The first 200 lines.
روز 11 می ساعت 12
بیمارستان، ام آر ای
امروز
دوم می
TVC فردا آخرین مهلت آهنگ
وقتی بیدار شدی اینو بخون
صبح بخیر، لو یائو
حتما الان گیج شدی
و خیلی چیزا هست که یادت نمیاد
چون 18 ماه پیش
یه تومور اندازه هلو توی مغزت پیدا شده
موقع برداشتن تومور مجبور شدن
بخشی از هیپوکامپتو بردارن
واسه همین توانایی ساخت خاطرات جدیدو از دست دادی
هنوزم خاطرات قبل عملت رو یادت میاد
... مثل خانوادت، دوستات، شغلت و
در مورد خاطرات جدید هم، موقع خوابت از بین میرن
یعنی، هر دفعه که بیدار میشی
به هرکی یا هرچیزی روز قبلش برخورد داشتی
دیگه خاطراتی ازشون نداری
هونگ، چه اتفاقی واسم افتاده؟
این زخم گنده رو روی کلم دیدم
یه ژورنال هم بود که نوشته بود
فراموشی گرفتم
آروم باش و خوب گوش کن
راستش، هرروز واسه این موضوع بهم زنگ میزنی
اول خوندن اون ژورنال "همینکه بیدار شدی اینو بخون" رو تموم کن
بعدش بیا خونم
هونگ
بیا تو
هونگ، این بچه کیه؟
من
تو؟
شوخی میکنی؟
نه، جدیم
تو چند بار ازش پرستاری کردی
به اکست برگشتی؟
نه، معلومه که نه
پس پدرش کیه؟
بهت که گفتم بودم، ولی همیشه میپرسی، واقعه خسته کنندس
بیا اینجا
خواهرزادتو بگیر- نمیتونم-
معلومه که میتونی
گریه نکن
از کی تا حالا اینقدر شل گرفتی، هونگ
عجله دارم
اون تازه بیدار شده، بهش غذا بده
یه اسکوپ از ترکیب
شصت میلی آب، اول آب بریز
اگه مراحلش یادت رفت برچسبا رو بخون
تازه- هونگ، نمیتونم-
امروز یه جلسه طولانی با پرستارا دارم
دیر میام
هرچی خواستی از یخچال بردار بخور
برنامه بچه اینجاس
کی برمیگردی؟
خداحافظ
=فراموش نکن دوستت دارم=
لو یائو، میدونی امروز واسه چی اینجایی؟
واسه مشاوره
درسته
اسم بیماریت
آنتروگراد فراموشیه
منم پزشک معالجتم منو یادت میاد؟
اصلا
نقاشی آینه ای که قبل از امروز انجام میدادی یادته؟
نه
راستش اون تستو 48 بار انجام دادی
میانگین زمانی واسه یه آدم متوسط
110 ثانیه س
تو الان 28 ثانیه ای تمومش کردی
یعنی داره کم کم یادم میاد؟
یعنی برخلاف عدم تواناییت در ساخت خاطرات جدید در خود آگاهت
ناخوداگاهت داره اطلاعات جدید کسب میکنه
لو یائو
بهم بگو امروز چه احساسی داری؟
توی اتاقی پر از برچسب بیدار شدم
حتی نمیتونستم بگم اتاق خودمه
بعدش یه ژورنال پیدا کردم
که میگه جراحی داشتم و طی اون فراموشی گرفتم
اصلا جراحی رو یادم نمیاد
و خاطراتم دوباره روز از نو روزی از نو
چطور احساسی داشته باشم؟
بخش روانشناسی دانشگاه داره یه آزمایش
برای استفاده از ناخودآگاه برای تقویت حافظه اجرا میکنه
فکر کنم تو نامزد برتر این جور آزمایشی باشی
میخوای امتحان کنی؟
جیمی
لو یائو ممکنه مشکل مغزی داشته باشه
ولی هنوزم به عنوان آهنگ ساز حرف نداره
واسه تم آلبوم جدید می سو
چرا استخدامش نکنیم؟
می سو همیشه آهنگای لو رو دوست داشت
آره، ولی می سو ایده های جدید داره
آهنگ سازا برای رقابت
کارشونو جمعه میفرستن
تمش، من و تو ئه
خب، فعلا
