضل بود
...البته من که از پسش بر ميومدم، ولي
گفتم ساکت شو
ميشه لطفاً ما رو تنها بذاريد!؟
همين الان!؟
نترس "سم"، اگه ميخواستم بکشمش خيلي سال پيش اينکار رو ميکردم
وقتي خواب بود
من بايد بيشتر تبليغات انتخاباتي مي کردم
اونا خيلي وقت منو تو "کاروليناي شمالي" گرفتن تو بايد فکر ميکردي من وظيفه ي فرمانداري دارم
،ميدوني، من ميدونم
با توجه به خودشيفتگي جنابعالي
غير ممکنه که فکر کني اين شکست ذره اي به تو ربط نداشته
ولي لطفاً واسه يه لحظه تصور کن !که واقعاً اين باختن به تو ربط نداره
"اين کشور عاشق توئه "باد
اونا هميشه دوسِت دارن
اين منم که زياد بهم حسِ خوبي ندارن
...نه، نه، عزيز دلم
خواهش ميکنم از اين چرت و پرتا که اگه مردم منو ميشناختن، منو هم دوس داشتن، تحويل من نده
الان 20 ساله، خب؟
اونا منو ميشناسن
من از ستاد تشکيل دادن متنفرم
مثل مسابقات المپيک رياکاري ميمونه
آدماي چاق سيگاري دائماً درباره ي
،دوره ي مزخرف پزشکيشون حرف ميزنن
و بايد بخندم وقتي بچه هاي کوچيک
با دماغشون که راه افتاده تو صورتم تف ميکنن
و از همه بدتر، از دروغ بدم مياد
از دروغ و اينکه به مردم بگم اوضاع بهتر ميشه در صورتي که هيچوقت نميشه، بدم مياد
،تو دروغ رو باور ميکني
و بخاطر همينه تو هر انتخاباتي که شرکت ميکني ميبري
و بخاطر همينه که "گارستي" هم ميبره
حرف مفته - اون مرد -
،بعنوان رئيس جمهور انتخاب ميشه
،و اگه تو وارد داستان نشي به کلي ميذارنت کنار
وقتي دفتر رو ترک کردم، 84% فکر ميکردن موفق بودم
من بعد از "کندي" که مغزش پاشيد رو ديواراي بِتُنيِ دالاس"، مشهورترين آدم دموکرات هستم"
عزيزم، من مهره ي اصلي توي اين داستانم، خيلي خب؟
،من تو اين داستان هسته ي اصلي هستم
و اون "مايکل کارلون" چاپلوس که اميدوارم بميره به من نياز داره که اين حرومزاده رو شکست بدم
به همين صاف و سادگي
...حرومزاده
الان سخت ترين لحظه ي زندگيِ حرفه ايِ منه
و تو حتي نميتوني وانمود کني که ميتوني کار رو واسم راحت تر کني؟
تو خودت ازم ميخواي گُهمو بخورم
من دفتري تو بلندترين مقام اين منطقه رو دارم
يه دفتري که فقط 41 نفر آدم قبل از من تونستن نگهش دارن
،من گُه نميخورم
به بقيه تعارفش ميکنم
"من دارم امشب برميگردم "اسپرينگ فيلد
ميتوني از اتاق "چهار فصل" استفاده کني
...خب، هنوز هواپيماي اختصاصي ستاد رو دارم ولي
بهتره با "کارلسون" برم يا شايدم با يکي ديگه از سرمايه گذاراي ستاد
دفتر من با دفتر تو کنار مياد
و لازم نيست نگرانِ صندلي هاي هيئت دولت باشي
اين هفته ترتيبش رو ميدم
..."اوه، راستي "باد
!طلاق ميخوام
توجه : مترجمين اين سريال هيچگونه مسئوليتي در قبال مضمون و ديالوگ هاي بکار رفته در اين سريال ندارند
: مـــتـــرجــميـــن King-AmirK و M£HRZ@D
« واشــــنگـــتـــن » « دو ســـال بـــعــــد »
،خب، پس اينطوري بوده، بعد از 32 سال زندگي مشترک
مجبور شدين که طلاق بخواين اونم درست شبي که شکست تو انتخابات رو قبول کردين؟
اين جديد نيست که روزنامه نگارها منو متهم کردن
که از همسرم بخاطر مقاصد سياسي جدا شدم
...فقط اونا معمولاً براي
"روزنامه هاي پيشتازِ ملي نمينويسن خانم "بِرگ
،وقتي ايشون رئيس جمهور بودن شما موندين
شما وقتي شانستون رو توي رياست جمهوري از دست دادين رفتين
اين خيلي طبيعيه که گمان کنن اين اتفاق ارتباطي با سياست داشته
