The first 200 lines.
این فیلم دارای کلمات و جملات رکیک بسیاری میباشد و از تماشای ان با خانواده بپزهیزید جهان زیرنویس برای حفظ امانت در ترجمه عبارتی را حذف و یا تغییر نداده است
...امریکا
...من به مردم امریکا میگم
..این لحظه, فرصتی برای ماست تا
کافیه
تا که زندگی که خودمون میخوایم رو بسازیم ...چیزی که
به جلو هدایتمون کنه
وعده های امریکا هنوز زندست
این همون وعده هاست که این کشور رو متمایز میکنه
...همون وعده هایی که میگه هرکدوم از ما ازادیم تا
زندگی که خودمون میخوایم رو بسازیم
دیر کردی !سه ساعت لامصب رو دیر کردی
منو سرزنش نکن
نمیتونستی یکی دیگه رو جای من بذاری؟
این چیز میزه مثل گوه میمونه بی شرف دوزار تربیت نداره
من که گوه کثافتی مثل این رو نمیخوام
ببین تو ازم خواسته بودی که یکیو انتخاب کنم که بیارزه
الان این راسل که اینجاست , شاید مثل کونی ها باشه
اما اگه بتونی سرپاش نگه داری شلوارشو میکشه بالا
اره,یه یارو مثل تو تو میخوای کار تموم شه؟
تخمشو نداری که خودت انجامش بدی؟
فکر میکنم باید خیلی سختی بکشی براش
ازین بچه خوشم نمیاد اون هنوز واسه مجاز من تر و تازست
راسل میخوای خفه خون بگیری و کسشر گفتن و تموم کنی یا نه؟
اون داره باهامون راه میاد
اون داره باهامون کیری راه میاد
اره داره باهامون راه میاد
فکر کردم میخواد که ما باهاش راه بیایم
راست میگه سنجاب گوه؟ داری سعی میکنی که بهم لطف کنی؟
! شاخ رو بکش از اینجا
مرد,چرا اونطوری باهام حرف میزنی یالااا
تو به مردم خشک کننده میفروشی و بعدش اونطوری باهاشون حرف میزنی؟
یه چیزیو بدونین ...دو نفر ادمی که گذاشتم تا این کارو تموم کنن
قراره سی تا بگیرن سی هزار دلار باهاشون حساب میکنم
و یه استرالیایی مثل اون, فرانکی
یه استرالیایی مثل اون من میتونم با هشتاد سنت بخرم
یکی دیگه هم اونا مجانی میندازن جلوم
پس حالا میدونی چیه فرانکی؟ تو باید واسم یکی دیگه پیدا کنی
چون من این گوه رو نمیذارمش توی این کار
ببین , جان ادب یاد میگیره, بهم اعتماد کن
هی رفیق, تو یه ادم عوضی رو قبلا هم اورده بودی
اونو یادته؟ دکتر رو یادته؟
و میدونستم ,من میدونستم که اون ادم یه عوضیه
حالا باید چیکار کنم؟ به هر حال میگیرمش
جان من پول لازم دارم اونطوری نگا به همه چی
و بعد از هفت سال جون کندن بچه های من دارن رشد میکنن
و کار و کاسبی منم چیزی نیست که باید میبود
نمیتونم کاری کنم که ازین بدتر بشه
بنابراین حالا من فقط دارم وقتمو تلف میکنم و این تموم این چیزیه که هست
حالا اینم گند زندن اخرم بود
پنجشنبه بهم زنگ بزن پنجشنبه میدونم چیکارکنم
یه راه جدیدی واسه صرفه جویی پیدا کردم
بدو دختری , دختر خوب, نگاه
خیله خب,اینجایی پس میریم اونجا یا چی؟
بستگی داره
بستگیشو به من ربط نده
پنجشنبه هست میای باهام یا نه؟
اه مرد,گاییدمش اون یه کیریه
اصلا نمیدونست منو میخواد یا نه خب,من که لازمش ندارم خوش تیپ
من کار و کاسبی خودمو دارم رفیق
من و کنی, میدونی که ...ما این سگا رو قاپ زدیم
سگهای اصیلی هستن و بعدش توی فلوریدا میفروشیمشون
