Merlin

Merlin

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Merlin04x13The Sword in the Stone Part 2 of 2
A Commentary by Arian Drama
TvCenter از Drama آرین

Tags

other
Published on: 2011-12-24
Downloads: 37
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 181 lines.

، در سرزمين افسانه و دوران جادو

سرنوشت یک پادشاهي بزرگي . بر دوش مرد جواني گذاشته شد

! به نام ... مرلين

. وقتشه

، بهمون حمله شده . به داخل شهر نفوذ کردن

. چهار گوشه ي کملوت الان در دست ماست

آگروين ؟

. دارن ميان دنبال آرتور ، اگه پيداش کنن ميکشنش

بايد از مرز رد بشیم .در اولين پناهگاهي . که پيدا کرديم ، پناه بگيريم

شما قاچاقچي هستين ؟ . اگه دستگير بشين کشته ميشين

تريستان و ايزولده ؟ . من که اينطور فکر نميکنم

تو ديگه کدوم خري هستي ؟

. اسمم آرتور پندراگون ــه

يه قراي با هم داشتيم ، قرار بودش که تا آخر عمر با هم باشيم يادته ؟

گوينور ؟ - . سلام آرتور -

. مطمئن بشین که روستا محاصره شده ، هيچکس نبايد فرار کنه

. آگروين . پيدامون کرده

.::TvCenter::. ارائه اي از تيم ترجمه Drama آرين & S_G_h مترجمين : سينا

. من ردپامون رو مي پوشونم . شما ادامه بدين

! پناه بگيرين

گمشون کردي ؟

. در امانيم

مطمئني ؟ الان قيافه ام به شاسکولا ميخوره ؟

. آره تغيري که نکرده ، مگه نه ؟

حالا از کدوم طرف ؟

!فکر کنم گفتي که توي اين تونل ها بزرگ شدي ؟

آره ! ميتونه اين طرفي باشه

. يا اون طرفي

. آره

. جمله ي پر اميدي بود

! بدوین

پس تو آرتور رو ميشناسي ؟

. من تو کملوت یه خدمتکار بودم

براي آرتور ؟

. نه

پس چرا اينجايي ؟

. اون پادشاه منه

. تا اينجا که نميتونم بگم خصوصيت هاي شاهانه ي زيادي پيدا کردم

. خب ، پس شايد واقعا نميشناسيش

. فکر کردم گفتي گمشون کردي

. فکر میکردم گمشون کردم

. زياد طول نميکشه تا پيدامون کنن و دستگير بشيم - . من برميگردم -

ميخواي چيکار کني ؟ - درست کردن يه مسير انحرافي - . ريسکش خیلی بالاست -

اين تونل ها رو ميشناسم ، آگروين نميشناسه . تو ادامه بده

. مرلين

. کار احمقانه اي نکن

من ؟

! سلام

! مرلين

مرلين ؟

آرتور کجاست ؟

. مراقب باش

در مورد چي صحبت ميکني ؟ آرتور کجاست ؟

! زودباش بگو

. اگرنه مجبورم بکشمت

. فکرنکنم

. قدرت جادو کردن داري

. با اين قدرت به دنيا اومدم

. پس تويي

. تو امريس ــي

. کاهن ها با اين اسم منو صدا ميزنن

و تمام اين مدت در دربار بودي ؟

. کنار آرتور

چطوري تونستي فريبش بدي ؟

. تحت تاثير قرار گرفتم مرلين

. شايد بيشتر از اونچه که فکرش رو ميکني شبيه هم هستيم

چي کار ميکني ؟

مرلين ؟

. اون تونل هارو ميشناسه . راهش رو پيدا ميکنه - . من برميگردم -

به خاطر يه خدمتکار ؟

. در موردش اشتباه ميکني

! مرلين

کجا بودي ؟

نگرانم بودي ؟

. نه . ميخواستم مطمئن بشم کسي دنبالمون نيست

برگشتي دنبال من ؟

. خيلي خب بابا قبول

برگشتم چونکه تو تنها دوستي هستي که دارم

. و نميتونم از دست دادنت رو تحمل کنم

جدا ؟ - ! انقدر احمق نباش -

خب حالا از کدوم طرف ؟

. به سمت محوطه ي پشت کوهستان

مطمئني ؟ اونجا پادشاهی لات هاست

. اونا از پندراگون ها زياد خوششون نمياد

شايد بتونيم همینجا يه جايي رو پيدا کنيم ، خونه اي براي اينکه . بتونيم استراحت کنيم

