The first 200 lines.
پیش از این در قهرمانان
اونجا چیه؟
یه تیکه تو همون اندازه ها پیشه سیمونه
یه سری از نقاشیامو برده بفروشه
من ازت میخوام که یه نقاشیو برام بیاری، باشه؟ پیش لیندرمنه
تو یه خواهر دارشتی اسمش شانی بود
وقتی پنج سالش بود مرد
دو سال بعد تو به دنیا اومدی
تو کی هستی؟ چی میخوای؟
مامان چرا نمیتونی بهم بگی کجایی؟
من میام میگیرمت و میارمت خونه
چارلی... اون مرده
هیرو؟
این برای مرد محترمی اتفاق افتاد
کسی که میخواد ازت تشکر کنه برای نجات جونش، تو بیمارستان بستریه
من بودم دوست دارم بهت تبریک بگم
به عنوان مامور آتش نشانی افتخاری
این دختر، که تو اینجا کشیدیش
و اینجا و اونجا
دختر منه
این مرد اینجا میخواد فردا شب بکشتش
تو بازی خونگی
من به کمکت نیاز دارم لازمه این نقاشیو بکشی
من سعیمو کردم. نمیتونم نه بدون مواد
...ما در حقیقت
...موجوداتِ معمولی هستید
. که در محیطِ امن و آرامی به سر می بریم
...آیا اونا واقعاًفکر می کنن
پودینگ جزوِ سبزیجاته ؟
ولی اگر این محیط ،نا امن بشه چه اتفاقی میفته ؟
ترسی که نا امیدانه سعی می کنیم ازش ... دوری کنیم
کی قراره بفهمه که ما کجا زندگی می کنیم ؟
مشکلی پیش اومده ؟
. جکی باعث میشه از اشتها بیفتم
. مدیر ،قراره ملکه رو اعلام کنه
نمی خوای بری ببینی آیا برنده میشی یا نه ؟
چه فرقی داره ؟- . تو فینالیستی ،کلیر. برو-
. موفق باشی
یه نفر در وضعیتی مثلِ تو ،باید خیلی پُررو باشه که . برایِ انتخابِ ملکه بیاد
وضعیتِ من ؟
می دونی آدمِ منفوری هستی ؟
...تو باعثِ صدمه زدن به بهترین بازیکن شدی
. امیدِ همه ما رو برایِ بردنِ بازی ،از بین بردی
...تو که واقعاً
فکر نمی کنی برنده بشی ؟
هیچ فکری نمی کنم. انتخابِ ملکه ... انتخابِ مشهورترین شخصه
. و تو داری میگی که من مشهور نیستم
. مسئله فراتر از انتخابِ مشهورترین فرده
کسی که به مدرسه خدمت کرده باشه . انتخاب میشه
...خدایِ من ،کلیر
. از دستم ناراحت نشو
. تبریک میگم ،خانمها
. شما باعثِ افتخارِ من هستید
. اوه ،خدایِ من. نگاه نکن
چی شده ؟
. نمی تونم باور کنم
من برنده شدم ؟
. خفه شید ،آشغالها
تو که به پیتر نگفتی من این نقاشی رو خریدم ؟
. بهم گفتی که نگم
متوجه نمیشم. این چیه ؟
...این ،یکی از سلسله کارهایِ ایزاک مِندِز
. یه هنرمندِ خوبه
. پیتر اعتقاد داره که ایزاک ،آینده رو نقاشی می کنه
آیا این ،پیتره ؟
. مطمئن نیستم
...ولی پیتر فکر می کنه باید اونجا باشه
. تا دخترِ رقاص رو نجات بده
. دبیرستانِ یونیون وِلز
...پیتر فکر می کنه اگر دخترِ رقاص رو نجات بده
. دنیا رو می تونه نجات بده
. درسته
آیا همین نسخه فقط موجوده ؟
چطور مگه ؟
. تمامِ این افکار ،ساخته ذهنِ پیتره
. فکر می کنه خیلی مهم و قدرتمنده
. اون فکر می کنه باید یه فرقی با بقیه داشته باشه
چکار داری می کنی ؟
. دارم زندگیش رو نجات میدم
چیه ؟
آیا حرفهاش رو باور داری ؟
اینکه نجاتِ دخترِ رقاص ،باعثِ نجاتِ دنیا میشه ؟
. دیگه مطمئن نیستم به چی اعتقاد دارم
. ولی من مطمئنم
. عالیه
بردِش چقدره ؟
...کینسلا ،مدلِ320 زد
. از فاصله400 یاردی ،بدنِ انسان رو سوراخ می کنه
. برایِ ارتش استفاده میشه
. خوبه
ازش متنفری ؟
. باید مردِ منزجر کننده ای باشه
. پسرم رو برده
. لعنتی
با پلیس تماس گرفتی ؟
. پلیسها نمی تونن متوقفش کنن
. ولی من می تونم جلوش رو بگیرم
چقدر میشه ؟
. دو هزار دلار
. داریم به شکار میریم
تا کی می خوای به این وضعیف ادامه بدی ؟
. تا وقتی که برگردی
. بهت گفتم ،ما نمی تونیم برگردیم
. و من هم بهت گفتم مامان به من نیاز داره
. پیش مادرت ،امنیت نداره
