The first 200 lines.
با افتخار Opus Sub تیم ترجمه تقدیم میکند
تمامی مکانها، شخصیتها، کارخانهها و حوادث در این سریال غیر واقعی میباشند
پس بالاخره آخرشُ به چشم میبینیم؟
شلیک اول پوچـه
بقیهـش هم که میدونین
بلند شو
شلیک اول پوچـه
ولی در مورد بقیهـش نمیتونم همچین چیزی بگم
تکون نخورید
برید عقب
فرمانده! فرمانده! بیدار شو
بیدار شو، فرمانده
چیزی نیست. برین تو
بیدار
قسمت یازدهم
فرمانده! بیدار شو. فرمانده. بیدار شو
!فرمانده
بیدار شو، فرمانده
ببخشید
سلام
چی میخوای؟
خورش کیمچی، لطفاً
وای، ترسیدم - دکتر -
چیه؟ چی شده؟
!سرپرست دو
اتفاقی افتاده؟
یه چیزی بهش تزریق کردن
ولی نمیدونم چی بوده
این زخمها و خراشها چیه؟
یه کامیون از بغل زد به ماشینـش
سرپرست دو، صدامُ میشنوی؟
سرش هم ضربه خورد؟ - نمیدونم -
تا قبل از تزریق خوب بود
.زخمهای خارجیـش زیاد عمیق نیستن ،باید بیشتر معاینهـش کنم
ولی احتمالاً بهش آرامبخش زدن
...ببخشید
سلام
بذار ببینم
...چی بخوریم
انقدر نگران نباش
آزمایشهاش مشکل خاصی ندارن
زخمهاش هم چیز خاصی نیستن
به هوش که بیاد حالش خوب میشه
تو هم باید استراحت کنی
من میرم بالا وسیلههایی که لازم دارمُ بردارم
یه مشکلی به وجود اومده
فکر کنم دو جونگو تعقیبم میکرد
باهام تماس گرفتن
فرصت خوبی برای گیر انداختنش بود
مردک احمق
خدا رو شکر که تیم حفاظتی سختگیری برام گذاشتی
شنیدم دخترت گرفتهـتش
چی؟
چه جوری؟
حتماً تعقیبت میکرده
اتفاقی که نباید میافتاد، افتاد
...موشی که 28 سال پیش گمش کردیم
...جایگاهش نمیدونه
،با اتفاقهایی که افتاده باید تیم حفاظتی رو سفت و محکمتر کنیم
من فعلاً روی اینا آزمایش میکنم
آره، چون نمیدونیم کِی سر و کله دو جونگو پیدا میشه
فکر نکنم بتونیم مثل قبل از شر زبالهها خلاص شیم
درسته. یه راهی پیدا کن و منُ در جریان بذار
چی شد که اینجا به همدیگه برخوردیم؟
یه چیزی بخور
تو روز روشن؟
الکل خیلی بیشتر از غذا بهت انرژی میده
اینجا رو از کجا میشناختی؟
ستوان گُنگ هیهوُن اومد دیدنم
...یه پرونده با خودش آورده بود که توی لپتاپِ
اون ساختمون مشاوره پیدا شده بود
اون لپتاپ برای باز شدن یه اثر انگشت ...میخواست. اون چطور
با اثر انگشت خودش بازش کرد
جالبه، نه؟ میدونی چی جالبتره؟
،پدر ستوان گُنگ، دکتر گُنگ ایلدو
تو موضوع روستای شب سفید دست داره
پدر ستوان گنگ؟
کارِ دو جونگوئه
پیوستن اون به تیم ویژه اتفاقی نبود
شاید
نمیخوای بری سر کار؟
الان سر کارم
خاله، شما خیلی وقته اینجا زندگی میکنید؟
برای چی میپرسی؟
راستش من خبرنگارم
میخوام با نوشتن یه مقاله جذاب یه کم پول دربیارم
واسه همین این همه راهُ تا این جای پرت اومدم
بیا بگیر بشین
مگه این جای پرت چه چیز جذابی داره؟
ای بابا، چرا نداشته باشه؟
،با این که 30 سال ازش گذشته
ولی شنیدم تمام اعضای یه خانواده اینجا مُردن
چرا آوردیـشون خونهـمون؟
فکر کردیم از خونه فرار کردن
.ولی معلوم شد اونا ما رو مسموم کردن آخه مگه ما چه گناهی کرده بودیم؟
بعد از اون نمیدونم کجا رفتن
،وقتی بیدار شدم
اونا رفته بودن یه جای دیگه
باورم نمیشه باید با یکی از قربانیهای اون پرونده حرف بزنیم
چه جالب
یعنی جای درستی اومدیم
احتمالاً کار بچهی سوم بوده
موضوع از اونی که فکر میکردیم خیلی جدیتره