پنج هزار دلار به اندازه یه چمدون گیرم اومده خوش تیپ
وقتی هفت تای دیگه گیرم اومد میرم و چیزای چرت و پرت میخرم
من دارم یه دلال میشم
...به علاوه, همین بعد از ظهر
یه دختر میگیرم و میگامش
باشه؟
پس, دارم فکر میکنم که, یه انتخاب وجود داره میدونی, اوووه چقدر سخته
دارم میرم یه دختر رو بگام
یا دارم میرم با یه سنجاب ملاقات کنم
اوه, گاییدن یه دختر, ملاقات با یه سنجاب
گاییدم اون سنجاب رو فکر کنم میرم اون دختره رو بگام
دوست دارم این دختره رو ببینم
دختری که بتونی توی تبلیغات روی یه کاغذ بگایی؟
فوق العادست احتمالا یه کونکش گیر اوردی
خب, اره, این دخترا, میبینیشون
احتمالا به زور گاییدن رو دوست نداری
اما تموم لوله کشی های خونه ها درست کار میکنه
پس حدس میزنم نمیای
ببین, برو جلو, ببین اگه تونستی کاری کنی که همه چی رو دربارش بهت بگه
اگه هنوزم اون کارو دوستش داشته باشی, پس منم هستم
اگه نه, اگه اون(جان) منو نمیخواد, منم نیستم
اما من این بعد از ظهر رو به خاطرش از دست نمیدم
اینقدر گذشت رو نیستم
همینی که هست باشه, بگیر بگاش
.نمیدونم ...راجع بهش از اطراف جستجو کردم...خودت میدونی و
منظورم اینه, نه از مردم زیادی
حالا هم نمیخوام هرکی اون فکرو کنه
شاید یه چی توی ذهن خودم باشه
و خب, هیچکی این یارو رو نمیشناسه
میترسم که اون یارو کسی نباشه که ما میخوایم باهامون باشه
ببین, این مردم جزئی از مردمی نیستن که
که اطراف بانکی یا چیزی بپلاسن
اونا این انتظارو دارن که یه روزی یه یارویی میاد و میچاپشون
اما نه پولشون رو
اینا این نوع مردم نیستن
اونا ببینن که یکی بیاد اونجا و مشکل داشته باشه
که بتونن کاری رو که نمیدونه و داره انجام میده رو بهش درستشو بگن
در قبالش ...کون خودشونو جمع میکنن
و براش دردسر میسازن
اونا میزنن خوار طرف رو میگان
به خاطر مسیح و من اینو نمیخوام
بی هیچ دلیلی, میدونی؟
تو هیچ پولی یا چیزی مثل اون نمیگیری
این هیچ مفهومی نداره
اره,منظور من چیزی نیست حداقل تو یه ایده داری, میدونی؟
هنوزم خشک میزنی که
اره, تو میدونی من چیکار کردم؟
من عفو مشروط خوردم
مثل این که من تموم اون گوه هایی که اون بیرونن و توزیع میکنن رو باور داشته باشم؟
اینجا یه چیزی واسه شماست"
یه جا توی هالبروک به مونتاژکار نیاز داریم
هفته ای 130 دلار ساعت چهار نیمه شب یه کار ثابت
از دخل و خرج نگهت میداره فوق العادست
خب من توی سامرویل زندگی میکنم
چطور من وسط بعد از ظهر بیام هال بروک؟
حالا اینو ولش جان مسیح, چطور میتونم
برسم به خونه توی نیمه شب؟
“با یه ماشین“ “با چی؟ من که هیچ پولی ندارم“
با چه چیز کیری ماشین بخرم؟
چرا اون کسکشا فکر میکنن که اولین جایی که میام به شغل احتباج دارم؟
کون گشادهای کونی
میدونی بهدش راسل رو دیدم اون داره میاد رو خط
میدونی احتمالا دو هفته بعد واسه خودش یه هتل میخره و یا هرچی
نه با سگها
نه داره همین کارم میکنه
داره از همونا استفاده میکنه به اندازه کافی که گیرش اومد یه چیزایی واسه خودش بخره
اونو میقاپنش