. من هنوز دوستش دارم
مهم نیست اون چکار کرده ،ولی همیشه . دوستش دارم
. ولی مادرت تغییر کرده
...خبرِ خوب اینه که
. من و تو قراره تا آخرش با هم باشیم
. مثلِ دو تا شریک
مثلِ بتمن و رابین ؟
. آره ،مثلِ بتمن و رابین
. فقط... من لباسِ تنگ نمی پوشم
. تو می تونی بپوشی ،ولی من نمی پوشم
می خوای یه هوایی تازه کنی ؟
. نه ،همینجا راحتم
...آیا فکر می کنی این رویاهایی که
می بینی ،فقط یه رویائه ؟
. غیرِ ممکنه
...اونا درباره خواهرم ،شانتی صحبت می کردن
. خواهری که هرگز نمی دونستم دارم
...بچه ها ،قدرتِ جاذبه خیلی زیادی دارن
. و فقدانِ اونا ،در ضمیر نا خودآگاهِ ما تاثیر میذاره
به طورِ حتم ،والدینت در غمِ از دست دادنِ . خواهرت بودن
. فرود هم همین نظر رو داره
و اون پسره چی ؟
همونی که توپِ فوتبال داشت ؟
...چه توضیحی داری برایِ اینکه عکسش
تویِ میزِ کارِ پدرم ،پنهان شده بود ؟
این پسر ،یکی از اون آدمهایِ استثنائیه. درست . همینجا در چِنای
اسمش سانجوی لایِره. پدرم از لحاظِ ژنتیکی . به هویتش پی برده بود
...اون پسر می تونه تویِ خوابِ شما وارد بشه
. و عقایدِ شما رو عوض کنه ،مثلِ ارتباطِ روحی
. اون پرونده رو باید قبلامی دیدی- ... من قبلااین پرونده رو ندیده بودم-
. دوماً،هزاران خواب تا الان دیدم
. اینا فرق می کردن. همش واقعی بودن
. باید این پسر رو پیدا کنیم
چه مسئله ای پیش اومده که خواستی منو اینجا ببینی ؟
اون نقاشی که تو می خواستی ،نِیتِن از ... لیندرمن خرید
. و به اینجا آورد
می تونم ببینمش ؟
. اونجاست
. متوجه نمیشم
. اون گفت که می خواد ازت محافظت کنه
. و اینکه خودت رو به کشتن میدی
خیلی خوب. تو این نقاشی رو دیدی. درسته ؟
برام توضیح بده چطوری بود ؟
تو واقعاًبه این جریان اعتقاد داری ؟اینکه دخترِ رقاص رو نجات بدی تا دنیا رو نجات بدی ؟
...بنا به دلایلی ،نمی تونم متوجه بشم
. افرادی هستن که رویِ من حساب باز کردن
نمی دونم آیا بتونم این کار رو بکنم یا نه. ولی . تلاشم رو می کنم
. اصلا با عقل جور در نمیاد
. شاید بهتر باشه اینو بهت نشون ندم
. این یه عکسیه که از نقاشی گرفتم
آیا این تویی ،پیتر ؟
. نمی دونم
. شاید
...اگر این تویی ،پس قراره بمیری
. ساعت8:12 دقیقه امشب
. نرو پیتر- . مجبورم-
. مجبورم
. دبیرستانِ یونیون وِلز ،در تگزاسه
. من باهاشون تماس گرفتم
. مراسم ،امشبه
. ممنونم
. ببین ،نمی دونم آیا این اتفاق میفته یا نه
فقط ازت می خوام برگردی ،باشه ؟
. بر می گردم
سلام ،من پیتر پیترِلی هستم ،آیا شما هیرو ناکامورا هستید ؟
. نه ،اون به زودی بر می گرده
تو کی هستی ؟- . من ،دوستش آندو هستم-
. آندو ،درسته
. خیلی خوب ،اینی که میگم خیلی مهمه
...تو و هیرو باید هر چه سریعتر
. به مدرسه یونیون وِلز در تگزاس بیایید
. باشه ؟دخترِ رقاص اونجاست
. ما همین الان در تگزاس هستید
. تویِ میدلَند در کافهبرنت
. خارج از فرودگاهه
. واقعاً؟عالیه
...گوش کن ،من با پرواز ،دارم میام
. به هیرو بگو که در سریعترین زمان ،به اونجا میام
. باشه
. بهش میگم
. خداحافظ ،پیتر پیترِلی
. همه چیز درست میشه ،عزیزم
. بی فایده اس
چطوری می خواد کمک کنه تا سایلار رو پیدا کنم ؟
. اون که ماشین نیست
تو نمی تونی انتظار داشته باشی که بهش مواد ... تزریق کنی
. و توقع داشته باشی که کارِت جواب بده
. اون یه انسانه
. احساسات ،قضاوتِ تو رو خدشه دار کرده
. شاید ،من تنها نباشم
. وقتی بیدار شد ،بهش بگو نقاشی کنه
تو فکر می کنی من احساساتی هستم ؟
می دونی ما با چه چیزی مواجه هستید ؟
. بیا اینجا
. اوه ،خدایِ من
No comments yet. Be the first to leave one.