The first 200 lines.
....گذشــــت Orphan Black آنچه در من مادر واقعي ـت هستم - خانوم اس اوني که ميگه نيست -
خودت مي دوني بايد چيکار کني - !کيرا -
چه خبر شده؟ واقعا ريچل خونواده منو دزديده؟
اومديم تو رو ببريم پيش کيرا
امشب مراسم مهمي تو داياد برگزار ميشه ريچل هم مياد
چطوري مي خواي با وجود دنيل به ريچل نزديک بشي؟
خب ، ريچل سرش شلوغه ولي اگه بهم بگي کجايي خودم ميارمت پيش ـش
تو ديگه چه خري هستي؟ - اشتباه از ما بوده -
آزمايشگاه مخصوص خودم رو مي خوام ممنون دکتر ليکي
تو سارا ـي - آره بابا ، منم از ديدنت خوشحال شدم -
من دخترم رو مي خوام !اگه بهم نديش ، خودتُ مرده بدون
کار افراد داياد نبود يکي ديگه کيرا رو دزديده
مي دونم ، اون کابوي که تير شات گان بهش خورده از افراطيون مذهبي بوده
از مجاهدين ضد کلون - افراد هلنا -
تـي وـي سنتر » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
خيله خب ، لهجه اروپاي شرقي بعد...با خراشيدگي روي پوستش؟
علامت بال هاي فرشته
کارت شناسايي همراهش نبود ، ولي اينا محتويات جيب هاشه
...شکر ، شکلات
مستقيما به سينه ـش شليک شده و خودش همين طوري اومده اينجا؟
اصلا چطور ممکنه که هنوز زنده ـست؟
چيــزي نيست
حالا اين مجاهدين ضد کلون از دخترت چي مي خوان؟
نمي دونم آرت
همه دنبالمونن
سلام - پيداش مي کنيم -
باشه - خب؟ -
آره ، ممنونم - خوبه -
سلام آرتور
باورم نميشه يه پليسُ تو کلوپ کلون ها راه دادي
آره خب منم زياد باهاش حال نکردم
بالاخره اين نمايش مزخرف داره يه کم با عقل جور درمياد
خب پس اگه کيرا دست اين مذهبي هاي رواني باشه چطور مي تونيم پيداشون کنيم؟
خارج از شهر ـه - چند تا شاخه داريم -
الو؟ - بايد ببينيم از کدوم شاخه هستن -
کيرا؟ کيرا؟ - بدش به من ببينم -
باشه
کيرا؟ الو؟
ماماني ، من نبايد زنگ مي زدم
خيلي خوشحالم که اينکارو کردي کجايي عزيزم؟
نمي دونم ، من مي ترسم
يه آدم عجيب غريب اينجاست
کيرا؟ کيرا!؟
S!CAR!O | Behr00z بهـــروز و مـــحمــدرضا
Orphan Black
فصل دوم - قسمت دوم تحت تأثير منطقي درست و مذهبي حقيقي
يه شماره ثبت شده ـست از يه مسافرخونه تو شهر بريج لي تماس گرفته شده
بزن بريم ، وگرنه اونا زودتر از ما در ميرن - واو ، ممکنه تــله باشه -
داره با مــــن مياد
آره ، ولي بازم ممکنه تـــله باشه
في ، تمومش کن - صبر کنين! يه لحظه خواهشا -
تلفن کلوني نسل جديد
اينارو دست کاسيما و اليسون هم مي رسونم
شماره هاشون قبل توش ذخيره شدند اين يکي واسه خودمه
ممنونم
وقتي پيش همديگه برگشتيم از اينجا ميريم ، باشه؟
آره ، ميريم کاستاريکا قبلا هم اين حرفُ شنيده بودم
ببين ، مي خوام هميشه مثبت فکر کني و بگي ما موفق ميشيم
ما مي تونيم
، ما مهرباني اينزلي
