The first 200 lines.
خب، کلویی ترنر
چی باعث شده من و تو یه روز شنبه اینجا باشیم؟
دکتر آندرهآ
نمونههای نهنگهای "رایت"
همراه با آمارها رسیدن
و من نمیتونستم تا دوشنبه برای دیدنشون صبر کنم
مواد آلاینده نسبت به نمونههای پارسال ۴۰ درصد کمتر شدن
این خبر خوبیه
و اینجا مقدار چربیِ سالمی هم به چشم میخوره
آمار امسالمون چقدره؟
شش تا نهنگ دیگه اضافه شدن
شش تا؟ واو
که یعنی
تلاشهامون برای حفظ منابع غذایی داره جواب میده
توی همون منطقهی حفاظتشدهی دریایی که شما راه انداختین
خیلی عالی میشه اگه بشه از نزدیک دیدش
آمارگیری کرد و نمونهها رو جمعآوری کرد
شاید سال دیگه
شایدم هفتهی دیگه
یه فرصت هیجانانگیز پیش اومده
اون سرِ کشور
ما یه بودجهی تحقیقاتی داریم
که به یکی از دانشجوهای دکتریمون اجازه میده
روی مهاجرت نهنگهای قاتل مطالعه کنه
در شمال غربی اقیانوس آرام
این واقعاً تحسینبرانگیزه
همینطوره
تو انتخاب اول من برای این برنامه هستی
من؟
اوه، آخه من هیچی دربارهشون نمیدونم
ولی تو بینهایت کنجکاوی کلویی
این بهم کمک میکنه شناخت پیدا کنم
نسبت به یه گونهی کاملاً جدید از نهنگها
و هرچی بیشتر دربارهی ارکاها بدونیم
بهتر میتونیم ازشون محافظت کنیم
دقیقاً
و فکر میکنم این سفر
بتونه اون تجربه میدانیای که لازم داری رو بهت بده
تا پایاننامهت رو نهایی کنی
و شاید حتی باعث بشه
به کشفی برسی
که ترغیبت کنه برای
بورسیه ملی دکتری درخواست بدی
این رقابتیترین جایزه توی کل کشوره
شانس اینکه ناسا منو جذب کنه بیشتره
تا اینکه اون بورسیه رو بگیرم
تا وقتی امتحان نکنی، هیچوقت نمیفهمی
سفر تحقیقاتی از دوشنبه تا یکشنبهست
همین دوشنبه؟
قرار بود همین آخر هفته
با دوستپسرم، مارکوس، همخونه بشم
اوه، نمیدونستم دوستپسری داری
آخه همهش توی آزمایشگاهی
آره، مسئله همینه
جفتمون دانشجوی دکتری هستیم
و بهندرت همدیگه رو میبینیم
راستش، فکر میکردم داریم از هم دور میشیم
اما
گفت که میخواد باهام حرف بزنه
و خیلی هم هیجانزده به نظر میرسید
بعدش یه رسید توی ماشینش دیدم
برای کلیدسازی
کنار یه پاکت کوچیک که اسمم روش بود
این خیلی هیجانانگیزه، کلوئی
خب، اگه نظرت عوض شد زود بهم خبر بده
ممنونم، استاد
و به همین کارِ خوبت ادامه بده
سلام، عزیزم
مارکوس
ماهیها امروز چطورن؟
پستاندارن. درسته، ببخشید
ماهی گندهها امروز چطورن؟
نتایج آزمایشگاهیِ فوقالعادهای گرفتیم
و سرشماریِ امسال اعداد بالایی رو نشون میده
هی
عاشقِ اعدادِ بزرگم. هر چی بزرگتر، بهتر
در واقع من بالاترین ارقام رو آوردم
توی جلسه شبیهسازی والاستریتِ امروز
عالیه! تبریک میگم
اوه، ممنونم
آره، انگار جفتمون داریم فراتر از حدِ انتظار عمل میکنیم
من توی اقتصاد
و تو توی
پستاندارِ دریـ
پستان-حیوون؟
اوه
نه، پستاندارشناسی
آهان، درسته
خیلی خب
وقتشه واسه
«شنبههای ساندویچخوریِ دونفره»
روز موردعلاقهی منه
میدونی، راستش میخواستم باهات صحبت کنم
دربارهی شنبهها
خیلی عالیان... اومهوم