ولی بهت آسیب نمیزنه
یه نامزد دیگه هم اضافه کنی
پارسالو یادته؟
می سو به رقابت صداهای بهشتی رفت
و عشق فراموش نشدنی لو رو خوند
اون با آهنگ لو تونست تا فینال برسه، نه؟
حالا که لو یائو مریض شده
یه آهنگم ننوشته، درسته؟
آهنگ تا دلت بخواد نوشته
آهنگا رو واسه می سو نگه داشتیم
جیمی
بهم اعتماد کن، به لو یه فرصت دیگه بده، اون از پسش برمیاد
سر قولم هستم، فقط یه فرصت
خیلی خب، میتونه یه آهنگ ثبت کنه
خیلی ازت ممنونم
مدیر کنسرت موزیک می سو
لو یائو زیردست خودته- جین-
یو و داداش هوا اونو واسه آخرین تورشون اونو استخدام کردن
نتایجش حرف نداشت
بادی داره میره
باید برم سر کار
نظرت چیه بعد ضبط بریم شام بخوریم؟
با جین برنامشو میچینم
جیمی چی دوست داره بخوره؟- از این طرف-
هی، ترسوندیم
تو فوق العاده ای
ولم کن
تبریک میگم آقای لو
شما نویسنده تم
آلبوم جدید می سو
من و تو شدین
تونستیم
تا جمعه واسه نوشتن آهنگ وقت داری
تمش من و توئه، لیریکشو تموم کن
بادی
تو که شرایط منو میدونی
الان نمیتونم چیزی بنویسم
حتی نصف آهنگم نمیتونم
پس، یه آهنگ کامل بنویس
استدیومون همین الانشم یه ساله هیچ درآمدی نداره
اگه این فرصتو از دست بدیم دیگه کارمون تمومه
بادی، نمیخوام
همچین فرصت خوبی رو از دست بدی
برو یکی دیگه رو پیدا کن
موفق باشی
لو یائو
تو قول دادی بهم کمک میکنیم
فراموشی داشتن که دیگه بهونه نمیشه
میخوای ولم کنی؟
یکی دیگه پیدا کنم؟
یکی دیگه؟
برو یکی دیگه پیدا کن، برو
تنهام بذار
بریم ببینیم کی میشه لیریک نویسمون
هونگ شی؟
قدیمیه
الکس بلو؟
اون مهاجرت کرده و مهلت نهایی جمعس
تو فقط ملودیشو بنویس، لیریکش با من
به تو بسپارمش؟- آره-
تو واسه مدرسه هم تکالیف منو کپی میکردی، چطوری میخوای متن بنویسی؟
خب، باید برم پیش دکترم
امتحانش کن- حتما-
بادی گفت خودش لیریکو مینویسه
فکر بدیه
ما به یه متن نویس احتیاج داریم
جمعه
جمعه خیلی مهمه
باید یه متن نویس درست پیدا کنیم
توهم زدی؟
حتما وجود داره، باید وجود داشته باشه
چرا شب خودمو با زنگ زدن بهت خسته کنم؟
حتما به خیلی زنا خیانت کردی
واسه همین تماسای عجیب غریب میگیری
گوش کن، ما شیو
کسی که اصول اخلاقی نداره، دلیلی واسه زندگی نداره
بمیر، احمق
میخوای زنگ بزنی
ولی همش اشغاله
"نمیتونی دردی که درونت داری رو به زبون بیاری"
فقط وایسا و ببین
توی ماشین کناریم
یه زن خوشگل هست
یخورده دیوونه به نظر میاد
ولی سلیقه موسیقی خوبی داره
داره آهنگ منو پخش میکنه
من خوبم
"حالا اصلا عشقتو احساس نمیکنم"
خوبم
"بخش روانشناسی دانشگاه هوارن"
خیلی زود اومدی
من روانشناست، شو شینگ یوئه هستم
نمیخواستم اینطوری همدیگه رو ببینیم
میشه لطفا بیرون منتظر باشین؟
دوباره منتظر باشم؟
سلام، لو یائو
من محقق
و روانشناسی که مسئول آزمایشته، شو شینگ یوئه هستم
چه احساسی داری؟
یخورده عجیبه
عجیب؟ امکان نداره، اصلا اینجور نیست
بیا تو
No comments yet. Be the first to leave one.