فداکاري ـش در قبال خانواده و جامعه را به خاطر مي سپاريم
صبح ها را با ملکه يخي بيلي داونز به خاطر مي آوريم
که در عصرهاي طولاني نمايش هاي
مختلفي را تمرين مي کرد
و بعضي از ما هم کلوپ کتاب را به خاطر مي آوريم
يا اونطوري که اينزلي اسمش رو گذاشته بود مطالعه تمام و کمال
...او از ما مي خواست
به خود بنگريم
، و دائما مي گفت
با حقـــيقت وجودي خود صادق باشيد
بعد از همبستر شدنش با چد ديگه خيلي آدماي بي کلاس ميان اينجا
اگه مي خواي يه گيلاس بزني
اشکالي توش نمي بينم
نه ، ممنونم داني
گمونم بهتره يه مدتي حواسم جمع و جور باشه
مامان - چيه؟ اين گل هارو -
از کجا آوُردين؟ - اينا مال اينزلي ــن -
چي؟ نه ، نه ، نه
برگردونين سرجاشون - بذارش به عهده به من ، چيزي نيست -
پس بهتره بريم خونه - آره لطفا -
بياين ، کت منو بگيرين بچه ها آخه چي فکر کردين؟ بياين
ببخشين پــدر
اليسون؟ - هوم -
خيلي متأسفم
اوه ممنونم سارا حس مي کنم الان نمايش يه جورايي
داره زندگيم رو سرپا نگه مي داره - تو دوست ـت رو از دست دادي -
و اونا هم نبايد اينطوري باهات رفتار کنند
ممنونم
عيبي نداره
سر تمرين مي بينمت - باشه -
باشه
سلام ، مارگارت
الي؟ - هوم؟ -
مي تونيم بريم؟ - آره -
خيله خب ، جما ، بيا اينجا
يالا
خيلي کار خوبي کردي که نجاتش دادي مارک
هلنا خواهر دوقلوي مادر ـه هموني که فرار کرد
تقريبا داشت ميمرد خيلي نزديک بود
آره ، بيا اينجا برام
نگه ـش دار ، باهاش مهربون باش نبايد لحظه هم ترديد کنه
خيله خب ، حالا آروم دختر خوب
اون ميله رو بده من
...حالا
اونو مستقيما وارد گردنه رحم سُر ميدي
...و
بقيه ـش هم دست خداست ما فقط يه خورده کمکش کرديم
آمين کشيش
مارک ، ما هم براي بيرون کشيدن اون دختر از بيمارستان کمک نياز داريم
آره ، منم همين فکرُ مي کنم - خب هنريک -
بايد يه تخت ديگه حاضر کنم يا نه؟
ديگه اين ـش به مارک بستگي داره باني
من تموم تلاشم رو مي کنم
خوب مي دوني که تو رو مثلِ پسرمون دوست داريم ، مگه نه؟ تو تنها کسي هستي که تو قاضايا بهش اعتماد داريم
ممنونم
خب ، چيه ، داري منو متهم به
همدستي با سارا مي کنين...يا ببخشيد
از پشت به ريچل خنجر زدم؟ نمي فهمم..چرا بايد همچين کاري کنم؟
آلدوس ، سارا بازيگر
قهاري ـه ، اون مارو هم گول زد
واقعا؟ - کارت ورود تو رو هم دزديد -
واقعا؟ - اوهوم -
شرمنده ـم ، هيچکدوممون هيچ وقت بهش اعتماد نکرديم
...بذار برات بگم
ريچل حرفا رو خيلي به خودش مي گيره
اگه قصد داشته باشي به سارا کمک کني تو تنها کسي هستي که تو داياد
مي تونه اينکارو بکنه
من به شخصه دوست دارم تا حد امکان از جنگ دوري کنم
و منم مي خوام تو آزمايشگاه جديدمون
باهات علم رو تسخير کنم
از اينجا رفتن - !لعنتي -
کِي؟ چند مدت ـه؟ يه ساعتي ميشه -