ولی جفتمون اینقدر سرمون شلوغه
که بهجز اون موقع
اصلاً اونقدر که باید، همدیگه رو نمیبینیم
واسه همین، داشتم فکر میکردم
شاید
وقتشه که یه فضای مشترک داشته باشیم
این... این چیه؟
بازش کن
واقعاً اصلاً نمیتونم حدس بزنم چیه
کلیده
واسه جای جدیدمون
وای، طاقت ندارم بهت نشونش بدم
به خونه خوش اومدی
اینکه دفتر کاره
آره! دفتر کارِ جفتمون
دقیقاً بینِ
سالن سخنرانی من و آزمایشگاه تحقیقاتی توئه
راستش میتونم بگم اصلاً انتظار چنین چیزی رو نداشتم
ببین
میدونم که این یه تعهد بزرگیه، خب؟
ولی نمیدونم
حس میکنم آمادهایم که بریم مرحلهی بعد
فکر نکنم همعقیده باشیم
دقیقاً. دقیقاً
واسه همینم هست که بالاخره میتونیم
در یک زمان، توی یه مکانِ واحد باشیم
بینِ کلاسها
نمیدونم
فکر کنم شاید یه کم زمان لازم دارم تا
یه کم زمان؟
خب، چطوره قرارمون رو بذاریم واسه
واسه دوشنبه؟
دوشنبه قراره تو سواحل اقیانوس آرام باشم
واسه یه سفر تحقیقاتی
اوه، واقعاً؟
آره. آره، تازه این فرصت پیش اومده
فقط یه هفتهس و بعدش برمیگردم واسه
واسه اسبابکشیِ بزرگ؟
حتماً، آره. اون موقع با هم حرف میزنیم
خداحافظ
خداحافظ. بعداً میبینمت. خوشحالم که خوشت اومد
سلام دکتر آندرهآ. - اوه، سلام کلویی
اون سفر تحقیقاتی هنوز ظرفیت داره؟
بله، داره
و اگه بخوای، همهاش مال خودته
بله، بیشتر از هر چیزی دلم میخواد
اوه، نه
خب
شاید پیاده راه زیادی نباشه
عالی شد
آها
باید به روش قدیمی پیش بریم
باشه
بذار اینجا رو ببینم
اوه
اوه
حالت خوبه؟
بله
خوبم
باید غیرقانونی باشه
که اینجور چیزا رو اینجا به توریستها اجاره بدن
ببخشید، من توریست نیستم
من یک دانشمندم
و درخواست یه ماشین "اسمارت" داده بودم
مثل اینکه اونقدرا هم باهوش نیست
اوه... چه بامزه
دارم میرم به مسافرخونهی ماری توی "کیبل کوو"
اصلاً میدونی چقدر تا اونجا راهه؟
بله، میدونم
اگه به یدککش زنگ بزنی، چند ساعتی طول میکشه
اما اگه بخوای، میتونم پنج دقیقهای برسونمت
باشه، اگه اصرار میکنی
اصرار میکنم
کمک میخوای؟
ممنون
بله. خوبه؟
خب... من کلویی هستم
ببخشید، بذار دوباره امتحان کنیم
من بن وینترز هستم، و شما؟
من کلویی ترنر هستم
کلویی؟
همون دانشمنده
اوم، از لحاظ فنی کلویی، دانشجوی دکترا
اوه
خب پس، دکتر کلویی ترنر
نه، هنوز نه
توی کالج مرکزی میامی، پستانداران دریایی میخونم
اوه، پس برای دیدن نهنگهای قاتل اینجایی
تمام طول پرواز رو داشتم دربارهشون مطالعه میکردم
حتی نمیتونم تصور کنم
که دیدنِ یکیشون از نزدیک چه حسی داره
تا حالا یه اورکا رو تو دل طبیعت ندیدی؟
نه
فقط همون ۸۰۰ باری که فیلم «ویلی آزاد» رو دیدم
وقتی بچه بودم
درسته. البته
میدونی، یه حسی بهم میگه عاشق «کِیبل کوو» میشی
ممنون که رسوندیم
خواهش میکنم
با شرکت یدککش تماس میگیرم
ببینم میتونم پول کرایه ماشین رو برات پس بگیرم یا نه
مطمئنی نمیتونم کمکت کنم؟
اوه، نه، نه، نه
اوه
گفتی اسمت چی بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.