اون باید بره یه داروخونه و واسه خودش یه مسواک تازه بخره
چون لازمش داره
خب جان میدونی تو یه ادم زاویه بینی
بهم بگو زاویه چیه
فکر میکنی که یه عاشق سگ میتونه یه کارت بازی رو خراب کنه؟
گوه بزنن, اون کسشرها؟ اون چیزا خطریه
تو نمیتونی اون چیزا رو انجام بدی مگر اینکه یه کونی احمق باشی
تو یه جورایی از هرکی که بخواد بگات بده خوشت میاد
این تنها راهته
جان, ده تا راهه که میتونم انجام بدم حداقل ده تاست که میتونم
اما بعد بازی
هشت تا از اون کسخل هاش دنبالم میکنن
نه نه, نه این یکی چون دقیقه ای که اون اتفاق کیری بیفته
اونا دقیقا میفهمن که کی اونکارو کرد
به چند دلیل, جان
این احساس خوبی بهم نمیده, میدونی
نه, ما نه اونا حتی به فکرشونم نمیرسه که ما بودیم
اونا یکیو پیدا میکنن و
میگیرنش و کتکش میزنن و همه چی تموم میشه
چهل پنجاه هزار دلار پول, بی هیچ عرق ریختنی گیرمون میاد
نمیدونم چطوری از پسش بربیام میدونی که؟
تو لازم نیست از پسش بربیای اون خودش از پس خودش برمیاد
مارکی ترت من این بازیو قراره اجرا کنه
این بازی دوم مارکیه
توی اولیش کوبونده شد
و کسی که اینکارو کرد مارکی بود
ببین, چهار سال پیش مارکی این بازیو اجرا میکرد
و میدید که تموم پولها در اطراف اتاق دارن پرواز میکنن
و به این فکر کرد..."خدای من, دو تا یارو با شاتگان و ماسک های جورابی
میتونستن بیان اینجا و حسابی تمیزش کنن
بنابراین فکر کرد که " خوارشو گاییدم" و اونکارو کرد
! دستاتونو رو میز مادرگاییده با پولهای مادرگاییدتون بذارید
مایک,خیله خب خیله خب !پولو بهش بده..برو مایک
حالا کل بازییا هم مجبورا تموم شد این یه درد کون واقعیه
یه سقوط اقتصادی کلی کیری
همه میزنن و زاری میکنن و میشاشن به همه چی
هیچکی هم پولی گیرش نیومد همه و همه, میدونی , واقعا اشفتگیه
گاییدم خودمو
!مارکی
اونا دیلون رو فرستادن تا بفهمن کی کار کی بود
به چه لامصبی نگاه میکنی؟
!مارکی
چیه؟
و دیلون هم از مارکی یازجویی کرد
هی چی شده هی
زدی خوار کارت بازی رو گاییدی؟
!یا مسیح چی میکنی؟
!دیلون
و مارکی هم همونطور سوال پرسیدن رو ادامه داد
دیلون, چرا میگایی به همه چی؟ اینا واسه چیه؟
دیلون نمیتونست بفهمه کی اینکارو کرد بنابراین فکر کردن که
“گایدمش او ن فقط یکی از اون چیزاست“
بریم یه ابجو بزنیم
این چه کوفتیه, مرد؟
بس کن گریه کردنو
پس بالاخره, بازیها دوباره شروع شد
همه چی داشت به حالت عادی برمیگشت دوباره همگی داشتن پول درمیاوردن
و همه خوشحال بودن
: یه شب همشون یه اطراف نشسته بودن و داشتن راجع به این حرف میزدن
...یادتون میاد وقتی که تموم بازیها تمو شده بود و
و همگی صدا پای همدیگرو میشنیدیم و عجب کشیدنی کردیم؟
اره اره, ترسناک بود
و مارکی خنده رو شروع کرد
اون نمیتونه به خودش کمک کنه
میدونین چیه؟
اون بهشون گفت که, اون بود که بازیشونو خراب کرد
!کار من بود
!و همه فکر کردن که بامزه بود
من کجا بودم؟
چه جهنمی اون واقعا پولشون نبود که دزدیده شده بود
و همه عاشق مارکی بودن اونا حرفشو باور نکردن
No comments yet. Be the first to leave one.