يه دختربچه اي با شکل و شمايل کيرا همراه يه مَرده بوده هي بيا اينجا
صبر کن ببينم ، شيبان يعني باهاشون نبوده؟
اصلا زني همراهشون نبوده؟ - نه ، فقط يه مَرده بوده
هـــي
آرت
چيزي پيدا کردي؟ - آره -
ماله دخترمه
صبر کن ببينم
اون دنيل ـه ، سگِ ريچل
تو همين جا بمون
خيلي دلم مي خواست دوباره با اين يارو رودررو بشم
افسر پليس ، دستات رو بذار رو ماشين
گفتم دستات رو بذار رو ماشين
کمکي از دستم برمياد ، کارآگاه بل؟
هوم؟ - اجازه اونکارو دارم -
حالا اين دفعه شدي کارآگاه خصوصي
از اينکارت پشيمون ميشي
از نظر کارمون گفتم
ما مي دونيم کجا زندگي مي کني - چرا بايد به همچين چيزي شک کنم -
ما مي دونيم محل کارت کجاست
دستات رو ماشين باشه
شما آدم باهوشي هستين ، کارآگاه
اينجا چيکار مي کني ، هان؟ اينجا چيکار مي کني؟
اگه مي خواي کيرا رو ببيني
بهتره خفه شي و بري تو
اينجا توقفگاه ـته
اگه زياد جفتک نندازي کمکت مي کنم
دخترم کجاست؟
يکي پيش ـش هست
!اوه - !کجاست؟ کثافت -
تمومش کن
چه شد؟
!چه خبره
شرمنده بنجامين اين قسمتش ديگه تو برنامه ـمون نبود
نه ، واقعا هم اينطور نبود
اينجا چه خبره؟ - آروم باش ، کيرا حالش خوبه -
پس چي حتما اون ضد کلون نيست؟
نه کوچولو ، تو الان از يه حباب هوا رد شدي
چي؟ - حباب هوا ، وقتي کيرا -
بهت زنگ زد ، مي دونستم مياي دنبالش و دردسر خودتُ رو هم همرات مياري
بيا اين گوشي ـش ، داشت زنگ مي خورد
باتري ـش درآوُردم - ممنون بن ، خوش باشي -
تو هم همين طور اس
چه بلايي سر آمليا اومد؟
تا کيرا رو نبينم ، تف هم کف دست ـت نميندازم
پس بهتره تکون بخوري يه کم بايد پياده روي کنيم
تو طرف کي هستي اس؟
طرف تو عزيزم هميشه طرف تو بودم
، حالا
ممکنه به اون صورت شکوه و زيبايي نداشته باشه
ولي جناح قديمي جايي ـه که حساس ترين تحقيقات ـمون صورت مي گيره
مثلِ اون زماني که جنون رو تو دهه 30 از بين بردين؟
اون قبل از دوران من بوده
دوباره...داره پر رو بازي در مياره
خوب مي دونه داياد بر پايه واکسن ها پايه گذاري شده
...آره ، فلج اطفال ، آنفولانزاي اسپانيايي - ، دقيقا همين جا ساخته شد -
به تموم دنيا فرستاده شد و جون ميليون ها آدم رو نجات داد
پس اينجا از کلون ها نگه داري مي کردين
ظاهرا تو بخشي از يه برنامه فوق امنيتي بودي
آره ، عمده طرح هاي سري کاملا ازشون محافظت ميشه
درسته ، تا آدماي باهوش نفهمن در واقعيت داره رو چي کار ميشه
ولي تو قراره بفهمي
تو داري رو خودت کار مي کني
افتخار ميدين؟
حق با من بود ، يه زندان کلوني ـه - اينطور نيست -
مي دوني اگه آزمايشگاه قديمي مي خواستم خب ميرفتم يه دانشکده دولتي
خودمون مي سازيمش
اينجا فرصت هاي نامحدودي در انتظارته
No comments yet. Be the first to leave one.