حداقل میدونیم که اومده به این روستا
بیا بازم از این و اون بپرسیم
چون ترکم کردین، هر دوتونُ عذاب میدم
!نرین! منُ تنها نذارین
!نرین
این دفعه، ممکنـه منم بکشه
برای چی میخواستی منُ ببینی؟
از این که به یه مهره سوخته مثل من زنگ زدی غافلگیر شدم
من قاتل واقعی قتلهای از پیش هشدار داده شده رو میشناسم
فکر میکردم دو جونگو قاتلـه
نه
قاتل بچهی سومیـه که از حادثه روستای شب سفید جون سالم به در برد
اسمش مون جهاونگـه - چی؟ -
چرا زودتر بهم نگفتی؟
...یعنی وقتی برنامههای انحصاری روی آنتن میبردی
و نام اوچون کشته شد هم اینُ میدونستی؟
روحم هم خبر نداشت
اگه به حرفش گوش نکرده بودم منم کشته بود
میدونید که اونها مثل ما آدمهای عادی نیستن
که چی؟
چرا داری اینو بهم میگی؟
...شما
هم در نهایت هدف میشید
و من حواسم بهش هست و بهتون حرکت بعدیش رو خبر میدم
در عوض چی میخوای؟
میخوام جونم رو ضمانت کنید
اینو به کسی غیر از من هم گفتی؟
نه
پس بیا بین خودمون نگهش داریم
باهاتون تماس میگیرم
حالا میخوام وضعیتِ سلامتتون رو چک کنم
اینجا بیمارستانه؟
چرا؟ میترسی؟
از بقیه بچهها شروع کنم؟
نه، اول از من شروع کنید
اون چیه؟
درد نداره؟
نه، درد نداره
فقط واسه اینه که چک کنم ...اوضاع مغزت
!نمیخوام - خوب باشه -
!نمیخوامش - بسه -
!نمیخوام - !بسه -
چیزی نیست
نمیخواد بترسی
چیزی نیست. چیزی نیست
لازم نیست بترسی
بیدار شدی
حالت خوبه؟
آره. تو چی؟
من خوبم
اوه، بیدار شدی
زولتیل بوده
معمولا به عنوان داروی بیهوشی توی دامپزشکی ازش استفاده میشه
و وقتی توی دُزهای بالا استفاده میشه میتونه خطرناک باشه
اما به نظر که حالت خوبه
فکر کنم خوب خوابیدم. در واقع حالم خیلیم بهتره
به نظرم اگه یه کم دیگه استراحت بکنم بتونم بلند بشم
پس باید استراحت کنی
من میرم غذا بیارم
آره، احتمالا هنوز حالت خوب نباشه، پس دوباره دراز بکش
باشه، متوجه شدم رئیس، ممنونم
!بهم نزدیک نشو
!برو
!برو! برو
بابا! اون عوضی دوباره !بهم خیره شده
برو
بهم نزدیک نشو
گمشو
یکی برای دیدنتون اومده، قربان
...همونطوری که میدونید فقط سه تا بچه
از حادثه روستای شب سفید جون سالم به در بردن
یکی از اونها دو جونگو
دومی ناشناسه
و آخری جیمی لیتون
متاسفانه، من ازش خواستم ...به اینجا بیاد
تا قاتل قتلهای از پیش هشدار داده شده رو پیدا کنه
شما با بازمانده حادثه روستای شب سفید تماس گرفتید؟
به تازگی فهمیدم. خودش بهم گفت
فقط میدونه یکی از بچههای اونجا بوده
جیمی لیتون نقطه ضعف دو جونگو میشه
دفعه بعد، باید خیلی حواستون به اون بچهها باشه
به زودی تهدید بزرگی برای بنیاد میشن
با اینکه به خوبی بر این مسئله واقفید ولی واقعا اوضاع رو بهم ریخته کردید
خیلی راحت به دو جونگو اطلاعات دادید
باید دهنتون رو بسته نگه میداشتید
رئیس از این قضایا اطلاع دارن؟
...رئیس
هدف دو جونگوئه
من به این مسئله رسیدگی میکنم پس لطفا برید
اگه اون سه تا بچه که زنده موندن رو براتون بیارم چی؟
چیکار میکنید؟
اگه بتونید اینکارو بکنید خیلی خوشحال میشم
از زمانِ اتفاقی که در روستای شب ...سفید افتاد
بنیاد خیلی از من غفلت کرده
همیشه میترسیدم که نکنه یه نفر بیاد و
من رو بکشه
اگه اون بچهها رو آوردم من رو رئیس بنیاد بکنید
No comments yet. Be the first to leave one.