شما جايزه ي "پوليتزر" رو در سن 20 سالگيتون براي نوشتن در مورد "باد" و روابطش بردين، درسته؟
بله درسته
خيلي کنجکاوم بدونم چه حسي داره
که شغلتون رو با گذاشتن پاتون بيخ خِرِ زندگي مشترک بقيه ادامه بدين؟
کارهاي غيراخلاقي اون يه داستان بود منم اون داستان رو پوشش دادم
از اون به بعد ديگه خبري از جايزه نشد، نه؟
نه
شما سريعاً بعد از شکست در انتخابات رفتين براي ستاد انتخاباتي "گارستي" کار کنين
گروه خوبي رو با رئيس جمهور که اونموقع هنوز نامزد انتخاباتي بود راه انداختين
!"سلام "آتلانتا
!بنظر مياد حالتون خوبه
دوست دارين رئيس جمهورِ آينده ي ايالات متحده رو ببينيد؟
،ميدونين ،من مطمئنم اگه ازش بخوايم
ميتونيم سناتور رو وادار کنيم برامون رقص هايي که اين اواخر تمرين ميکرده رو بهمون نشون بده
"قبول ولي اگه همراهيم ميکني "ايلين
اين حقيقت داره که شما معاوني رو رد کردين و خواستين که وزير امور خارجه باشين؟
دوباره اينو تکرار ميکنم، من نميخواستم وزير امور خارجه بشم
ولي به اين سِمَت جواب مثبت دادين
من تو اين مورد روش هاي قديمي معتقدم
وقتي رئيس جمهور ازتون ميخواد خدمت کنين، بايد اينکار رو بکنين
من ميخواستم مراتب قدردانيم رو از وزير امور خارجه ي روسيه به جا بيارم
بخاطر اين شال بسيار زيبا و نفيس خيلي ممنونم
هدف ما اين هفته اينه که خودمون رو براي يک ارتباط سه جانبه ي در خصوص
استفاده از انرژي با دولت چين مورد بررسي قرار بديم
چيزهاي خيلي زيادي هست
...که هر سه کشور باهم مشترک هستن
و من شک ندارم که...
که اين اتفاق روابط روشن بين هر سه کشور رو تقويت ميکنه
از اينکه به کونم دست زدي لذت بردي "ويکتور"؟
خوبه. بخاطر اينکه دفعه ي ديگه که به من دست بزني
اون تخماي کوچولوي چروک خورده ت رو ميکنم !باهاش يه سوپ درست ميکنم ميدم کوفت کني
دهنت رو سرويس ميکنم فهميدي چي گفتم؟
بله
با توجه به نظرسنجي ها، اگه امروز انتخابات بشه ،ميتونين با اختلاف اونقدر زيادي برنده بشين
،که 4 رئيس جمهور قبلي رو هم شکست ميده
که شامل همسر سابقتون هم هست
،خانم وزير شما بايد موافقت کنين
رئيس جمهور قبلي از وقتي شما طلاق گرفتين خيلي با مشکل مواجه شده
اين اواخر اون از لحاظ عاطفي با ستاره ي تلويزيون، "ايوا فلورز" ارتباط داره
يه ارتباط ديگه که کمک زيادي به نجاتش از بدنامي و رسوايي سياسي گذشته ش نکرده
،دارم بهت ميگم
اليوت"، من بايد يه کتابِ ديگه" منتشر کنم
،با نهايت احترام ،آقاي رئيس جمهور
الان موقعيت و زمان مناسبي نيست
من فقط نميخوام بيانات شما به خطر بيفته
اين بهترين چيز براي يه رئيس جمهور پيشينه که از خودش يه نوشته اي به جا بذاره
آره، خب، شايد به هر حال بنويسمش
ميدوني، يه داستانِ ناگفته اي هست که بيشتر رسانه ها اونو ناديده ميگيرن
آقاي رئيس جمهور همکار و منفور بنده
ميگه که ميخواد يه رئيس جمهورِ کاملاً متفاوتي نسبت به من باشه
اونوقت ميره نصف کابينه ي منو استخدام ميکنه
،که شامل همسر سابقم هم هست که الان ديگه بايد اسمش رو گذاشت
وزيرِ نجات جونِ اون آدم چاپلوس
ميشه يه ليوان ديگه "جاني واکر" برام بيارين لطفاً؟
ببينم، اون تيکه ي خوش رنگ و لعاب کيه اونجا کنار بار وايساده؟
همش داره اينطرف رو نگاه ميکنه بنظر آشنا مياد
No comments yet. Be the first to leave one.