. ما فراري هستيم ، براي هرکسي که بهمون پناه بده خطرناکيم

. حق با اونه . بايد برگرديم به سمت کملوت

. بايد ادامه بديم . اگه توي جنگل استير مخفي بشيم جامون امنه

. نه . اگه کسي زنده بمونه اونجا مخفي ميشه

. من بودم میدونستم که چکار باید بکنم

. ولي پادشاه تويي آرتور . رهبري با توئه

خيلي خب . مسير جنگل هاي اِسِتير

. مقاومت کن گايوس

. نگران نباش . حداقل يه چيزي براي خوردن پيدا ميکنيم

. يه شانس ديگه براي مبارزه و به دست آوردن غذا داري

. باخودم فکر کردم که ايندفعه رو يه کم برات سخت ترش کنم

. به نظر منصفانه است

. ولي نميتوني با دست خالي مبارزه کني

. البته مهم نيستش ، تو شواليه ي کملوتي ، اتفاقي برات نميوفته

. عجب خر تو خري

. خب ، خب ، خب ، نيگاش کن

، اول از همه برگشتي خدمتکارت رو نجات بدي

. حالا هم داری دستات رو کثیف میکنی

ولي از طرفي ، چرا نباید اینکارو بکنی ؟ . تو که مثل بقيه اي

چيز خاصي در مورد تو نيستش ، هست ؟

. شايد من شايستگي شاه بودن رو ندارم

. درسته ، چون شايستگيش رو نداري

. ديگه نداري

آرتور . آرتور ؟ . چيزي نگو

اتفاقی که تو الدور افتاد . لحظه ای ضعف بود

... کاری که تو با من کردي

هر احترامي که بينمون بود . هرچي . ديگه تمومه

. هيچوقت هم تغيير نميکنه

. متاسفم

. از شامت لذت ببر

. فکر کنم که آخرين غذات باشه

. بايد بخوري

. چه بخورم چه نخورم ، ديگه عمرم به اين دنيا نيست

. بي خيال گايوس

. من يه طبيبم اليان

. روزها وقتم رو صرف تماشاي چرخه ي زندگاني کردم

. اگه يه چيز باشه که واقعا ازش نترسم ، اون مرگه

. غذات رو هدر نده

اگر گووين بخواد دوباره مبارزه کنه

. به تمام نيرويی که ميتونه بگيره نياز داره

. برو ، من نگهباني ميدم

آرتور ، مشکل چيه ؟

به تريستان گوش نده . اون که تورو نميشناسه

. به آدماي اشتباهي اطمينان کردم

. اونا بهت خيانت کردن . تقصير تو که نبود

. احمق بودم

. در موردــه همه اشتباه قضاوت کردم

... داييم ، مورگانا

. هر تصميمي که گرفتم اشتباه در اومد

. خيلي داري به خودت سخت ميگيري

. بايد مي فهميدم ، عاقلانه تصميم ميگرفتم

! يه سياست مدار . يه پادشاه

، حق با تريستان ــه . هيچ چيز خاصي در من نيست

. منم مثل بقيه ام

. مثل بقيه نيستي ! تو يه پادشاه لايقي

، کار با شمشیرم خوبه

. فقط همين

. مردمت دوست دارن ، اکثرشون مردن

. به لطف ــه من

. نه . اکثرشون فرار کردن

. و ميان اينجا ، توي جنگل ، مطمئنم که ميان

. اگر بيان بايد دنبال یه پادشاه جديد براي خودشون بگردن

... آرتور

! آرتور

. ممنونم ، نجاتمون دادي

سرزمين آلبيون و آينده اي که . همه امون براش مي جنگيديم در خطر بود

مشکلت چيه ، جادوگر جوان ؟

مشکلم آرتوره . اراده اش براي جنگيدن رو از دست داده کرده

. فکر ميکنه اعتماد مردمش رو از دست داده و باعث مرگشون شده

. فکر ميکنه ديگه لياقت شاه بودن رو نداره

. سرنوشت کملوت در دستان توست جادوگر جوان

. تو و فقط شخص توئه که ميتونه عقيده و اراده ي آرتور رو برگردونه

!چطوري ؟

. بايد کاري کني باور کنه يکبار ديگه ميتونه شاه بشه

. کاش ميتونستم بيشتر از اين کمکت کنم مرلين

. نه

. خودم ميدونم چطوري

، مردمي که از کملوت فرار کردن

ميدوني کجا قايم شدن ؟ - . من يه اژدهام -

میتونم با یه چشم بهم زدن . خیلی چیزا رو ببینم

. پيدا کردنشون نبايد خیلی سخت باشه

. پس وقت زيادي براي هدر دادن نداريم

چيه ؟ - . يه چيزي هست که بايد نشونت بدم -

، بهتره چيزــه خوبي باشه

. چونکه واقعا الان وقت يکي از اون مسخره بازيات نيست

داشتم در مورد ديشب و اينکه چطوري تمام اميدهات رو از دست دادي

. و شدي يه رهبر سست و ضعيف و يه پادشاه پست فکر ميکردم

پست ؟ - . خيلي خب بابا ، جا زده -

. ممنونم

. راستش ، منو ياد يکي از افسانه هايي ميندازه که گايوس ميگفت

مرلين ، واقعا علاقه اي به داستان ــه مورد . علاقه ي زمان ـه خوابت ندارم

، براي يکبارم که توي زندگيت شده

. فقط ... گوش کن

سالها پيش ، قبل از ظهور پنج پادشاهي

. اين سرزمين در يک جنگ و خونريزي بي پايان بود

. ولي مردي بود که تصميم گرفت اين جنگ رو تمام کنه

More Farsi Persian subtitles for Merlin

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left